در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جام جم:همت اگر سلسله جنبان شود
«همت اگر سلسله جنبان شود»عنوان سرمقالهی روزنامهی جام جم به قلم مهدی فضائلی است که در آن می خوانید؛فیزیکدانان، «نیرو» را عامل انجام کار میدانند و فقط در صورتی که اعمال نیرو به جابهجایی جسم منجر شود، به آن واژه «کار» اطلاق میکنند.
بنابراین اگر نیرویی بر یک جسم وارد شود ولی نتواند آن را جابهجا کند، کار انجام شده برابر صفر است. البته همه با این نظر فیزیکدانان موافق نیستند و بسیاری معتقدند، همین که برای انجام کاری «نیرو» صرف شود ارزشمند است و قابل تقدیر، ضمن این که در صورت تناسب بین «نیرو» و «کار» مورد نظر و نبود مانع، نیروی صرف شده حتما به نتیجه خواهد رسید. مطابق تعریف عالمان فیزیک، «همت» را میتوان نیرویی دانست که برای انجام کار صرف میشود.
برخی نیز «همت» را عزم جدی همراه با «عشق» برای دستیابی به مقصود دانستهاند. جایگاه «همت» هم در ادبیات ملی و هم در فرهنگ اسلامی، جایگاهی رفیع است.
«همت بلند دار که مردان روزگار
از همت بلند به جایی رسیدهاند»
یا
«همت اگر سلسله جنبان شود
مور تواند که سلیمان شود»
و یا
«اهل همت را ز ناهمواری گردون چه باک
سیر انجم را چه غم کاندر زمین چون و چراست»
امیرمومنان(ع) نیز در حکمت 47 نهجالبلاغه میفرمایند: «قدر الرجل علی قدر همته» (ارزش انسان به میزان همت اوست)
سال 89 از سوی ولی امر مسلمین، سال «همت مضاعف، کار مضاعف» نامگذاری شد تا شاهد صرف نیروی بیشتر و عزم جدیتر همراه با عشق باشیم و کارهای بزرگتر و بیشتری به انجام برسد.
جهت این همت و کار مضاعف نیز روشن است؛ دستیابی به «پیشرفت» و «عدالت» که شعار محوری دهه چهارم انقلاب اسلامی است.
همت و کار مضاعف اگرچه تمامی عرصهها از سیاست تا اقتصاد و از فرهنگ تا علم و دانش را در برمیگیرد اما اولویت در «مبارزه با فقر، فساد و بیعدالتی» است.
پرسش مهم در این میان، شناخت موانع همت و کار است؛ پرسشی که دستیابی به پاسخ آن، ما را در دستیابی به سرمایه ارزشمند «همت» و ثمربخش بودن آن، یعنی انجام «کارهای بزرگ» مدد میرساند.براساس مدلی میتوان «بیاعتمادی»، «عدم تعهد»، «عدم مسوولیتپذیری» و «عدم توجه به اهداف» را مهمترین موانع دستیابی به «همت مضاعف، کار مضاعف» در سطوح خرد و کلان دانست.در مدل موردنظر «اعتماد» محور و نقطه ثقل پیشرفت و کارآمدی است، هرچند این چهار عامل هر یک ریشه در دیگری دارد.
بیاعتمادی مردم نسبت به یکدیگر یا به نظام و مسوولان و برعکس یا بیاعتمادی نهادها به یکدیگر مثلا دولت و مجلس، موجب از دست رفتن تعهد جمعی میشود و عدم تعهد جمعی روحیه مسوولیتپذیری را از بین میبرد. ملت و مسوولانی که مسوولیتپذیر نباشند، به اهداف ملی توجه نمیکنند و منافع فردی و حزبی را بر منافع ملی یا مصالح عمومی ترجیح میدهند.لذا هر حرکتی که در جهت کاهش اعتماد در جامعه انجام شود. حرکتی است برای آسیب رساندن به سرمایه اجتماعی و عدم دستیابی به اهداف ملی و مردم و مسوولان باید در برابر چنین حرکتهایی هوشیار باشند. تکلیف دشمن روشن است؛ اما دوستانی که از سر غفلت و دوست نماهایی که همسو با دشمن در مسیر بیاعتمادی گام برمیدارند، نیازمند مراقبت بیشتر هستند.
در پایان، سال 89 همت کنیم شعار کمتر بدهیم و همت مضاعف به کار گیریم سمینار و کنگره و همایش برای «همت مضاعف، کار مضاعف» برگزار نکنیم!
مردم سالاری:سال 89 و گفتمان تعالی بخش
«سال 89 و گفتمان تعالی بخش»عنوان یادداشت روز روزنامهی مردم سالاری به قلم میرزا بابا مطهری نژاد است که در آن میخوانید؛
از میان کبود آهن و دود
می فرستم به اهل عشق درود
و به هرکس که اهل آزادی است
اهل شور آفرینی وشادی است
سخنم هرکجا کمی گیراست
ردپای دل شما و خداست
هرکسی که دل به کار مردم داد
شعرهایم نثار ایشان باد
این ابیات گزیده یکی از اشعار زنده یاد مجتبی کاشانی است که در نخستین نوشته سال 1389 به شما تقدیم می کنم.
سال 1388 با آثار و تبعات فراوان اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جهان و بسیار متفاوت با سال های قبل از خود در ایران سپری شد و مفاهیم جدیدی از جامعه مدنی، کرامت انسانی، جمهوریت و اسلا میت و دسته بندی سیاسی و اجتماعی و دموکراسی و... خلق و عرضه و پرورانده شد که ناگزیر در سال 89 با جامعه پرتحرک و پرتنش ما همراه و رفتار اجتماعی و فرهنگی ما را متاثر خواهد نمود و به عنوان مولفه های اصلی تعیین وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آینده ما ایفای نقش خواهند کرد و چگونگی تعامل نیروهای درون نظام، روابط خارجی، نیروهای سیاسی منتقد و وضعیت اقتصادی، تورم، بیکاری، پایداری یا ناپایداری، اجتماعی، سیاسی به چگونگی درس گرفتن ارکان حاکمیت و سطوح مختلف مدیریت جامعه از این حوادث بستگی تام و تمام دارد و تامل و تدبیر فراوان را طلب می کند.
در چنین شرایطی تنها نگاهی حرفه ای تر و تخصصی تر و مبری از جبهه گیری های سیاسی با کمک به شکل گرفتن یک گفتمان تاریخی که همه اندیشه ها و نگرش های همراه وهمپای انقلا ب اسلا می و رویداد های پسین و پیشین آن را به رسمیت بشناسد می تواند مسیر حرکت جامعه را هموار و تعالی بخش نماید و با ارائه یک مدل ارتباطی دو سویه هم سنگ، فراروی همه نهادهای مدنی، اسلا می و اجتماعی و فرهنگی به انسجام و بازسازی سیاست داخلی اهتمام و بر تنش های تخریبی منبعث از روابط خارجی و تحول اقتصادی در پیش روی، بکاهد و بر آنها فائق آید. به قول یکی از اندیشمندان:«پیش شرط هر وجدان مدنی، وجدانی تاریخی است و وجدان تاریخی شکل نمی گیرد مگر دیروز به تاریخ سپرده شود و بدل به موضوع شناخت شود.
گذشته را زندگی کردن مانع از شناختنش می شود و تصاحب گذشته فقط در صورت فاصله گرفتن و بدل ساختن آن به موضوع شناخت میسر است، شناختی که زمینه ساز عبور از آن نیز می شود، در غیر این صورت هیچ نقطه عزیمت تعریف شده ای وجود ندارد که جامعه با تکیه بر آن بتواند به یک «پس از دیروز» بیندیشد.»
مروری به ویژه نامه های مطبوعاتی اصلاح طلب، اصول گرا و مستقل در آخرین هفته سال گذشته بسیار درس آموز است، ویژه نامه های نشریات طرفدار دولت و منتسب به اصول گرایان با چشم بستن بر اندیشه های متکثر جامعه و تلا ش نخ نما برای حذف نام و تفکر آنان خطر انقلا ب مخملی را مبنای رویکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی می دانند و پیروزی بر آن را بر جسته نموده اند و تداوم رفتار اجتماعی گذشته وابستگان به این جریان فکری را تجویز می کنند، ویژه نامه های منتسب به نشریات اصلاح طلب با چشم گشودن بر اندیشه های متکثر و مجرب از رادیکالیزه شدن جامعه سخن رانده اند و خطر کشانده شدن جامعه به یک انقلاب و از دست رفتن دست آوردهای انقلاب بزرگ اسلامی و اندیشه های بنیانگذار آن امام خمینی(ره) به شدت نگران هستند و بازگشت بی چون و چرا به قانون اساسی و معیارهای امام را راه حل برون رفت می دانند و ویژه نامه های نشریات مستقل و نیمه مستقل به بازسازی چهره هایی که می توانند نقشآفرین باشند و با توسل به مفاهیم عقلگرایی در اداره جامعه، از حذف خونین منتقدان و تحمیل هزینه های سنگین انسانی و کاهش بی سابقه سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی نگران هستند.
اگر دانشگاهیان در رشته های ارتباطات و جامعه شناسی تحلیل محتوای علمی و سریعی از این ویژه نامه ها که با ویژه نامه های سال های گذشته بسیار متفاوت هستند، ارائه دهند، برجستگی های فوق الذکر با اعداد و ارقام و نمودار، متن و بطن دسته بندی نیروهای فکری جامعه را نشان خواهد داد.
در چنین شرایطی شکل گرفتن یک گفتمان تاریخی فراتر از شعار با ایجاد امکان استفاده یکسان از ظرفیت های ارتباطی محیط و کنترل افراط و تفریط بهترین راه حل برون رفت از چالش ها و تنش ها است و این همان مفهوم تاریخ سازی است که هر چه دیرتر به آن برسیم، بیشتر زیان خواهیم دید. به قول اندیشمند فرهیخته مهندس ابوالقاسم حسینجانی:
بیا میخانه را، از نو، بسازیم
دل ویرانه را از نو، بسازیم
سری دیگر، ز اهل راز یابیم
و «المیزان» خود را باز یابیم
کیهان:شما کدام گزینه را انتخاب می کنید؟ !
«شما کدام گزینه را انتخاب می کنید؟ !»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که در آن میخوانید؛فرض کنید چرخ زمان برای مدتی چرخش معکوس کرده است و شما در حالی که تمامی اخبار و اطلاعات چندماه گذشته را در حافظه خویش دارید به خردادماه سال 1388 بازگشته اید! انتخابات ریاست جمهوری دهم با حضور بی نظیر 85درصدی و آرای 40میلیونی مردم انجام گرفته و شما در ابتدای یک فصل 8ماهه که قرار است از 22خرداد آغاز شده و تا 22بهمن 88 ادامه داشته باشد، ایستاده اید. حالا فرض کنید که قرار است این مقطع زمانی یک بار دیگر تکرار شود و این بار، چگونگی عبور از فصل یاد شده را به میل و اراده شما واگذار کرده و برای این منظور دو گزینه پیش رویتان نهاده اند. گزینه اول؛ ادامه ماجرا به همان صورت و با همان رخدادهایی که قبلاً اتفاق افتاده بود و گزینه دوم؛ عبور از این مقطع زمانی به طور عادی و طبیعی و بی آن که فتنه ای در راه باشد. خب! شما که فصل 8ماهه 22خرداد تا 22بهمن ماه سال 1388 را قبلاً پشت سر گذاشته و از وقایع آن باخبرید، کدام گزینه را انتخاب می کنید؟!
به یقین تمامی کسانی که دل در گرو اسلام و انقلاب، اقتدار میهن اسلامی و بهروزی مردم این مرز و بوم دارند، گزینه اول را برمی گزینند و از فتنه بعد از انتخابات با همه تلخی ها و سختی هایی که داشت، استقبال می کنند. چرا...؟! برای این که امروزه از پایان شیرین آن ماجرای تلخ باخبرند و فتنه 88 را با توجه به دستاوردهای کم نظیر آن، یکی از بزرگترین موهبت های الهی می دانند.
در کلام خدا توصیه شده است که نعمت های الهی را بازگو کنید- و اما بنعمت ربک فحدث- از این روی، اولین یادداشت در نخستین شماره از سال نو را به واگویه شماری از این دستاوردها که فقط اندکی از بسیارها و مشتی از خروارهاست، اختصاص می دهیم، تا شکرانه ای «کم حساب» از آن نعمت بزرگ و بی حد و حساب باشد.
1-دشمنان بیرونی انقلاب، مخصوصاً مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس که مدیریت مستقیم فتنه 88 را برعهده داشتند، تمامی گروهها، جمعیت ها و شخصیت های -بی شخصیت - تحت فرمان خود را به صحنه آوردند. در این میان، تکلیف گروهها و جریاناتی نظیر بهایی ها، منافقین، سلطنت طلب ها، مارکسیست ها، انجمنی ها، گروهک عبدالمالک ریگی، نهضت آزادی، جبهه ملی و مفسدان تابلودار اقتصادی روشن بود. آنها هویت شناخته شده ای داشتند و همراهی آنان با مثلث یاد شده نه تازگی داشت و نه دور از انتظار بود. اما، مدیریت بیرونی فتنه در اقدامی ناشیانه - که احمقانه واژه مناسب تری برای آن است- تقریباً تمامی سرمایه ناشناخته و یا کمتر شناخته شده خود را در داخل کشور نیز به کار گرفت. افراد و گروههای طیف اخیر به گواهی اسناد موجود از دو دهه قبل در پروژه موسوم به «طرح کنت تیمرمن» - مسئول وقت میز ایران در سازمان سیا- شکار و به تدریج در جبهه ای موسوم به اصلاحات سازماندهی شده بودند. این طیف اگرچه طی 20 سال گذشته و مخصوصاً در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی ساز مخالفت با ارزش های اسلامی و انقلابی را کوک کرده بود ولی کماکان به طرفداری از انقلاب و نظام تظاهر می کرد.
مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس این طیف وابسته و کمتر شناخته شده یعنی «خط نفاق جدید» را هم در نقش ستون پنجم به میدان کشیده و هزینه کرد. نتیجه آن که وقتی فتنه 88 با مدیریت پیامبرگونه رهبرمعظم انقلاب و هوشیاری و ایستادگی جانانه مردم روبرو شد، چهره واقعی خط نفاق جدید نیز مرحله به مرحله از پرده بیرون افتاد و شبکه نفاق جدید که با صرف هزینه های کلان مالی، سیاسی و اطلاعاتی سازمان های سیا، موساد و MI6 در داخل کشور شکل گرفته بود، فرو پاشید و افراد و گروههای این شبکه به مهره های سوخته تبدیل شدند.
افشای چهره خط نفاق جدید و جراحی این غده سرطانی را می توان و باید یکی از بزرگترین دستاوردهای فتنه 88 دانست که بسیار آسان تر از آنچه انتظار می رفت به دست آمد.
گفتنی است «ریچارد هاووس» مسئول شورای روابط خارجی آمریکا از ائتلاف گروههای ضدانقلاب و اصلاح طلبان که تحت مدیریت سازمان های اطلاعاتی غرب صورت گرفته بود، با عنوان «ائتلاف سفید»! یاد می کرد و جرج سوروس، صهیونیست نشان دار آمریکایی و حمایت کننده مالی، تبلیغاتی- اسپانسر- کودتاهای مخملی که از دو سال قبل با محمد خاتمی و چند تن دیگر از سران جبهه اصلاحات رایزنی های حضوری و فشرده ای داشت، معتقد بود تضعیف اقتدار جمهوری اسلامی ایران، کمترین موفقیت این ائتلاف است!... اما بعد از شکست فتنه، بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، زبان به ملامت همکاران آمریکایی و انگلیسی خود گشود و با حسرت اعلام کرد «اصلاح طلبان در ایران بزرگترین سرمایه اسرائیل بودند» و...
2-بازخوانی وقایع صدر اسلام و عبرت گیری و بصیرت افزایی آن در شناخت خواص آلوده و یا گمراه، یکی دیگر از دستاوردهای فتنه 88 بود. به عنوان نمونه -و فقط یک نمونه- شنیده و خوانده و در تاریخ مستند صدراسلام دیده بودیم که فاطمه زهرا(س) در فاصله بعد از رحلت رسول خدا(ص) تا شهادت خویش- 75یا 95 روز- شبانه به خانه شماری از خواص رفته و با آنان از «باید»های فراموش شده و «نباید»های از یاد رفته سخن می گفت و اینکه، چه زود سفارش های رسول خدا(ص) را از یاد برده اید و اگر به یاد دارید و بر عهد پیشین استوارید، چرا در برابر انحرافی که می بینید لب به اعتراض نمی گشائید؟! و... اما، برخی از آنان دل به چرب و شیرین دنیا سپرده و در پی آرزوهای دور و دراز و نفس های هوس باز خویش، عهدی را که با رسول خدا(ص) بسته بودند، شکسته و پاسخشان سکوت بود، یا سخنان دو پهلو...
در فتنه 88 بار دیگر همان ماجرای تلخ در مقیاسی دیگر تکرار شد. این بار اما، مردم با مشاهده انحراف، سکوت و یا دوپهلوگویی برخی از خواص، ماجرای آن روزها را به خاطر آوردند و به فراست دریافتند که این، همان است. دیگر مانند آن روزها با خواص نلغزیدند، چشم به «ولی» دوختند و از فتنه جهیدند و رهیدند و برخلاف آن روزها از خواص آلوده عبور کردند. خواص لغزیدند و رفوزه شدند و سقوط کردند. اگر ماجرای آن روزهای صدر اسلام در اذهان ملت بازخوانی نشده بود، چه کسی باور می کرد شماری از کسانی که حضور در کنار حضرت امام(ره) را نیز تجربه کرده اند به این زودی عهد پیشین وانهند و در مقابل امام راحل و خلف حاضر او قرار بگیرند؟! پالایش برخی خواص آلوده دستاورد بزرگ دیگری بود که فتنه 88 در پی داشت. به برکت، عبرت گرفتن از تاریخ مشابه صدر اسلام.
3- نسل های سوم و چهارم انقلاب، اگرچه از چگونگی وقوع انقلاب اسلامی و نقش دشمنان و دوستان و بندبازان و منافقان در آن واقعه عظیم و رخدادهای چند ساله پس از انقلاب کم و بیش باخبر بودند ولی باید اذعان کرد که به علت کم کاری غیرقابل توجیه مراکز فرهنگی کشور، از چند و چون ماجرا و مخصوصاً نقش جریانات و افراد چند چهره و ترفندهای آنان اطلاع چندانی نداشتند. فتنه 88، تابلوی گویا و روشنی از تاریخچه سال های اولیه بعد از پیروزی انقلاب را پیش روی نسل های سوم و چهارم انقلاب قرار داد به گونه ای که انگار در آن سال ها حضور مستقیم داشته و رخدادها و فراز و نشیب ها را به چشم خود دیده اند. منافقانی که از وطن دوستی دم می زدند و وطن فروشی می کردند. جریاناتی که سنگ مردم را به سینه می زدند و با دشمنان خونریز و غارتگر مردم دست در یک کاسه داشتند. اراذل و اوباش آدم کشی که فریاد آزادیخواهی سر می دادند، احزاب و گروههایی که از اصلاحات دم می زدند و سر در توبره شناخته شده ترین جرثومه های فساد و تباهی، یعنی موساد و سیا و MI6 داشتند بی تمدن های قانون گریزی که از «جامعه مدنی» سخن می گفتند.
نسل های سوم و چهارم انقلاب در جریان فتنه 88، چهره واقعی و بی نقاب آمریکا و انگلیس و سایر مدعیان حقوق بشر و دموکراسی را به وضوح دیدند و بازیگری ستون پنجم دشمن را بی پرده مشاهده کردند. اسرائیل در غزه و لبنان خون زنان و مردان و کودکان را به زمین می ریخت و نامزد فتنه گران، حامیان اسرائیل را «مردم خداجوی»! می نامید و...
در فصل 8ماهه 22خرداد تا 22بهمن 88، کار روشنگری درباره هویت نفرت انگیز مثلث آمریکا، اسرائیل و انگلیس برای نسل های سوم و چهارم انقلاب که مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مسئولیت آن را برعهده داشتند و طی سال های گذشته بر زمین مانده بود، به بهترین و گویاترین شکل ممکن صورت پذیرفت. این نیاز مبرم و ضروری را مثلث یاد شده بی آن که بداند و بخواهد از طریق سرویس های اطلاعاتی خود و به دست ستون پنجمی که در داخل کشور به کار گرفته بود، انجام داد! مگر نه این که به گفته امام سجاد(ع) «حماقت دشمن شایسته شکرگزاری است» و در حدیث دیگری آمده است که خدا به دست انسان های فاسق نیز دین خود را تأیید می کند؟
4- طلوع دوباره امام خمینی(ره) یکی دیگر از برکات بزرگ و دستاوردهای فتنه 88 بود. در جریان این فتنه و از آنجا که سران فتنه از پوشش «خط امام» برای پنهان کردن ماموریت بیرونی خود استفاده می کردند. انگیزه مراجعه به متن رهنمودها، سخنان و بینش و منش امام راحل(ره) با اشتیاق فراوان در میان مردم برانگیخته شد. مردم از یکسو، همراهی آشکار فتنه گران با دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب را می دیدند و از سوی دیگر شاهد ادعای سران فتنه و عوامل اصلی آن بودند که خود را پیرو خط امام(ره) معرفی می کردند! از این روی، فرهیختگان و دلدادگان واقعی امام(ره) که از برخورد منافقانه و نفرت انگیز سران فتنه باخبر بودند، برای نشان دادن نفاق و دورویی ستون پنجم دشمن و کسانی که فریب پشت هم اندازی ها و ترفندهای فتنه انگیزان را خورده بودند، برای آگاهی از واقعیت ماجرا، تنها راه چاره را مراجعه به آثار مکتوب و مضبوط حضرت امام(ره) می دیدند. این مراجعه که باید از نقش برجسته صداوسیما در آن تقدیر کرد، از یکسو طلوع دوباره امام راحل(ره) را در پی داشت و از سوی دیگر، زمینه رسوایی سران فتنه و عوامل میدانی آنها را خیلی زودتر از آنچه انتظار می رفت، فراهم آورد طلوع دوباره حضرت امام(ره) و عطر دل انگیز رهنمودهای روشنگر و گره گشای آن بزرگوار، در نسل های اول و دوم انقلاب نیز جان تازه ای دمید و بایدها و نبایدهای به فراموشی رفته و یا کمرنگ شده خط مبارک امام راحل(ره) را گوشزدی دوباره کرد.
5- اتحاد و یکپارچگی مردم که در حماسه 9 دی ماه و راهپیمایی چندده میلیونی 22بهمن به نمایش درآمد، یکی دیگر از دستاوردهای عظیم فتنه 88 بود. مردم هوشیار و با بصیرت وقتی دست آشکار دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و مخصوصاً مثلث منفور آمریکا، اسرائیل و انگلیس را در فتنه دیدند و هجوم وحشیانه و نفرت انگیز سران فتنه و اراذل و اوباش اجاره ای را به ساحت مقدس امام حسین(ع)، حضرت صاحب الزمان(عج)، امام خمینی (ره)، آتش زدن مسجد، قتل مردم بی گناه و... را مشاهده کردند، به وضوح دریافتند که ماجرا بسیار فراتر از دروغ تقلب در انتخابات و یا مخالفت با دولت است و دشمنان بیرونی و ستون پنجم داخلی آنها، اسلام و انقلاب و امام و رهبری و استقلال و اقتدار نظام اسلامی را نشانه رفته و سودای تحویل این مرز و بوم به آمریکا را در سر می پرورانند. چنین بود که دشمنان از «باد»ی که برای تفرقه کاشته بودند، طوفانی سهمگین علیه خود و موجودیت خط نفاق جدید درو کردند و بیش از 20 سال برنامه ریزی، هزینه های کلان و فعالیت اطلاعاتی و امنیتی سازمان های جاسوسی آمریکا، اسرائیل و انگلیس برای تفرقه افکنی میان مردم مسلمان ایران را به باد دادند. آیا این دستاورد بزرگ که فتنه 88 زمینه آن را فراهم آورد شایسته شکرگزاری نیست؟ البته که هست.
6- درباره خاستگاه واژه «فتنه»- که در کلام خدا نیز بارها آمده است- گفته اند، به معنی وارد کردن طلا در آتش است تا ناخالصی های آن گرفته شده و «عیار» واقعی آن به دست آید. و از این روی «فتنه» را «آزمایش» نیز نامیده اند.
آیا کمترین تردیدی هست که دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها در جریان فتنه 88، علاوه بر استفاده از اهرم های سخت افزاری نظیر آدم کشی، تخریب، آتش سوزی، حمله به مردم و... تمامی توان نرم افزاری خود را نیز برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران و هر دو بخش جدانشدنی اسلامیت و جمهوریت آن به کار گرفتند. هزاران سایت اینترنتی، صدها شبکه تلویزیونی و رادیویی، هزاران نشریه داخلی و خارجی، شبکه های عنکبوتی رسانه ای در تمامی ساعات و دقایق فتنه 88 به توهم پراکنی، دروغ بافی، اهانت و در یک کلمه جنگ نرم علیه اسلام و انقلاب و مردم این مرز و بوم مشغول بودند؟ و آیا می توان انکار کرد که بصیرت و هوشیاری مردم اصلی ترین و کارآمدترین حربه برای مقابله با جنگ نرم دشمنان است؟ بنابراین به آسانی باید - و می توان- نتیجه گرفت که مردم پاکباخته و انقلابی ایران اسلامی به همان اندازه که در مقابل جنگ سخت دشمنان از جمله جنگ تحمیلی 8 ساله با اقتدار و توانمندی ظاهر شدند، در عرصه جنگ نرم نیز از قدرت و قابلیت های برجسته و مثال زدنی برخوردارند. و بی تردید بخش قابل توجهی از این بصیرت را در چم و خم فتنه 88 تجربه کرده و به دست آورده اند.
7- و بالاخره اگرچه فهرست دستاوردهای فتنه 88 نیز به تنهایی مثنوی هفتاد من کاغذ است و این رشته سر دراز دارد، اما یادداشت پیش روی را با یکی از بزرگترین دستاوردهای فتنه یاد شده به پایان می بریم و آن این که، پیروزی حماسی مردم در فتنه همه جانبه 88 بیش از همه و پیش از همه مدیون مدیریت الهی و پیامبرگونه رهبرمعظم انقلاب بوده است. فقط نگاهی گذرا به مراحل مختلف فتنه 88 به وضوح نشان می دهد که هر جا، نه فقط مردم عادی، بلکه نخبگان و صاحب نظران مومن و متعهد «مو» دیده اند، آقا از «پیچش مو» خبر داده اند و آنچه که پیران خردمند در آینه ندیده بودند، آقا در خشت خام مشاهده کرده اند... پس در یک کلمه باید گفت؛ فتنه 88 بار دیگر بر واقعی بودن این حقیقت تاکید کرد که «خامنه ای، خمینی دیگر است».
سیاست روز:آسیبشناسی رسیدن به وضعیت مطلوب
«آسیبشناسی رسیدن به وضعیت مطلوب»عنوان سرمقالهی روزنامهی سیاست روز به قلم علی یوسف پور است که در آن میخوانید؛
1 در سیسال گذشته در زمینههای مختلف شاهد پیشرفتهای شگرفی بودیم و استعدادهای جوانان کشور در مسائل علمی، صنعتی توانسته است به ظهور برسد و شعار «ما میتوانیم» که حضرت امام خمینی(ره) در ابتدای انقلاب مطرح نمودهاند جامه عمل به خود پوشیده است از طرف دیگر ظرفیتهای انسانی، امکانات و تواناییهای طبیعی و مادی ملت و کشور ما به گونهای است که ما میتوانیم با کارآمد نمودن ساختارهای داخلی و رفع موانع موجود در زمینههای مختلف شاهد جهشهای بزرگی باشیم که بتوانیم رتبهای بزرگتر و شایستهتر در میان کشورهای منطقه وجهان کسب نمائیم در این نوشتار کوتاه سعی شده است اهم مشکلات و موانع که در سر راه جهشهای وجود دارد مطرح شود امید است مراکز تحقیقاتی و پژوهشی ما با ارائه تحقیقات کاربردی بتوانند راههای رسیدن به وضعیت مطلوب در مورد شعار همت مضاعف کار مضاعف را به دستگاههای قانونگذار، اجرایی و قضاییه ارائه نمایند.
2 عدم تصویب و اجرای طرح آمایش سرزمین، در سیسال گذشته؛ اگرچه کارهای زیربنایی زیادی در استانهای کشور انجام گرفته است و چهره مناطق محروم دگرگون شده است، اما فاصله استانهای محروم و برخوردار بخصوص در زمینههای اقتصادی هنوز وجود دارد و روند مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک به سمت شهرهای بزرگ ادامه دارد.
نبود یک طرح آمایش مصوب که چشمانداز هر استان را به طور دقیق و همهجانبه مشخص نماید و سهمی که هر استان میبایستی طی افق چشمانداز و در برنامههای پنج ساله از اعتبارات ملی و همچنین اعتبارات بانکی بهرهمند شود مشخص نیست و همچون گذشته میبایستی مدیران و نمایندگان استانها و ائمه جمعه به دنبال طرحها و بودجهها در دستگاههای اجرایی حضور داشته باشند و پیگیر کار باشند و به طبع استانهای بزرگ که دارای نمایندگان بیشتری هستند و در مراکز تصمیمگیری نخبگان صاحبمنصب دارند از امکانات و اعتبارات بیشتری استفاده خواهند کرد. لازمه اجرای عدالت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تدوین، تصویب و اجرای طرح آمایش سرزمین میباشد.
3 ساختار دولتی گسترده و متمرکز؛ این مسئله باعث پایین آمدن بهرهوری و به هدر رفتن نیروها و امکانات زیادی در سراسر کشور شده است که البته در سالهای گذشته قدمهای خوبی در جهت اعطای اختیارات به استانداران و گسترش اختیارات شوراها است برداشته شده که البته به هیچ وجه کافی نیست و در این جهت دولت میبایستی تا آنجا که امکان دارد اختیارات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی قسمتی از اختیارات سیاسی خویش را به دیگر نهادهای مردمی و عمومی واگذار نماید و این روند میبایستی شتاب بیشتری در سال جاری و سالهای آینده به خود بگیرد.
4 تدوین، تصویب و اجرای الگوی مدیریت؛ در بعد از انقلاب اسلامی یکی از مسائلی که مغفول مانده است پرداختن به الگوی مدیریت در کشور میباشد با وجود اینکه ما در جنگ تحمیلی و سازندگی کشور الگوهای عملی خوبی را به نمایش گذاشتیم که تحت عنوان مدیریت بسیجی با مدیریت جهادی میتوان از آن نام برد اما متاسفانه تاکنون این عملکردهای بینظیر به صورت نظریههای مدیریتی تدوین نشده است و در سطوح مختلف به عنوان متون آموزشی ارائه نگردیده است و هماکنون مدیرانی که کشور را اداره مینمایند به طور عمده براساس تجربیات شخصی و آموزههای مختلف و احیانا متفاوت در مصدر امور میباشند که این عدم هماهنگی در روشها، سیاستها، و خطمشیها باعث دوباره کاری و اتلاف منابع زیادی شده است که امید است مورد توجه قوای مختلف بخصوص دولت خدمتگزار و مجلس محترم قرار گیرد. در صورتی که این مهم صورت پذیرد و ما دارای الگوی مدیریتی بر اساس باورهای مذهبی و فرهنگ ملی خودمان باشیم شاهد بهرهوری در همه زمینهها خواهیم بود.
5 شاید یکی از بخشهای اصلی که در آن بازدهی و پیشرفت کم بوده است و مردم هنوز گرفتار معضلات این بخش هستند بخش اقتصادی کشور میباشد، اقتصاد ما دارای بیماریهای مزمن و نهادینه شدهای است که امید میرود با اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها قدم بزرگی در حل مشکلات برداشته شود اما پیشنهاد میشود برای تسریع در حل مشکلات بخش اقتصادی دولت مبادرت به ایجاد یک معاونت حمایت از سرمایهگذاری در نهاد ریاست جمهوری نمایند همانطور که دولت نهم در سفرهای استانی و اجرای پروژههای عمرانی موفق بود این بار هم بتوانند در جلب سرمایههای داخلی و خارجی موفقیت شایانی را کسب نماید این معاونت میتواند در جهت اصلاح قوانین موجود تسریع در اجرای اصل 44 قانون اساسی و پیگیری مشکلات اجرایی سر راه سرمایهگذاریهای موجود و آینده را به عهده بگیرد.
6 در این راستا رسانههای نوشتاری، دیداری و شنیداری نیز دارای وظیفهای سنگین و اثرگذار میباشند و مسئولین رسانهها میبایستی اقدامات مثبت را بازتاب دهند و مشکلات و موانع را از نگاه منتقدی مشفق به اطلاع مردم و مسئولین برسانند تا هر چه زودتر چاره کار برای برطرف کردن مشکلات برداشته شود.
آفرینش:دولت عراق پس ازانتخابات
«دولت عراق پس ازانتخابات»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش به قلم علی رمضانی است که در ان میخوانید؛ با آن که حدود یک ماه از انتخابات مهم وسرنوشت ساز پارلمانی نیمه اسفند ماه در عراق می گذرد اما هنوز سرنوشت سیاسی وچگونگی آرایش سیاسی نیروها در پارلمان ومهم تر از همه تشکیل دولت در چندو چون معا دلات چندگانه وجبهه گیری های جدیدی قرار دارد.
در این میان اعلام نتایج انتخابات پارلمانی از کمسیون انتخابات و رقابت سه ائتلاف مهم العراقیه، دولت قانون وملی عراق برای تشکیل دولت آینده وتغییرنخست وزیر حساس تر شده است در این حال نوع تفسیر خاص ویژه از قانون اساسی عراق ونوع نگاه هیات باز خواست وعدالت هم از متغییر های مهم دیگر در تعیین دولت عراق است .
ایاد علاوی رهبر فهرست سکولار العراقیه که گمان میرفت با تفسیر خاص از قانون اساسی مامور تشکیل دولت شود اینک با رای دادگاه قانون اساسی برای ماموریت نخست وزیری مهم ترین تشکل سیاسی در پارلمان کار خود رابا چالش های مهمی روبرو دیده است.
به علاوه در همین حال شانس نوری مالکی رهبر فهرست دولت قانون برای بدست آوردن دوباره پست نخست وزیری درصورت مذاکرات و دستیابی به توافقات با ائتلاف ملی عراق و ائتلاف کردستان بیشتر شده است . در این حال رد صلاحیت 11نفر از نمایندگان رای آورده فهرست ها و احتمال افزایش آن تا 20 نفر توسط هیات بازخواست و عدالت بار دیگر نوع رقابت فهرست های برتر بویژه دولت قانون والعراقیه را تغییرداده است. بی شک پارلمان 325 کرسی عراق مهمترین اولویت آن تعیین دولت ونخست وزیر آینده عراق است.
نخست وزیری که بنا برقانون اساسی این کشور مهمترین شخصیت سیاسی کشور محسوب می شود و عملا سکان قدرت وهرم سیاسی کشور را در چند سال آینده تعیین می کند در این میان ایاد علاوی، نوری المالکی وحتی ابراهیم جعفری از مهمترین نامزد ها این پست هستند، نامزدهای که به ویژه درصورت شکل گیری محور جدید پارلمانی و احتمال به قدرت رسیدن علاوی عراق با دگرگونی هایی درسیاست داخلی و خارجی ربه رو خواهد شد دگرگونی های که بی شک با حمایت بسیاری ازکشورهای عربسنی و ذی نفوذ خاورمیانه روبرو خواهد شد در مقابل این روند چنانچه نوری المالکی بتواند درروند مذاکرات انجام شده با ائتلاف ملی عراق به رهبری مجلس اعلای اسلامی (حکیم و جعفری)وائتلاف کردستان (بارزانی وطالبانی) با آنها موفق به تشکیل بزرگترین ائتلاف پارلمان عراق شود بی شک ماموریت تشکیل دولت آینده از طرف رئیس جمهوربه آنها تفویض میشود امری که باشرکت بیش از200 نماینده پارلمان کار تشکیل دولت را آسان تر خواهد کرد. با وجود این اختلافات کردها و دو ائتلاف بزرگ شیعی (ملی عراق و دولت قانون ) مهمترین چالش بوجود آمدن ائتلاف بزرگ پارلمان است.
آنچه مشخص است عراق امروز پس ازانتخابات هرچند با مسائل مهمی نظیر تقلب در انتخابات ، اعتراض های فهرست های انتخاباتی به نتایج واعتراض ها به واشنگتن و سازمان ملل روبرو بوده است اما با مشخص تر شدن اوضاع سیاسی و رای دادگاه قانون اساسی در مورد شکایات فهرست ها فضای سیاسی آینده مشخص تر خواهدشد به علاوه در همین حین چنانچه فهرست های بزرگ پارلمان وچهره های سیاسی مهم در راه تشکیل ائتلاف اکثریت موفق شوند کار تشکیل دولت عراق روند طبیعی خود را طی خواهد کرد, اما در مقابل این روند تداوم چانه زنی ها و اختلافات بر سر رای دادگاه قانون اساسی و نمایندگان مجلس در کنار دخالت احتمالی واشنگتن و کشور های دیگر در کنار پیچیدگی قانون اساسی، نوع تقسیم و شکل گیری کابینه آینده راه تعیین دولت آینده عراق ممکن است با ماهها تاخیر روبرو شود وباعث پیچیده شدن وبحرانی سیاسی در این کشور شود .
رسالت:کار به مثابه یک ارزش
«کار به مثابه یک ارزش»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن میخوانید؛سنت نام گذاری سالها توسط رهبر معظم انقلاب در یکی دو دهه گذشته برکات زیادی برای کشور و مردم به همراه داشته و این عنوان بندی به بخشی از فرهنگ عمومی جامعه در ابتدای سال تبدیل شده است.البته هدف از این نام گذاری ها گفتمان سازی جهت التفات بیشتر مردم و مسئولان به نیازها و ملزومات حیاتی کشور است.
دهه چهارم انقلاب دهه پیشرفت و عدالت توامان است. بدیهی است در این دهه باید امکانات مساعد در مسیر این دوگانه تعالی را تقویت و اصطکاکات موجود را فروکاهید و در عین حال برای آینده برنامه ریزی کرد.
رهبر معظم انقلاب دور اندیشانه سال1389 را تحت عنوان ” همت مضاعف، کار مضاعف ” نام گذاری نمودند و تاکیدفرمودند: “شعارهای هر سال، نمایشی و تشریفاتی نیست و طبعا همه مشکلات را هم حل نمی کند بلکه انگشت اشاره ای است که راه و روش را نشان می دهد که امسال نیز با توجه به اهداف بلندتر ملت و کشور، باید همتی برتر فراهم آورد و کارهای بیشتر و جدی تر انجام داد.”
مطالعات و پژوهش های مختلف درباره علل کندی و صعوبت پیشرفت در ایران نشان می دهد که یکی از موانع عمده در کنار سایر عوامل، اصطکاکات فرهنگی بویژه ضعف فرهنگ و اخلاق کار در ایران است.
اقتصاددانان و متخصصان مدیریت معمولا مجموعه ارزشها، هنجارها، ایستارها و دانشهای مشترک و پذیرفته شده یک گروه کاری را فرهنگ کار می گویند.
اما فرهنگ کار درایران پدیده مبهمی است و هرچند تعریف متقنی از آن متناسب با مختصات فرهنگی و مردم شناسی ایرانی ها ارائه نشده است اما نوعا اعتقاد بر این است با هر تعریفی که در ذهن سیال جامعه بر آن توافق و تقاعد عمومی وجود داشته باشد باز فرهنگ کار در ایران در سطح پایینی قرار دارد.
اگر سنگاپور در هر سال فقط معادل100 میلیارد دلار نرم افزار می فروشد و اگر مردم ژاپن تنها800 میلیارد دلار در حساب های پس انداز خود پول دارند و اگر چینی ها امروز فقط بیش از40 درصد بازار واردات آمریکا را به تولیدات خود اختصاص داده اند و اگر برزیلی ها لکوموتیو اقتصاد دنیا در دهه آینده هستند و اگر ... بدون تردید فرهنگ کار در این کشورها یکی از دلایل موفقیت های عظیم اقتصادی آنها بوده است.
کشور ایران در دهه چهارم انقلاب، نیازمند تولید فزاینده ثروت در عین تحقق عدالت است. تولید ثروت در جرثومه بی عدالتی کاپیتالیسم و نسخه های بین المللی توسعه، تجویز نابخرادانه ای برای بهبود بیماری های مزمن جامعه ایران است. ما نیازمند تولید ثروت به روش ایرانی و اسلامی هستیم. تولید ثروتی که در زیر چرخ های آن فقرا له نمی شوند و مستضعفین در اموال اغنیا سهم دارند. بدیهی است چنین فرایندی مسبوق به تصحیح فرهنگ تلاش و اخلاق کار در جامعه ایران و بازسازی آن متناسب با بایسته های دینی و ملی است.
فرهنگی که در آن اوقات آحاد جامعه به سه وقت کار، عبادت و استراحت و رسیدگی به خانواده تقسیم می شود. کار در ایران باید به عنوان یک ارزش فردی واجتماعی مورد توجه و عنایت عمومی قرار گیرد. کارآفرینان و صاحبان نبوغ و استعداد باید از جایگاه در خوری در جامعه برخوردار باشند. تا زمانی که کار به عنوان پدیده ای ارزشمند تلقی نشود نمی توان به بهسازی و نوسازی فرهنگ کار در یک کشور امید بست.
در دین مبین اسلام کار از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در آیات و روایات مختلف بر اهمیت و ارزشمند بودن کار به کرات تاکید شده است. پیامبر اکرم(ص) می فرماید: “عبادت هفتاد پاره است و برترین آن، طلب روزی حلال است.” امام باقر(ع) می فرمایند: “هر کس برای بی نیازی از مردم و تلاش برای رفاه خانواده و مهربانی و خیرخواهی به همسایه در طلب مال و امکانات زندگی بر آید روز قیامت در حالی که صورتش همچون بدر درخشان است خداوند را ملاقات می کند.” . امام صادق(ع) می فرماید: “خداوند متعال بیکاری را دشمن انسان می داند.”
روشن است ترمیم فرهنگ کار در ایران پیوندهای مستمری با افزایش تولید ثروت ملی دارد. البته مدیران و برنامه ریزان کشور باید ارتباط منطقی بین کار وتلاش مضاعف با تولید بیشتر ثروت برقرار کنند. مردم باید احساس کنند با کار بیشتر در عرصه های مختلف نظیر علم و تحقیق، سرمایه گذاری و کارآفرینی، تولید فکر، کتابخوانی و افزایش معلومات عمومی، سلامت، صنعت، کشاورزی و ... رفاه بیشتری برای خود و خانواده شان مهیا می کنند.
در این پارادایم به نظر می رسد آسیب شناسی فرهنگ کار در جامعه ایران و درمان بیماری های مزمن آن یکی از بزرگترین خدماتی است که می توان به جامعه کارفرمایی، کارگری، کارمندی و ... ارائه داد.
مآلا یکی از اصول تولید ثروت ملی همپوشانی فرهنگ ملی با تولید ثروت است که می تواند ما را از دور باطل و بی مبنای توزیع عادلانه فقر برهاند. به تعبیر مقام معظم رهبری یکی از شاخص های دهه چهارم عمر پر برکت انقلاب اسلامی، پیشرفت همراه با عدالت کشور است و پیشرفت محقق نمی شود مگر با تصحیح فرهنگ کار در کشور و افزایش تولید ثروت ملی.
سرمایه عظیم نیروی انسانی درایران در دوره ای که ایام جوانی خود را سپری می کند متراکم ترین انرژی و نیرویی است که می توان با مدیریت صحیح وبرنامه ریزی مدبرانه پتانسیل های آن را رها کرد و بسترهای لازم را برای تحقق توامان پیشرفت وعدالت فراهم نمود. نامگذاری داهیانه امسال توسط رهبر معظم انقلاب فرصت و مجال مناسبی برای تصحیح و ترمیم فرهنگ بیمار کار در ایران است و باید ازاین مجال نهایت استفاده را برد.
جمهوری اسلامی:زنده باد جمهوری اسلامی
«زنده باد جمهوری اسلامی»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که در آن میخوانید؛هر چند 12 فروردین که سالروز اعلام استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران است به دلیل قرار گرفتن در تعطیلات طولانی نوروز همواره مظلوم است و توجهی به آن نمی شود لکن علیرغم این بی توجهی و قدرناشناسی در تاریخ ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است . آثار و برکات نظام جمهوری اسلامی در داخل و خارج آنقدر زیاد و دامنه دار است که اگر هیچوقت در تمجید این نظام حتی کلمه ای گفته یا نوشته نشود این آثار و برکات به خودی خود اهمیت و عظمت آنرا نمایان می سازند.
علاوه بر نهضت بیداری گسترده ای که در اثر پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان پدید آمده و بسیاری از ملت ها را در برابر قدرت های ظالم و زورگو قرار داده و به مسیر دستیابی به حقوق خود هدایت کرده و نهضت جهانی اسلام را با هدف آزادی ملت های مستضعف و گسترش ارزش های دینی و معنوی به شکوفائی رسانده است این نظام اسلامی و مردمی در داخل ایران منشا خدمات بیشماری در زمینه های عمرانی صنعتی پزشکی دفاعی و از همه مهمتر فکری و معنوی شده است .
کافی است با استفاده از تعطیلات نوروزی به بعضی نقاط کشور سفر کنید و تغییرات زیادی را که در همه جا کاملا محسوس است مشاهده نمائید. تصدیق این واقعیت که ایران در سه دهه گذشته به پیشرفت های بزرگی نائل شده فقط به نگاهی واقع بین و پرهیز از بدبینی ها و منفی بافی ها نیاز دارد. بدون اغراق و مبالغه می توان بر این واقعیت تاکید کرد که ساخت و ساز و عمران و آبادانی و تلاش برای رفاه و پیشرفت در همه زمینه ها در سه دهه گذشته به صورت شبانه روزی و با استفاده از همه توان و امکانات در جریان بوده و به نتایج درخشانی رسیده است نتایجی که آنچه در تمام دوران قبل از انقلاب انجام شده بود با آن اصولا قابل مقایسه نیست .
بعد از پیروزی انقلابی اسلامی در 22 بهمن 1357 و استقرار نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358 به رهبری امام خمینی رضوان الله تعالی علیه درعین حال که کارهای بزرگی از قبیل تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی تهیه و تصویب قوانین مدنی و جزائی منتهی براین قانون اساسی و شکل دادن به اندام های نظام نوپای جمهوری اسلامی که به نوبه خود اقدامات مهمی بودند و در کمترین زمان ممکن انجام گرفتند به مدت یک دهه کامل نیروهای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی درگیر شورش های داخلی و جنگ تحمیلی بودند و در عین حال از سازندگی کشور و پیشبرد اهداف علمی و صنعتی غافل نماندند. در کوران آن حوادث تلخ و طاقت فرسا کلیه اقدامات قانونی از جمله برگزاری انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و مجلس خبرگان و همه پرسی قانون اساسی چه در مرحله تدوین و چه در مرحله بازنگری بعمل آمدند و حتی کمترین تاخیری در انجام آنها صورت نگرفت . اینها در شرایطی بود که جمهوری اسلامی ایران از یکطرف زیر فشارهای سیاسی و نظامی قدرت های استکباری قرار داشت از طرف دیگر در محاصره تحریم های اقتصادی و تبلیغات مسموم بوق های صهیونیستی و در داخل نیز هر روز توطئه ای از قبیل شورش های محلی انفجارها و کودتاهای رنگارنگ به وقوع می پیوست . درست در چنین شرایط سنگینی بود که مردم ایران با مقاومت کم نظیر در برابر این فشارها تحریم ها و توطئه ها ایستادند و از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی محافظت کردند و دشمنان را ناکام نمودند.
دهه های دوم و سوم زمان مناسبی برای ساختن کشور و پیشرفت در همه زمینه ها بود. این کار نیز با همت مسئولان نظام تلاش مدیران و همراهی مردم انجام شد و علاوه بر شکل گیری زیرساخت های کشور طرح های عمرانی زیادی نیز به اجرا درآمد و گام های بلندی برای رسیدن به خودکفائی در همه زمینه ها برداشته شد. در این دو دهه نیز توطئه ها و تحریم ها و فشارهای تبلیغاتی و سیاسی ادامه یافت ولی باز هم مقاومت مردم و درایت و تدبیر مسئولان نظام جمهوری اسلامی توانست همه آنها را خنثی کرده اهداف بلند انقلاب و نظام را تحقق بخشد. این تلاش در سالهای دهه چهارم نیز ادامه یافته و باید همچنان ادامه یابد.
پیشرفت های تحسین برانگیزی که اکنون در سرتاسر ایران به چشم می خورد و آنچه در زمینه های علمی به دست آمده و ایران را در ردیف 6 یا 8 و یا 10 کشور اول جهان در این زمینه ها قرار داده نتیجه تلاش ها و تدبیرهای همه ی مدیران و مسئولان در طول 31 سال گذشته است . در این پیشرفت ها قطعا شهدا جانبازان ایثارگران و خانواده های صبور آنان نقش اول را دارند. مدیرانی که در دوران دفاع مقدس در برابر دشمنان ایستادند و در داخل نیز همه ی توطئه ها را خنثی کردند و با کمترین امکانات در دهه های اول و دوم و سوم برای بازسازی کشور تلاش کردند و پایه های پیشرفت در همه زمینه ها به ویژه علوم و فنون روز از فناوری هسته ای گرفته تا نانو و صنایع موشکی و فضائی را گذاشتند نقشی مهم و فراموش ناشدنی دارند که همه باید قدردان آنها باشند و همواره نام و یاد آنها را گرامی بدارند.
با اینحال آنچه امروز داریم هنوز بخش کوچکی از چیزی است که باید داشته باشیم . نظام جمهوری اسلامی ظرفیت های زیادی دارد که هنوز از بسیاری از آنها استفاده نشده است . نیروی انسانی کارآمد و پراستعداد ایران به ویژه جوانان مستعد و پرتلاش ما قادرند قله های بزرگتر علوم و فنون را فتح کنند و از ظرفیت های فراوان نظام جمهوری اسلامی استفاده شایسته نمایند.
نامگذاری سال 1389 به سال « همت مضاعف و کار مضاعف » که توسط رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای صورت گرفته به همین واقعیت اشاره دارد. همانگونه که ایشان در بیانات اول فروردین در جوار حرم رضوی فرمودند این نامگذاری به معنای شروع یک تلاش مستمر برای همیشه است و اختصاص به سال 89 ندارد . نظام جمهوری اسلامی راهی را در برابر ملت ایران گشوده است که راه سعادت دنیا و آخرت است . پیمودن این راه و رسیدن به اهداف بلند نظام جمهوری اسلامی به همت و تلاش همگانی نیاز دارد. این چیزی است که برای ملت بلند همت ایران در چارچوب نظام جمهوری اسلامی با ظرفیت های فراوانی که دارد کاملا عملی و میسر است .
عظمت و افتخار امروز ملت ایران مرهون نظام جمهوری اسلامی است و این نظام می تواند ما را به مجد و عظمت بی نظیری که در سایه اسلام نصیب مسلمانان شد برساند. رسیدن به این نقطه پرافتخار با حفظ وحدت و همدلی و کنار گذاشتن اختلافات امکان پذیر است نعمتی که نظام جمهوری اسلامی در نشیب و فرازهای مختلف توانست آنرا به ملت ایران هدیه نماید و اکنون نیز با همین سرمایه است که می توانیم این راه پرافتخار را ادامه دهیم و به خاطر آنچه نظام جمهوری اسلامی برای ملت ایران به ارمغان آورده از اعماق جان فریاد برآوریم : زنده باد « نظام جمهوری اسلامی.»
بهار:پشت پرده رفراندوم
«پشت پرده رفراندوم»عنوان سرمقالهی روزنامهی بهار است که در آن میخوانید؛احمدی نژاد در تداوم انتقادهای تند دولتمردان از مصوبه مجلس اصولگرا پیرامون نحوه اجرای هدفمند سازی یارانه ها عملکرد نمایندگان در تصویب این قانون را به «ضرر مردم» دانسته و خواستار برگزاری رفراندوم در این زمینه شده است، موضعی که بالقوه می تواند به شکل گیری مرزبندی های جدیدی در اردوگاه اصولگرایان منتهی شود.
رفراندوم یا همه پرسی به معنای دانستن نظر مردم کشور در مورد موضوع خاصی و با هدف پیشگیری از قانونگذاری به زیان اکثریت جامعه و شیو های معمول در اغلب نظام های سیاسی است.
اصل ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز «همه پرسی» را در کنار «انتخابات» از جمله راهکار های اداره کشور با «اتکا به آرای عمومی» بر شمرده است. اصل 59 قانون اساسی مقرر کرده است: «در خواست مراجعه به آرای عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.» و اصل 110 این قانون هم صدور «فرمان همه پرسی» را در حوزه «وظایف و اختیارات رهبر» قرار داده است. کاربرد همه پرسی در ایران پس از انقلاب اسلامی به سه مورد محدود بوده است.
همه پرسی نوع نظام حکومتی ایران پس از سقوط رژبم پهلوی(12 فروردین 1358)، همه پرسی نخستین قانون اساسی تدوین شده پس از انقلاب اسلامی (12 آذر 1358) و همه پرسی اصلاح قانون اساسی (6 مرداد 1368).
سوای این سه رفراندوم برگزار شده، موارد متعددی نیز بوده که جناح ها و فعالان سیاسی به عنوان حربه ای تبلیغی علیه جناح مقابل خواستار رجوع به آرای عمومی شده اند تا اعتماد به نفس خود در زمینه اطمینان از داشتن پایگاه مستحکم اجتماعی را به رخ رقیب بکشند اما این سخنان در همان مرحله تهدید باقی مانده و به دلیل موانع متعدد اجرایی هرگز از قوه به فعل تبدیل نشده است. قاطبه منادیان رفراندوم در حوزه فعالان جناحی
و سیاسی بوده اند و مقامات رسمی به ویژه سران قوای سه گانه برای حل اختلاف خود با جناح رقیب، به ندرت برای استفاده از ظرفیت قانونی همه پرسی، تمایل علنی و مستقیم نشان داده اند زیرا از دشواری و مخاطرات سیاسی طرح چنین پیشنهادی آگاه بوده اند. اما اکنون رئیس اصولگرای دولت دهم در یک برنامه زنده تلویزیونی، مجلس اصولگرا را به برگزاری رفراندومی فیصله بخش درباره اختلافات دو قوه پیرامون هدفمندسازی یارانه ها فراخوانده است.
با توجه به اصول قانون اساسی تحقق خواست احمدی نژاد در صورتی ممکن است که دو سوم نمایندگان مجلس به رفراندوم پیشنهادی رای مثبت دهند و به این ترتیب، وارد عرصه ای شوند که جدای از نتیجه رفراندوم جز تن دادن به بدعت و مخدوش سازی اعتبار مصوبات قوه مقننه حاصل دیگری در بر نخواهد داشت وچنین امری خوشایند مجلس نیست.
همچنین صدور فرمان همه پرسی توسط رهبری (مطابق اصل 110 قانون اساسی)، وجود بن بست در مناسبات قوای مقننه و مجریه و نیز شبهه نا کامیابی نهادهای فراقانونی در مدیریت اختلاف دو قوه را تداعی می کند. علاوه بر این نتیجه رفراندوم با هر میزانی از مشارکت مردمی، قوه بازنده را در جایگاه فرودست معادلات سیاسی آتی قرار می دهد. بنابراین، انگاره صدور فرمان همه پرسی توسط رهبری، محل تردید جدی است.
حال فرض کنیم مجلس و مقام معظم رهبری پشتوانه قانونی لازم برای برگزاری رفراندوم را فراهم آورند، آیا احمدی نژاد برنده چنین رفراندومی خواهد بود؟
واقعیت آن است که مردم از پیامد غیرقابل کنترل «جراحی بزرگ» و «تورم افسارگسیخته» احتمالی که زندگی روزانه آنان را به شدت متاثر خواهد ساخت، نگرانی جدی دارند و بر این اساس ضمن پذیرش ضرورت هدفمندسازی یارانه ها ترجیح می دهند این جراحی دردناک را با هزینه و فشار قابل تحمل تجربه کنند. افکار عمومی می دانند هرچند تحقق رقم 40 هزار میلیارد تومان مطلوب دولت از «درآمد حاصل از هدفمند کردن یارانه ها»، افزایش یارانه نقدی پرداختی به آنان را در پی خواهد داشت، اما همانند کارشناسان مستقل و صاحبنظران متعهد به این نکته کلیدی نیز واقفند که این اضافه دریافتی باید از محل گرانی فزون تر بهای کالاهای مشمول حذف یارانه تامین شود و این گرانی در کنار تورم انتظاری قادر است نه تنها قیمت این کالاهای اساسی بلکه سایر کالاها و خدمات غیر مشمول را به میزانی افزایش دهد که اضافه پرداختی یارانه نقدی توسط دولت، گره ای از کلاف سردرگم گرانی طاقت فرسا نگشاید. در چنین وضعیتی و فراسوی تبلیغات گسترده دولت پیرامون کنترل حتمی تبعات تورمی هدفمندسازی یارانه ها، پیش بینی واقع بینانه آن است که رای دهندگانی که جدای از گرایشات جناحی خود، هم اینک نیز برخلاف آمارهای رسمی، زیر بار تورم کمر خم کرده اند، به گزینه ای در رفراندوم رای دهند که تامین معیشت آنان را با چالش جدی مواجه نکند و این یعنی تنظیم شاهین ترازوی نتیجه همه پرسی به زیان احمدی نژاد.
علاوه بر این، تاثیرگذاری رخدادهای پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری موجب شده انگیزه مشارکت سیاسی در رای دهندگان به نامزدهای رقیب احمدی نژاد کاهش یابد اما خارج از تصور نیست در صورت برگزاری رفراندوم، طیف گسترده ای از این گروه پرشمار، با هدف اعلام «نه به احمدی نژاد» پای صندوق های رای رفته و خیل آرای خود را علیه احمدی نژاد واریز کنند تا هم در چارچوب مشی سیاسی خویش گام برداشته باشند و هم اقتصاد کشور و معیشت خود و دیگران را از سیل بنیان کن تورم جهشی مصون نگه دارند.
بنابراین حتی خوشبین ترین حامیان احمدی نژاد نیز اطمینانی به پیروزی در همه پرسی احتمالی ندارند. با توجه به این واقعیات به نظر می رسد احمدی نژاد از پیشنهاد رفراندوم چند هدف موازی را تعقیب می کند.
1- مطلوب ترین وضعیت برای رئیس دولت دهم آن است که حربه طرح بحث همه پرسی، مجلس را در موقعیت انفعال و امتیازدهی قرار دهد به نحوی که اکثریت نمایندگان برای گریز از رفراندوم حاضر شوند در قالب پذیرش طرح دو فوریتی نمایندگان حامی احمدی نژاد در مجلس یا هر قالب دیگری از رقم 20 هزار میلیارد تومانی مصوب پیشین عقب نشینی کنند و مبلغ 40 هزار میلیارد تومانی درخواستی دولت یا ارقام نزدیک به آن را تصویب کنند. به این ترتیب، تهدید به رفراندوم، بدون برگزار شدن آن، پیروزی چشمگیری را برای دولت به ارمغان خواهد آورد و مناسبات آتی دو قوه را نیز با برتری روانی و اعتماد به نفس فزاینده قوه مجریه شکل خواهد داد.
2-اگر مجلس زیر بار بازنگری در رقم 20 هزار میلیارد تومانی نرود، آنگاه باید موضع مستقیم یا غیرمستقیم خود را در قبال پیشنهاد رفراندوم احمدی نژاد مشخص کند. موافقت با همه پرسی، ولو با فرض ناکامی احمدی نژاد، می تواند راه به چالش طلبیدن مکرر سایر مصوبات مجلس با رفراندوم را هموار سازد و پشتوانه کارشناسی اعضای قوه مقننه را نزد موکلانشان متزلزل کند. مخالفت مجلس با همه پرسی نیز که گزینه محتملی است موجب خواهد شد «بهانه» تبلیغی لازم برای دولت دهم ایجاد شود تا با استناد به آن از اجرای «قانون» هدفمند کردن یارانه ها شانه خالی کند و از موضع طلبکار، مجلس اصولگرا را مانع انجام جراحی بزرگ و سیر نزولی آتی شاخص های اصلی اقتصادی معرفی کند.
3-امکان دیگر آن است که مجلس دست رد به سینه پیشنهاد رفراندوم بزند و احمدی نژاد نیز با یا بدون مقاومت، قانون مصوب مجلس را پذیرفته و وارد مرحله اجرا کند، در این حالت نیز احمدی نژاد قادر خواهد شد تمامی پیامدهای منفی هدفمند سازی یارانه ها را یکسره گردن مجلسی ها اندازد و حتی با انکار چالش های ناشی از ضعف مجریان، بی اعتنایی نمایندگان به هشدارهای دولت و نادیده گرفتن پیشنهاد همه پرسی را ریشه افزایش فشارهای تورمی به مردم معرفی کرده، از خود سلب مسوولیت کند و انگشت اتهام ناکامی را به سمت مجلس اصولگرا نشانه رود.
جدای از انگیزه های نهفته در پشت پرده موضع احمدی نژاد که برای نخستین بار به حربه رفراندوم علیه مجلس اصولگرای هم جناح خود متوسل شده و نمایندگان را رویاروی موکلانشان قرار داده، ادبیات وی نیز ناخرسندی اصولگرایان داخل و خارج مجلس را برانگیخته است. کاربرد عباراتی نظیر اینکه«متاسفانه ما با استدلال نتوانستیم یک روش علمی و شدنی و راهی که برای اصلاح اقتصاد کشور ضرورت دارد را به مخالفان بباورانیم»، «با نحوه تصویب لایحه هدفمند سازی یارانه ها در مجلس مردم ضرر می کنند» و «نباید دولت را به انجام کاری که به ضرر مردم است مکلف کرد، دولت کاری را که به ضرر مردم باشد اجرا نمی کند» که توأم با خدشه دار کردن ولو ناخواسته جایگاه مجلس و تهدید به اجرا نکردن قانون با توجیه پیشگیری از «ضرر مردم» است، مزید بر علت شده تا در روزهای آینده شاهد دفاع از خود اصولگرایان منتقد به ویژه مجلسی ها و انتقاد آنان از احمدی نژاد باشیم.
دنیای اقتصاد:راه حلی بینابین در قضیه هدفمندی یارانهها
«راه حلی بینابین در قضیه هدفمندی یارانهها»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم علی سرزعیم است که در آن میخوانید؛چالش اخیر در عرصه سیاستگذاری اقتصادی کشور، سرعت هدفمند کردن یارانهها است. باید خوشحال بود که بحث ضرورت و اهمیت هدفمند کردن یارانهها منتفی شده و اختلافات بر جزئیات اجرایی متمرکز گردیده است.
این دقیقا با تحلیلهای اقتصاد سیاسی سازگار است که روسای جمهور در دور دوم فعالیت خود نگرانی محبوبیت ندارند و چون میدانند که به طور قانونی نمیتوانند مجددا کاندیدا شوند، حاضر به انجام سیاستهایی میشوند که علی الاصول دشوار و در کوتاهمدت و میان مدت نارضایتی ساز است.
معمولا وقتی دو گروه نسبتا بزرگ حول دو دیدگاه جمع میشوند، هر کدام حقانیتی در دیدگاه خود میبینند که آنها را مجاب میکند تا از آن دیدگاه دفاع کنند؛ اما مشکل این است که نکات حق موجود در دیدگاه مخالف را نادیده میگیرند. در قضیه سرعت هدفمند کردن یارانهها – تا آنجا که از سخنان و نوشتههای رسمیمعاون پارلمانی دولت به دست آمد- این نکات درست وجود دارد که 1) تورم تنها عامل تصمیمگیری نیست، 2) افزایش قیمت باید در حدی باشد که اصلاح رفتار مصرفکننده را موجب گردد. در دیدگاه مجلس نیز این نکات درست دیده میشود که 1) تبعات سیاسی این اقدام دست کم گرفته میشود، 2) دولت تخمین درستی از پیامد تورمیو راهکار مقابله با آن عرضه نمیکند؟ 3) تاثیر این سیاست بر حوزه تولید مشخص نیست مثلا معلوم نیست؛ نوسازی و اصلاح شیوه تولید در صنایع مختلف چقدر طول میکشد.
واقعیت آن است که وقتی تغییرات نسبت به وضع موجود زیاد باشد، پیشبینی با استفاده از دادههای موجود و گذشته بسیار پرخطا میشود. مضاف بر این، وقتی تغییرات در سطحی وسیع باشد، قضاوت در مورد آن دشوار است. به عنوان مثال در سخنان مطرح شده عدم اطمینان شدیدی نسبت به طول دوره اصلاح خطوط تولید دیده میشود و تخمینهایی از یک سال تا ده سال ارائه میگردد. واقعیت این است که این مساله برای صنایع مختلف متفاوت است و نمیتوان با یک عدد کلی در مورد کل عرصه صنعت قضاوت کرد.
در ادبیات گذار اقتصادی این پیشنهاد به طور جدی مطرح است که وقتی عدم قطعیت نسبت به وضعیت آتی بسیار زیاد است بهتر است تا ابتدا به جای ریسک کردن، سیاست مذکور را در سطح چند صنعت یا بخش اجرا کرد و پس از مشاهده تبعات مثبت و حصول اطمینان خاطر آن را به کل اقتصاد تعمیم داد؛ دلیل آن این است که پدیده وابستگی به مسیر وجود دارد؛ به این معنی که اگر پیامد اجرای یک سیاست اقتصادی بزرگ منفی باشد، اقتصاد نمیتواند به راحتی و آسانی به جای نخست خود بر گردد. مثال کلاسیک این قضیه روسیه است که گذار اقتصادی در آنجا کاملا ناموفق از آب درآمد؛ اما سیاستگذاران عملا نتوانستند اقتصاد را به عقب و جای نخست برگردانند و اینک شاهد نابسامانیهای موجود در آنجا هستند.
غرض آنکه میتوان راه حلی بینابین میان خواست دولت و مصوبه مجلس پیشنهاد کرد و آن اینکه اگر دولت اصرار بر سرعت زیاد در اجرای سیاست هدفمند کردن یارانهها دارد، به جای تاکید بر 40 هزار میلیارد تومان میتواند همان 20 هزار میلیارد تومان را با سرعت زیاد نه در همه بخشهای اقتصاد، بلکه در برخی بخشها و حوزهها اعمال کند و اگر نتیجه مثبت بود با اطمینانی که حاصل میشود میتوان مجلس را مجاب کرد که برای سال بعد سرعت زیاد و گستره وسیعتر هدفمند کردن را به تصویب رساند. به این ترتیب هم از ریسک مذکور کاسته میشود و هم نزاع موجود فیصله مییابد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: