کوثری فوتبالیست سالهای دور استقلال و فارغالتحصیل رشته کارگردانی سینما از دانشکده هنرهای دراماتیک نیز هست و ساخت فیلمهای مستند و تهیه چند فیلم بلند سینمایی را در کارنامه دارد.
برنامه ورزش از نگاه 2 عمری همپای برنامه ورزش و مردم دارد و به قول خود کوثری این دو برنامه توانستهاند، ساخت برنامههای ورزشی را در تلویزیون ایران پایهریزی کنند. با جهانگیر کوثری درباره جزییات اجرایی ورزش از نگاه 2 و حاشیههای آن به گفتگو نشستیم.
شما علاوه بر تهیهکنندگی بر صندلی مجریگری برنامه هم تکیه زدهاید. فکر نمیکنید اجرای توامان این دو مسوولیت کار دشواری باشد؟
من چون تهیهکننده برنامه هستم خودم زیاد راغب به اجرای برنامه نیستم. اگر مجری نباشم فرصت بیشتری خواهم داشت که روی کیفیت برنامه کار کنم؛ اما مساله این است که مجری برنامههای ورزشی باید به نوعی در جریانریز تمام مسائل باشد و آنها را بیان کند. انتقال آنچه در ذهن من میگذرد به یک مجری دیگر خیلی وقت میبرد. من به عنوان تهیهکننده هدفی را دنبال میکنم که انتقالش به مجری خیلی دشوار است. علاوه بر این مجریگری در هر برنامه تلویزیونی نیاز به داشتن پشتوانه فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دارد. اگر کسی این پشتوانه را نداشته باشد نمیتواند مجری خوبی باشد. پیدا کردن کسی که واجد این شرایط باشد و روی ورزش و تلویزیون شناخت داشته باشد، خیلی سخت است، بنابراین ناچارم برنامه را خودم اجرا کنم.
شما علاوه بر برنامهسازی در تلویزیون، تجربه فعالیت در سینما را نیز دارید. هنگام تهیه یک برنامه ورزشی چقدر از تجربیات سینماییتان استفاده میکنید؟ اساسا فکر میکنید این دو حوزه چه وجوه اشتراکی با یکدیگر داشته باشند؟
پایههای اصلی سینما و تلویزیون به هم خیلی نزدیک هستند. نوع برنامهسازی و استفاده از امکانات تکنیکی و فنی در این 2 رسانه خیلی به هم شباهت دارند. در هر دو با نورپردازی و حرکت و صدا و کاتبندی سر و کار داری. حفظ ریتم در هر 2 مهم است. برنامه تلویزیونی نباید خستهکننده باشد. آنقدر هم نباید سریع باشد که بیننده نتواند با آن ارتباط برقرار کند.
وقتی با تاثیرات تصویر و صدا آشنا باشی، نگرانی و دلهره قرار گرفتن جلوی دوربین را نداری. من این تجربهها را در دانشگاه و در سینما کسب کردهام.
البته همیشه شرایط برای برنامهسازی آسان نیست. آدم با یک آرمانهایی میآید و میبیند تجهیزات و امکانات کافی وجود ندارد و شرایط فرهنگی هم اجازه نمیدهد برخی کارها را انجام دهی.
تاریخچه ساخت برنامه ورزش از نگاه 2 به سالهای اول انقلاب برمیگردد. درباره چگونگی شکلگیری این برنامه توضیح دهید.
پس از انقلاب تمام برنامههای تلویزیون در جمهوری اسلامی شکل تازهای به خودشان گرفتند. طبیعی بود که برنامههای گذشته نمیتوانستند با ارزشهای تعریف شده جدید به کار خودشان ادامه بدهند.
ما یک سری از دانشجویان فارغالتحصیل رشته سینما و تلویزیون بودیم که با هدف فیلمسازی و کارگردانی به تلویزیون آمدیم. من طرحهای خودم را برای برخی میان پردههای 13 قسمتی ارائه کردم، اما مدیرعامل صداوسیما که سابقه ورزشی من را میدانست به من گفت بیا و در شبکه 2، گروه ورزش را راهاندازی کن. من گفتم سابقه ساخت برنامه ورزشی را ندارم و فقط در فوتبال بازی کردهام. او پاسخ داد من میدانم که میتوانی این کار را انجام بدهی. من با طرحهایت موافقت میکنم.
به اتفاق چند تهیهکننده تحصیلکرده و یک تهیهکننده باسابقه به نام محمدرضا بادکوبه برنامهای به نام ورزش از نگاه 2 را راهاندازی کردم. چون زمینه تحصیلیام کار تصویری بود و سابقه فعالیت در ورزش را داشتم، توانستم از عهده این کار برآیم. این برنامه به زودی برای خودش جا باز کرد.
شبکه یک هم همزمان با ما برنامه ورزش و مردم را شروع کرد. آقای متقی مسوولیت آنجا را داشت. آقای مجید وارث و جهانگیری و تورج تیموریان هم با ایشان همکاری میکردند. ناخودآگاه یک رقابتی میان ما ایجاد شد. بعد از من خواستند بروم و مسابقههای فوتبال را گزارش کنم. من تا به حال این کار را انجام نداده بودم.
برنامه ورزشی دیگری به نام گزارش ورزشی هم چهارشنبهها با اجرای شما پخش میشد. درباره آن برنامه توضیح دهید.
کشور ما از آلمان مقداری پول طلب داشت. آنها چون نمیتوانستند پولهای ما را بدهند به جایش یکسری امکانات مثل نوارهای خالی میدادند. برخی فیلمهای مسابقههای فوتبال آلمان را به ما میدادند که شامل تصاویر چهارصد پانصد بازی فوتبال بود. من روی آن تصاویر گزارش گذاشتم و در برنامهای به نام گزارش ورزشی پخش کردم.
برنامه ورزش از نگاه 2 را تا سال 72 ادامه دادیم. در آن سال تغییراتی در تلویزیون به وجود آمد و آقای لاریجانی جایگزین آقای محمد هاشمی شد. من به عرصه دانشگاهی خودم یعنی سینما برگشتم و تلویزیون را رها کردم. 2 سال پیش با آمدن آقای مهدی فرجی به شبکه 2، قبول کردم یک بار دیگر در تلویزیون کار کنم.
در این 12 سالی که من نبودم این برنامه دستخوش تحولاتی شده بود و مجریان و تهیهکنندگانش عوض شده بودند. محتوا و هدفگذاریش هم تغییر کرده بود.
در جامعه ما ورزش قهرمانی و به طور اخص فوتبال جای خودش را به عنوان یک پدیده سرگرمکننده باز کرده است. تعدد مطبوعات ورزشی نیز از همین منظر قابل بررسی است. شما در برنامهتان جنبه سرگرمکنندگی را مد نظر قرار میدهید؟
رسانه باید یک گام از مخاطبانش جلوتر باشد. در بحث فوتبال گزارشگر باید مردم را با فلسفه فرهنگی این رشته آشنا کند. وقتی این آگاهی را به مردم میدهی، میتوانی برآیندش را در رفتارها و احساسات آنها در ورزشگاهها ببینی
من در دوره جوانی و بلوغ فکری خودم به تلویزیون آمدم، بنابراین اهدافی را در ذهنم ترسیم کرده بودم که با مسائل سرگرمکننده فاصله داشت. نگاه من به جریانهای ورزشی در جهان، یک نگاه سیاسی بود. در پرداختم هم رگههایی از سیاست دیده میشد. به همین علت گاهی به من مارک سیاسی میزدند. کمکم احساس کردم ورزش پدیدهای است که میتواند به عنوان یک سرگرمی سالم و رایج تمام طیفهای جامعه را جذب خودش کند. حتما نباید ورزش یک ابزار سیاسی باشد. ضرورتی ندارد با ورزش به سمت ثبات افکار سیاسی خودمان برویم. ورزش میتواند شکل دیگری هم داشته باشد. امروز که پختهتر شدهایم، به این نتیجه رسیدهایم که ورزش در هر 2 جنبه پیشرفته و عامهپسند خودش میتواند مفید باشد. ورزش میتواند جنبههای علمی، فرهنگی و عامهپسند داشته باشد.
با این حساب در برنامه خودتان به کدام جنبه ورزش بیشتر توجه میکنید؟
من سعی کردم هر 2 جنبه را رعایت کنم. هر کسی در رسانهای کار میکند برخی دغدغههای اجتماعی و فرهنگی دارد. همان دغدغههاست که آدم را زنده نگه میدارد. من هم احساس میکنم رسانه باید یک گام از مخاطبان خودش جلوتر باشد. در بحث فوتبال گزارشگر باید مردم را با فلسفه فرهنگی این رشته آشنا کند. وقتی این آگاهی را به مردم میدهی، میتوانی برآیندش را در رفتارها و احساسات آنها در ورزشگاهها ببینی. اگر این مسوولیت را جدی بگیریم میتوانیم روی فرهنگ عمومی تماشاگرانمان تاثیر مثبت بگذاریم.
در برنامهتان علاوه بر فوتبال به ورزشهای دیگر هم میپردازید. این رویکرد تحمیلی است یا انتخابی؟
واقعیت این است که مدیران کلان سیما برای تمام برنامهها قالبها و چارچوبهایی تعریف کردهاند. متاسفانه برای شبکه دوم سهمی صددرصدی برای فوتبال قائل نشدهاند. من نمیتوانم در برنامهام صددرصد به فوتبال بپردازم. من شخصا خارج از فضای این برنامه هیچ نوع فوتبالی را اجازه ندارم گزارش کنم، نه فوتبال داخلی، نه اروپایی، نه جام ملتهای آسیا و نه...
یعنی فکر میکنید این نکته بر میزان استقبال از برنامه شما تاثیر میگذارد؟
بله. اگر شبکه 2 این سهم را داشته باشد، طرفدارهای بیشتری به برنامه ورزش از نگاه 2 منتقل میشوند. در این حالت شدت محبوبیت ما بیشتر میشود.
این نکته خیلی ظریفی است. ما برنامهای داریم که فقط جمعهها به مدت 2 ساعت و نیم پخش میشود. در این برنامه براساس آن قالبهایی که برای ما تعریف کردهاند، ما میتوانیم 40 درصد به فوتبال بپردازیم. من دوست دارم برنامهای بسازم که صددرصد فوتبالی باشد.
اگر یادتان باشد، مسابقه فینال جام جهانی 1994 را من گزارش کردم. طبیعی است که یک گزارش خوب من خیلی به محبوبیت ورزش از نگاه 2 اضافه خواهد کرد. من الان این امکان را ندارم.
یکی از انتقادهایی که به برنامه شما میشود این است که میگویند برنامه شما نگاه دولتی به ورزش دارد و جنبه انتقادی و چالشیاش زیاد نیست. احتمالا چنین برداشتی به خاطر این که شما مدیران دولتی را زیاد به برنامهتان دعوت میکنید به وجود آمده است. نظر خودتان چیست؟
اصلا قبول ندارم که نگاه برنامه ما دولتی است. موقعیت جامعه ما جوری است که جمعیت جوان اکثریت جامعه را تشکیل میدهند. این جوانان بعضا عکسالعملهای تندی دارند. اینها میخواهند برخی کمبودهای اقتصادی و اجتماعی خودشان را در برنامههای ورزشی و فیلمهای سینمایی و روزنامهها دنبال کنند.
اجرای برنامه چالشی سطحی به همان اندازه اجرای برنامه دولتی خطرناک است.
نگاه برنامه ما دولتی نیست. ما سعی میکنیم یک نگاه منطقی توام با احترام و وقار انسانی داشته باشیم. تهیه یک برنامه چالشی تند بزن دررویی خیلی راحتتر از تهیه این برنامه است.
ما برای موقعیت ورزش خودمان در ایران و جهان تعریفی داریم. برخی برنامهها فقط دوست دارند خط قرمزها را رد کنند. یعنی یک چیزی بگویند که مردم کیف کنند. مثلا آقای دادکان در برنامه 90 اسم چهرههای سیاسی را میآورد. این کار خیلی احساسبرانگیز است. همه میگویند این آدم خیلی شجاع است.
اما من یک موضوعی را در درازمدت دنبال میکنم. فکر میکنم با یک انتقاد صریح کوتاهمدت و برنامه چالشی هرگز نمیتوانم آن هدف درازمدتم را پیاده کنم.
یکی از چالشهای تهیهکنندگان برنامههای ورزشی این است که سوژههایشان با هم قاطی میشود؛ یعنی بارها پیش آمده که فلان مجری ورزشی مدعی شده من قصد داشتم در برنامهام به این موضوع بپردازم، اما فلان برنامه سوژه من را سوزانده است. حتی بعضا مجریها موضوع برنامه هفته آیندهشان را اعلام نمیکنند تا سوژه برنامه لونرود. به نظر شما این مرزبندی محتوایی برای برنامههای مختلف ورزشی به چه صورت باید انجام شود؟
شبکههای مختلف تلویزیونی هر کدام سعی میکنند برنامه بهتری ارائه کنند. طبیعی است من باید از ابزاری استفاده کنم که مخاطبم را بیشتر کنم. شما وقتی به صورت انتقادی به فوتبال بپردازی، میتوانی مخاطبان بیشتری را جذب کنی. من این حق را برای خودم قائلم که در روز جمعه زودتر از هر برنامه دیگری به مسابقه آن روز بپردازم. برنامهای که در روز دیگر پخش میشود برای دومین بار به آن قضیه میپردازد. هر کسی حق دارد از هر سوژهای که در جامعه هست استفاده کند. ما حق نداریم سوژهها را بخریم و در گنجینه شخصی خودمان قرار بدهیم؛ اما نگاه برنامهها به این اتفاقات با هم متفاوت است. شما خودتان به من گفتید که نگاه ورزش از نگاه 2 نگاه انتقادی تند نیست. جام جهانی فوتبال در خرداد ماه شروع میشود. من نمیتوانم از الان بگویم کس دیگری به این موضوع نپردازد. ما باید این حق را برای هرکسی قائل باشیم که با دیدگاه خودش به یک موضوع بپردازد. در تاریخ سینما فیلمهای زیادی راجع به هملت ساخته شده است. هرکدام از اینها یک دیدگاه داشتهاند. کسی نمیتواند بگوید این فیلم سرمایه شخصی من بوده است.
احسان رحیمزاده
جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم