در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
علی دایی رفت، مایلیکهن آمد و با یک اتفاق رفت. رفتن دایی کمی بعدتر یک اشتباه بزرگ برای فدراسیون محسوب شد، اما فایدهای نداشت. چیزی عوض نمیشد. تیم ایران 3 بازی حساس تا جامجهانی 2010 آفریقا داشت و باید در همان فرصت کوتاه به یک مربی تکیه میکرد.
افشین قطبی از دیدگاه فدراسیون فرشته نجات ایران بود. این انتخاب طوری از سوی مسوولان فدراسیون فوتبال توجیه میشد و مورد حمایت قرار میگرفت که مردم تا حد زیادی احساس میکردند تیم ما مسافر جامجهانی میشود، اما این گونه نشد. ایران از راهیابی به جامجهانی بازماند، همان زمان خیلی از منتقدان بر این باور بودند که قطبی برای کار کردن در تیم ملی به عنوان سرمربی تجربه کافی ندارد، اما فدراسیون طوری حمایت میکرد که هیچ کس تصور نمیکرد چندی بعد مثل همین روزهای سردرگمی تیم ملی روی نیمکت، سرنوشت افشین قطبی پیش از اتمام قراردادش که تا پایان جام ملتهای 2011 است در هالهای از ابهام قرار بگیرد.
این روزها شاید فدراسیون فوتبال عجیبترین دوران کاری خود را پشت سر میگذارد.
دورانی که واقعا حتی نزدیکان به فدراسیون نمیتوانند بدرستی پیشبینی کنند چه اتفاقی قرار است رخ دهد. رئیس و نایب رئیس برای چندمین بار بر سر یک موضوع واحد آنقدر اظهارات ضد و نقیض و متفاوت ارائه میکنند که خوشبینترین مخاطب فوتبال باور نمیکند آنطور که طرفین میگویند اختلافی با یکدیگر نداشته باشند.
داستان برای متزلزل شدن جایگاه قطبی از جایی آغاز شد که تاج، نایب رئیس فدراسیون فوتبال و رئیس کمیته تیمهای ملی با فاتح تریم، سرمربی اسبق ترکیه مذاکره کرد، اما عجیب این بود که شخص اول فدراسیون فوتبال (البته بهرغم خود کفاشیان که این روزها تاکید داشته تاج نفر دوم فدراسیون است) در یک گفتگوی زنده تلویزیونی گفت «تریم را نمیشناسم» و در مورد مذاکره با وی توضیح داد: ما با مربیان مختلف صحبت میکنیم و نظرات آنها را در مورد تیم ملی جویا میشویم اما این به این معنی نیست که مذاکره با تریم برای حضور در تیم ملی بوده. ما از مربیان خوب مشورت میگیریم. در شبی که هیچکس متوجه منظور کفاشیان نشد کسی هم باور نکرد که فدراسیون مثل سابق حامی قطبی است و مهمتر از همه این که خود سرمربی لرزش حاصل از همان توفانی که علی دایی را لرزاند، احساس کرد.
اتفاقی که چه قطبی مورد تایید باشد چه نباشد، از دیدگاه همتایان او برخوردی شایسته با یک سرمربی نیست.
پرویز مظلومی که خود از منتقدان حضور قطبی است به «جامجم» میگوید: من اگر جای قطبی بودم خودم کنار میرفتم تا اینگونه با شخصیت من بازی نشود. این برخوردها با مربیان صحیح نیست. ما عادت کردیم مربیان را با سلام و صلوات بیاوریم و بعد اشتباه خودمان را با اشتباه بزرگ دیگری جبران کنیم. درباره دایی، مایلی کهن و غلامحسین پیروانی این کار را کردیم و حالا نوبت قطبی است، اول با او قطع همکاری کنند بعد هر کاری که تصمیم دارند انجام دهند.
* * *
مهدی تاج که خودش نقش اصلی را در آوردن قطبی به ایران برای پذیرفتن هدایت تیم ملی به عهده داشت حالا مصرانه دنبال جانشین اوست. مذاکره با فاتح تریم را یک کار سازمانی میداند و البته 2 تا 3 میلیارد هزینه را برای آوردن یک مربی خوب خارجی هزینه زیادی نمیداند.
نایب رئیس فدراسیون فوتبال حتی درخصوص تصمیم قطبی هم پیشداوری میکند و معتقد است سرمربی امروز تیم ملی با یک سرمربی بزرگ خارجی ادامه فعالیت خواهد داد. تاج اینها را در یک برنامه زنده تلویزیونی صبح روز جمعه مطرح میکند و جالب این که کفاشیان چند ساعت بعد رودرروی بینندگان تلویزیونی قرار میگیرد و طوری حرف میزند که 2 میلیارد را برای استخدام مربی خارجی زیاد میداند، از دردسرهای استخدام این مربیان حرف میزند و این که آنها امکانات زیاد و شرایط ویژه میخواهند و دست آخر با وجود اینکه تایید میکند فدراسیون به دنبال جانشین قطبی است، جملهای میگوید که حتی خود قطبی هم مطمئن نیست این حرف دل کفاشیان و فدراسیون فوتبال ایران است؛ جایی که میگوید: «آنچه مشخص است اینکه قطبی هنوز یک مربی بزرگ روی نیمکت تیم ملی ایران است.»
کربکندی حرف خوبی میزند. او در گفتگو با «جامجم» مشکل اصلی این روزهای تیم ملی را ناهماهنگی در فدراسیون فوتبال میداند، او میگوید: فدراسیون بدون تفکر هماهنگ نمیتواند کاری از پیش ببرد با این وضع هیچ بعید نیست این اتفاق برای جانشین قطبی هم رخ دهد، امروز در فوتبال بین رئیس، نایبرئیس، دبیر و سایر اعضا بحثهایی هست که هیچ نشانی از تفاهم بر سر موضوع ندارد، ما تا خودمان به همدلی نرسیم نمیتوانیم انتظار داشته باشیم تیم ملی موفقی داشته باشیم.
فدراسیون بدون تفکر هماهنگ نمیتواند کاری از پیش ببرد. در فوتبال ما بین اعضای فدراسیون بحثهایی وجود دارد که هیچ نشانی از تفاهم ندارد و تا زمانی که همدلی نباشد موفقیت حاصل نمیشود
اما از نظر فنی چطور، باز هم در فدراسیون اختلاف نظر هست. کفاشیان به نظر راضی و تاج ناراضی است. او این نارضایتی را البته واضح بیان نمیکند و با بیان اینکه این توان تیم ملی برای رقابت با تیمهای بزرگ آسیا کافی نیست در مورد اقدام فدراسیون برای تقویت کادر فنی تیم ملی توضیح میدهد. کارشناسان چه میگویند، حقیقت این است که قطبی نسبت به ابتدای حضور در ایران مخالفانش بیشتر شدهاند اما تمام این منتقدان این شیوه رفتار فدراسیون را صحیح نمیدانند هرچند سرمربی تیم ملی حامیانی هم دارد.
محمدرضا زادمهر خیلی از تصمیمگیریهای غیرتخصصی فدراسیون فوتبال گلهمند است، زادمهر در گفتگو با «جامجم» در این باره تصریح میکند: به نظر من فدراسیون فوتبال باید به فکر تشکیل یک اتاق فکر واقعی برای تیمهای ملی باشد؛ کانونی که از مربیان و پیشکسوتان و بازیکنان با تجربه تیم ملی تشکیل شود تا شخصی که به عنوان سرمربی برای نشستن روی نیمکت تیم ملی انتخاب میشود پشتوانهای قوی برای مشورت و حمایت داشته باشد. اینگونه انتخاب کردن سلیقهای و شخصی عاقبتش شبیه اتفاقی است که برای مربی کنونی و مربیان پیشین رخ داده است.سرپرست پیشین تیم ملی فوتبال در مورد قطبی و اینکه ماندنش به نفع فوتبال ملی ماست یا نه میگوید: به نظر من از نظر کارنامهای افشین قطبی در مرحله اول جام ملتها خوب نتیجه گرفته، با توجه به اینکه 2 بازی خارج از خانه داشتیم 5 امتیاز بد نیست؛ اما در این مقطع با این حرف و حدیثها کاری کردند که قطبی انگیزه قبلی را ندارد. اگر میخواهند تغییری بدهند با یک تصمیم جمعی همین الان این کار را انجام دهند چون گذشت زمان به نفع تیم ما نیست.
این در حالی است که پرویز مظلومی کارشناس فوتبال و سرمربی پیشین تیم ملی «ب » ایران درباره آینده کاری قطبی به «جامجم» میگوید: با همه احترامی که برای افشین قطبی قائل هستم باید بگویم که یک سال است وقت تیم ملی به بطالت گذشته است. من از ابتدا هم مخالف این انتخاب بودم چون فکر میکنم تجربه قطبی در حد آنالیزور و دستیار برای سرمربیگری در تیم ملی کافی نیست. تیم ملی با پرسپولیس خیلی فرق میکند، متاسفانه در شرایطی پرتنش بدون مطالعه و با عجله تیم را به آقای قطبی سپردند حالا هم اگر حرفی برای تغییر هست اگر واقعا قرار است مربی بزرگ بیاورند سودمند است وگرنه مربی کوچک بدون کارنامهای قابل توجه به درد نمیخورد. مربی پروازی هم مشکل فوتبال ما را حل نمیکند، تیم ما یک مربی تماموقت میخواهد و اگر قرار است یک مربی ضعیف یا نیمه وقت بیاید، همین قطبی بهتر است.
از سوی دیگر مجید جهانپور، مربی اسبق تیم ملی این تغییرات مکرر را به ضرر فوتبال کشورمان میداند و به «جامجم» میگوید: قطبی با تیم ملی قرارداد دارد. این که تصمیم به تغییر مربی گرفتند حتما دلایل غیرفنی دارد. باید حرفها و دلایل مسوولان فدراسیون را شنید اما در شرایط عادی این تغییر مکرر مربی خیلی به فوتبال ما لطمه میزند. بهتر است موقع انتخاب آنقدر جوانب کار سنجیده شود که این گونه پشیمانی به بار نیاید تا هم وقت هدر برود و هم سرمایه، با این که عقیده دارم تجربه قطبی برای تیم ملی کافی نبود اما منطقی باشیم، فعلا مساله حادی برای تیم ملی پیش نیامده است. بهتر بود تیم را دچار حاشیه نمیکردند و اجازه میدادند تا قطبی تا موعد مقرر کارش را انجام دهد.
کربکندی با انتقاد از وضعیت پیش آمده در مورد جایگاه فعلی قطبی میگوید، نمیدانم بر اساس چه دیدگاهی قطبی را آوردند، با آن همه تعریف و تمجید بخصوص تاکید برای حضور تا پایان جام ملتها و حالا این گونه پشت او را خالی کردهاند. حقیقت این است که با این کارها و البته قول و قرارهای بیموردی که قطبی دارد، او جایگاه اولیه را ندارد، من با بعضی از بازیکنان هم که صحبت میکنم میبینم آن رابطهای که بر مبنای صداقت و علاقهمندی باشد بین برخی از آنها و قطبی وجود ندارد. در چنین شرایطی شاید تعویض به نفع تیم باشد اما اگر واقعا مربی بزرگ بیاید.
به هر ترتیب تردید و ابهام بهترین توصیف شرایط نیمکت تیم ملی در حال حاضر است، چیزی که شاید مسوولان فدراسیون هم نتوانند پاسخ قاطع و روشنی برای آن داشته باشند، قطبی میرود، قطبی میماند، یک مربی خارجی بزرگ مطرح میآید، اسامی که واقعا بزرگ هستند، بعضیها میگویند خدا کند این طور شود اما تجارب قبلی را هم نمیتوان فراموش کرد، پس تو باور نکن چون با این اوضاع همانقدر که احتمال استخدام مربی خارجی هست، احتمال تمدید قرارداد قطبی هم هست، تعجب نکنید فدراسیون همه را به شوکه شدن عادت داده است.
سارا احمدیان / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: