در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این میان به گفته دکتر وحید چگینی ـ رئیس موسسه ملی اقیانوسشناسی ـ با وجود اینکه ما از شمال و جنوب به دریاهای مهم و استراتژیک راه داریم اما نزدیک به 5 قرن حضور جدی در دریاها نداشتهایم و از این حوزه مهم غافل بودهایم و تنها چند سالی است که در این بخش فعال شدهایم. اگرچه در چند سال اخیر توجه مسوولان به دریاها هم جلب شده و برای پیشرفت در این حوزه جای امیدواری وجود دارد اما مطمئنا برای جبران عقب ماندگیها باید خیلی جدیتر عمل کرد.
چگینی همچنین آیندهنگاری و مشخص کردن مهمترین اهدافی که کشور باید در حوزه فناوری دریایی به دست آورد را امری گریز ناپذیر دانست. تلاش برای پیوستن به باشگاه اقیانوسی جهان از جمله اهدافی است که در این راستا مورد توجه قرار گرفته تا به کمک آن همانطور که وارد باشگاه فضایی شدهایم، در جرگه کشورهایی قرار بگیریم که به حوزه اقیانوسها و دریاهای عمیق جهان وارد شدهاند.
رئیس موسسه ملی اقیانوسشناسی در ادامه درباره دلایل اهمیت پرداختن به حوزه دریا ، مشکلات موجود وافق پیش روی کشور در این حوزه با ما به گفتگو نشسته است.
آقای دکتر، وقتی صحبت از اقیانوسها و لزوم شناخت آنها به میان میآید، در منظر عمومی این سوال مطرح میشود که ما کجا و اقیانوسها کجا؟ و اصلا چرا باید آبهایی که فرسنگها با آنها فاصله داریم، برایمان مهم باشند؟ در واقع بسیاری از ما علاوه بر اینکه از چند و چون این علم مطلع نیستیم، شاید فراموش کنیم که آبهای جنوبی کشور ما دقیقا با اقیانوسها در ارتباط هستند.
اقیانوس شناسی در تمام دنیا موضوع بسیار مهم و قابل توجهی است و ما هم به تبع کشورهای دیگر باید به آن بها بدهیم. به طور کلی Oceanography به معنی شناخت اقیانوسها، دریاها، دریاچهها، تالابها و هر بدنه آبی است و به همین علت هم مطالعه وتحقیق در تمام این حوزهها از وظایف ما محسوب میشود. به طور نمونه چندی پیش پروژهای با عنوان مطالعه رفتار دریاچه پشت سد کرج داشتیم. نکته جالب این است که دریاچهای اینچنینی که عمق آن به بیش از 100 متر میرسد، اگرچه ابعاد کوچکی دارد، اما حتی از قسمتهایی از خلیج فارس هم عمیقتر است.
از منظر دیگر وقتی به تعاریف جغرافیایی اقیانوس هند نگاه میکنیم، میبینیم که خلیجفارس و دریای عمان بخشی از این اقیانوس هستند و در واقع ایران یکی از مرزهای آن محسوب میشود. از نظر دیگر دریای خزر هم یک بخش از اقیانوس تتیس بوده است که درحال حاضر در کنار دریای آرال، دریای مدیترانه و دریای سیاه بقایای این اقیانوس منقرض شده محسوب میشوند. متاسفانه در حال حاضر به دلیل آنکه در زمان شوروی سابق، آب رودخانههایی که به آرال منتقل میشدند برای کشت پنبه منحرف شدند، تنها دریاچهای کوچک از آن باقی مانده است. متاسفانه این فرآیندی است که بتدریج برای دریاچه ارومیه هم حادث میشود که بخشی از این فاجعه به علت خشکسالیهای اخیر است و بخش دیگر به سدهای زیادی مربوط میشود که روی رودخانههای حوزه آبریز آن ایجاد شدهاند.
البته به نظر نمیرسد این فرآیند خیلی هم تدریجی باشد کما اینکه خشک شدن دریاچه ارومیه حتی زودتر از پیشبینیها و هشدارها در حال وقوع است.
بله، متاسفانه شرایط موجود باعث شده که دریاچه ارومیه هم به سرنوشت مشابه آرال دچار شود.
در واقع به اعتقاد خیلی از کارشناسان ما دست روی دست گذاشته ایم تا این اتفاق رخ دهد.
نه ما غافل نیستیم و میدانیم که چه اتفاقاتی قرار است بیفتد اما شاید نتوانیم جلویش را بگیریم.
ما نمیتوانیم منتظر بمانیم تا روزی بیابان وسیعی برایمان باقی بماند و شاهد باشیم که 8 ـ 7 استان از نظر زیستمحیطی تخریب شدهاند. یعنی اگر آنجا بیابان شود، آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل، زنجان، قزوین، تهران و استانهای شمالی کشور همه تحت تاثیر قرار میگیرند لذا این مساله فاجعه زیستمحیطی است و ما نمیتوانیم نسبت به آن بیتفاوت باشیم.
در حالیکه دریاچههای داخلی میتوانند قطب گردشگری باشند باید با مطالعه جدی از تخریب سرمایه ملی جلوگیری شود، دریاچه پریشان و دریاچه زریوار از دریاچههایی هستند که هم موجب آبادانی و زیبایی میشوند و هم محلی برای کسب درآمد مردم و امرار معاش مردم منطقه هستند و نابودی آنها، صدمات جبرانناپذیری را به محیط زیست استانهای اطرافشان خواهد زد، از این رو، نباید نسبت به آنها بیتفاوت باشیم ما حتی دغدغههای آنها را نیز داریم. منتها مسائل مهمتری هم هست که هنوز فرصت نکردهایم به آنها بپردازیم و با کمبود بودجه مواجهیم.
اما آیا می توانیم به نجات این دریاچهها امیدوار باشیم؟
نباید صبر کنیم تا این اتفاق بیفتد و به مرحله بحرانی برسد یعنی الان نهادهایی میتوانند مشارکت کنند تا به آنجا نرسیم. مثلا همکاری وزارت نیرو و سازمان محیطزیست. شاید ما خودمان پیشقدم شویم تا از نهادهای مربوط دعوت کنیم و با برگزاری همایشهایی به فکر چارهای باشیم تا سرمایههای گران آبهای کشورمان خشک نشوند، نباید منتظر باشیم این دریاچهها به خشکی تبدیل شوند. بنابراین حتی رصد این دریاچهها هم در حوزه اقیانوسشناسی است.
پس اقیانوسشناسی به عنوان یک واژه عام شامل زیستشناسی، فیزیک و شیمی دریا، اقتصاد، مدیریت، مهندسی، حقوق دریا و... میشود بنابراین به تعداد مسائلی که در خشکی داریم، با موضوعات و مشکلات مختلف در آبها هم مواجهیم. در کل باید گفت کشور ما کشوری دریایی است و در کنار 3 آبراه استراتژیک و راهبردی جهان قرار گرفته است.
بیش از 60 درصد انرژی جهان از تنگه هرمز عبور میکند و سپس از طریق خلیجفارس و دریای عمان به جهان خارج منتقل میشود. از نظر ژئوپلتیک هم هر سه این دریاها برای جهان امروز بسیار حائز اهمیت هستند و معمولا کشورهایی که در این منطقه استیلا داشته باشند میتوانند بخشی از جهان را اداره کنند.
البته به نظر میرسد همین حساسیتها هم باعث شده تا موضوعات دیگر همچون تحقیقات علمی در این حوزه و توجه به مخاطرات زیستمحیطی که آبهای کشور را تهدید میکنند در حاشیه قرار بگیرند.
طبیعتا وقتی کشورها منافعی در این مناطق دارند، باید برای تحقیقات آن هم هزینه کنند. در واقع هجمه نظامی و تسلط بر یک محیط بدون شناخت امکانپذیر نیست. اگر آمریکا همراه با ناوگان نظامی کشتی تحقیقاتی به منطقه میآورد یا رژیم اشغالگر قدس، زیردریایی تحقیقاتی خود را به این آبها میرساند، مطمئنا میخواهند با شناخت بیشتر و بهتر منطقه، منافع خود را تامین کنند بنابراین ما هم برای اینکه بهتر از سرزمین خودمان دفاع کنیم، بتوانیم صنایع دریایی را رونق بخشیم و در نهایت رفاه بیشتری برای مردم به ارمغان بیاوریم، باید خط دفاعی خود را به خارج از منطقه ببریم و مرزهای دفاعیمان را در اقیانوس هند یا دریاهای پیرامونی مستقر کنیم. در ضمن اگر بخواهیم ارتباطات بازرگانی و تجاری بهتری با جهان داشته باشیم، باید به مسائل مختلف آبها اشراف پیدا کنیم.
مطمئنا اگر بخواهیم شناوری که تولید میکنیم در کشورهای مختلف به فروش برسد، باید مشخصات فیزیکی و شیمیایی آن با آبهای منطقه مورد نظر مطابقت داشته باشد. حتی در حوزههای متنوعی همچون شیلات یا صنعت آبشور، مانند فراساحلی و کشتی سازی هم نیاز به شناخت داریم. البته منافع ما از اقیانوسها به این موارد خلاصه نمیشود و خیلی زیاد است، کما اینکه وجود منابع غنی نفت و گاز، منابع کانی، آبزیان و سایر موجودات، فرآوردههای دارویی و غذایی، حمل و نقل دریایی، گردشگری، تحقیقات و... همه انگیزههای لازم را برای تمرکز بر شناخت هرچه بیشتر و بهتر آبهای اطرافمان ایجاد میکنند.
همه آنچه که شما به آنها اشاره کردید، ضرورت شناخت و بررسی درست و علمی آبهای کشور را مشخص میکند اما تاکنون چه اقداماتی در جهت پیشرفت در این حوزه انجام شده است؟
یکی از اقدامات خوبی که در این زمینه در کشور انجام شده، ایجاد مرکز تحقیقات اقیانوسشناسی بود که البته در حال حاضر به موسسه تبدیل شده است. بعد از اینکه در زمان جنگ تحمیلی فعالیتهایی در حوزه شناخت بهتر آبها در عراق انجام شد وبا اطلاع از انجام فعالیتهای مشابه در هند وپاکستان، کشور ما هم با همکاری یونسکو به فکر ایجاد چنین مرکزی افتاد. بنابراین برای اینکه به اهمیت اقیانوسها پی ببریم و در منطقه با کشورهای دیگر رقابت کنیم، این مرکز فعال شد.
از آنجایی که تغییرات اقلیم جهانی تابعی از اقیانوسهاست، در حال حاضر مخاطرات اقیانوسی و دریایی ذهن همه مردم جهان بخصوص مردمان حاشیه دریاها را به خود مشغول کرده است. بیش از 60 درصد مردم جهان در نوار ساحلی زندگی میکنند؛ یعنی جمعیت بسیار زیاد و قابل توجهی ساکن این سواحل هستند. بنابراین باید محیط دریاها بخوبی شناخته شود تا سطح زندگی مردم هم ارتقا یابد.
خوشبختانه ما در منطقه از خیلی کشورها جلوتر هستیم، چرا که مرکزی تحت نظارت و مصوب یونسکو داریم. این در حالی است که کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس و دریای عمان چنین مراکزی را ندارند. از جهت دیگر در کنار این موسسه، مراکز و موسسات زیادی وابسته به وزارتخانهها و سازمانهای مختلف داریم اما ما برای مطرح شدن در میان کشورهای منطقه همچون ترکیه، مصر و... باید به توان ملی خود توجه کنیم. این موضوع از آنجا اهمیت دارد که در گذشته ما هیچگونه شناخت و جمعبندی از این توانمندیها نداشتیم و هر کدام از این مراکز به صورت پراکنده کار میکردند و به رغم اینکه اقدامات خوبی هم در این ارتباط صورت میگرفت اما در نهایت کارها به صورت جزیرهای و پراکنده انجام میشد.
برای اینکه این جزیرهها را به یکدیگر مرتبط کنیم، از 2سال پیش ایدههایی را مطرح کردیم. یکی از آنها ایجاد شبکه ملی پژوهش و فناوری اقیانوسشناسی بود. این شبکه به عنوان چهارمین شبکه ملی کشور در وزارت علوم به ثبت رسید و در حال حاضر دبیرخانه آن در مرکز ما مستقر است.
در این شبکه 2 کار باید انجام دهیم، اولین کار تشکیل آزمایشگاه ملی دریایی به صورت شبکه که مستلزم شناسایی تمام پتانسیلهای موجود است چرا که مطمئنا امکانات کشور از همه جهات خیلی بیش از آن چیزی است که در این موسسه داریم. کار دوم تدوین برنامه اقیانوسشناسی است تا این برنامه نقشه و چراغ راه ما باشد. در ضمن درباره اینکه وضع ما در منطقه چگونه است، من نمیتوانم ادعا کنم ما از همه جلوتر هستیم و رقیبی نداریم. در واقع نمیخواهم بیجهت وضعیت موجود را بزرگنمایی کنم.
آقای دکتر اگر نمیتوانیم چنین ادعایی داشته باشیم پس چگونه میخواهیم در افق 20 ساله به قدرت منطقه تبدیل شویم؟
با کار دستهجمعی و استفاده از تمام ظرفیتها میتوانیم به رسیدن به اهداف چشمانداز امیدوار باشیم وگرنه این امر امکانپذیر نخواهد بود. در شرایط فعلی اگر بخواهیم امکاناتمان را به صورت فردی و سازمانی بسنجیم شاید با کویت، قطر و عربستان هم نتوانیم رقابت کنیم ولی اگر شبکه کار خودش را ادامه بدهد و کمیته ملی اقیانوسشناسی ـ که هماهنگی در سطح ملی را به عهده دارد و نهتنها مرکز ما بلکه 15 مرکز دریایی را تحت نظر دارد ـ وظایف خود را بخوبی انجام دهد و از همه مهمتر اینکه مجموعه و برآیند این امکانات و توانمندیها در قالب برنامه و مجموعهای هماهنگ باشد و در نهایت ما این برنامه را طی 16 سال باقیمانده تا چشمانداز 1404 پیاده کنیم، یقین دارم که به برنامه میرسیم.
همان طور که شما هم اشاره کردید، ما در حدود 4 سال از چشمانداز را پشتسر گذاشتهایم، آیا فکر نمیکنیدکه برای پرداختن به این ضرورتها دیر شده است؟
هماهنگیهای اولیه انجام شده و زیرساختهای سختافزاری، نرمافزاری و نیروی انسانی هم مهیا شده است. در حال حاضر از لحاظ نیروی انسانی و سطح تجهیزات و امکانات از کشورهای کوچک و بزرگ حاشیه خلیج فارس و دریای عمان بهتر هستیم و اگر نگوییم در منطقه اول هستیم، جزو 3 کشور اول هستیم. در واقع ما بستر مناسبی داریم، اما چون در کشورهای دیگر منطقه تعداد مراکز دریایی کم و محدود است، هماهنگیهای آنها خیلی بهتر و سریعتر انجام میشود. مثلا در کشور عمان دانشگاه سلطان قابوس یا حداکثر سازمان محیط زیست و سازمان هواشناسی، در عربستانسعودی دانشگاه سلطان فهد یا در کویت 2 موسسه و حداکثر یک دانشگاه در این حوزه فعالیت میکنند. بنابراین طبیعی است که هماهنگی بین افراد راحتتر است. اما ما نمیتوانیم به دنبال این برویم که تمام مراکز و سازمانهای ذیربط را ادغام کنیم تا به یک مرکز تبدیل شود. مثلا دلیلی ندارد که شیلات ما روی هر موضوعی متمرکز شود یا وزارت دفاع یا وزارت نیروی ما طبیعی است که تنها به دنبال نیازهای خودشان باشند. در این میان وجود موسسهای مثل موسسه اقیانوسشناسی که میتواند نقش هماهنگکننده داشته باشد وبه جای مانع بودن در جهت تقویت برنامههای کلان و ملی باشد، نهتنها مانعی ندارد بلکه در دنیا هم مرسوم نیست که یک سازمان یکتنه به جنگ مشکلات و حل آنها برود. در آمریکا به عنوان مهد اقیانوسشناسی و تجهیزات مرتبط یا در کشورهای دیگر مثل انگلستان، فرانسه، نروژ، استرالیا، هند و... یک مرکز در این زمینه فعالیت نمیکند بلکه دانشگاهها، سازمانها و مراکز تحقیقاتی مختلفی فعالیت میکنند، اما برنامه و هماهنگکننده ملی مشخصی دارند، ما هم باید به این سمت حرکت کنیم که یک مرکز هماهنگکننده و پیشانی کار باشد و بقیه کمک کنند این مرکز در جهت اهداف مشترک حرکت کند.
درباره نقش حوزه دریا در نقشه جامع علمی کشور چطور؟ آیا سهم این بخش آن طور که باید و شاید دیده شده است؟
ما همه تلا شمان را به کار بستیم که در نقشه جامع حوزه دریا را آن طور که باید و شاید وارد کنیم. اگرچه نقشه هنوز رونمایی نشده، اما طبق خبرهایی که دارم، توصیهها و زیرساختهایی که ایجاد شدهاند، موجب شدند در آن سهم خوبی برای دریاها در نظر گرفته شود.
ما توانستیم این بحث را وارد کنیم و در طرح پایلوت فناوریهای ایران 1404 هم ـ که از سوی مرکز سیاستگذاری علمی کشور تدوین شد ـ شرکت کردیم و در نهایت در این پایلوت، فناوری دریا جزو 7 فناوری مهم کشور مطرح شد. در حال حاضر تلاش میکنیم تا با همکاری معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری ستاد فناوری دریایی ایجاد شود تا در شورای عتف (شورای عالی تحقیقات و فناوری) هم بحث کمیته فناوری دریایی را وارد کنیم.
نقشه جامع علمی کشور میتواند یک شروع خوب باشد، منتهی ما به چند سند دیگر هم نیاز داریم. یکی از مهمترین این اسناد، سند تدابیر و سیاستهای دریایی کشور است. کشورهای پیشرفته دنیا همچون آمریکا چند جلد از این سیاستها دارد. صفحه اول این سند نوشته شده که ایالات متحده آمریکا یک ملت اقیانوسی است. ما هم با این شعار جلو برویم که کشور ما یک کشور دریایی است تا به این ترتیب غفلت تاریخی را که طی 5 قرن نسبت به دریاها داشتهایم جبران کنیم. لازمه این موضوع باور عمومی است.
اما متاسفانه ما خودمان را ملت یا کشوری دریایی نمیدانیم.
البته این موضوع علت داشته است. روسها از شمال و انگلیسیها، پرتغالیها و... از جنوب طی سالیان متمادی کشور ما را مورد هجمههای مختلف قرار دادهاند. منافع این کشورها این طور ایجاب میکرد که ما در نزدیکی دریاها نباشیم و بنابراین از راه دریاها لشکرکشی میکردند و ما را به عقب میراندند و سعی میکردند حتیالمقدور ما را در مناطق مرکزی متمرکز کنند و مردم ما از دریا دوری کنند.
در این میان شاید مسائل دیگر هم دخیل باشد، اما ما قریب به 5 قرن است که حضور جدی در دریاها نداشتهایم. تنها چند سالی است که در حوزه دریا فعال شدهایم. طی 20سال گذشته بویژه پس از جنگ تحمیلی متوجه شدیم چقدر از راه دریا میتوانیم آسیبپذیر باشیم. بنابراین به فکر افتادیم این کمبودها را جبران کنیم.
آیا این فاصله و غفلت 5 قرنی را میتوانیم در طول سند چشمانداز جبران کنیم و در ضمن از رقیبان هم پیشی بگیریم؟ به نظر میرسد با توجه به غفلت چند قرنی، رسیدن به اهداف چشمانداز اغراقآمیز و دور از دسترس باشد؟
طی این مدت در بعضی جنبهها پیشرفت خوبی داشتهایم؛ اما در برخی دیگر دچار کمبودهایی هستیم. بنابراین نمیتوانم در مجموع بگویم خوب عمل کردهایم یا نه. شاید بهتر باشد با یکی از کشورهای پیشرفته سازنده این دستگاهها به توافقی برسیم تا به صورت مشترک با تاسیس شعبههای ساخت این تجهیزات در کشور شروع کنیم.
پس فکر میکنید با همکاریهای مشترک سریعتر میتوانیم به آنچه مدنظر داریم برسیم و به نوعی مسیر میانبر راطی کنیم؟ آیا ایده خرید اقیانوسپیما هم با چنین تفکری شکل گرفته است؟
ما در بحث پیشرفت در حوزه اقیانوسها چند گام اساسی باید برداریم ازجمله این که سیاستهای کلان دریایی خود را باید مشخص کنیم و این باورهم در مردم و هم مسوولان ایجاد شود که ما یک کشور دریایی هستیم و باید اقبال بیشتری نسبت به این مهم داشته باشیم. در کشورهای جهان، بیشترین جمعیت در کنار دریاهاست. از 10 شهر بزرگ دنیا 8 تا در کنار اقیانوسها و دریاها واقع شدهاند. در حالی که در کشور ما این قضیه برعکس است و در واقع کمجمعیتترین شهرها در سواحل قرار دارند. در واقع به خاطر نگرش قبلی و نبود زیرساختهای مناسب، جمعیت کمی در سواحل ما متمرکز شدهاند. در حالی که درجایی مثل دبی این جمعیت با رفاه زندگی میکنند پس گرما، بیابانی بودن و. . . نمیتواند عاملی بازدارنده برای جذب افراد باشد. بنابراین ما هم میتوانیم شهرهایی مثل بندرعباس و چابهار را به شهرهای بزرگی همانند دبی و نظایر آن نزدیک کنیم.
درست است که آنها کشورهای کوچکی با جمعیت کم هستند و شاید توزیع درآمد سرانه آنها قابل مقایسه با ما نباشد، ولی به هر حال اگر توجه بیشتری به دریاها داشته باشیم، میتوانیم از پتانسیلهای آنها استفاده کنیم. در زمینه پژوهش متاسفانه هنوز برنامههای کلان ما مشخص نیست که البته با تشکیل شبکه و زیرساختهایی که اشاره کردم، به این سمت میرویم. بحث دیگر این است که به صورت ملی اراده کنیم و به صورت واحد عمل کنیم نه جزیرهای. ما باید هم و غم خود را برای انعکاس فعالیتها در سطح ملی قرار دهیم و بنا را بر همکاریهای مشترک بگذاریم تا به این ترتیب جلوی موازیکاریها و دوبارهکاریها گرفته بشود. یعنی ما اگر برنامه منظم داشته باشیم و مسوولان بدانند سازمانهای مرتبط با هم کار میکنند و در جهت رقابت با یکدیگر حرکت نمیکنند، قطعا اعتبارات لازم را برای بهتر انجام شدن کارها تامین خواهند کرد. همانطور که در حوزههایی مانند نانو و بیو هم اعتبارات خوبی اعطا شد.
شاید موفقیت و جهش کشور ما در در این حوزهها به دلیل تازگی آنها در دنیا باشد، اما در حوزههای دیگری مانند دریا با توجه به این که کشورهای دیگر سالهاست فعال هستند، رقابت به نظر مشکلتر میآید.
داشتن اقیانوسپیما این فرصت را به ما میدهد که تجهیزات، امکانات و نیروهایمان را از سطح ملی به سطح بینالمللی ارتقا دهیم و همکاری کشورهای پیشرفته را به خود جلب کنیم
بخشی از این قضیه به کوتاهی متخصصان دریایی ما برمیگردد، شاید به این علت که در گذشته با هم کار نمیکردند و صدای واحدی نداشتند. ما داریم سعی میکنیم مشکلات را حل کنیم و در چند سال اخیر، شرایط در این حوزه خیلی بهتر شده است. مسوولان ارگانهای دریایی وحدت و هماهنگی بیشتری دارند و در حوزه پژوهش و تحقیقات دریایی هم به نتایج بهتری رسیدهایم و تلاش میکنیم به جای این که در مقابل هم باشیم با هم حرکت کنیم. طی دوسه سال اخیر نتیجه این کار را هم در گرفتن بودجه، امکانات و پیشبرد خواسته دیده ایم. نمونه آن شناور اقیانوسپیمایی بوده که اعتبار آن برای ساخت یا خرید به ما اعطا شده است. باید مسیرهای میانبری را طی کنیم و در بخشهایی که در منطقه جلوتر از سایر کشورها هستیم، این فاصله را حفظ و بیشتر کنیم و پیشگامی خود را حفظ کنیم و در زمینههایی که عقب هستیم خودمان را برسانیم و سعی کنیم سبقت بگیریم باید هر کدام از این حوزهها را جداگانه دید و نباید خود را محدود به چند حوزه کنیم. به این ترتیب در تک تک موارد وضعیت را در جهان، منطقه و خودمان بررسی و نقاط ضعف قدرت، فرصتها و تهدیدها را شناخته، بعد برنامه تفصیلی تهیه کنیم. در استراتژیای که در پی داریم ممکن است یک جا به این جمعبندی برسیم که سراغ فناوری خارج از کشور برویم چون هر طور که هست باید به این فناوریها دست پیدا کنیم؛ مثل تجهیزاتی که مربوط به آبهای عمیق است. در اقیانوسپیما یا مشارکت در اقیانوسشناسی قطبها باید به این سمت برویم که با کشورهای پیشرفته تفاهماتی داشته باشیم، کمکم کار را یاد بگیریم و بعد مستقل شویم. پس در بعضی حوزهها باید به دنبال تفاهمات و توافقهای منطقهای و بینالمللی برویم. ضمن آنکه در بعضی مسائل ما میتوانیم به آنها کمک کنیم چون در برخی حوزهها به نقطهای رسیدهایم که نمیگویم جلوتر یا همپای کشورهای پیشرفته، اما میتوانیم پا به پای آنها پیش برویم. به عنوان مثال در حوزه فضا اگر همین طور پیش برویم تا چند سال آینده میتوانیم ماهوارههایی برای مطالعه اقیانوسها به فضا بفرستیم. در این شرایط ما هم مثل هند، انگلیس و فرانسه خواهیم بود، اما در حوزههایی که عقب هستیم، باید مسیرهای میانبر را بشناسیم و بسرعت پیش برویم.
به نظر میرسد، خرید این اقیانوسپیما از کشورهای دیگر یک مسیر میانبر است، اما خیلیها معتقدند، ما هنوز آبهای خودمان را نمیشناسیم و اصولا نیازی به صرف هزینه برای خرید اقیانوسپیما نداریم.
برای تهیه این اقیانوسپیما 2 هدف داشتیم. اولا که آبهای ما در بعضی مناطق خیلی عمیق هستند. به عنوان مثال در دریای عمان، عمق 3000 متر و حتی بیش از آن داریم، اما تا به حال تحقیقات، معطوف به مناطق کمعمق بوده است. اگر بخواهیم وارد مناطق عمیق بشویم، احتیاج به امکانات و تجهیزات خاص داریم. در خزر عمق بیش از 1000 متر داریم در حالی که سازمانها و ارگانهای ما بیشتر در سواحل تحقیق کردهاند. بنابراین حتی اگر بخواهیم آبهای خودمان را بشناسیم، چارهای نداریم جز این که بحث اقیانوسشناسی و آبهای عمیق را مطرح کنیم بنابراین هدف اولیه ما شناسایی آبهای پیرامونی است. مساله دوم این است که در برنامهای که پیش میبریم و با توجه به دسترسیای که از طریق یونسکو به بانک جهانی داریم، اطلاعات خوبی درباره آبهای دریای خزر، خلیج فارس، دریای عمان و اقیانوس هند داریم؛ ولی الان به تجارب جهانی نیازمندیم یعنی اگر کشتی اقیانوسپیمایی در اندازه آنچه هند و پاکستان دارند، داشته باشیم، میتوانیم گشتهای مشترک اجرا کنیم و وارد باشگاه اقیانوسی جهان بشویم. در غیر این صورت تحقیقات و کارهایمان به آبهای کمعمق محدود میشود.
ولی ما الان به تجارب جهانی نیاز داریم؛ یعنی اگر ما کشتی اقیانوسپیما در حد پاکستان و هند داشته باشیم، میتوان با آنها گشتهای مشترک اجرا کنیم و وارد باشگاه اقیانوسی جهان شویم، اما اگر این کشتی را نداشته باشیم، با همین شناورهای کوچک خودمان باید تحقیقاتمان را انجام دهیم ولی اگر قرار است یک سطح بالاتر بیاییم، باید امید داشته باشیم که مثلا طی 50 سال آینده کشوری مانند هند شویم که خیلی پیشرفته است یا مانند آفریقای جنوبی و استرالیا. البته نمیگویم تا افق 1404 موفق خواهیم شد اما باید تلاش کنیم. ترکیه 60 سال است کشتی اقیانوسپیما دارد، پاکستان حدود 20 سال و هند هم خیلی قبلتر از این کشتیها داشته است. بنابراین اگر بخواهیم وارد رقابتی فرامنطقهای بشویم و تا افق 1404 در این رقابتها توفیق یابیم و کشورها را پشتسر بگذاریم، باید تلاش کنیم.
آقای دکتر با توجه به آنچه که شما میگویید به نظر میرسد ما بیشتر میخواهیم با کشورهای دیگر رقابت کنیم و در این میان نیازهای داخلی یا محدوده خودمان را در نظر نمیگیریم. در حالی که به گفته شما ما در حال حاضر در مجامع مختلف حضور داریم و میتوانیم از آنها اطلاعات و داده بگیریم و به این ترتیب دانستههای خودمان را درباره دریای خزر، خلیجفارس و دریای عمان تقویت کنیم.
ما اکنون این کار را میکنیم، اما نکتهای که نباید از آن غافل باشیم، این است که شرایط اقلیمی، آب و هوایی و فعل و انفعالاتی که در خزر، عمان و خلیجفارس انجام میگیرد، مستقل از اتفاقات حوزه هند نیست. اگر توفان گونو میآید و سواحل ما را در هم مینوردد و خسارت زیادی هم میزند علتش را باید در اقیانوس هند جستجو کرد. ما اگر دنبال این هستیم که بدانیم تغییرات آب و هوایی در ایران چگونه رقمخورده و در آینده کدام مناطق ما دچار خشکسالی یا ترسالی خواهد شد، باید ببینیم تاثیر اقیانوس هند در آب و هوای ما چیست و چگونه است؟ باید بدانیم تاثیر حوزه آتلانتیک در شمال کشور ما چیست؟ حوزه مدیترانه در شمال کشور چه تاثیری دارد؟ تا زمانی که اینها را نشناسیم، اصلا نمیتوانیم مسائلمان را حل کنیم.
در واقع ما باید دایره تحقیقاتمان را گسترش دهیم، اینگونه نیست که شناخت ما فقط به اطرافمان محدود باشد.
بله، اگر میخواهیم مسائل خلیجفارس و دریای خزر را حل کنیم باید دریاهای اطراف را بشناسیم. به عنوان نمونه باید گونههای مهاجر را شناسایی کنیم. همانند گونه مهاجمی که سالها پیش وارد دریای خزر شد و ما در ردیابی ژنتیکی که با همکاری دانشگاهی در کانادا داشتیم به این نتیجه رسیدیم این گونه از آمریکا آمده است. این در حالی است که تا مدتی گفته میشد این مهاجم از دریای سیاه آمده است؟ ما از طریق انگشتنگاری ژنتیکی ـ که علم به روزی است ـ متوجه شدیم که از آمریکا رفته به دریای سیاه و از آنجا آمده به خزر، ولی مبدا خلیجی در آمریکا بوده است. تعداد زیادی گروه مهاجر هر ساله وارد آبهای ما میشوند، بعضی از اینها ماندگار میشوند و برخی مضر و مخرب شناخته میشوند. ما اگر اقیانوس هند، اطلس، دریای سیاه و مدیترانه را نشناسیم، اصلا نمیتوانیم مسیر حرکت این کار را بدانیم و بررسی کنیم و برنامهای برای دفع و مقابله با آنها داشته باشیم.
منظور این است که ما حتما باید از نزدیک و با حضور در منطقه شناخت خود را تکمیل کنیم؟
بله. باید همپای دانشمندان خارجی، دانشمندان خودمان را هم حرکت دهیم تا بتوانیم بعدها اگر این معضلات از ناحیه آبهای مختلف برای ما پدید آمد، روش و راهحل خوبی پیدا کنیم و برنامهای برای مقابله و کنترل پیشنهاد دهیم. نمونه دیگر این که فرض کنید از اینجا میخواهیم به اقیانوس هند خط لوله بکشیم، باید مطالعه کف دریا را انجام داده باشیم. یا محصولی را صادر کنیم به کشوری در حاشیه مدیترانه یا کشتیای که ساختیم را به آن سمت حرکت دهیم باید بدانیم آیا این پروانه کشتی در آن محیط کار میکند و با توجه به خصوصیات شیمیایی و فیزیکی محیط ساخته شده تا بتواند کار کند، در غیر این صورت زنگ میزند و دچار آسیب میشود. بنابراین ما برای پیشرفت در بحث گردشگری یا محصولات مربوط به صنعت یا بحث مخاطرات دریایی و تغییرات اقلیمی و آب و هوایی و محیطزیست که مقولههای مهمی هستند جز اقیانوسشناسی آبهای عمیق و اقیانوسشناسی مناطق دورتر، راه دیگری نداریم. در ضمن ما یک موسسه خطشکن هستیم، یعنی باید افقهای جدید را به سمت جوانان و دانشمندانمان باز کنیم. مرزها را گسترش دهیم. در واقع ما نمیتوانیم فقط به مسائل روزمره توجه کنیم مثلا موسسه ملی اقیانوسشناسی هند یا موسسه (نوآ) در آمریکا پیشگام در بحث اقیانوسشناسی پیشرو هستند. موسسه اقیانوسشناسی هند در قطب جنوب پایگاه دارد (نوآ) همینطور پاکستان مرتب در دریای عرب که دریایی بین دریای عمان و اقیانوس هند است گشتزنی و اطلاعات جمعآوری میکند. در ضمن داشتن اقیانوسپیما این فرصت را به ما میدهد که تجهیزات، امکانات و نیروهایمان را از سطح ملی به سطح بینالمللی ارتقا دهیم و به ما امکان میدهد که همکاری کشورهای پیشرفته را به خود جلب کنیم. تا وقتی امکانات نداریم تا به افقهای دورتری فکر کنیم باید به آبهای اطراف خودمان محدود باشیم.
فرض کنید میخواهیم با دولت هند به توافقی برسیم و فعالیت اقیانوسشناسی مشترک داشته باشیم، نمیتوانیم همواره بگوییم ما 5 نفر نیروی کار اعزام میکنیم شما با کشتی خودتان اینها را ببرید و امکانات بدهید تا با شما کار کنند. بالاخره باید این همکاری متقابل باشد. مثلا 5 نفر از آنها بگیریم تا در دریای عمان یا حتی در خزر کار کنند و متقابلا ما 5 نفر را اعزام کنیم تا در مناطقی که آنها میخواهند همکاری کنند.
در حال حاضر هدف ما فرهنگسازی درباره شناخت دریاست، مردم ما باید دریا را بشناسند و از مزایا و فوایدش مطلع شوند. مردم و مسوولان باید بدانند که نفعشان در توجه به دریاست.
بهاره صفوی
گروه دانش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: