چین در موزائیک پرونده هسته‌ای ایران

برگزاری نشست گروه کشورهای 1+5 در نشست 2‌هفته پیش در نیویورک و کنفرانس تلفنی نمایندگان آنها در روزهای اخیر و مقاومت چین برای افزایش تحریم‌ها بار دیگر سیر فزاینده رایزنی‌ها بر سر تشدید تحریم‌ها علیه ایران را ناکام گذاشت؛ ناکامی‌ای که همچون چند ماه اخیر ناشی از خودداری پکن از اعزام هی یافه یی، معاون وزیر امور خارجه چین به بهانه داشتن دغدغه‌های دیپلماتیک دیگر صورت گرفت.
کد خبر: ۳۱۸۸۵۹

دهن کجی آشکار چین به نشست مقدماتی و تدارکاتی تحریمی گروه 1+5 در حالی صورت گرفت که هیلاری کلینتون، وزیرخارجه آمریکا یک روز پیش از این نشست تاکید کرد که صبر جامعه جهانی در قبال ایران بی‌انتها نیست.

نیکلا سارکوزی، رئیس‌جمهور فرانسه نیز در جمع سفرای خارجی در پاریس اظهار کرد که اعمال تحریم‌های تازه علیه ایران به منظور وادار کردن تهران به پذیرفتن خواسته‌‌های نظام بین‌المللی اجتناب‌ناپذیر است؛ اظهارات هماهنگی که با حمایت سرگئی لاوروف، وزیر امورخارجه روسیه نیز همراه شده بود، اما وزیر امورخارجه چین در آخرین لحظات با اعزام نکردن دیپلمات ارشد و تام‌الاختیار خود، بار دیگر بر ضرورت بهره‌گیری از اهرم پیش برنده مذاکرات در پرونده هسته‌ای ایران تاکید کرد.

به اذعان دیپلمات‌های گروه 1+5 یکی از دلایل کش‌دار شدن تحریم بیشتر ایران از سوی شورای امنیت سازمان ملل به‌عنوان یکی از اهرم‌های فشار علیه برنامه‌های هسته‌ای ایران، افزایش بار موازنه‌ای و مقاومت چین و ایستادگی بیشتر پکن در برابر دیگر کشورهای عضو شورای امنیت است؛ مقاومتی که سبب شده تا خیز بلند غرب برای تصویب قطعنامه چهارم تحریمی علیه ایران از دسامبر تاکنون محقق نشود.

از اکتبر سال گذشته روسیه و چین ضمن اصرار بر ضرورت قائل شدن فرصت بیشتر برای آزمودن تمامی ظرفیت‌های دیپلماتیک در قالب گفتگوهای هسته‌ای، تصویب قطعنامه تنبیهی و تحریمی جدید علیه ایران را غیرمفید و مضر می‌‌خواندند. پس از اعلام خبر وجود دومین مرکز غنی‌سازی اورانیوم در 100 کیلومتری جاده تهران به قم موسوم به فردو، در ماه سپتامبر سال گذشته، همراهی بیشتر روسیه با آمریکا درباره ایران که عملا از 2 ماه پیش از آن بتدریج آغاز شده بود، شکل آشکارتری به خود گرفت.

اظهارنظر دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور به همراه ولادیمیر پوتین، نخست‌وزیر روسیه مبنی بر ممکن بودن اعمال تحریم‌‌های تازه علیه جمهوری اسلامی ایران در فاصله کوتاهی پس از انتشار خبر وجود مرکز فردو، کم‌سابقه به نظر می‌‌رسید. اما این مساله در قالب چرخش تدریجی روسیه نسبت به ایران به مرور زمان پررنگ‌تر شد. چرخش آشکار مسکو نسبت به تهران به باور بسیاری ناشی از توافق باراک اوباما و دیمیتری مدودف، روسای‌جمهور آمریکا و روسیه درباره سامانه دفاع موشکی ایالات متحده در شرق اروپا بود. همین مساله هم به نوبه خود دستیابی به اجماع جهانی برای توافق بر سر دور جدید تحریم‌ها علیه ایران را ممکن‌تر می‌کرد.

اما در شرایطی که واشنگتن و تروئیکای اروپایی سرخوش از همراهی مسکو به فکر پیش‌نویس قطعنامه جدید تحریمی علیه ایران بودند، این بار پکن بود که ساز مخالف را کوک کرد. بواقع پس از توافق آمریکا و روسیه بر سر سامانه دفاع موشکی شرق اروپا در چک و لهستان در سپتامبر گذشته، تنگناهای همیشگی دو سوی آتلانتیک بر سر تصویب قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت علیه ایران برداشته شد. اما از ماه اکتبر چین، راه رفته روسیه را پیمود تا پکن بتدریج در ماه‌های اخیر دوری بیشتری از واشنگتن و نزدیکی بیشتری به ایران را تجربه کند. چین از این زمان و کم‌کم نرمش‌پذیری کمتری را در قبال آمریکا بروز داد و در عین حال بر ضرورت ادامه گفتگو‌های هسته‌ای با ایران بیش از پیش اصرار ورزید. افزایش چشمگیر حمایت‌های پیدا و پنهان دیپلماتیک پکن از تهران دست‌انداز عمده‌ای بر سر واشنگتن ایجاد کرد تا در هنگامه‌ای که مسکو حاضر به مصالحه شده بود، این پکن باشد که پیوندهای دیپلماتیک خود را با تهران در میز هسته‌ای محکم‌تر کند. همین امر نیز به نوبه خود پس از نشست‌های ژنو و وین در ماه اکتبر گذشته ادامه یافت تا این که در دسامبر گذشته، گروه 1+5 با ناامیدی از مبادله سوخت هسته‌ای اولتیماتومی را تا پایان سال 2009 برای ایران تعیین کرد که البته بار دیگر خودداری پکن از شرکت در جلسه این گروه تلاش‌های غرب را به شکست کشاند؛ شکستی که هفته پیش هم تکرار شد تا برگزاری جلسه گروه 1+5 در نیویورک که اولین واکنش در روزهای آغازین سال 2010 نسبت به فعالیت‌های هسته‌ای ایران بود، باز هم با خفگی دیپلماتیک همراه شود. نشست ژانویه گروه 1+5 ادامه نشست دسامبر سال گذشته بود که به واسطه خودداری چین از حضور در آن معلق مانده بود.

بازی دوگانه چین با آمریکا بر سر ایران

کاترین اشتون، کمیسر ارشد سیاست خارجی اتحادیه اروپا که از دسامبر سال گذشته جانشین خاویر سولانا شده است پس از اجلاس ماه دسامبر در بروکسل ابتدا راهی واشنگتن و بعد از آن مسکو و پکن شد. هدف سفر اشتون طرح دیدگاه‌های تروئیکای اروپایی برای ایجاد هماهنگی بیشتر در ارتباط با نحوه برخورد با ایران نزد 3 کشور دیگر عضو شورای امنیت بود.

در گذشته اتحادیه اروپا از راه میانجیگری خاویر سولانا با توسل به دیپلماسی آغوش باز و دست‌های گشاده و آمادگی برای گفتگوی بدون پیش شرط هسته‌ای شرایط رسیدن به توافق منطقی بر سر پرونده هسته‌ای ایران را ساماندهی و هماهنگی می‌کرد.

اعلام پیش از موعد تاسیسات غنی‌سازی فردو توسط ایران اگر چه با برخورد مساعد و مثبت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همراه شد، اما همچنان دستاویز کشورهای غربی برای اعمال فشار بر ایران شد. این مساله در کنار پروسه نافرجام مبادله سوخت هسته‌ای با اورانیوم غنی‌سازی شده، همچنان شمشیر دولبه شورای امنیت را بر سر پرونده هسته‌ای ایران نگه داشته است؛ شمشیری که یک ضربه از آن در نشست نوامبر شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی زده شد، اما از نوامبر تاکنون این چین است که از وارد آمدن ضربه‌های بعدی جلوگیری کرده‌اند.

در شرایطی که واشنگتن و تروئیکای اروپایی سرخوش از همراهی مسکو به فکر پیش‌نویس قطعنامه جدید تحریمی علیه ایران بودند این بار پکن بود که ساز مخالف را کوک کرد

اما با عطف به کمرنگ‌تر شدن حمایت‌ها و پشتیبانی‌های روسیه از راهبرد مذاکره در پرونده هسته‌ای ایران و پررنگ‌تر شدن نقش چین در ضرورت استفاده از راهبری دیپلماسی دیگر کشورهای گروه 1+5 تلاش داشته‌اند تا توپ مذاکرات را در زمین چین بیندازند.

آنها تلاش دارند تا نقش ناکام روسیه را به چین محول کنند و میانجیگری را از مسکو به چین بدهند.

همزمان هم آمریکا قصد داشت از راه مذاکرات مستقیم با چین هزینه‌های تغییر رفتار پکن در قبال تهران را به آن کشور یادآور شود. همین موضوع هم یکی از اهداف تور دیپلماتیک آسیایی هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا در ماه گذشته بود. البته این راهبرد مختص و محدود به ایالات متحده نشده که از سوی دیگر بازیگران دخیل در میز هسته‌ای همچون اتحادیه اروپا، رژیم صهیونیستی و اتحادیه کشورهای عربی نیز تجربه شده است.

بواقع یکی از نقاط اصطکاک‌زای روابط چین و آمریکا مانند روسیه و آمریکا مناسبات با ایران است. چرا که رابطه با ایران مساله‌ای تنش‌زا در روابط چین و آمریکا محسوب می‌شود؛ تنشی که بیشتر از سوی آمریکا هم تشدید می‌شود. واشنگتن با آگاهی از حساسیت بالای چین به مساله تایوان راه نزدیکی سیاسی و امنیتی را به این کشور در پیش گرفته است؛ کشوری که چین آن را جزو جدایی‌ناپذیر حاکمیت ارضی خود می‌داند. اما ایالات متحده همواره از این نقطه تحریک‌پذیری چین استفاده‌ای دوگانه کرده است.

هو جیان تائو، در دیدار باراک اوباما، همتای آمریکایی‌اش از چین در ماه گذشته با اعلام مراتب نگرانی پکن از اقدامات تحریک‌آمیز ایالات متحده از نزدیکی به تایوان نسبت به عواقب این اقدامات هشدار داده بود. اما اوباما با آگاهی از این بیان صریح، هفته گذشته قرارداد تسلیحاتی 6 میلیارد دلاری را با تایوان امضا کرد.

با این همه باید در نظر داشت کاخ سفید با هدف هزینه‌سازی برای پکن به این رفتارهای تحریک‌آمیز دست می‌زند تا از این مساله برای مصالحه‌ای بر سر پرونده‌های مفتوح بین‌المللی‌اش چون پرونده هسته‌ای ایران سود جوید. اگر چه برخی همزمان این دیدگاه را مطرح می‌کنند که چین باتدبیرتر از آمریکاست و این ورود و نزدیکی بی‌مزاحمت ایالات متحده به حوزه‌های حساس و خارج نزدیک چین راهبردی خودخواسته و کنترل شده از سوی پکن است. البته این مساله با زیرکی و هوشمندی پکن در کنار چرتکه انداختن‌های مکرر این کشور در مواجهه با رویدادها و تحولات بین‌المللی باورپذیرتر است.

بر این مبنا اگر ایالات متحده بر سر مساله تایوان، تبت، حقوق اساسی و فعالان حقوق بشری به مانند سامانه دفاع ضدموشکی شرق اروپا با روسیه با چین هم دست به یک مصالحه بزند، پکن هم به همان راه مسکو خواهد رفت.

پیوندهایی فراتر از جنس اقتصاد

غول اقتصادی چین نیاز به زیست در شرایط نوین پسابحران مالی جهانی دارد. اقتصاد نجومی چین نه تنها از لطمات و دستبرد ویرانگر بحران مالی جهانی دور ماند بلکه برایش بسیار مفید فایده نیز بود. در شرایطی که اقتصادهای ورشکسته غربی با تزریق‌های میلیارد دلاری چاره ادامه حیات خود را دخالت دولتی در اقتصاد آزاد خود می‌دانستند، چین فارغ از لطمات بحران مالی جهانی بیش از پیش جایگاه خود را در صحنه اقتصاد جهانی تثبیت کرد. اکنون چین از آن روزها گذر کرده است؛ روزهایی که برخلاف تمام دنیا پکن سعی داشت نرخ رشد اقتصادی نجومی و دو رقمی خود را یک رقمی کند و اکنون به مدد این بحران جهانی به تحقق آن نایل آمده است. اما ادامه این روند سیطره‌طلبانه اقتصادی نیازمند جذب بالای منابع انرژی و حفظ و یافتن بازارهای مصرفی است.

پکن به واسطه اهمیت صدور مستقیم حجم قابل ملاحظه‌ای از کالاهای مصرفی خود به ایران و صادرات غیرمستقیم کالا از دیگر کشورها از یک سو و تامین حجم بالایی از نیازهای انرژی از ایران از سوی دیگر برای حفظ مناسبات دوجانبه با تهران اهمیت زیادی قائل است. البته در این میان موتور غول اقتصادی چین بیش از بازار مصرفی ایران نیازمند انرژی ایران است.

اگر چه چین روزانه 408 هزار بشکه نفت از ایران وارد می‌کند و یکی از دریافت‌کنندگان خط لوله گاز موسوم به صلح خواهد بود، اما چین بیش از 3 برابر این مقدار را از عربستان وارد می‌کند. از سوی دیگر تجارت چین با ایران در سال 2009 بالغ بر 27 میلیارد دلار بود؛ ترازی تجاری که تنها یک درصد تجارت خارجی چین را تشکیل می‌دهد.

این دو مساله نشان می‌دهد که مناسبات رو به رشد ایران و چین صرفا توجیهاتی از جنس انرژی و اقتصاد ندارد. مناسبات چین و ایران جدای از انگاره‌های دیرپای خود در توجیهاتی فراتر از روابط اقتصادی و بازرگانی قابل جستجوست؛ روابطی که پیوندهایی از جنس سیاست و امنیت هم بر آن تنیده شده است. 2 کشور نسبت به راهبری یکجانبه‌گرایی ایالات متحده سوءظن مشترکی دارند. البته این بی‌اعتمادی ایرانی با بی‌اعتمادی چینی 2 نسخه متفاوت از یک درد مشترک است.

چین جدای از مساله تایوان و تبت از نرخ نفوذ آمریکا در خاورمیانه ناخشنود است. پکن انتظار دارد در حوزه ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی خاورمیانه که قدرت اول اقتصادی است، قدرت اول سیاسی و امنیتی نیز باشد. این امر در صورت تحقق، سازگاری چندانی با نقشه هژمونیک منطقه‌ای ایران ندارد.

واقعیت این است که چین آرام، اما رونده در حال تثبیت حوزه نفوذ خود در خاورمیانه است. بر این مبنا در آینده قادر به تحمل قدرت هژمونی طلب ایالات متحده نخواهد بود. البته این رویایی است که روسیه هم در اندیشه آن است، اما برخلاف چین ابزارها و اهرم‌های لازم برای رسیدن به این خواسته بلندپروازانه را در دست ندارد.

ارسلان مرشدی / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها