تردید و بیاعتمادی
تردید و بیاعتمادی که در سالهای 1952 و 1967 بعد از شکست از اسرائیل در مصر حکمفرما شده بود، امروز هم در این کشور سایه انداخته است، این بدان علت است که اعتماد مردم در دوران کنونی به نظام بسیار پایین است و حیرت در برابر آینده نزد مردم بیشتر و بیشتر میشود. شاید مبالغه نباشد اگر بگویم که رهبران مخالف کنونی باید نامهای را درباره وضعیت کشور به سران کشور بنویسند که همان عبارت نامه سران معارض در زمان ملک فاروق را در آن مورد استفاده قرار دهند.براساس این گزارش، اگر مورخان شهادت دادهاند که ماههای پس از آتشسوزی در قاهره ناتوانی نظام حاکم وقت مصر را در کنترل اوضاع مدیریتی کشور نشان داد، امروز نیز زمانی که عملکرد دولت را در سالهای اخیر دنبال میکنیم، میتوانیم به این نتیجه برسیم که نظام کنونی توان کنترل اوضاع کشور را ندارد.هویدی در ادامه به برخی مشکلات دولت در سالهای اخیر اشاره کرده و میافزاید که این سالها همان سالهایی است که مشکلات نان، آبهای آلوده، از بین رفتن خدمات بهداشتی و آموزشی و ارتباطات در کشور افزایش یافته است.
موضوع زبالههای شهری و بحران سیلهای مصر و فتنههای مذهبی از دیگر عواملی است که ناتوانی دولت را در کنترل امور کشور نشان میدهد. افزایش فاحش میزان بیکاری در کشور و گرانیهای گسترده و ناتوانی وحشتناک در پرداخت میزان هزینههای کشور و همچنین بالا رفتن شدید شاخص بدهیهای کشور دلایل دیگری بر ناتوانی دولت در اداره امور است.بنا بر این گزارش، همچنین نمیتوان شاخصهای موسسه شفافیت بینالمللی را ـ که مصر را از نظر فساد میان 19 کشور خاورمیانه در رده یازدهم و میان 180 کشور جهان در رتبه 111 قرار داده ـ نادیده گرفت. از این گزارش میتوان نتیجه گرفت که فساد در مصر شایع است و باید قید و بندهای شدیدی برای جلوگیری از این روند وضع شود. در همین خصوص بعید نیست شاهد افزایش خشم عمومی در محافل مصری و قومیتهای گوناگون در این کشور باشیم، اعتصابها و اعتراضها در میان مردم افزایش یافته است. مردمی که به خیابانها آمدهاند برای بهبود اوضاع معیشتی خود تظاهرات کردهاند، اما نباید فراموش کنیم که آنها عادت کردهاند خشم خود را فرو خورند و خود را خوار کنند، اما میزان شرایط سختی که آنها در آن زندگی میکنند، بیش از حد تحمل است.
به نوشته الجزیره، درست است که برخی صحبتها در هفته گذشته از احتمال بازگشت تدریجی مبارک به ادامه فعالیتهای خود خبر دادهاند، اما محافل پزشکی مربوط معتقدند این ظهور بعد از مرحله دیگری از درمان روی خواهد داد که امید میرود رئیسجمهور بعد از این مرحله بهبودی کامل خود را به دست آورد. سهم این شایعات از واقعیت هر قدر که باشد مهم نیست، بلکه این شایعات نشان از این دارد که افق آینده مصر با نگرانی و سردرگمیهای زیادی همراه است، بویژه اینکه مصر در آستانه سه دور انتخابات قرار دارد که بخشی از نقشه سیاسی آینده در سالهای بعد را خواهند ساخت و در جریان این انتخابات مجالس ملی و شورای مصر و همچنین رئیسجمهور این کشور انتخاب خواهند شد. این تحلیلگر مشهور عرب در ادامه این مقاله به بررسی جنگ اعراب و اسرائیل پرداخته و میافزاید که در سال 1967 پروژه درگیری نظامی با اسرائیل شکست خورد و الان نیز پروژه روند سازش صلح با اسرائیل به بنبست رسیده است. اما اگر اندکی به قبل نگاه کنیم، میبینیم که اوضاع 40 سال قبل بسیار بهتر از الان بود. در آن زمان «چالشپذیری» عنوان اصلی موضع مصر به شمار میرفت، اما الان این موضوع متهم و محکوم است و اعتدال جای آن را گرفته تا پوششی بر تسلیم شدن و اطاعت به شمار رود. البته هیچ کدام از این روشها تنها برای اسرائیل به کار گرفته نمیشود، بلکه در عملکرد داخلی سران در مصر نیز مورد استفاده قرار میگیرد.
علاوه بر این نباید این نکته را فراموش کنیم که دیدگاه استراتژیک مصر در سال 67 واضحتر از الان بود، دشمن صهیونیستی از سوی آمریکا حمایت میشد و این موضوع قطعی بود، تعامل با دشمن نیز هیچگونه ابهامی نداشت و در این ضربالمثل خلاصه میشد که «چیزی که با زور گرفته شد، جز با زور و قدرت پس گرفته نمیشود.» از سوی دیگر کشورهای عربی نیز بر همین موضع بودند و همبستگی موجود در میان اعراب که در آن زمان وجود داشت، نشان از این موضوع داشت.
حذف گزینههای احتمالی
براساس این مقاله، نظام حاکم مصر، هم قدرت کنترل اوضاع داخلی و هم قدرت تحرک مثبت در خارج از کشور را از دست داده است، این در حالی است که تمام درها را به سوی ظهور جایگزینهای دیگر بسته و در این شرایط تنها گزینه مجاز این است که همه به آینده توجه کنند و این شعار را سر دهند که راهحل اوضاع در ادامه همین وضعیت است!
براساس این گزارش، اجرایی کردن این شعار به این صورت است که میبینیم هر نوع جایگزین و طرحی که برای خروج از قبضه قدرت جریان حاکم مطرح میشود و سیطره آن را زیر سوال میبرد با حمله وحشتناکی مواجه میگردد. بازداشتهای هفتگی عناصر اخوان المسلمین نیز پیام تنبیه و هشداری در همین خصوص به تمام مردم مصر است.
از سوی دیگر آنچه با محمدالبرادعی، مدیرکل سابق آژانس و نامزد احتمالی ریاست جمهوری مصر در حال انجام است، پیام دیگری در همین راستاست، علاوه بر بدنام کردن گسترده البرادعی و ترور شخصیتی وی در رسانههای دولتی مصر، نیروهای امنیتی قاهره منتظر هستند تا ابتکار عمل را از هواداران البرادعی گرفته و تعدادی از احزاب مخالف دولت را به کشیده شدن به صفوف ابتدایی این درگیریها برای ربودن شعار «تغییر» از طرفداران البرادعی تحریک کنند. همین نیروها و دستگاهها هستند که نمایندگان برخی احزاب ناشناس را تحریک میکنند که فهرستی از اتهامات را علیه البرادعی به دادستان مصر ارائه کنند تا بتوانند وجهه وی را تخریب کرده و این جایگزین احتمالی در آینده را از بین ببرند. علاوه بر این تلاشها، که در راستای از بین بردن گزینههای احتمالی انجام میشود، بوقهای رسانهای نظام تلاش زیادی را برای خوب نشان دادن وضعیت کنونی کشور و بازار گرمی برای دستاوردهای آن از خود نشان میدهند و این دستاوردها را پیروزی جدیدی در روند اقدام ملی برای انتقال از مرحله حاکمیت فراگیر به منطقه «ما بعد فرعونی» قلمداد میکنند، این پیامها سعی میکنند مردم را قانع کنند که اوضاع کنونی بهتر از گذشته است و این وضعیت در تقدیر مردم نوشته شده و مصر با تمام مردم، سرزمین و نیل آن به کشوری موقوفه به نام حزب ملی این کشور تبدیل شده است.
فهمی هویدی در پایان مینویسد: این موضوع مرا وا میدارد که بخشی از نامه رهبران مخالفان به ملکفاروق را بار دیگر تکرار کنم. در این نامه آمده است: تحمل ملت، هر قدر هم که طولانی باشد، ناگزیر رو به پایان است و ما از این میترسیم که کشور به فتنهای دچار شود که تنها دامن ظالمان را نگیرد، بلکه کشور را به بیچارگی مالی، سیاسی و اخلاقی مبتلاکند.
الجزیره / فارس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم