در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم «آسان سُر» فیلمنامه حساب شده و دقیقی داشت. همه داستان در یک آسانسور اتفاق میافتاد؛ آسانسوری که به دلیل فنی درش بسته شده و باز نمیشود. این در حالی است که یک زن و شوهر میانسال که در حال رفتن به دادگاه هستند تا از هم جدا شوند در این آسانسور گیر افتادهاند. درون این آسانسور یک گاوصندوق دزدی هم هست و این درحالی است که آقا دزده بیرون آسانسور مانده است. نگهبان ساختمان در حال تماشای فوتبال است و به سر و صداهای بیرون توجهی ندارد. دزد هم که داوود نام دارد نمیتواند در را باز کند و از بیرون با زن و شوهر داخل آسانسور صحبت میکند و مرد را متقاعد میکند که در گاو صندوق را باز کند. از آن طرف زن که هایده نام دارد از دیوار شیشهای آسانسور ساختمان آن طرف خیابان را میبیند که در یکی از طبقات آن پسری تصمیم دارد خود را حلقآویز کند. هایده در تلاش است که داوود را متقاعد کند که برای نجات پسر اقدام کند و...
اینگونه داستانها را عموم مردم نمیپسندند چون پیگیری آنها حوصله و تحمل میخواهد. در فیلمنامههایی مانند «آسان سُر»، شخصیتها به مرور و بیشتر به وسیله دیالوگ به مخاطب معرفی میشوند و با اطلاعات به اصطلاح چکهای مخاطب متوجه میشود که هر کدام از این شخصیتها چه مشکلی دارند و قرار است این مشکلات را چگونه حل کنند. البته تحول آنها در پایان قصه را هم نمیتوان نادیده گرفت. شاید تا چندی پیش فیلمنامهنویسان حرفهای و کاربلد برای نشان دادن تحول شخصیتهای داستان آنها را راهی سفرهای اودیسه وار میکردند اما اکنون با شکلگیری فرمتهای جدید فیلمنامهنویسی، شخصیتها به جای سفرهای بیرونی به سفرهای درونی میروند و در یک پوستاندازی شخصی به تحولات درونی و بیرونی میرسند. اینگونه فیلمنامهنویسی در فیلمهای تلویزیونی بندرت دیده میشوند اما تلویزیون کشور ما مدتی است که این گزینه را هم برای تله فیلمهای خود انتخاب کرده است و پخش آنها را بیشتر به شبکه 4 سیما سپرده که شبکهای است که برای مخاطب خاص تعریف شده است. مخاطبانی که از یک تله فیلم یا حتی فیلم سینمایی توقعی بیش از سرگرمی دارند. اینگونه از مخاطبان بیشتر تمایل دارند اثری را به تماشا بنشینند که داستانی متفاوت داشته باشد و اگر قصه آن تکراری است، ساختار و فرمی تازه داشته باشد که خلأ این کلیشهای بودن را پر کند.شبکه نمایش این گونه فیلمهای تلویزیونی را از قبل از عید با نمایش فیلمهایی مانند «سرقت ادبی» آغاز کرد. سرقت ادبی هم داستان و هم روایت نویی داشته بهگونهای که مخاطب را تا پایان فیلم همراه خود نگه میداشت.
سازندگان فیلم «آسان سُر» بازیگران فیلم را به دقت انتخاب کرده بودند. مهدی هاشمی و گلاب آدینه بازیگران اصلی بودند که نقش زن و شوهر را در کنار هم بازی میکردند. مهدی هاشمی مثل همیشه عالی بود. هاشمی و آدینه تاکنون در سریالهای سلطان و شبان و فیلم سینمایی«معجزه خنده» در کنار یکدیگر بازی کردهاند و «آسان سُر» بار دیگر این دو بازیگر توانمند را در کنار هم قرار داد. در کنار بازیهای خوب باید به طراحی صحنه این فیلم هم اشاره کرد که هوشمندانه طراحی شده بود بهگونهای که مخاطب براحتی میتوانست با فضای آسانسُر ارتباط برقرار کند.
البته نوآوری در ساخت تله فیلمی مانند «آسان سُر» از تیتراژ آن و عنوانبندی آغاز شد. تاکنون ما همیشه کلمه آسانسور را به صورت سر هم نوشتهایم اما طراح تیتراژ این فیلم آسانسور را جدا از هم نوشته بود که معنای آن را چند لایه میکرد و از همان ابتدا مخاطب را به فکر وامیداشت که این کلمه چه معنایی میتواند داشته باشد؟ تهیهکننده فیلم آسان سُر، جواد نوروزبیگی بود که از تهیهکنندگان با تجربه سینما و تلویزیون است. استفاده تلویزیون از این تهیهکنندهها که به کار احاطه دارند امکان این را فراهم میکند که کارگردانان هم دست به تجربهگرایی و نوآوری بزنند و سطح تله فیلمها روز به روز بهتر شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: