در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از شکلگیری سریال مستند ایران دیاری برای تمام فصول بگویید.
طرح اصلی این برنامه مربوط به شبکه جهانی سحر است و قرار بود که این برنامه در این شبکه ساخته شود. ولی بعد به صلاحدید مسوولان سازمان قرار شد که این مستند از شبکه یک سیما نیز پخش شود. بنابراین ادامه این مجموعه در شبکه یک پیگیری شد و به سرانجام رسید.
احتمالا برای ساخت این مجموعه با مشکلات زیادی هم مواجه بودید. درست است؟
بله، ما چیزی حدود 150 لوکیشن مختلف داشتیم که تصویربرداری از این تعداد لوکیشن واقعا زمانبر بود. ضمن این که در جاهایی ما دچار مشکل میشدیم. مثلا یا باران میآمد یا توفان شن.
جالب است بدانید برای معرفی 9 استانی که در سریال میبینید، چیزی حدود 35 هزار کیلومتر سفرکردیم که این عدد بیشتر نشاندهنده اندازه خط استواست. (خط استوا 40 هزار کیلومتر است) بنابر این شاید بتوانیم ادعا کنیم که یک دور، دور کره زمین را گشتیم. البته خود من بیشترین مسافت را طی کردم چرا که ساخت این کار، اصلا کار راحتی نبود و دوندگیهای خاص خودش را داشت.
برای ساخت این کار حتما تحقیقات وسیعی را هم انجام دادید؟
ما همزمان با ارائه این طرح، تحقیقاتمان را نیز شروع کردیم که بیشتر کتابخانهای و میدانی بود و به کوشش پژوهشگرانمان انجام شد و همزمان با تصویربرداری، تحقیقات مورد نظر به دستمان میرسید.
چرا اسم «ایران دیاری برای تمام فصول» را برای این مستند انتخاب کردید؟
چون فکر میکنم ایران سرزمینی است که تمام فصول فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، سیاسی و... را در خود جای داده است. ما یک زمانی مانند زمان کوروش بزرگ به جهان فخر میفروختیم و یک زمانی مانند دوران شاه سلطان حسین صفوی خوار و ذلیل شدیم. ضمن این که ایران کشوری 4 فصل است. به این ترتیب این اسم، بهترین نامی بود که میشد برای این مستند انتخاب کرد.
خودتان چقدر با تاریخ آشنا هستید؟
متاسفانه خیلی کم.
این سفرها باعث نشد که با تاریخ ایران بهتر آشنا شوید؟
بله، خیلی زیاد. برای مثال با تاریخ چغازنبیل زیاد آشنایی نداشتم که به واسطه این برنامه با آن آشنا شدم.
به کدام شخصیت تاریخی، علاقه ویژهای دارید که دوست داشتید آن را در برنامهتان بهتر و بیشتر به تصویر بکشید؟
«کوروش کبیر»، علامه طباطبایی در جلد 12 المیزان گفتهاند که کوروش همان ذوالقرنین در قرآن است که اشتباهی او را در دنیا اسکندر معرفی میکنند.
به نظر شما ایران هنوز چقدر جاهای ناشناخته دارد؟
پاسخ به این سوال سخت است. وقتی منطقهای در جیرفت پیدا میشود که چند انسان بدون این که با دنیای خارج ارتباط داشته باشند در آنجا زندگی و با لهجه غلیظ کرمانی صحبت میکنند؛ بنابراین شناخت ما از ایران اصلا کافی نیست.
به نظرم بستگی به نوع نگاه مستندسازان دارد، مثلا کسی که به دنبال کشف کوههاست به سوی کوههای ایران میرود و کسی که ماهیگیر است، میکوشد دریاچهها را کشف کند. ولی در نهایت به نظرم باید اول ایران را دید و بعد جهان را.
تصویربرداری هر استان چقدر زمان برد؟
بستگی به جاذبههای این استان داشت. مثلا استان فارس را در یک ماه تمام کردیم که حاصلش 5 قسمت شد و استان قم را در یک برنامه به تصویر کشیدیم. به هر حال هرچقدر که جاذبههای استان بیشتر بود، طبیعتا مدت زمان آن هم افزایش پیدا میکرد.
در این برنامه 2 زبان در کنار هم قرار گرفتهاند. زبان نوشتاری که به واسطه گوینده بیان میشود و زبان تصویری. این دو زبان را چگونه با هم هماهنگ کردید؟
ما در وهله اول سعی کردیم زبان گوینده حس لازم را به مخاطب انتقال دهد و ضمنا با تصویر هم هماهنگ باشد. البته گاهی زبان گوینده جلوتر از زبان تصویر بود، چرا که میخواستیم زیبایی تصاویر به چشم بیاید. یادم میآید گاهی در خواب جملاتی به ذهنم میرسید که سریع بلند میشدم و آنها را یادداشت میکردم.
کدام قسمت را خودتان بیشتر پسندیدید؟
تمامی قسمتها مثل بچههایم بودند، به همین دلیل نمیتوانم تفاوتی بین آنها قائل شوم. اما در مورد موسیقی کار، تعصب بیشتری دارم چرا که موسیقی متفاوتی دارد. برای مثال موسیقی اول که مربوط به استان خراسان رضوی میشد را با هیچ چیز عوض نمیکنم. جالب است بدانید پخش شبکه یک با نشان دادن قسمت خراسان رضوی مخالف بود که در دقایق آخر و با اجازه آقای فرجی، مدیرشبکه این قسمت روی آنتن رفت که از این نظر آقای فرجی نشان داد که مدیر متفاوتی است.
آیا فکر میکنید توانستهاید بهواسطه ساخت این مجموعه، دینتان را به ایران و گذشته آن ادا کنید؟
هرگز. حتی فکر میکنم این مجموعه میتوانست خیلی بهتر از این ساخته شود.
جای چه چیزی در این مجموعه خالی است؟
خیلی چیزها. مثل برخی از تصاویر که از کیفیت پایینی برخوردار بود مانند عکسها.
ای کاش زمان بیشتری داشتیم. برای مثال، نقش انسان بالدار که در قسمت استان فارس به نمایش درآمد، فقط 20 ثانیه بود ولی ما برای همین 20 ثانیه، 5 روز کار کردیم. کاش فرصت داشتیم. درباره قسمتهای دیگر هم با همین حساسیت کار کنیم.
این برنامه دچار ممیزی هم شد؟
خیلی کم. فقط بعضی موارد که خانمها پوشش مناسبی نداشتند حذف شد وگرنه به آن معنا ممیزی وجود نداشت.
در این برنامه توریستها بیشتر از مردم ایران مقابل دوربین هستند. چرا؟
همینطور است چون قرار بود این برنامه برای شبکه جهانی سحر ساخته شود طبیعتا توریستها بیشتر مقابل دوربین هستند و وقتی قرار شد این برنامه از شبکه یک پخش شود، دیگر نمیتوانستیم آن صحنهها را تکرار کنیم.
وضعیت مستندسازی را در ایران چطور ارزیابی میکنید؟
خیلی رضایتبخش نیست. بزرگترین مشکل مستندسازی در ایران نبود آموزش کافی است. ما مستندسازان نیاز به آموزش داریم تا بتوانیم خود را به روز کنیم وگرنه دائم خودمان را تکرار میکنیم ضمن این که هدایت مستندسازی در تلویزیون نیاز به بازنگری دارد که امیدوارم عملی شود.
آیا توانستهاید در نهایت به هدفی که درباره ساخت این برنامه داشتهاید، برسید؟
تمام هدف من این بود که یک مجموعه یکدست بسازم هر چند ابتدا قرار بود مستند ایران را در 10 قسمت به تصویر بکشم ولی بعد این مجموعه در 26 قسمت بسته شد.
ابتدا قرار بود 30 استان را به تصویر بکشیم اما اکنون فقط 9 استان را تصویری کردهایم. دلم میخواهد مخاطبان با دقت این برنامه را پیگیری کنند چراکه زحمت زیادی برای آن کشیده شده است. برای مثال درباره موسیقی تصاویر جماران، ما از موسیقی شوپن استفاده کردیم که بسیار متفاوت و زیبا بود. امیدوارم این ظرافتها در کار دیده شده باشد.
دلتان میخواهد کار بعدتان را در چه زمینهای بسازید؟
بسیار تمایل دارم درباره کوروش یک مستند بسازم که امیدوارم اجازه ساختش را بدهند.
آیا کار نیمهتمامی هم دارید؟
بله سالها پیش طرح یک مجموعه طنز را به شبکه 2 دادم به نام «گل بابا» که قرار بود مرحوم منوچهر احترامی و بعضی نویسندگان مجله قدیمی توفیق با من همکاری کنند که متاسفانه این امر میسر نشد. امیدوارم بتوانم این طرح را به سرانجام برسانم.
محبوبه ریاستی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: