در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کار تلویزیونی هم که در گذشته پیش آمد باز هدف تلویزیون نبود، بلکه همین گروه هنرمندان «صبح جمعه با شما» تصمیم گرفتند، برنامه رادیویی را به شکل تلویزیونی اجرا کنند که برنامه «جدی نگیرید» شکل گرفت و همین تهیهکننده و نویسنده رادیو این برنامه تلویزیونی را تولید کردند چون اگر یک تهیهکننده تلویزیونی چنین برنامهای را میساخت، شاید به این سبک نمیشد، چون یک تهیهکننده رادیو به سبک کار بازیگران واقف بود و براساس توانمندی هنرمندان رادیو تیپهای خاص سقسیاه، جان علی و شخصیتهای دیگر را برای آنها در نظر گرفتند، با همه اینها هیچوقت تلویزیون برایم جذاب نبود، چون حس کردم آن چیزی که فکر میکنم و میتوانم در رادیو انجام دهم، در تلویزیون به لحاظ تصویری و دوربینی بودنش که دست و پا گیر است، نمیتوان ارائه داد، ما تیپهای رادیویی که برای تلویزیون میگرفتیم، خودمان خوشمان نمیآمد و میگفتیم اینها کار رادیویی است، مثل دوبلوری که شما سالها با صدایش زندگی کردید، اما یک شب در تلویزیون تصویرش را میبینید و آن تصوری که در ذهن شما از آن شخصیت کرده بودید، تغییر میکند، شاید به همین دلیل است که در کار تلویزیونی راحتی کار را برای یک بازیگر که بخواهد تیپهای مختلفی را بگیرد اجازه نمیدهد، من کار رادیویی را بهتر و روانتر انجام میدهم. و اینکه یک بازیگر رادیو بداند در رادیو چه باید اتفاق بیفتد، یعنی وقتی پشت میکروفن قرار میگیرد بداند که چندین میلیون نفر شنونده این برنامه هستند و با این ارتباط باید تمام حس یک نمایش رادیویی را انتقال بدهد.
این به نظرم سختتر از آن است که به کمک لباس، گریم و تصویر بخواهید بازی کنید، به خاطر همین خیلیها میآیند و خیلی هم زود میروند. من در سال 1368 به رادیو آمدم اما یک سال بعد کارم را شروع کردم چون دور میز تمرین ما آن زمان اساتیدی چون مرحوم نوذری، مرحوم مقبلی و مرحوم دیهیم و دیگر بزرگان رادیو بودند و خیلی زود بود که من بخواهم در کنار آنها بنشینم و کار کنم، من یک سال فقط شنونده بودم و نگاه میکردم، اگر الان کمترین هنری در این زمینه دارم، آن شرایط و سختگیری اساتیدمان در گذشته باعث شد. تجربه در رادیو حرف اول را میزند، کنار بزرگان بودن، شنیدن و تجربه کردن و بعد اجرا یعنی روال عادی یک کار رادیویی است. من نظرم این است که صدای هر مجری و بازیگر فقط باید از یک شبکه رادیویی شنیده شود، یعنی وقتی رادیو را روشن میکنند باید بدانند امامیه در کدام شبکه است، این که در هر شبکهای صدای من را بشنوند، کار صحیحی نیست، یک بازیگر طنز نباید نگران باشد که طنز تمام میشود، طنز خیلی جا دارد، چون در هیچ کجای دنیا این طور نیست که نگران این باشید که انتقادهای طنز ما کسی را آزاد دهد، بلکه باید اصلاح کند. وقتی محدودیتهای دست و پاگیری برای هنرمندان رادیو باشد ما آن رکود طنز را در رادیو خواهیم داشت، یکی از وظایف رادیو و تلویزیون این است که سنت در آن فراموش نشود و این که 3 نسل رادیو گوش میکنند، برای ما هنر این است که مخاطبان جدیدی روز به روز به مخاطبان گذشته رادیو اضافه شوند.
کلام را کوتاه کنم، در آغاز سال نو برای همه مردم مسلمان ایران و جهان سلامتی، نیکبختی همراه با سالی پربرکت را آرزو میکنم و امیدوارم امسال سالی باشد که دیدگاه ما را نسبت به طنز بهتر کند و تجربه نشان داده مردمانی بیشتر موفقاند که شاد و با طراوت هستند و یکی از ارگانها و سازمانهایی که میتواند این مهم را تحقق بخشد، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران است، مخصوصا رادیو که یار دیرینه مردم در نسلهای مختلف است.
مهران امامیه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: