در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آنچه ما امروز بر سر گذر حاجی فیروز میخوانیم و آن کسانی که چهره فقرشان را با سیاهی ذغال پوشاندهاند و جستوخیزهای ناموزون که گاه هیچ شباهتی به رقص ندارد، ریشه در فرهنگ و سنت نوروزی کهنی دارد که از سالهای دور نویدبخش نوروز و بهار و رونق و روزی بوده است.
از پیدایش نوروز تا تداوم آن در طول تاریخ آنچه مشترک بوده، روح شادی و شادمانی است به صورتی که در کتاب «مزدیسنا»، نوروز به عنوان جشن بزرگ و با اهمیت برای ایرانیان معرفی شده است. شادی در نزد ایرانیان از درجه والای اهمیت برخوردار است. آنگونه که معتقدند خداوند در آفرینش پس از خلق آسمان و زمین، نشاط را نیز خلق کرد. این رتبهبندی بیانگر این واقعیت است که خداوند شادی را از شرایط زیستی انسان و لازمه ادامه حیات دانسته است. پس نوروز که روزهای شادی طبیعت است، باید با شادی و خنده آغاز شود تا خانواده در همه سال خنده بر لب و شاد باشد. اگر خانواده شاد نباشد، فَروَرَهای مهمان خانواده خانه را ترک میگویند و برکت از خانه میرود. از این رو افرادی با شکلهای خندهآور و سرودهای خوش و اجرای حرکات نمایشی و موزیکال شاد، خنده و شادی به خانه میآوردند و با حرکات و آوازهای خود مردم خانه و کوچه و بازار را شادی میبخشیدند.او که فردی نیکسیرت و سیاه صورت است، حاجی فیروز خوانده میشود.
در سایت خانوادگی تبیان، نظر برخی محققان در مورد انتخاب رنگ صورت و پوشیدن لباس سرخ، بر این است که این انتخاب خود نمادی از یک تحول عظیم طبیعی است. این که بهار شکوفههای سرخ را در میان سیاهی سرما ارمغان میآورد، الهامی برای طراحی صورت و لباس حاجی فیروز است. صورت سیاه شده وی نمادی از سیاهی سرمای زمستان است و لبان و لباسهای سرخش نمادی از بهار که بر پیکره این سرما مینشیند و حرکات و آواز خواندنیاش نیز دلیلی بر همین ادعاست. گویا این کار در قدیم به عهده غلامان سیاه بود که به علت طرز تلفظ ناقص و نامأنوس واژهها و طبع شادی طلبشان، مردم را به خنده و شادی و امید وامیداشتند. اما این که داستان این مرد اجرا کننده حرکات موزیکال و طراحی خاص از کجا نشأت گرفته، به داستان عاشقانهای برمیگردد که روایت کننده ازدواج عمو نوروز است، او منتظر زنی است که با او ازدواج کند. محققان معتقدند این ازدواج نمادین میان عمو نوروز و زن بی نام (سال) به داستان ازدواج مقدس الهه و شاه مربوط میشود. عمو نوروز نماد کسی است که برکت میدهد، حالا شاه باشد یا هر کس دیگر و آن زن منتظر هم «زمین» است. چرا که زن همیشه با زمین هم هویت است و آن هم به باروری و روح زایندگی در هر دو جنس بازمیگردد. اما در باب سیاهی سر و صورت حاجی فیروز، مرحوم بهار حدسهایی زده بود، مبنی بر این که این سیاهی باید به بازگشت او (حاجی فیروز) از دنیای مردگان مربوط باشد.
دکترکتایون مزداپور، اسطوره شناس، داستان این حرکت نمادین و اسطورهای را که بنیادیترین نماد نوروز است، چنین شرح داده است: «ایشتر» که همان الهه «تموز» است، شاه دوموزی را برای ازدواج برمیگزیند.
یک روز الهه «ایشتر» به زمین میرود، علت این تصمیم هنوز معلوم نیست، برخی حدس زدهاند شاید خودش، الهه زیر زمین نیز باشد. با ورود الهه به زیر زمین، باروری در روی زمین متوقف میشود. دیگر نه درختی سبز میشود و نه دیگر گیاهی میروید و زندگی از جریان طبیعی میایستد و هیچکس نیست که برای معبد خدایان هدیه بدهد. از این رو خدایان از ایستایی جهان ناراحت بودند و برای پیدا کردن راه حل، جلسهای ترتیب میدهند و قرار میشود نیمی از سال را دوموزی به زیر زمین برود و وقتی دوموزی به روی زمین میآید، نیم دیگر سال را خواهرش که «گشتی ننه» نام دارد به جای برادر به زیر زمین برود. وقتی دوموزی به روی زمین میآید، بهار میشود و تمام مراسم نوروز هم ظاهراً و احتمالاً به دلیل آمدن اوست. وقتی دوموزی را از زیر زمین به بیرون میفرستند، لبانش را قرمز میکنند و دایره و تنبک و ساز و نیلبک به دستش میدهند و این یعنی خود حاجی فیروز. دکتر مزداپور معتقد است با ترجمه این لوح اکدی از اسطوره حاجی فیروز رازگشایی شد. پس در این هفتههای آخر سال ما هم از لوح دلمان مهر برداریم و راز مهر بگشاییم و بگذاریم که احساس هوایی بخورد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: