در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شکلگیری اثر دارا و ندار میتوانست بهتر و منسجمتر باشد. دارا و ندار با داستانی ساده به بازگویی زندگی انسانها در سطوح طبقاتی گوناگون پرداخت و با معرفی صرفا دو فضا و قرار دادن دو طبقه اجتماعی در هریک از این فضاها، سعی به بازگویی برخی دغدغههای مردم داشت، اما دامنه نگاه طنز آنقدر پهن گردید که همه چیز به شوخی گرفته شد و آن اثرگذاری که قطعا جزو اهداف این اثر بود، ناگهان فراموش یا بهتر بگوییم، خاموش گشت.
تبعیض اجتماعی برای هر کسی سخت و دردناک است، بویژه وقتی این نابرابریها قرار شود در یک شهر پدیدار گردد. هیچکس فکر تاثیرگذاری طنز روی نظرها و نگاهها نیست؛ اما باید در این حیطه کاملا معقول و سنجیده عمل کرد که لبه تیز طنز ناگهان منجر به گذر به حوزه لودگی نشود. دارا و ندار با چنین موضوعی شکل گرفت. دو فضای محدود یکی کاملا خراب و کثیف و دیگری آباد و شیک. آدمها براساس نوع داستان هریک در این فضاها قرار میگیرند و هریک مشکلات و معضلات خود را در طول ماجراها بازگو میکنند؛ اما آیا نباید برای بیان چنین بازنمایی، واقعیت را منطبق بر کار قرار داد؟ آیا تصور این که این آدمهای فقیر و ثروتمند نسبت به جریان عادی و ساری جامعه، چیزی را درک نمیکنند، صحیح به نظر میرسد؟
در دارا و ندار آدمهای مرفه آنقدر کوتهبین و سبکمغز معرفی میشوند که بیننده در ذهنش این سوال تداعی میشود که اگر این فرد کودن بوده، چگونه این همه ثروت پیدا کرده؟ حتی آدمهای فقیر آنقدر سطحینگر طراحی شدهاند که مخاطب، عدم تلاش و تفکر را باعث این عقبماندگی میداند!!
قالب تلویزیون به جهت ویژگیهای خاص بصریاش ظرافتهایی را میطلبد.
دارا و ندار گرچه محتوای خاصش میتوانست اثری ماندگار را خلق کند؛ اما نشد. البته آثار متعدد از یک کارگردان از روی دلسوزی منتقدان همواره در حال نقادی است و نقادیها اگر بدقت مورد مطالعه صاحب اثر قرار گیرد، یک کارگردان بیشتر همراه مردم گشته و آثار بهتری را خلق خواهد کرد، نه این که در مسیر جاده به حرکت نزولی ادامه دهد.
مجتبی شهریان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: