در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دو دزد جوان بعد از سرقت پیکان تصمیم گرفتند با آن به خانه یکی از بستگانشان در شهرری بروند. آنها در حوالی شهرری در حرکت بودند که ناگهان خودرو دچار نقص فنی و متوقف شد مرد سارق چارهای ندید جز این که با کمک همسرش پیکان را هل بدهد و آن را به نزدیکترین تعمیرگاه برساند.
ساعتی بعد آن دو به زحمت خود را به تعمیرگاه رساندند و ناگهان جوان تعمیرکار با مشاهده خودرو ادعا کرد پیکان متعلق به اوست و آن را چندروز قبل در شمیران به سرقت بردهاند. به این ترتیب پای پلیس وسط کشیده شد و زوج جوان جرمشان را گردن گرفتند مرد سارق در اعترافاتش گفت: از وقتی که ازدواج کردم، نتوانستم کار مناسبی پیدا کنم من و همسرم تصمیم گرفته بودیم، عصر پنجشنبه برای صرف شام به رستورانی در شمال تهران برویم و من توانستم پول تهیه کنم، از طرفی چون قول داده بودم، نمیخواستم در مقابل همسرم بدقول شوم.
با او به نزدیکی رستوران رفتیم. آن زمان بود که صاحب خودرو و همسرش از پیکان پیاده شدند و من دیدم سوئیچ داخل خودرو جامانده است. تصمیم گرفتیم برای چندساعت خودرو را به امانت ببریم و با مسافرکشی کمی پول تهیه کنیم ولی پس از اقدام به سرقت از ترس دستگیر شدن خودرو را باز نگرداندیم.
این حادثه نادر، هم برای مالباخته به یک درس بزرگ تبدیل شد تا از این پس از اموالش بیشتر مراقبت کند و هم برای زوج سارق تنبیهی شد تا به مال دیگران نظر نداشته باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: