فریاد زمین به آسمان بلند است

امروز اوضاع کره زمین خوب نیست؛ این را آمارهای جهانی می‌گوید. بیشتر از یک قرن است که انسان‌ها بیش از گذشته به جان طبیعت افتاده‌اند و با تمام توان رو به نابودی‌اش آورده‌اند.
کد خبر: ۳۲۲۷۰۵

گرم شدن زمین ، تولید روزافزون گازهای گلخانه‌ای ، کمبود آب شیرین، بیابان‌زایی و از دست رفتن خاک‌های مرغوب ، جنگل‌زدایی و نابودی تنوع زیستی در کنار تهدید محیط زیست دریایی، تنها بخشی از خسارات جبران‌ناپذیر وارد شده به محیط زیست کره زمین است.

امروز کره زمین گرم شده است چون مصرف بی‌رویه سوخت‌های فسیلی سبب تجمع بیش از حد گازهای زیانبار در جو زمین شده و لایه‌ای را که همچون پوشش پلاستیکی از بازگشت حرارت اضافی سطح زمین به فضا جلوگیری می‌کند، بر فراز این کره گسترده است.

آخرین آمار پژوهشگاه اقتصاد انرژی ژاپن نشان می‌دهد که فقط در سال 2004 میلادی 26.5 میلیارد تن دی‌اکسید‌کربن در فضا پخش شده که نسبت به سال 1990، به میزان 28 درصد رشد داشته است.

این در حالی است که بنا بر تخمین دانشمندان، دمای کره زمین در سده حاضر تا 3.5 درجه سانتی‌گراد افزایش یافته و پیش‌بینی می‌شود که این رقم تا پایان قرن بیست و یکم به 6.4 درجه برسد. افزایش گرمای زمین اتفاق ناخوشایندی است چرا که تاکنون تغییرات گسترده آب و هوا، بروزخشکسالی یا سیل و توفان‌های شدید، ذوب شدن یخ‌های قطبی، بالا آمدن آب دریاها و اقیانوس‌ها و زیر آب رفتن مناطق ساحلی و زمین‌های مستعد کشاورزی را به دنبال آورده است.

اوضاع منابع آب آشامیدنی کره زمین نیز مناسب نیست. هم اکنون بیش از 40 درصد کشورهای جهان به دلایلی چون رشد جمعیت، توسعه کشاورزی و آبیاری، آلودگی منابع آب سطحی و زیر زمینی و استفاده‌های صنعتی با مشکل کم‌آبی روبه‌رو هستند. این در حالی است که نیاز به آب در جهان هر ساله حدود 3/2 درصد افزایش می‌یابد.

گفته می‌شود بانک جهانی تا قبل از سال 2005 میلادی حدود 600 میلیارد دلار در سطح جهان برای افزایش ذخایر آب شیرین و مقابله با خشکسالی هزینه کرده است اما با وجود این هنوز مشکل کمبود منابع آب شیرین در جهان جدی است.

اما شاید میزان تهدید خاک‌های حاصلخیز و زایش بیابان بیش از کم شدن منابع آب در جهان مهم باشد. خشکی‌های زمین حدود 13.2 میلیارد هکتار است که تنها 22 درصد این زمین‌ها قابل کشت است که فرسایش و نابودی خاک همین میزان را نیز تهدید می‌کند. بررسی‌های علمی بیانگر این است که 10 تا 11 درصد خاک‌های حاصلخیز جهان آنقدر آلوده‌اند که قابل احیا به نظر نمی‌رسند در حالی که روش‌های سنتی کشاورزی، استفاده بی‌رویه از کودهای شیمیایی و آفت‌کش‌ها در کنار چرای بی‌اندازه دام‌ها در مراتع، اوضاع خاک را در بسیاری از مناطق آسیا و آفریقا فجیع‌تر می‌کند.

شاید باورکردنی نباشد اما اقدام انسان‌ها برای نابودی تنوع زیستی نیز همگام با دیگر تخریب‌ها پیش می‌رود، چنان‌که آمارها نشان می‌دهد در 300 سال گذشته 1622 گونه گیاهی و جانوری منقرض شده‌اند. این در حالی است که دانشمندان شواهدی در اختیار دارند که نشان می‌دهد هر ساله نسل تعداد زیادی از گونه‌هایی که تاکنون کشف نشده‌اند نیز از بین می‌رود.

وضعیت ایران

این شمای کلی وضعیت زیست محیطی کره‌ای است که ما در آن زندگی می‌کنیم؛ زیستگاهی که ما ایرانی‌ها نیز در تخریب آن نقش داریم. آمارها در مورد میزان تخریب خاک، آلودگی منابع آب، از میان رفتن گونه‌های گیاهی و جانوری و وضعیت محیط‌های زیست دریایی در کشور به هیچ وجه امیدوارکننده نیست.

طبق آمار سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری، فرسایش خاک در ایران 3 برابر شاخص جهانی است و در حال حاضر سالانه 2 میلیارد تن از خاک کشور به علت فرسایش نابود می‌شود. این در حالی است که اعداد و ارقام می‌گویند در 40 سال گذشته وسعت جنگل‌های ایران حدود یک میلیون هکتار کاهش یافته است.

همین وضعیت را می‌شود در مورد آب‌های ایران نیز مشاهده کرد. امروزه ورود فاضلاب‌های صنعتی از ساحل به دریا یکی از معضلات عمده دریای خزر است که حفاری و اکتشاف در عمق دریا، تخلیه مواد زاید و سمی در آن و آلودگی ناشی از کشتی‌ها به آن دامن می‌زند.

همین تهدیدات زیست محیطی در خزر است که سبب شده نسل ماهیان خاویاری این دریا که از عصر ژوراسیک در این دریا ساکن بوده‌اند، با تهدید روبه‌رو شود. به گفته برخی منابع، اکنون بیش از 90 درصد ذخایر ماهیان خاویاری دریای خزر به علت صید قاچاق نابود شده است.

در این میان وضعیت حیات وحش ایران نیز مساعد نیست چرا که بررسی کارشناسان نشان داده است جانورانی چون یوزپلنگ آسیایی، دوپای فیروز، حفار و گورخر ایرانی وضعی بحرانی دارند و جرد زارودنی، ول کرمانی، سنجاقک دم موشی، حشره‌خوار شوش و خفاش شعیبی هم در معرض خطر انقراض قرار دارند. این در حالی است که اتفاقاتی از این دست تاکنون زنگ خطر جدی را برای مسوولان به صدا درنیاورده و مردم هنوز به ارزش محیط زیست و ثروت‌های طبیعی آن پی نبرده‌اند.سی‌ام فروردین امسال ـ پس از آن‌که جسد ماهیان بیشماری در سواحل جنوبی کشور مشاهده شد ـ مدیرکل حفاظت محیط زیست استان هرمزگان اعلام کرد مرگ ماهی‌ها بر اثر ورود فاضلاب به قسمتی از خلیج‌فارس بوده است.

مجید وفادار به ایلنا گفت: با گذشت فقط چند سال از ساخت تصفیه‌خانه بندرعباس، تمام لوله‌های انتقال فاضلاب نشتی دارد؛ البته غیر از پساب این تصفیه‌خانه فاضلاب حاشیه شهر بندرعباس نیز که فاقد تصفیه‌خانه است مستقیما وارد دریا می‌شود.

حالا اگر این وضعیت را در کنار خبری قرار دهیم که می‌گوید به علت وضعیت نامساعد دریاچه ارومیه تخمگذاری فلامینگو‌ها در این منطقه 90 درصد کاهش داشته است، آن وقت شاید عمق تخریب محیط زیست در کشور بیشتر به چشم بیاید.

حسن عباس‌نژاد، مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی با اعلام این مطلب به ایسنا می‌گوید: بهره‌برداری از دریاچه ارومیه می‌تواند شامل استفاده از سواحل آن برای امور گردشگری و آب درمانی باشد، ضمن این‌که این دریاچه قابلیت تبدیل در آب و هوای منطقه را دارد. این در حالی است که تاکنون هیچ بهره‌برداری قابل قبولی در این زمینه صورت نگرفته است.

به گفته او، شور شدن زمین‌های کشاورزی اطراف دریاچه ارومیه، شور شدن آب چاه‌های عمیق و نیمه عمیق اطراف، تغییر در وضعیت گردشگری، تغییرات بحرانی آب و هوا و تهدید سلامت مردم منطقه از جمله پیامدهای تلخ نابودی این زیستگاه ارزشمند است.

در چنین شرایطی، بالاترین مقام مسوول در سازمان حفاظت محیط زیست کشور نیز به دامنه گسترده تخریب زمین در کشور اقرار دارد. محمدجواد محمدی‌زاده فرسایش خاک، تغییر اقلیم و آب وهوا و استفاده بی‌رویه از سموم شیمیایی را از جمله عوامل تخریب محیط زیست می‌داند اما بر وجود پسماندها و از بین رفتن آب‌های زیر زمینی در پی رهاسازی آنها به عنوان مشکلی بزرگ تاکید می‌کند.

آن‌گونه که او می‌گوید، تنها در استان گیلان روزانه 1600 تن زباله تولید می‌شود که از این میزان فقط 250 تن در رشت و 100 تن در بندر انزلی به چرخه بازیافت وارد می‌شود و بقیه زباله‌ها در طبیعت رها شده یا به طور نامناسب دفع می‌شود. وضعیت دیگر شهرهای کشور نیز چندان بهتر نیست. طبق آمار شهرداری تهران سرانه تولید زباله در مناطق شمالی پایتخت روزانه به یک کیلو و 200 گرم می‌رسد در حالی که متوسط سرانه جهانی تولید زباله 750 گرم در روز است.

این آمارها یعنی وقوع یک فاجعه زیست محیطی چون مدیریت پسماند‌ها در کشور هنوز اقدامی آرمانی تلقی می‌شود و بیشتر زباله‌های شهری در طبیعت اطراف رها می‌شوند. البته رهاسازی زباله‌ها و بی‌قیدی در مورد جمع‌آوری آشغال‌ها و نابسامانی پساب‌ها فقط چهره بیرونی طبیعت را از میان نمی‌برد بلکه حتی دور از دسترس‌ترین منابع آبی در عمق زمین نیز از تهدید آن در امان نمی‌ماند.

سروش مدبری، مدیرکل امور آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست در این باره به ایرنا می‌گوید: ورود فاضلاب‌های شهری، خانگی، صنعتی یا پساب‌های تصفیه شده غیراستاندارد به آب‌های سطحی و زیر زمینی مهم‌ترین منابع آلوده‌کننده آب‌های زیر زمینی است. این در حالی است که مصرف غیر بهینه کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات نباتی یا تخلیه باقیمانده این مواد در زهکش‌های کشاورزی و نشت شیرابه مواد آلاینده کشاورزی نیز، آب‌های سطحی و زیر زمینی را تهدید می‌کند.

گفته‌های مدبری نشان می‌دهد که خیلی‌ها در ایران به وجود مشکلات واقفند اما سوال اینجاست که اگر مشکل شناسایی شده است پس چرا اقدامی فوری، پیوسته و بلند مدت برای حل مشکلات کمتر انجام می‌شود؟ در این میان بسیاری از دوستداران محیط زیست در پی یافتن پاسخ این پرسش هستند که چرا با وجود مصوب شدن قانون پسماندها، آیین‌نامه اجرایی آن اجرا نمی‌شود و چرا متخلفان و متجاوزان به حریم طبیعت بدرستی مجازات نمی‌شوند؟!

پاسخ رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در این باره شنیدنی است. محمدی‌زاده می‌گوید: ساماندهی پسماندها طبق قانون وظیفه شهرداری‌هاست اما وزارتخانه‌ای چون بهداشت و درمان هم وظیفه تهیه دستگاه‌های گندزدایی و زباله‌سوزی را بر عهده دارد. وی می‌افزاید: از دستگاه‌های مخرب محیط زیست نیز جریمه گرفته می‌شود و این مبالغ در اختیار شهرداری‌ها و دهیاری‌ها قرار می‌گیرد تا صرف بهسازی محل تخریب شده یا توسعه زیست محیطی دستگاه تخریبگر شود ولی شهرداری‌ها این پول‌ها را در جایی که خود تشخیص می‌دهند صرف می‌کنند.

این گفته‌ها یعنی رواج دوری باطل در کشور که نتیجه آن چیزی جز عمیق شدن مخاطرات زیست محیطی نخواهد بود. شاید برای همین است که خیلی‌ها معتقدند نامگذاری روزی به عنوان روز زمین پاک تنها در حد شعاری دهان پرکن است. با این حال، شاید بهتر باشد به جای ناامید شدن از بهبود اوضاع به تداوم سر دادن این شعار در کشور پایبند باشیم تا روزی نیاید که مردم قصه محیط زیست و طبیعت را در کتاب‌ها بخوانند.

دولت حامی محیط‌ زیست، یک ضرورت

در چنین شرایطی نگاه حامیان محیط ‌زیست به دولت دوخته شده است. آنها منتظرند تا اگر متجاوزان به حریم طبیعت از تخریب زمین ابایی ندارند، دولت خود پیشتاز حفاظت محیط‌ زیست شود.

چنین کاری تاکنون کمتر انجام شده است؛ هرچند تاکنون تمامی دولت‌ها در ایران با شدت و ضعف متفاوت داعیه‌دار حفاظت از طبیعت بوده‌اند؛ اما شواهد نشان می‌دهد که بسیاری از تخریب‌ها ناشی از اقدام بخشی از بدنه دولت بوده است. جاده‌سازی در جنگل ابر و تعویض جاده در جنگل گلستان که درختان بسیاری را نابود می‌کند، ساخت میانگذر در دریاچه ارومیه که به خشکیدن آن انجامیده و همین اواخر تصویب مجاز بودن حفر چاه‌های عمیق در دشت‌های کم‌آب که باعث از دست رفتن سفره‌های آب زیرزمینی، شوری و تلخی آب و در نتیجه تخریب زمین‌های کشاورزی می‌شود، تنها گوشه‌ای از اتفاقاتی است که دولتی‌ها در آن نقش داشته‌اند، البته به هیچ وجه نمی‌توان تلاش برخی افراد در ساختار دولت برای حراست از محیط‌زیست را نادیده گرفت؛ اما به نظر می‌رسد با توجه به سرعت و حجم تخریب‌ها، دولت باید قاطعیت و همتی بیشتر از آنچه که امروز دارد، از خود بروز دهد.

شاید باز کردن فضا برای فعالیت بیشتر و موثرتر سازمان‌های مردم‌نهاد حامی محیط‌زیست برای برانگیختن حس وظیفه عمومی در قبال طبیعت یکی از راه‌های موثر در این عرصه باشد.

برخورد قاطع با متجاوزان به حریم طبیعت، آموزش‌های زیست‌محیطی به پیمانکاران پروژه‌های کوچک و بزرگ و ملزم کردن دستگاه‌‌های مختلف برای پرداخت سهم سالانه محیط‌زیست هم می‌تواند راهی برای کاهش دامنه آسیب‌ها باشد.

بی‌گمان تبدیل مسائل زیست‌محیطی به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت، مهم‌ترین اتفاقی است که باید رخ دهد تا قانونگذاران و مجریان پیش از هر اقدامی خود را ملزم به حفظ موازین زیست‌محیطی بدانند.

فردا دوم اردیبهشت ـ 22 آوریل ـ روز زمین پاک در تقویم جهانی نام گرفته است تا آغازی برای این تحول و هماهنگی باشد، این فرصت را قدر بدانیم.

مریم خباز 
گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها