در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او که به روزنامهمان آمد، از هیچکس نخواست تا وامی برایش دست و پا کند، از کسی هم گله نداشت اما حرفهایی که زد، نبش قبری شد برای واقعیتی که سالهاست گریبان تولیدکنندهها را گرفته است. بحث خیلی کهنهای است، همان داستان واسطهها که تولیدکنندهها را دور میزنند و جنس اعلاء را ارزان میخرند و گران میفروشند.
حکایت تلخی است وقتی جوانان، آستین بالا میزنند، همتی میکنند و محصولی را به بار میآورند اما وقتی موعد سوددهی میرسد بجز واسطهها خریدار دیگری پیدا نمیکنند، اما انگار در نبود حمایتهای دولتی وجود واسطهها، زیاد هم بیثمر نیست بویژه وقتی مشتری خارجی پیدا میکنند و نام محصول ایرانی را دستکم تا دل همسایههای دیوار به دیوارمان میفرستند.
حساب دو دو تا چهارتاست، چون تولیدکننده ایرانی فقط بازار فروش میخواهد بخصوص وقتی گلی میکارد که به خاطر طبیعت منحصر به فرد ایران، در دنیا بی نظیر میشود و با سرمایه زمین ، آب و آفتاب اشتغالزایی میکند.
اینها فقط حکایت گلکاران رامسری که نمایندهشان به دفتر روزنامه ما آمده بود، نیست؛ این ماجرا مربوط به دور باطل افتاده تولید در ایران است؛ تسلسلی زاید که افراد کم تحمل را خیلی زود دلزده میکند و چرخ تولیدش را از گردش میاندازد.
اما حمایت از تولیدکننده و ایجاد شرایط برای فروش منصفانه محصولاتش نباید کار زیاد سختی باشد بویژه وقتی او خودش بدون اتکا به دولت و ایجاد باری بر دوش، کسبی راه انداخته و بدون شعار دادن اشتغالزایی کرده است. شاید بهتر است که دیگر باور کنیم ایجاد اشتغال، غیر از سرمایههای کلان و برنامهریزیهای پیچیده، فقط کمی مدیریت میخواهد و باور به اینکه کار در همین نزدیکی است.
مریم خباز / گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: