چه اتفاقی افتاده بود که ذوبآهن، تیمی که میتواند در خانه حریف قدری مثل بنیادکار پیروز شود ـ در برابر تیمی مثل پیکان با آن مختصاتی که از این تیم سراغ داریم ـ با زحمت به تساوی دست مییابد. استقلال، دیگر نماینده فوتبال ما در جام باشگاههای آسیا، در شهر قم، باوجود زدن گل و پیش افتادن از حریف در دقایق پایانی بازی به اصطلاح کم آورد و ناچار به عقبنشینی شد؛ این عقبنشینی را حریف به استقلال تحمیل کرد، استقلال قبل از خوردن گل، میانه میدان را از دست داد و آهنگ بازی به سود حریف تغییر کرد. استقلال چه زمانی که صاحب توپ بود و چه زمانی که صاحب توپ بود و چه زمانی که در یک حالت انفعالی مجبور به خارج کردن یک بازی از دست حریف شد، به یک سبک و سیاق بازی کرد. استقلال به شکل ناخواستهای، سرعت بازی را به نوعی دستپاچگی تبدیل کرد، هرچه بازی سرعت میگرفت، میزان اشتباه مردان میانی استقلال بالا میرفت و این اجبار در عجول بازی کردن، موجب به هم ریختگی خط دفاعی و میانی استقلال شد. مردان استقلال، برای کنترل بازی تدبیر خاصی نداشتند، آنها به میل و اراده حریف، عجول بازی میکردند و به جای کاستن از سرعت بازی میکوشیدند نوعی بازی انفعالی را پیشه کنند. این بازی انفعالی نتیجهاش، گل تساوی بخش حریف بود و برخورد توپ به تیرک دروازه حکایت از به همر ریختگی استقلال داشت و سرانجام یک پنالتی بیمورد و بیجهت، اسباب باخت چهارمین نماینده ایران را فراهم کرد. این اتفاق، معنیاش چیست؟ آیا غیر از این است که تیمهای ما در بازگشت به شرایط عادی ضعف دارند و نمیتوانند بموقع خستگی را از تن به در کنند؟
آیا غیر از این است که تیمهای ما در زمانی که بازیهای لیگ تعطیل میشود، برنامه ویژهای برای تعطیلات ندارند و در نتیجه بازیافت انرژی بدرستی انجام نمیشود؟
در این موارد، بسیار دیدهایم که تیمها از شرایط مسابقه خارج میشوند و در این حالت، نقش مربیان بدنساز، یعنی مردانی که وظیفه حفظ بدنها را به عهده دارند، بدرستی روشن است و تیمهایی که به این نکته توجهای ندارند، بیشتر متضرر میشوند. تیمهای ما در تعطیلات اجباری لطمه میخورند و به طور طبیعی یک بازنگری کلی برای رفع این مشکل ضروری به نظر میرسد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم