در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با این حال، کمتر کسی اطلاعاتی دقیق از این مدرس فدراسیون جهانی فوتبال و رئیس کمیته آموزش فدراسیون فوتبال کشورمان دارد؛ مردی که در اواخر سال گذشته رسما به کادر فنی استقلال اضافه شد تا کمک شایانی به خروج این تیم پرهوادار از بحران ماههای گذشته و قرار گرفتن در مسیر هموارتر نتیجهگیری شود.
محصص هماکنون علاوه بر تدریس در ایران، آسیا و آفریقا، ریاست کمیته آموزش فدراسیون، مربیگری استقلال، عضویت در کمیته فنی فدراسیون، شرکت در کنگرههای فیفا و A.F.C و حضور در تی. اس. جی (تجزیه و تحلیل) مسابقههای مهم فیفا، تفسیر تلویزیونی فوتبال را هم از برنامههای خود خارج نکرده است تا با این حجم فعالیت، مجالی برای بسیاری از امور دیگر از جمله پاسخگویی به خبرنگاران پیدا نکند، با این حال شخصیت و حسن رفتار تنها مدرس ایرانی فیفا، موجب شد تا با تعویق بخشی از برنامههایش، ساعاتی را با «جامجم» به گفتگو بنشیند.
نام مرتضی محصص در عرصه عملی فوتبال ایران با نام ناصر حجازی بر سر زبانها افتاد. شما به عنوان همکار وی، استقلال را به عنوان ارزنده نایبقهرمانی آسیا رساندید. از حجازی بگویید.
من از حجازی درسهای زیادی گرفتهام و اکنون به خاطر مشکل او و بیماری سختش تاسف زیادی میخورم. حجازی در کار خود شبیه یک مدرس معمار بود. او مردی با دل و جرات زیاد بود که قدرت انجام ریسکهای بزرگ را داشت. علاقه عجیبش به جوانترها هم موجب ساخته شدن مهرههای با ارزش و تاثیرگذاری مثل محمود فکری، فرهاد مجیدی و ... شد . وقتی درسهایی را که از حجازی گرفتهام مرور میکنم، به قدر و ارزش آنها بیشتر پی میبرم.
چگونه دستیار او شدید؟
حجازی به من گفته بود باید مربیگری در فوتبال را از سطحی پایینتر و کار در دسته اول آغاز کنم. من هم یکسال پیش از نایبقهرمانی استقلال در جام باشگاههای آسیا، سرمربیگری تیم دسته اولی کاشی یزد را برعهده گرفتم. خوشبختانه این تیم که سال پیش از آن تنها با اعمال نفوذ استانداری، سر از دسته دوم در نیاورده بود، در زمان من با کارگران کارخانه و بازیکنان بومی غیرحرفهای نتایج خوبی گرفت و در رده پنجم لیگ ایستاد. این در حالی بود که آن سال مربیان خوبی در لیگ یک کار میکردند. مثلا مرحوم سیروس قایقران در بندرعباس و بهمن صالحنیا با تیم مس کرمان مشغول بودند. فتح تهران هم تیم بسیار خوبی بود که علی کریمی در آن بازی میکرد.
پس، از کار در یزد راضی بودید؟
شاید اگر رقم قراردادها و پاداشهای آن تیم را بگویم خندهتان بگیرد. با این حال مایل به ترک آنجا نبودم، ولی روزی به اتفاق خانواده در حال بازگشت از مسافرت شمال بودیم که خبرنگاری با من تماس گرفت و مربیگری استقلال را تبریک گفت. در حالی که خودم خبری از این موضوع نداشتم، فهمیدم حجازی همه حرفهایش را به خاطر داشته و به آنها پایبند بوده است. البته پیش از این موضوع، درگیری بین 2 دستیار قبلیاش ـ قلعهنویی و ملک احمدی ـ پیش آمده بود و در حقیقت من و حاجیلو را جایگزین آنها کرد.
قهرمانی در جام باشگاههای آسیا آن هم در تهران میتوانست شما را در کنار حجازی به محبوبیتی ویژه بین هواداران پرتعداد استقلال برساند، ولی مدافع وسطی به نام سوزوکی و تیم جوبیلو ایواتا، این اجازه را ندادند.
جوبیلو آن سال تیم بسیار خوبی بود. تازه شانس ما این بود که دونگا ـ سرمربی فعلی تیم ملی برزیل ـ پیش از مسابقهها دچار کشیدگی عضله شد و در ترکیب تیمش بازی نکرد. با این حال بازی آبرومندانهای در فینال با آنها ارائه کردیم و در آن مسابقه سوزوکی مثل عقابی بلندپرواز 2 بار تیم ما را شکار کرد. بین 2 نیمه حجازی با تمام غرور و تعصبش، تغییرات پیشنهادی را پذیرفت و سیستم را به 3 ـ 3 ـ 4 تغییر داد و ما با مهاجم نوکی به نام فرد ملکیان و فرهاد مجیدی و علی موسوی ـ که از راست و چپ به او کمک میکردند ـ بازی یکطرفهای را به اجرا گذاشتیم. با این حال، حاصل آن تنها گل دیدنی سیروس دینمحمدی بود که برای قهرمانی ما کفایت نکرد. هنوز فکر میکنم اگر برومند (دروازهبان استقلال) مصدوم نمیشد و به این بازی میرسید، آنقدر فضای محوطه جریمه ناامن نمیشد و استقلال، قهرمانی را از دست نمیداد.
نایبقهرمانی استقلال در لیگ قهرمانان آن هم با تکیه بر بازیکنانی جوانتر و کم نام و نشانتر از همیشه، موفقیت بسیار خوبی بود که در سالهای اخیر فقط یک بار توسط سپاهان تکرار شد.
و حالا با گذشت بیش از 10 سال، دوباره شما برای تکرار چنین افتخاری به کادر فنی استقلال برگشتهاید؟
البته در تمام این سالها، همکاریام را با باشگاه قطع نکرده بودم و به آقایان قلعهنویی، ابراهیم طالبی، کخ، زرینچه، پورحیدری ـ در دو نوبت ـ مظلومی و سکوموروخوف کمک کردهام، حالا یا به عنوان مشاور یا دستیار. اما رسیدگی به کلاسهای مربیگری فوتبال در ایران و خارج از کشور، این اجازه را نداده که بتوانم به طور جدی و تمام وقت مربیگری کنم.
اما اضافه شدن شما به همراه مجید نامجومطلق به کادر فنی استقلال، تاثیر خود را در هفتههای اخیر نشان داده و این تیم را در نتیجهگیری کاراتر و موثرتر از ماههای گذشته کرده است. برای بهبود نتیجهگیری استقلال، چه تغییراتی را در طرح و برنامه تمرینها به اجرا گذاشتهاید؟
در بدو ورودم به استقلال تنها نگرانی فنی بزرگ من، «لحظه از دست دادن توپ» و شکل دفاع تیمی در همان زمان بود. امروزه این لحظات برای هر تیمی در فوتبال، اهمیتی حیاتی پیدا کرده است و به دست آوردن دوباره توپ به یک هنر تبدیل شده است. در حقیقت، مشکل استقلال این بود که استقرار بازیکنان، پس از لو رفتن توپ، اشکال زیادی داشت که تمرکزمان را روی رفع آن قرار دادیم. در واقع، پس از بررسی روی حریفانمان بخصوص در لیگ قهرمانان آسیا متوجه شدیم باید راهبردمان را روی دفاع و ضد حمله متمرکز کنیم. معتقدم استقلال با شرایط ایدهآل فاصله دارد ولی مطمئن باشید به مرور تا آخر فصل، دفاع بسیار منسجمی را از این تیم شاهد خواهید بود.
راهبرد استفاده توامان از دفاع منسجم و سرعت در ضدحمله، مقابل حریفان قوی و بزرگتر، بسیار منطقی بهنظر میرسد. برای نمونه در بازی خارج از خانه استقلال مقابل الاهلی عربستان، «نتیجه بخشی» آن را شاهد بودیم؛ ولی فکر نمیکنید در برابر حریفان ضعیفتر و در بازیهای خانگی، استقلال نیازمند سازماندهی در ارائه بازی باز و گسترده باشد؟
با احترام به این عقیده صحیح فنی، باید عنوان کنم تمام حریفان ما در لیگ قهرمانان آسیا، در سطحی قابل اعتنا هستند. بدون این که بخواهم بزرگنمایی کنم و بیهوده حریفان را بزرگ نشان دهم، باید بگویم حتی الجزیره امارات هم در تهران نشان داد تیم ضعیفی نیست. ما در برابر این تیم هم از چارچوب منطق و احتیاط لازم خارج نشدیم و مرتبا سیستم را از 1 ـ 3 ـ 2 ـ 4 به 3 ـ 3 ـ 4 (در زمان حمله) و برعکس تغییر میدادیم. البته چنین شرایطی در رقابتهای داخلی کاملا صدق نمیکند و مثلا در برابر استیل آذین در جام حذفی ما برتر از حریف ظاهر شدیم ولی با 2 گل به خودی، نتیجه را واگذار کردیم یعنی در حقیقت حذفمان در جام حذفی، نه بر اثر برتری حریف بلکه به خاطر اشتباهات فردیمان شکل گرفت. مهمتر از این که چقدر کادر فنی یک تیم از تاکتیکهای فوتبال آگاه باشند این است که چقدر بازیکنانش بتوانند آنها را اجرا کنند که این کار دشوار و زمانبری است.
به طور خلاصه منظورم این است که در لیگ قهرمانان آسیا، در برابر همه حریفان باید با احتیاط و هوشیاری و بهرهگیری از راهبرد دفاع و ضد حمله سود ببریم. فوتبال تهاجمی بسیار زیباست ولی همیشه این فرصت را به حریف میدهد تا از فضاهای وسیع ایجاد شده، بهرهبرداری کند.
فکر نمیکنید کار سخت حضور در 3 جبهه، تاثیری منفی در عملکرد بدنی تیم ایفا کند و به یکباره استقلال دچار افت شدید بدنی شود؟
حضور در 3 جبهه واقعا کار سخت و طاقتفرسایی برای استقلال بود. خوشبختانه فاصله زیادی تا پایان لیگ باقینمانده است و از این جهت، خطر افت ناگهانی بدنی چندان برایمان جدی نیست ولی مشکل بزرگ ما در این زمینه، مصدومیت چند یار کلیدی است که از این جهت فشار بسیار زیادی روی سایر بازیکنان وارد میشود. چنین مشکلی برای ما خیلی خطرناک است چون وقتی مهرهای کلیدی در استقلال مصدوم یا محروم میشود برای جایگزینی آنها واقعا به مشکل برمیخوریم.
ما تیم بزرگی مثل منچستریونایتد نیستیم که اگر در آن به فرض «ویدیچ» مصدوم شود «مایکل کریگ» براحتی بتواند جای او را پر کند. خوشحالیم از این که مصدومیت جباری و کوشکی رفع شده و در آینده میتوانیم با حضور آنها جان تازهای در تیممان بدهیم و متاسفیم از این که تا آخر فصل از حضور شکوری و روانخواه محرومیم. این دو واقعا بازیکنان موثری برای ما بودند.
کرافت ـ بدنساز آلمانی استقلال ـ مدتی است این تیم را ترک کرده است. نحوه مدیریتتان بر مسائل مربوط به آمادگی جسمانی تیم چگونه است؟
راجع به این موضوع خیلی فکر کردهایم. بخوبی میدانید که در شرایط کنونی، انجام هرگونه تمرینهای سخت بدنی اعم از هوازی یا بیهوازی، جز احتمال خطر مصدومیت، چیزی برای بازیکنانمان در پی ندارد. اعتراف میکنم در شرایطی چنین فشرده، بزرگترین دغدغه ما ریکاوری تیم است که سختیهای زیادی برایمان ایجاد کرده است. بهطور نمونه شاید اکنون خسرو حیدری رکورددار بازی درطول یک سال باشد. ما اخیرا به دنبال بازیهای پیدرپی ملی و باشگاهی به او استراحتهای بسیار کوتاهی دادیم تا خطر مصدومیتش کاهش پیدا کند. همیشه بدترین مصدومیتها در اواخر فصل مسابقهها و چنین شرایطی به وجود میآید.
اخیرا همین جایی که اکنون شما نشستهاید قطبی و بیوتر نشسته بودند و صحبت کوتاهی در این موارد کردیم که وی از ما قول گرفت صحبتهای بیشتری راجع به فوتبال با وی انجام دهیم.
شما در مقطعی هم با قطبی همکاری کردید. چطور این همکاری قطع شد؟
در دیدار حساس ایران با کره جنوبی ـ در سئول ـ من به عنوان مشاور با او همکاری کردم اما در ادامه او ترجیح داد از همکاران هلندی خود استفاده کند. البته همانطور که اشاره کردم رابطه ما با یکدیگر همچنان دوستانه و ماندگار است.
ولی شما طرفدار حضور علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی بودید.
هنوز هم معتقدم حضور افرادی مثل دایی در راس کادر فنی تیمهای ملی، رویکرد موفقی در فوتبال روز جهان محسوب میشود و افرادی نظیر دونگا، فان باستن یا کلینزمن ـ که از شخصیت محبوبی برخوردار هستند ـ امتحان خوبی در این زمینه پس دادهاند. البته ممکن است تجربه و اطلاعات فنی چنین افرادی برای کارشان کافی نباشد ولی حضور مشاورانی قوی مثل یوآخیم لو ـ که در کنار کلینزمن قرار گرفت ـ این نقیصه را هم از بین میبرد. دایی هم از مشاوری بسیار قوی مثل روته مولر بهره میبرد ولی مسافرتهای زیاد روتهمولر مانع از موفقیت کافی در این همکاری شد. من با برکناری قلعهنویی و دایی مخالف بودم و اکنون هم معتقدم بدون بررسیهای لازم و تعیین دقیق اهداف و برنامهها، نباید با قطبی برخورد دفعی کرد.
پرسشی که برای بسیاری مطرح است این که مرتضی محصص به عنوان مدرس فیفا عضو کمیته فنی فدراسیون فوتبال و رئیس کمیته آموزش این فدراسیون، چگونه اطلاعات تخصصی خود را به روز میکند.
هر 3 سال A.F.C کنگره 5 روزهای بر پا میکندکه در آن مدرسان به ایراد سخنرانی و شنیدن نطقهای همکارانشان مشغول میشوند. امسال در این کنگره ـکه درکوالالامپور برگزار شد- ژرار اوئیه (جرارد هولیه) معروف ـ که اکنون رئیس کمیته آموزش فدراسیون فوتبال فرانسه است ـ هم شرکت کرده بود. ژانویه هر سال کنگره سهروزهای هم در زوریخ به میزبانی فیفا با همین رویکرد برگزار میشود.
استثنائا سال گذشته این نشست در کشور اسپانیا تشکیل شد. شرکت در این نشستها، من و سایر مدرسان را با آخرین دستاوردهای علمی روز فوتبال آشنا میکند.
شاید بیشترین آشنایی مردم با شما از طریق تلویزیون به وجود آمده باشد. نخستین حضور جدی شما در این رسانه در برنامهای با اجرا و تهیهکنندگی اسکندر کوتی بود. چگونه به تلویزیون آمدید؟
بله دقیقا همینطور است. حدود 10 سال است که برای تفسیر و کارشناسی فنی رویدادهای فوتبال به تلویزیون دعوت میشوم و این اتفاق با دعوت کوتی آغاز شد. او اواخر دهه 40،سه سال در تیم نگهبان اهواز ـ همان استقلال اهواز فعلی ـ همبازی من بود. او برنامهای ساخته بود و اجرا میکرد که در آن من به تحلیل فنی رقابتهای جام ملتهای اروپا میپرداختم و آنها را آنالیز میکردم. متاسفانه مدتهاست از کوتی بیخبرم، فقط مطلعم که در کرج زندگی میکند. شاید وقتی در آمریکا زندگی میکردم از او با خبرتر بودم. حتی میدانستم خوزستان با مربیگری او به فینال لیگ رسید.
شما در چه پستی برای نگهبان بازی میکردید؟
هافبک میانی بودم. بزرگترین شاخصه بازیام دوندگی بیامان بود. شاید به همین دلیل، لفته 3 برادر مرا به تیم منتخب جوانان خوزستان هم دعوت کرد.
و بعد...؟
سال 1349 برای تحصیل عازم آمریکا شدم و پس از اخذ مدرک کارشناسی تربیت بدنی با پایاننامه «آموزش مربیگری» از دانشگاه تگزاس ـ برای امرار معاش ـ در دورههای مختلف مربیگری شرکت کردم و پس از گذراندن ردههای C، B و A مدرک مربیگری حرفهای هم گرفتم. چند سالی در آمریکا به تدریس مربیگری فوتبال پرداختم و سال 1358 به ایران برگشتم و در دبیرستانی حوالی چهارراه قصر تهران به عنوان دبیر ورزش، یک سال معلمی کردم. سپس آموزش مربیگری را در آمریکا ادامه دادم و سال 1374 مجددا به تهران برگشتم و در فدراسیون داریوش مصطفوی به عنوان دبیر کمیته آموزش مشغول فعالیت یکساله شدم.
با کوتی همبازی بودید، با مصطفوی چطور؟
اتفاقا با تیم او هم در آمریکا مسابقه داده بودیم. او بازیکن تیم سنآنتونیو و من هافبک تیم آستین بودم. مصطفوی از طریق همان آشنایی، مرا به فدراسیون برد تا با جلال چراغپور که رئیس کمیته آموزش بود، همکاری کنم.
چگونه و چه زمانی عنوان «نخستین ایرانی مدرس فیفا» را به دست آوردید؟
سال 1996 A.F.C از من و 22 نفر دیگر خواست تا در کلاس مدرسی کنفدراسیون فوتبال آسیا شرکت کنیم. من هم پس از شرکت در کلاسها، انجام آزمونها و ارائه سخنرانی و کلاس عملی و تئوری در صنعای یمن و بنگلور هند عنوان مدرسی A.F.C را در همان سال به دست آوردم و 4 سال بعد با طی مراحل بعدی به عنوان مدرس فیفا انتخاب شدم.
شما تنها آسیایی هستید که در خارج از آسیا هم تدریس کردهاید؟
بجز اروپا که به دلیل سطح بسیار بالای فوتبال آن، مدرسانش در خارج این قاره هم تدریس میکنند در قارههای دیگر چنین رویهای مرسوم نیست و مثلا مدرسان آسیایی فیفا، تنها در آسیا تدریس میکنند، ولی خوشبختانه اکنون مدرس ایرانی فیفا علاوه بر کشور و قاره خود در آفریقا هم تدریس میکند.
از فوتبال اعتماد به انسانها را آموختهام. معتقدم همانطور که یک داور در صورت اعتماد نکردن به کمکهای خود و یک مربی در صورت بیاعتمادی به بازیکنانش شکست میخورد، یک انسان بیاعتماد هم موفق نیست
البته فیفا علاوه بر فرستادنم به 49 کشور به عنوان مدرس، مرا به چندین دوره جام جهانی جوانان هم برای تجزیه و تحلیل فنی مسابقهها اعزام کرده است. البته ناگفته نماند دکتر کارلوس آلبرتو بیلاردوی معروف به آسیا میآید و با ما همکاری میکند ولی حضور او بیش از آن که عملی باشد نمادین و به دلیل شهرت و اعتبار بالای سرمربی تیم ملی آرژانتین در جام جهانی 1986 است.
علاوه بر همکاری با بیلاردو و ژرار اوئیه با کدام نامهای بزرگ دیگر دنیای فوتبال همکاری داشتهاید؟
اوسکار واشنگتن تابارز سرمربی فعلی تیم ملی اروگوئه و پیشین میلان، یکی از مدرسان من در آمریکا بود که خیلی چیزها را از او فراگرفتهام. تابارز واقعا معلم متواضع و بااخلاقی است که مدرک B مربیگری را از او دریافت کردم. ایوان تابلاک ــ مدرس معروفی که چندی پیش به ایران آمده بود ــ هم از نخستین اساتیدم در آن کشور بود. اندی راکسبورگ هم فرد سرشناسی بود که عنوان مدرسی A.F.C را به من اطلاق کرد.
«مربی» و «مدرس». پس از این همه تجربه عاشقانه برای رسیدن به این دو عنوان، چه برداشتی از این دو واژه در فوتبال دارید؟
هر دوی آنها نوعی معلمی است، کاری عاشقانه! همیشه به این که خود را معلم میبینم احساس افتخار میکنم. هرچند در هیچ جای دنیا به معلمان پول چندانی نمیدهند. عشق به فوتبال و آموزش، رنجهای زیادی را در خود پنهان دارد. در مقاطعی برای موفقیت در رسیدن به این دو عنوان، فشارهای زیادی را تحمل کردهام و مجبور شدهام خیلی بیش از درآمدم، هزینه کنم و هنوز برخلاف تصور عمومی، در شرایط مناسبی قرار ندارم ولی به هیچ وجه پشیمان نیستم. فوتبال برایم تنها یک ورزش صرف نیست بلکه معلمی بزرگ برای زندگی، روابط با دیگران و اعتماد به افراد است. من از فوتبال اعتماد به انسانها را آموختهام. معتقدم همان طور که یک داور در صورت اعتماد نکردن به کمکهای خود و یک مربی در صورت بیاعتمادی به بازیکنانش، شکست میخورد، یک انسان بیاعتماد هم موفق نیست.
در خبرها آمده بود اخیرا آقای جهانی هم که یک پزشک است به عنوان مدرس فیفا انتخاب شده است. او را میشناسید؟
بله آقای جهانی از بدنسازان خوب ایرانی است که در فهرست یک سال آتی فیفا، به عنوان مدرس بدنسازی قرار گرفته است. این نکته ما را بسیار امیدوار کرده است. چون بدنسازان قویتری هم در ایران وجود دارند که میتوانند صاحب این عنوان شوند.
افرادی مثل نعیم خواجوی، حمید خداداد، کوروس آقازاده و بهزاد نوشادی که البته برخی از آنها مثل نام آخر مورد اشاره، بیشتر مایلند مربی بدنساز باشند تا یک مدرس تمام وقت. قریب به اتفاق این افراد، دارای مدرک دکتری هستند و کشور ما از لحاظ استادان آمادگی جسمانی بسیار غنی است. متاسفانه مرتبا انگ بیسوادی به بدنسازان خوب و آگاه ما زده میشود و قدر و ارزش آنها دانسته نمیشود.
به عنوان رئیس کمیته آموزش، چه توصیهای برای علاقهمندان آموزش مربیگری دارید؟
توصیه من این است که افرادی با پیشینه خوب بازی فوتبال، وارد عرصه حضور در کلاسهای مربیگری شوند چون اگر از چنین امتیازی برخوردار نباشند در آزمونهای عملی، مقابل بازیکنان سطح بالا قرار میگیرند و دچار سرخوردگی و یاءس میشوند. تحصیلات آکادمیک و شخصیت هم برای ما بسیار حائزاهمیت است.
آیا ملیپوشان سابق از شرکت در آزمون دوره D معافند؟
خیر. چنین قانونی لغو شده و اکنون همه شرکتکنندگان حتی بازیکنان ملی هم موظف به حضور در دوره دو هفتهای D (پیشرفت و توسعه) هستند که در صورت قبولی، بعداز یک سال به دوره 5 روزه C میرسند. البته در این دو رده، اغلب آموزشها و امتحانات عملی است و توسط مدرسان جوانتر (زیر 40 سال) انجام میشود. در این مرحله، افراد شرکتکننده برای راهیابی به دوره بالاتر (B) امکان سنجی هم میشوند. در دوره 3 هفتهای B، آموزش تاکتیکهای فوتبال آغاز میشود و افراد برای حضور در دوره A امکانسنجی میشوند.
دوره A نیز 4 هفتهای است و در صورت قبولی، شرکتکننده به دوره پیشرفته راه پیدا میکند. در پایان هر یک از این کلاسها 3 امتحان عملی، 2 آزمون تئوری و یک سخنرانی شرکتکننده با استفاده از کامپیوتر برگزار میشود.
علاقهمندان برای دریافت اطلاعات در این زمینه باید به کجا مراجعه کنند؟
کمیتههای آموزش هیاتهای فوتبال استانهای مختلف مراجع پاسخگویی در این زمینه هستند. کمیته آموزش استان تهران هم در ورزشگاه شهید شیرودی مستقر شده است. سایت فدراسیون فوتبال نیز در این زمینهها حاوی اطلاعات مفیدی است.
مدرس ایرانی فیفا در یک نگاه
محصص که همین روزها 58 ساله شده، در 3 سالگی به همراه خانواده از تهران به اهواز مهاجرت کرده است و پس از بازی در تیمهای راهآهن اهواز، نگهبان (تیم دوم پیشین استقلال اهواز) و منتخب جوانان خوزستان در 19 سالگی برای ادامه تحصیل عازم آمریکا شد.
او به دنبال کسب مدرک کارشناسی تربیت بدنی از این کشور، دورههای مربیگری را هم در آمریکا آغاز کرد و پس از چندسال تدریس مربیگری تیمهای پایه به کشورمان برگشت و معلم دبیرستان شد. محصص سپس برای تکمیل مدارک خود دوباره راهی آمریکا شد تا با تحمل مشقت و تنگناهای مالی شدید و با تلمذ نزد مدرسان سرشناسی چون ایوان تابلاگ و اسکار واشنگتن تابارز (سرمربی فعلی تیم ملی اروگوئه و پیشین میلان) صاحب بالاترین مدارک حرفهای شود و پس از مراجعه به کشورمان به عنوان دبیر کمیته آموزش فدراسیون مصطفوی فعالیت کند.
او پس از چند سال، عناوین مدرسی کنفدراسیون فوتبال آسیا و فدراسیون بینالمللی فوتبال (فیفا) را هم به دست آورد تا در این سمت، علاوه بر عضویت در تیم T.S.G (تجزیه و تحلیل جامهای جهانی جوانان) فیفا، در 49 کشور دنیا به آموزش مربیگری فوتبال بپردازد.
مجید عباسقلی
گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: