نوروز فرصتی ‌برای با هم خندیدن

واکنش افراد مختلف نسبت به موضوعات خنده‌آوری که در اطراف‌مان اتفاق می‌افتد متفاوت است. به عنوان مثال لطیفه‌ای که برای شما بسیار خنده‌دار به نظر می‌رسد ممکن است به نظر دوست‌تان خیلی بی‌مزه باشد. با فرا رسیدن ایام نوروز برنامه‌های طنز صدا و سیما جایگاه پررنگ‌تری از قبل پیدا می‌کنند. مخاطبان این‌گونه برنامه‌ها نیز کم نیستند اما شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید کدام قسمت از مغز شما موضوعات طنز را تجزیه و تحلیل می‌کند و باعث خندیدن شما می‌شود یا این که چرا یک موضوع واحد برای افراد مختلف به مقادیر متفاوتی شادی‌آور است.
کد خبر: ۳۱۸۲۷۹

طنز از نظر روان‌شناسی برای انسان بسیار مهم است و پیشرفت‌هایی که در زمینه تصویربرداری مغزی صورت گرفته است دانشمندان را قادر نموده تا واکنش مغز در مقابل موضوعات خنده‌دار را ارزیابی کنند.

ناهمخوانی، راهی برای خنده

طنز چیست؟ بیشتر تئوری‌ها موافق این مساله‌اند که یک وضعیت لازم است: باید نوعی ناهمخوانی بین دو موضوع در طنز موجود باشد که قابلیت درک به روش شوخی‌گونه یا غیرمنتظره داشته باشد. به مثال زیر توجه کنید: بیماری برای معاینه قلب به پزشک مراجعه می‌کند و پزشک از وی می‌پرسد: «آیا سیگار می‌کشید؟» مرد در جواب می‌گوید: «فعلا نه،‌ خیلی ممنونم».

ناهمخوانی این لطیفه در بعید بودن تعارف کردن سیگار از سوی یک پزشک به بیمار قلبی نهفته است. وقتی ما منظور لطیفه را متوجه می‌شویم که نکاتی که با هم مطابق نیستند را کشف کرده باشیم. به نظر برخی دانشمندان، طنز محصول توانایی انسان‌ها در قضاوت سریع و شهودی در مورد یک موقعیت است که با یک ارزیابی آرام‌تر و مبتنی بر تامل دنبال می‌شود و باعث درک ناهمخوانی‌ها می‌گردد.

اما کدام بخش مغز این تحلیل‌ها را به عهده دارد. برای پی بردن به این مساله جوزف موران از دانشگاه دارت ماوس در هانوور از روش تصویربرداری FMRI برای مشاهده اسکن مغز داوطلبانی که در حال مشاهده یک برنامه کمدی بودند استفاده کرد. این مطالعه باعث معلوم شدن الگوی متمایزی از فعالیت سلول‌های عصبی شد که در پاسخ به طنز رخ می‌دهد. در اسکن‌های مغز مشخص شد که شکنج‌‌های مغزی در نواحی خلفی آهیانه چپ و تحتانی پیشانی چپ بیشترین فعالیت را از خود نشان می‌دهند. به طور معمول این نواحی با درک زبان و توانایی تنظیم تمرکز مرتبطند و به نظر می‌رسد که با فرآیند ناهمخوانی قدرت تحلیل نهفته در موضوعات طنز رابطه داشته باشند.

تحقیقات بیشتر باعث کشف ناحیه فعال جدیدی در سیستم لیمبیک مغز شد. این قسمت از مغز با آزاد‌سازی دوپامین و تحلیل پاداش مرتبط است و این می‌تواند توضیحی برای احساس سرخوشی پس از درک لطیفه باشد.

مطالعه قسمت مشخصی از سیستم لیمبیک به نام لایه قدامی مطالب جالبی را پیش روی دانشمندان قرار داد، چرا که سطح فعالیت آن با شدت خنده‌دار بودن لطیفه رابطه مستقیم داشت. این ناحیه همان بخشی است که در انواع مختلف پاداش دخالت دارد.

طنز نسبت به سایر مواردی که باعث سرخوشی شما می‌شوند مانند غذا یا موسیقی از فرآیند پیچیده‌تری برخوردار است. علاوه بر فرآیندهایی که دو هسته اصلی یعنی درک لطیفه و احساس خوشنودی از آن را تشکیل می‌دهند، طنز نواحی از قشر پیشانی و قشر کمربندی مغز را نیز فعال می‌کند. نواحی اخیر با کشف ارتباط وقایع،‌ یادگیری و تصمیم‌گیری مرتبطند. علاوه بر آن دانشمندان موفق شدند افزایش فعالیت قشر کمربندی قدامی و قشر پیشانی منفردی را ثبت کنند که از نواحی مختص انسان و گروهی از میمون‌ها هستند. در حقیقت درگیر بودن این نواحی به منزله این است که طنز یک توانایی پیشرفته و تکامل یافته است که در انسان‌های اولیه شکوفا شده است.

پاسخ‌های مغز به اتفاقات خنده‌دار

بیشتر انواع طنز مانند لطیفه و کاریکاتورها بر پایه یک نوع ناهمخوانی بین دو موضوع استوارند که درک آن نیاز به تفکر مجدد دارد. مدت زمانی که این ناهمخوانی قابل درک می‌‌شود در انواع طنز متفاوت است،‌ هرچند بعضی طنزها به گونه‌‌ای هستند که به راحتی قابل درکند ولی بعضی دیگر مبهم‌تر بوده و ناهمخوانی بین موضوعات آن بسادگی قابل درک نیست و خلایی را در ذهن ما ایجاد می‌کنند.

برای سال‌ها، طنز مبهم به عنوان نوعی پیچیده و فلسفی از طنز در مقابل طنز کلاسیک و قابل فهم مطرح بوده‌اند. در گذشته تصور بر این بود که طنز مبهم در تجزیه و تحلیل افکار پیچیده‌تر است. اما نتایج تحقیقات جدید خلاف این مساله را نشان می‌دهد.

با مقایسه اسکن MRI مغزی افرادی که طنز مبهم و طنز ساده را مشاهده کرده بودند معلوم شد که طنز ساده در بیشتر افراد باعث برانگیختن فعالیت بیشتری در مغز نسبت به طنز مبهم می‌شود. به نظر می‌آید ایجاد ارتباط بین جنبه‌های مختلف طنز ساده پیچیده‌تر از خندیدن به طنز مبهم باشد.

بازتاب درجه درک طنز در مطالعه اخیر در ناحیه کوچکی از مغز به نام پیوندگاه آهیانه ‌گیجگاهی قابل مشاهده است و بیشترین فعالیت وقتی مشاهده می‌شود که فرد در حال مشاهده کاریکاتور است و وقتی وی تصاویر معمولی را مشاهده می‌کند فعالیتی در کار نیست. این آزمایش نشان می‌دهد که این قسمت از مغز فقط در پاسخ به تصاویر خنده‌دار فعال می‌شود. تصاویر طنز مبهم فقط در حد متوسط باعث فعال شدن این ناحیه می‌شوند.

با وجود این که تلاش برای درک ناهمخوانی در طنز مبهم وجود دارد اما این تلاش به درک کامل ناهمخوانی منجر نمی‌شود و به همین جهت پیوندگاه آهیانه گیجگاهی به طور کامل فعال نمی‌شود. علاوه بر آن اگر کسی نتواند نکته طنز را متوجه شود ناحیه‌ای از مغز که مسوول پاسخ به اشتباهات و تعارض‌های ماست فعال خواهد شد.

نقش شخصیت در طنز

همه افراد واکنش قوی نسبت به طنز ساده نشان نمی‌دهند، بلکه برخی افراد با خصوصیات شخصیتی خاص کاریکاتورهای مبهم را جالب‌تر درمی‌یابند. این گونه افراد که به آنها «تجربه‌جویان» گفته می‌شود علاقه ویژه‌ای به تعقیب احساسات، محرک‌ها و تجارب جدید دارند؛ این تجربه جدید می‌تواند هنر، سفر، موسیقی یا روش زندگی عجیب و غریب باشد.

تجربه‌جویان وقتی کاریکاتوری را مشاهده می‌کنند فعالیت بیشتری در پیوندگاه گیجگاهی آهیانه، هیپوکامپ و نواحی جلو پیشانی مغز آنها در مقایسه با دیگران دیده می‌شود که می‌تواند بازتابی از تفکر تجربه‌جویانه آنها باشد.

دانشمندان امیدوارهستند شناخت فرآیندهای مغزی درگیر در درک طنز بتواند در روشن شدن نقاط مبهم برخی وضعیت‌های پزشکی موثر باشد

هیپوکامپ ناحیه شناخته‌شده‌ای برای تحلیل محرک‌های جدید است. محرک طنز‌گونه به مغز تجربه‌جویان این شانس را می‌دهد تا موضوع جدیدی را تجربه کند و این موجب فعال شدن هیپوکامپ می‌شود. مطالعه‌ای که قبل از این در دانشگاه کنتوکی در لکزینگتون انجام شده بود دریافته بود که تجربه‌جویان، هیپوکامپ بزرگ‌تری دارند که نتایج آن با یافته‌های اخیر همخوانی دارد.

هیچ دو مغزی شبیه هم نیستند، هرچند این که بازتاب این تفاوت‌ها در درک طنز چگونه است موضوع بیشتر تحقیقات علمی را تشکیل می‌دهد. به عنوان مثال مردها و زن‌ها لطایف را به شیوه‌ای متفاوت تجزیه و تحلیل می‌کنند با وجود این که هر دو جنس به تعداد نسبتا مشابهی از لطایف واکنش خشنودی نشان می‌دهد ولی خانم‌ها فعالیت بیشتری در ناحیه جلو پیشانی مغز نسبت به مردها نشان می‌دهند. این نشان‌دهنده درجه بالاتری از تحلیل و رمزگشایی زبانی در مغز می‌باشد. در نتیجه مدت زمان بیشتری طول می‌کشد تا خانم‌ها طنزی را خنده‌دار دریابند، ولی این مساله در حس خشنودی آنها تاثیری ندارد. خانم‌ها نسبت به مردها پاسخ قوی‌تری در سیستم سیبک دریافت می‌کنند بعضی احساس پاداش در آنها قوی‌تر است.

تعجب‌برانگیز نیست که بدانید شخصیت افراد نیز نقش کلیدی در طنز دارد. افراد برونگرا و آنها که احساسات پایدارتری دارند در طول زمان مواجهه با محرک خنده‌آور فعالیت بیشتری در نواحی پاداش مغز نشان می‌دهند. برعکس افراد عصبی نسبت به متوسط پاسخ پاداش کمتری دریافت می‌کنند. این مساله نشان می‌دهد که شخصیت شما می‌تواند در چگونگی تجزیه و تحلیل شما از طنز موثر باشد.

با مکانیسم لطیفه آشنا شوید

بیشتر لطایف را می‌توان به «مکانیسم‌های منطقی» تقسیم کرد که فرآیند شناختی که فکر شما قبل از درک لطیفه طی می‌کند را تعیین می‌کند. به عنوان مثال تکیه بیشتر کاریکاتورها بر شناخت ما از دیگران استوار است و با این موضوع بازی می‌کند که فردی متوجه موضوعی که دیگران آن را می‌دانند نمی‌شود. برای درک طنز باید بدانید که در ذهن هر یک از این افراد چه می‌گذرد. اسکن‌های مغزی نشان داده‌اند که در هنگام مشاهده چنین کاریکاتورهایی نواحی مغزی مربوط به شناخت اجتماعی فعال می‌شوند.

مقدار همدلی ما با شخصیت‌های موجود در کاریکاتور اثر عمیقی بر درک ما از این نوع طنز می‌گذارد. سامسون توانست این مساله را با مقایسه پاسخ دو گروه از افراد با شخصیت‌های مختلف به طور عینی نشان دهد. معلوم شد که افراد همدل‌تر که افکار و احساسات دیگران را بهتر می‌شناسند نسبت به افراد منطقی‌تر لطایف را خنده‌دارتر می‌یابند.

در انتهای این طیف افراد مبتلا به اوتیسم قرار دارند که در همدلی با دیگران دچار اختلالند. مطالعات قبلی نشان داده‌اند که افراد مبتلا به اوتیسم در فهم طنز مشکل دارند، ولی از آنجایی که این مطالعات از انواع مختلف طنز استفاده نکردند معلوم نشده است که آیا این افراد در فهم همه انواع طنز مشکل دارند یا این که فقط نوع خاصی از طنز را درک نمی‌کنند.

سامسون سعی کرد تحقیقات خود را ادامه دهد. او دریافت با این که افراد مبتلا به سندرم آسپرژر نمی‌توانند نوع خاصی از کاریکاتور را درک کنند ولی به سریال‌های طنز که نیاز به همدلی ندارند علاقه‌مندند. سریال‌های طنز نسبت به کاریکاتور انتزاعی‌ترند. برای درک لطیفه باید بدانید که از یک محرک دیداری همزمان دو معنی استنباط می‌شود. این حقیقت که افراد مبتلا به سندرم آسپرژر می‌توانند سریال طنز را درک کنند نشان می‌دهد که آنها حس شوخ‌طبعی خود را به طور کامل از دست نداده‌اند و فقط در درک برخی انواع طنز ضعف دارند.

دارویی به نام «خنده»

این حقیقت که همه شما بعد از خندیدن احساس خوبی دارید کافی است که دریابید طنز برای سلامتی مفید است. اما جالب است بدانید که یافته‌های شما به طور علمی نیز به اثبات رسیده‌اند. به عنوان مثال تحقیقات نشان داده‌اند افرادی که فیلم‌های خنده‌دار می‌بینند راحت‌تر می‌توانند ماهیچه‌های خود را به حالت استراحت دربیاورند.

وقتی شما دچار استرس می‌شوید سطح هورمون‌های بدن شما بالا و پایین می‌رود و بدن شما در حالت آماده برای حمله و عصبی قرار می‌گیرد. با این که هیچ خطری شما را تهدید نمی‌کند بدن شما به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویا خطری در کمین است. اگر استرس شما روزبه‌روز ادامه پیدا کند این آمادگی برای حمله باعث آشفتگی سلامتی شما می‌شود. در این حالت هر چیزی که بتواند سطح هورمون‌های ناشی از استرس را به حد متعادل برگرداند باعث کاهش خطر می‌شود.

مطالعات نشان داده‌اند که خنده حداقل 4 هورمون عصبی مرتبط با استرس را کاهش می‌دهد که شامل: اپی‌نفرین، کورتیزول، دوپاک و هورمون رشد می‌شود.

از دیگر معایب استرس این است که می‌تواند باعث ضعیف شدن سیستم ایمنی شود و شما را در معرض بیماری قرار دهد. با بررسی سیستم ایمنی قبل و پس از یک فعالیت فرح‌بخش معلوم شد که شاد بودن به تقویت سیستم ایمنی کمک می‌کند. همچنین افرادی که شوخ طبع هستند سیستم ایمنی قوی‌تری دارند.

خوشحال بودن از درد می‌کاهد. بیشتر بیماران این مساله را تجربه کرده‌اند. بیماران مبتلا به التهاب مفاصل که از درد مزمن رنج می‌برند می‌دانند که در زمان خوشحالی درد کمتری را تجربه می‌کنند اما وقتی ناراحت و عصبی می‌شوند درد آنها تشدید می‌شود. یکی از علت‌های کم شدن درد پرت شدن حواس شما از درد در حضور محرک‌های خنده‌آور است. علت دیگر این است که خنده باعث تولید اندورفین در بدن شده که مانند مسکن عمل می‌کند. از دلایل دیگر می‌توان به کاهش تنش عضلانی به دنبال خنده اشاره کرد. هم‌اکنون کاهش تنفس عضلانی و به استراحت درآوردن ماهیچه‌ها، مصرف دارو یا تکنیک‌های دیگر به عنوان یکی از روش‌های کاهش درد کاربرد دارد و خندیدن از همین مکانیسم برای کاهش درد استفاده می‌کند.

خندیدن ورزشی برای قلب است چرا که 20 15 ثانیه پس از خنده ضربان قلب شما افزایش یافته و تا 5 3 دقیقه به همین میزان باقی می‌ماند. این روش می‌تواند برای افرادی که امکان پیاده‌روی و دویدن برایشان وجود ندارد به عنوان یک ورزش جایگزین مورد استفاده قرار گیرد.

علاوه بر موارد فوق خندیدن تاثیر مثبتی روی سیستم گردش خون در عروق، فشارخون و تنفس دارد پس سعی کنید هیچ‌گاه شاد بودن را از خاطر نبرید و طول دوره عصبانیت خود را به حداقل برسانید. تعطیلات نوروز فرصت مناسبی برای تمرین بیشتر خندیدن و شاد بودن است. سعی کنید سال جدید را با لبخند آغاز کنید و اندوه را فراموش کنید.

* نواحی اولیه

رنگ صورتی: شکنج گیجگاهی خلفی چپ

رنگ زرد :شکنج پیشانی تحتانی چپ

رنگ آبی: پیوندگاه گیجگاهی آهیانه

* نواحی اصلی در کشف رابطه ناهمخوانی‌ها در هنگام شنیدن لطایف

رنگ سبز: جسم مخطط قدامی مرتبط با احساس خوشنودی پس از درک لطیفه

دکتر امیر شیروانی

منبع: New Scientist

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها