در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر اتفاق بدی که رخ میدهد دو حالت در آن وجود دارد. یک کسی و پدیدهای مسوول است و عمدا و سهوا اشتباه و خطایی رخ داده و یا اینکه فرد هیچ گونه تقصیر و مسوولیت و کنترلی برآن نداشته است.
متاسفانه اکثر افراد به دلیل اینکه نمیخواهند مسوول باشند و با تفکر و عملکرد موثر مسوولیت زندگی را به عهده بگیرند ترجیح میدهند که قربانی باشند و مدام از زندگی و اتفاقات آن شکایت کنند. اینان یاد گرفتهاند که قربانی بودن به معنای مورد حمایت قرار گرفتن و کمک دیگران است. پس این الگو برایشان راحتتر و بدون زحمتتر است.
در ضمن اکثر ما الگوهای ذهنی خود را از دوران کودکی و از درون خانواده و از کسانی که دوستشان داریم گرفتهایم. وقتی والدین ما به ما احساس ترحم زیادی نشان داده باشند یا اینکه خودشان نقش قربانی را در زندگی پذیرفته باشند این حس برای ما هم راحت تر و ملموس تر است.
متاسفانه قانون جذب همچنان بهطور شبانه روزی مشغول کار است و وقتی ما خود را در جریان زندگی بدون تاثیر بدانیم و قربانی فرض کنیم زندگی نیز همین کار را با ما خواهد کرد. و اوضاع روزبهروز بدتر خواهد شد و کنترل امور همواره از دست ما خارج میشود.
اما اگر تصمیم بگیریم که با وجود داشتن الگوهای ذهنی قدیمی الگوهای جدیدی را وارد ذهن خود کنیم و دیگر قربانی نباشیم یاد میگیریم که مسوولیتپذیر باشیم و همواره منتظر نباشیم تا دیگران کمکمان کنند یا اینکه مسوولیتهای گوناگون را به عهده بگیرند تا ما راحت باشیم.
بدین ترتیب حتی اگر همواره موفق نباشیم احساس تاثیرگذاری بیشتر حس خوبی به ما میدهد که نتیجه آن اتخاذ تصمیمات بیشتر و دنبال کردن بیشتر اهداف است.
پس میتوان انتخاب کرد که تاثیر پذیر باشیم و هیچکاری جز حسرت نکنیم یا اینکه تاثیرگذار باشیم و با وجود مشکلات امور زندگی خود را بدست بگیریم و همواره برای خوشبختی ـ شادی و موفقیت منتظر رفتار و عملکرد دیگران نمانیم!
منبع: examiner.com
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: