همان باور و اعتقاد بود که سبب شد کلینزمن پس از جام جهانی 2006 که از سمت خود کنارهگیری کرد، لو را برای جانشینی خود توصیه کند و فدراسیون فوتبال آلمان که اعتقادی مشابه با وی داشت، بر این قضیه مهر تایید زد.
لو در 3 سال و 7 ماه اخیر به تنهایی ژرمنها را هدایت کرده و در کارش باز موفق بوده است. نایب قهرمان شدن در یورو 2008 نشانه روشن آن است.
بزرگترین فرضیه و دکترین لو که آثار آن در فوتبال ملی آلمان هویداست، کم کردن فاصله زمانی میان دریافت توپ و رها کردن آن توسط بازیکنان و ارسال هرچه سریعتر توپ به یکی از یاران خودی است.
اگر در فوتبال این اصل رعایت شود، میتوان این ورزش را به سریعترین شکل ممکن به اجرا درآورد و برای حریفان نیز تقابل با این روش و خنثی کردن این سرعت بسیار سخت خواهد بود.
آنچه یواخیم او را از بسیاری از اسلافش در آلمان و همگنانش در دیگر کشورها متمایز میکند، یکی تحصیلات آکادمیک بسیار مفصل وی و دورهها و کلاسهای متعددی است که او در آن گام نهاده و دیگری وقار و متانت وی و دوری جستن او از درگیریها و مجادلات است.
با چنین پیشزمینهها و مشخصههایی لو میگوید هدف آلمان در جام جهانی پیشرو مثل جامهای بزرگ قبلی رسیدن به فینال و فتح جام است و میافزاید: اصولا چیزی جز این از ژرمنها به خاطر پیشینه و شهرتشان پذیرفته نیست.
از دید وی جوانگرایی اعمال شده در تیم آلمان ظرف شش هفت سال اخیر یک ترکیب خاص و توانا را برای ژرمنها پدید آورده است و...
آیا واقعا به کسب قهرمانی در جام جهانی آفریقای جنوبی امیدوارید؟
نظر من به تنهایی شرط نیست و چه من بگویم و چه دیگران، آلمان هر دوره مسابقه بزرگی را با هدف فتح آن شروع میکند.
شرکت صرف، کشور مرا راضی و قانع نمیکند. دوره جدید جام نیز از قاعده مستثنا نیست و ما به آنجا میرویم که بیشترین پیشرفت را داشته باشیم و در صورت امکان به فینال برسیم و قهرمان شویم.
برای رسیدن به این هدف و در راه نیل به آنچه گفتید و درخشش در آفریقای جنوبی چه برنامههایی دارید؟ تدارکاتتان چگونه خواهد بود؟
تدارکات ما از مدتها قبل شروع شده است و آنچه میگویم فقط به بازیهای دوستانه یا آنالیز حریفانمان منحصر نمیشود.
ما حتی راجع به شرایط زیستی و مشخصات جغرافیایی کشور میزبان جام جهانی و آنچه آنجا انتظار ما را میکشد تحقیق کرده و گزارشهای مفصلی را فراهم آوردهایم. البته تدارکات ما و برنامههای تقویتمان از وقتی قرعهکشی مرحله پایانی مسابقهها در کیپ تاون صورت پذیرفت شدت گرفت، زیرا از آن پس به درستی فهمیدیم با چه تیمها و رقبایی در آن پیکارها طرف هستیم و برای تقابل با کدام سیستمها باید مهیا شویم.
از نقاط ضعف تیمتان بگویید.
ما حتی راجع به شرایط زیستی و مشخصات جغرافیایی کشور میزبان جام جهانی و آنچه آنجا انتظار ما را میکشد تحقیق کرده و گزارشهای مفصلی را فراهم آوردهایم. البته تدارکات ما و برنامههای تقویتمان از وقتی قرعهکشی مرحله پایانی مسابقهها در کیپتاون صورت پذیرفت شدت گرفت
در چند مسابقه دور از سطح و کلاس خود و پایینتر از توانی که داشتیم و داریم ظاهر شده و اسباب تاسف شدیم؛ اما اینجور نزولها در برخی موارد برای هر تیمی طبیعی و گریزناپذیر است و امکان ندارد تیمی همیشه از آن مصون بماند و بالاخره در نقطه و زمانی از سال کم میآورد و روز بد خود را سپری میکند. گاهی احساس میکنید که به دلیلی تیمتان کمانگیزه ظاهر میشود و بد و سرد توپ میزند و شور و گرمای لازم را ندارد. گریزی از چنین روزها و عواقب آن نیست. در عین حال در بیشتر دیدارهای مهم و آنجا که باید میخشیدیم و پراشتیاق و با تعصب کار میکردیم، چنین کردیم و کم نیاوردیم. شاید به لحاظ فنی و برخی ویژگیهای تکنیکی تیم فعلی ما چیزی نباشد که باید باشد، اما به لحاظ کار گروهی و همت و تلاش تقریبا همان چیزی است که ما در کادر فنی این تیم میخواستهایم.
ما تیمی داریم که هم نیروی جوانی دارد و هم تجربه لازم برای اداره بازیهای دشوار را.
تیم آلمان در کدام زمینههای خاص طی سالهای اخیر رشد محسوس و ارزشمندی داشته است؟
به لحاظ تاکتیکی و کار حساب شده و قدم به قدم، ما به سطوحی بالاتر از گذشته رسیدهایم. شروع حرکت ما در این زمینه از پاییز 2004 بود؛ البته در آن زمان دوستم یورگن کلینزمن سرمربی تیم ملی بود و من فقط به عنوان دستیار او کار میکردم، اما از همان زمان سنگ بنای اعتلای بازی گروهی و مدرنتر کردن آن را در تیم آلمان گذاشتیم و به نتایج خوبی هم رسیدیم که اوج تبلور آن در
جام جهانی 2006 در خاک کشور خودمان بود. در آن زمان همگان شور و روحیه مثبت و جوان بودن تیم آلمان را ستودند، اما در این هنگامه این حقیقت و مساله مهمتر از نظرها دور ماند که در کار تیمی و بازی گروهی هم چقدر پیشرفته و موفق عمل میکردیم.
پس از رفتن کلینزمن کوشیدم همان روال را با مدرنسازیهایی اضافی استمرار بخشم و باز هم پیشرفتهایی در این خصوص داشتیم و همین موضوع سبب شد در یورو 2008 هم خوب نتیجه بگیریم. در حالی که خیلیها روی ما حساب نمیکردند، به فینال برسیم و دوم شویم.
آیا همین روند پیشرفت را در آینده هم امکانپذیر میبینید؟
بله. این روندی است که اگر برای آن برنامه داشته باشید و بدرستی و با حساب و کتاب حرکت کنید، همیشه کم یا زیاد پیشرفتهای تازهای خواهید داشت. ما در شش ـ هفت سال اخیر جوانان بالندهای مثل فیلیپ لام، لوکاس پودولسکی، باستی ین شواین اشتایگر، توماس هیتزلس پرگر، مرته ساکر و بتازگی مسعود اوزیل را وارد اردوی ملی کردهایم. بجز اوزیل، بقیه این نفرات به رغم سن کمشان پنجاه شصت بازی ملی را پشتوانه خود دارند و همچنان بهتر میشوند. این یک حسن عالی در هر ورزشی است که تیمتان در عین جوانی، پرتجربه و میداندیده باشد.
پس از سوم شدن در جام جهانی قبلی و دوم شدن در اروپا آیا توقع قهرمانی در جام جهانی پیشرو با توجه به عنصر جوانی در تیم ملی آلمان که مورد اشاره شما قرار گرفت، انتظار بیش از حدی است؟
پیشتر هم به شما گفتم که آلمان با انتظار و توقع قهرمانی هر جامی را شروع میکند و این از خصلتهای ذاتی و باورهای پایهای و بنیادین ماست. اما این که چنین مسائلی نوبتی باشد و هر چیزی باید حتما در پی واقعهای دیگر شکل گیرد، طرز تلقی صحیحی نیست. این که ما در آفریقای جنوبی به رتبه چندم میرسیم تابع اتفاقات مختلف از جمله میزان آمادگی خودمان، توان رقبا، همراه بودن یا نبودن عنصر شانس و اقبال با ما و قرعه و جدول و روند اتفاقات در مرحله حذفی است که از حالا نمیتوان آن را پیشبینی کرد.
اما گمان میرود بتوانید با صراحت بیشتری درباره رقبای مرحله نخست تیمتان در جام جهانی 2010 که صربستان، غنا و استرالیا هستند، صحبت کنید و شانس صعود تیمتان از این گروه (دسته چهارم مسابقهها) را برآورد کنید.
برخلاف آنچه عدهای میگویند، این گروه بسیار سخت است و صعود از آن قطعی و از پیش تعیین شده نیست. صربستان و غنا تیمهایی ذاتا قوی و پرتجربهاند و دومی در رقابتهای اخیر جام ملتهای آفریقا از نو درخشید و در جام جهانی قبلی نیز تنها تیم آفریقایی بود که از گروهش بالا رفت و به مرحله حذفی رسید. استرالیا هم هر چند پیشینه و توان آنها را ندارد، اما با کار گروهی و تلاش جمعیاش توانسته است برای دومین بار متوالی به مرحله نهایی جام جهانی برسد و حریف آسانی نخواهد بود. قدر مسلم این که ما ماههای پرکار و شلوغی را در پیش داریم و نباید حتی یک دقیقه هم دست روی دست بگذاریم.
سایت فیفا / مترجم: وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم