در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به عنوان فیلمبرداری که از آغاز تا انتهای پروژه درچشم باد گروه را همراهی کردید مهمترین ویژگی و امتیاز این مجموعه را چه میدانید؟
به اعتقاد من موثرترین بخش در شکلگیری، پیشرفت و در نهایت موفقیت این مجموعه تلویزیونی فیلمنامه بوده است و به جرات میگویم فیلمنامه این مجموعه تاریخی بهترین و پختهترین فیلمنامهای بود که در طول 25 سال فعالیت در این عرصه خوانده و کار کرده بودم و مطمئن هستم که اگر فیلمنامهای با این قدرت پشت کار نبود اسکلت و استخوانبندی مجموعه به درستی شکل نمیگرفت و این موفقیت را به همراه نداشت.
با این اوصاف کار فیلمبرداری این مجموعه تاریخی را دوست داشتید؟
فیلمبرداری در چشم باد یکی از بزرگترین شانسهایی بود که به لطف خدا به من رو کرد و بسیار خوشحالم که در شکلگیری این پروژه ملی سهیم بودهام.
داستان این مجموعه 3 مقطع تاریخی را روایت میکند. کم و کیف فیلمبرداری این مجموعه را چطور ارزیابی میکنید؟
همانطور که اشاره کردید این مجموعه سه مقطع تاریخی را روایت میکند و از قیام میرزا آغاز میشود به دوران رضا شاه میرسد و دست آخر فتح خرمشهر را به تصویر میکشد و این 3 بخش مهمترین ویژگی کار بود و جزئیات کار در فیلمنامه بخوبی بیان شده بود که به طبع همین جزئیات برفیلمبرداری مجموعه نیز تاثیر گذاشته بود و شیوه فیلمبرداری هریک از کتابها خاص همان بخشها بود. به عنوان مثال فیلمبرداری در شب از مجموعه کتاب اول که قیام میرزا را در برمیگرفت، به دلیل نمایش موقعیت آن دوران و همچنین دوری از امکانات هنگام فیلمبرداری در جنگل با فانوس کار کردم و زمانی که به کتاب دوم یعنی حکومت رضاخان رسیدیم نوع نگاه کارگردان و موقعیت فیلمبرداری و انتخاب لنزها تغییر کرد.
این تغییرات شامل چه مواردی میشد؟
کتاب اول بیشتر قصهگو بود و به معرفی فضای کلی کار اختصاص داشت و دوربین هم همین نگاه را دنبال میکرد اما در دوران رضاخان ضمن حفظ فضای داستان دوربین جزئی و ریزبینانهتر به مسائل نگاه میکرد و کتاب سوم و فتح خرمشهر به همین منوال پیش رفت اما نگاه دوربین با 2 کتاب دیگر نیز متفاوت بود و این تفاوت در نوع نورپردازی، حرکت دوربین و همچنین میزانسنها بخوبی مشهود بود و اگر بیننده دقت میکرد متوجه تغییرات در فیلمبرداری این 3 کتاب میشد.
فیلمبرداری کدام بخش از این 3 روایت سختتر بود؟
من هر سه کتاب را دوست داشتم و فیلمبرداری هریک از آنها سختیها و شیرینیهای خاص خودش را داشت اما کار تصویر روایت سوم از جذابیت بصری بالایی برخوردار بود، همچنین فیلمبرداری آن دستاوردهای بسیار خوبی برای من به همراه داشت و با جدیدترین امکانات و تجهیزات روزدنیا دراین کتاب سوم یعنی فتح خرمشهر آشنا شدم. در واقع با سفر به آمریکا و فیلمبرداری بخشهایی از جنگ به تجربههای تازهای دست یافتم.
فیلمبرداری فیلم دوئل به کارگردانی احمدرضا درویش هم کار شما بود و تجربه کار در فضای جنگ را از قبل داشتید بنابراین به نظر میرسد کار در این فضا برای شما دور از دسترس نبوده، پس چه بخش از کار جذابتر بوده است؟
فیلمبرداری دوئل به فراخور زمان خود لذتهای خاص خودش را داشت و تجربههای بسیاری را در آن دوران برای من به همراه داشت و حال اینکه سریال تاریخی درچشم باد چند سال پس از دوئل فیلمبرداری شد و من در این مدت تجربههای بسیاری را کسب کردم ضمن اینکه تجهیزات فیلمبرداری در آن دوران تا زمان درچشم باد تغییرات بسیاری کرده بود و من با فضای جدیدتری آشنا شده بودم و این تجربیات را در چشم باد به کاربردم.
نگاه دو کارگردان احمدرضا درویش و مسعود جعفریجوزانی نسبت به جنگ در نوع فیلمبرداری تاثیر داشته است؟
قطعا بدون تاثیر نیست چراکه جهانبینی و دنیای این دو کارگردان زمین تا آسمان با یکدیگر متفاوت بود و این تفاوت در انتخاب لنزها نیز موثر بود به این معنا که لنزهایی که در دوئل استفاده میکردم زیر 85 نبود و طول کار را به فراخور داستان به ترتیب با لنزهای 135، 200 و 250 فیلمبرداری کردم ولی در سریال درچشم باد تمام لنزها واید بود بخصوص در فتح خرمشهر و در مقطع جنگ، لنزها 16 و 24 است به همین دلیل برای هر پلان چیدمان تازهای برای فیلمبرداری در نظر میگرفتیم.
به عنوان فیلمبرداری که درهر دو مجموعه حضور داشتید کدام یک از این دو نگاه نسبت به جنگ ایران و عراق را دوست داشتید؟
هردو نگاه را دوست داشتم و خواست کارگردان را اجرا میکنم اما چون در هر دو فیلم نگاه صاحبان اثر درست و منطقی بود من به عنوان فیلمبردار لذت بصری خودم را بردم البته درکنار نوع جهانبینی شیوه دکوپاژ، طراحی میزانسنها نیز بسیار مهم بود بنابراین وقتی دوئل و درچشم باد را میبینم هردو را دوست دارم و لذت میبرم. به اعتقاد من هر دو کار آثاری ملی و قابل احترام هستند.
چه ضرورتی داشت این مجموعه تلویزیونی را با نگاتیو فیلمبرداری کنید. چرا از دوربین دیجیتال استفاده نکردید؟
فقط برای ماندگاری اثر چراکه سریال درچشم باد یک پروژه معمولی نبود بلکه بخش بزرگی ازتاریخ این سرزمین را در قاب تلویزیون روایت میکرد به همین دلیل باید با استفاده از نگاتیو این اثر را برای تاریخ زنده نگه میداشتیم.
کیفیت کار خودتان را به عنوان فیلمبردار چطور ارزیابی میکنید؟
خودستایی است اگر بگویم من اگر فیلمبردار نبودم شاید جذابیتهای بصری در چشم باد دیده نمیشد. به عقیده من این سریال را کسی باید فیلمبرداری میکرد که تجربه داشته باشد. 25 سال است که در این عرصه کار میکنم و تمام تجربههای این چند سال را دراین کار پیاده کردم و مطمئن هستم اگر تجربه کافی نداشتم فیلمبرداری این کاررا قبول نمیکردم چون بدون پشتوانه نمیتوانستم این کار را انجام دهم چون یک کارساده آپارتمانی نبود که با چند نمای ساده کار بهخوبی از آب درآید.
من و تیم همراهم در طول فیلمبرداری این پروژه 4 سال فصلهای مختلف و لوکیشنهای متعدد را با هم پشت سر گذاشتیم و اگر تجربیات سالها فعالیت در این عرصه نبود مطمئن هستم که از پس کار برنمیآمدم. درواقع تجربههایم سرمایهای شد برای خوب کار کردن در سریال در چشم باد؛ در کنار همه سختیها تیم بسیارحرفهای همراهم بودند و اگر این تیم مرا همراهی نمیکرد موفق نمیشدم؛ ضمن اینکه آقای جوزانی انسان بسیار باهوشی است و مهمترین ویژگی این کارگردان این است که به تمام حوزههای مربوط به سینما اشراف دارد و نظرات خوبی در حین کار ارائه میکرد و اگر هم مشکلی بود همفکری میکرد و به من میگفت و از هیچ پلانی نمیگذشت در واقع آدمی نبود که سطحی کارکند و مو به مو کار خود را پیش میبرد.
بهعنوان آخرین سوال، شیرینترین و تلخترین خاطره همکاری با این پروژه چه بود؟
این سریال جز خاطره خوب هیچ چیز برای من به همراه نداشت درست مثل یک خانواده، 4 سال با هم زندگی کردیم و اگر رفاقت و صمیمیت نبود این مجموعه به سرانجام نمیرسید، ولی بدترین و تلخترین بخش کار روی این پروژه این بود که سازمان صدا وسیما نگاتیو نداشت ما سراغ فارابی رفتم که یک بخش از نگاتیو را دادند و بعد گفتند که دیگر نگاتیو نمیدهند و باید در اختیار فیلمهای سینمایی قرار دهند. در نتیجه از نگاتیوهای کهنهای که در انبار خوابیده بود استفاده کردم و این بخش یکی از آزاردهندهترین بخشهای کار من بود.
پریساساسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: