فشاری که موجب این اختلال میشود به قدری ناتوانکننده است که تقریبا هر کسی را از پا درمیآورد. این فشار میتواند از تجربه جنگ، شکنجه، بلاهای طبیعی، حمله، تجاوز، و سوانح جدی نظیر تصادف با ماشین و آتشسوزی ساختمان ناشی شده باشد. افراد واقعه آسیبزا را در رویا و نیز افکار روزانه خود مجددا تجربه میکنند و در عین حال از هر چیزی که واقعه را به خاطرشان بیاورد، قاطعانه دوری میکنند.
سیر بیماری: این بیماری مدتی پس از وقوع سانحه پدیدار میشود. این مدت میتواند به کوتاهی یک هفته یا به درازای یکسال باشد. علائم بیماری ممکن است در طول زمان نوسان داشته باشد. بیشترین شدت این علائم در دورههایی است که فشار روانی بیمار زیاد است. بدون درمان، حدود سی درصد از بیماران کاملا بهبود مییابند، چهل درصد همچنان علایمی خفیف و بیست درصد علائمی متوسط خواهند داشت؛ ده درصد نیز یا هیچ تغییری در علایمشان پیدا نمیشود، یا بدتر میشوند. در مجموع بیمارانی که شبکه حمایت اجتماعی خوبی دارند، ممکن است یا اساسا دچار این اختلال نشوند یا انواع شدید آن را پیدا نکنند و در صورت ابتلا به آن نیز سریعتر بهبود مییابند.
درمان: حمایت، تشویق بیمار برای بحث درباره واقعه مزبور، و آموختن انواع و اقسام مکانیسمهای مقابله (نظیر آرامسازی عضلات) نقش مهمی در برطرف شدن علائم دارند. مصرف داروهای آرامبخش و خوابآور نیز ممکن است مفید باشد. بیمار نباید تصور کند که به خاطر ابتلا به این حالت برچسب بیمار روانی به او خواهد خورد.
از بین داروها، مهارکنندههای انتخابی بازجذب سروتونین و بعضی از داروهای سه حلقهای برای درمان این اختلال به کار میروند که اینکه کدام دارو با چه میزانی مصرف شود بسته به نظر روانپزشک دارد.
دکتر آزاده شیروانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم