آیا این تحقیقات به گروه خاصی از دایناسورها تعلق داشته است یا برای تمامی گونههای مختلف دایناسورها صدق میکند؟
ما در مرحله نخست گروه خاصی از دایناسورها موسوم به سار و پودها را مورد بررسی قرار دادهایم. سار و پودها سوسمارهای عظیمالجثه و گیاهخواری بودهاند که در دوران ژوراسیک و کرتاسه زندگی میکردهاند و همواره مورد توجه دیرینهشناسان بودهاند. ما پیش از آغاز این تحقیقات گمانهزنیهای زیادی داشتهایم و اکنون که مرحله اول تحقیقات را به پایان رساندهایم از این نکته خوشحال هستیم که بسیاری از تردیدهای موجود را پاسخ دادهایم.
بدون تردید این یافتهها با تکیه بر بررسیهای بوده است که روی نمونههای فسیلی انجام دادهاید. کمی هم درباره این نمونهها صحبت کنید.
ما برای این منظور همکاری خوبی با موزه تاریخ طبیعی پیتزبورگ کارنگی داشتیم. در این موزه نمونههای فسیلی جالب توجهی از گونههای مختلف دایناسوری نگهداری میشود. یکی از این نمونهها به گونهای از دایناسورها تعلق دارد که درحدود 150 میلیون سال پیش زندگی میکرده است. این نمونه چند سال پیش و در منطقه آمریکای شمالی یافت شد. زمانی که این نمونه کشف شد سر و صدای زیادی در دنیای دیرینهشناسی به راه افتاد و از آن زمان تا به اکنون تحقیقات زیادی بر مبنای این فسیل انجام شده است.
به نظر میرسد نمونهای که روی آن کار کردهاید به یک دایناسور جوان مربوط باشد؟
بله. در گذشته تحقیقاتی که انجام میشد همواره روی جمجمه دایناسورهای بالغ بوده است اما این بار تحقیقات ما روی جمجمه دایناسوری جوان صورت گرفته است. در دنیای دیرینهشناسی پیدا کردن جمجمه دایناسور بالغ کاری سخت و حتی در برخی موارد نادر به شمار میآید اما این وضع درخصوص دایناسورهای جوان نادرتر است. در گذشته هرگونه اطلاعاتی که درخصوص وضعیت ساختاری جمجمه دایناسورها به دست ما رسیده است بر مبنای بررسی ساختار جمجمه دایناسورهای بالغ بوده و نه جوان و همین نکته بر هیجان تحقیقات اخیر ما افزوده است. دایناسوری که ما روی جمجمه اش تحقیقات گستردهای داشتهایمDiplodocus نام دارد.
وضعیت ساختاری جمجمه Diplodocus بالغ و جوان چه تفاوتهای آشکاری دارند؟
تحقیقات نشان دادهاند که جمجمه نمونه بالغ این دایناسورها کشیده و خرطومی مربع شکل بوده است و البته همواره این انتظار وجود داشته است که جمجمه نمونههای جوان نیز به این ترتیب باشد، با این حال اکنون مشخص شده است که چنین نیست. ما برای این منظور به سراغ برنامههای قدرتمند نرمافزاری رفتیم و در نهایت متوجه شدیم در دوران جوانی و رسیدن به مرحله بزرگسالی تغییرات قابل توجهی در ساختار جمجمه این دایناسورها روی میدهد.
چه تفاوتهای مشخصی وجود داشته است؟
از جمله این تفاوتها میتوان به درشتتر بودن چشمها و جایگاه آنها اشاره کرد. همچنین صورت نمونههای جوان در مقایسه با نمونههای بالغ و بزرگسال کوچکتر است. البته شاید بتوان گفت این دو تفاوت از پیش هم قابل پیشبینی بود اما نکتهای که بیش از سایر موارد توجه ما را به خود جلب کرد تفاوت ساختاری موجود در پوزه دایناسورهای جوان و بالغ بوده است. در نمونههای جوان این بخش از سر دایناسور کروی شکل است حال آن که در نمونههای بالغ و بزرگسال این بخش را بیشتر به شکل مربعی میبینیم.
این تحقیقات و نتایج آنها تا چه حد برای شما ارزشمند است؟
استفادههای گستردهای از نتایج این تحقیقات و تحقیقات مشابه میتوان انجام داد. ما اکنون میتوانیم با وارد کردن دادههای به دست آمده در رایانههای قدرتمند، ساختار دقیقتری از این دایناسورها و بخصوص جمجمه آنها را ترسیم کنیم. شاید حداقلترین کاری که میتوان با استفاده از این یافتهها انجام داد به صنایع فیلمسازی مربوط باشد. این یافتهها دست فیلمسازان و متخصصان جلوههای ویژه و رایانهای را برای ترسیم شکل و شمایل واقعیتر دایناسورها بازتر میگذارد و آنها میتوانند جزییات دقیقتری از این جانوران غولپیکر را در اختیار مردم قرار دهند.
آیا تحقیقاتی نیز در زمینه علل این تغییرات ساختاری انجام دادهاید؟
بله. در حقیقت این کار بخش مهمی از تحقیقات چند ماه گذشته ما بوده است. ما پس از مطالعات مختلف به این نتیجه رسیدهایم که فاکتورهایی نظیر شیوه و رژیم غذاخوردن تاثیر مهمی بر این تغییر شکل داشته است. نکته عجیب این است که ما متوجه شدهایم نمونههای جوان و بزرگسال این دایناسورها برای اجتناب از رقابت و درگیر شدن با هم غذاهای متفاوتی میخوردهاند. به عنوان مثال متوجه شدهایم که نمونههای جوان این دایناسورها که همواره گردنی ظریفتر و منعطفتر داشتهاند از برگهای مقویتر درختان استفاده میکردهاند. این نمونه تنها مثال کوچکی از تفاوت غذای مصرفی این دایناسورها بوده است.
با توجه به اهمیت این تحقیقات و جذابیت یافتههای اخیر به نظر میرسد موزههای تاریخ طبیعی ارزشی فراتر از تصورات قبلی دارند؟
دقیقا همینطور است. این موزهها گنجینهای ارزشمند از اطلاعات مختلف دورانهای زمینشناسی و حاکمان وقت آنها را در خود ذخیره کردهاند. از این رو تحقیقات گستردهای در آنها همواره در حال انجام است. نباید این نکته را فراموش کرد که نتایج تحقیقات ما و فاش شدن راز دیگری از دنیای پر راز و رمز دایناسورها صرفا به این موزه و نمونههایی که در آن قرار دارد بستگی داشته است.
آیا برنامههای دیگری نیز برای این مطالعات در نظر دارید؟
بله ما هنوز در مرحله اول قرار داریم و بر اساس برنامهریزی طولانی مدتی که از پیش انجام دادهایم در نظر داریم که تحقیقات مربوط به تغییرات ساختاری جمجمهها را روی طیف گستردهای از دایناسورها انجام دهیم.
به این ترتیب میتوانیم با صراحت بیشتری درخصوص این جانوران و زندگی مرموز آنها صحبت کنیم.
دکتر جان ویتلاک در یک نگاه
این محقق جوان در دانشگاه میشیگان به عنوان یک دیرینهشناس تحقیقات مختلفی را در زمینه گونههای مختلف دایناسوری آغاز کرده است. یکی از این تحقیقات به رژیمهای غذایی این حیوانات عظیمالجثه باز میگردد. وی بر این باور است که رژیمهای غذایی تاثیر قابل توجهی بر ساختار جمجمه و ظاهر این حیوانات در دورانهای مختلف زندگیشان داشته است. وی همواره به همراه گروههای مختلف تحقیقاتی در مناطقی همچون صحراهای آمریکای شمالی به دنبال کشف نمونههای جدیدی از فسیل دایناسورهاست. دکتر ویتلاک مدرک کارشناسی ارشد خود را در سال 2005 و از دانشگاه میشیگان در رشته زیستشناسی تکاملی اخذ کرده است. وی در 2 سال گذشته همکاری گسترده تحقیقاتی نیز با چند موزه تاریخ طبیعی ازجمله موزه تاریخ طبیعی پیتزبورگ کارنگی داشته است.
مهدی پیرگزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم