آیا غرب در اندیشه تجزیه پاکستان است؟

پاکستان، درگیر بحران‌های متناقض

پاکستان که به دلیل موقعیت جغرافیایی و ‌ایفای نقش در تحولات منطقه‌ای جایگاه ویژه‌ای در معادلات منطقه‌ای و جهانی دارد بار دیگر با بحران‌های امنیتی شدیدی مواجه شده است. افزایش فعالیت‌های طالبان در عرصه داخلی و مداخلات خارجی شرایطی حساس را بر‌ این کشور حاکم کرده، به‌گونه‌ای که برخی ناظران سیاسی از تجزیه‌ این کشور سخن به میان آورده‌اند. در هفته‌های اخیر به‌طور متوسط روزانه در انفجارهای متعدد ده‌ها نفر کشته و زخمی می‌‌شوند. بسیاری شرایط امنیتی پاکستان را از کشورهای جنگ‌زده عراق و افغانستان نامطلوب‌تر ارزیابی می‌کنند. هرچند که دولتمردان پاکستان برای حل بحران تلاش‌های بسیاری داشته‌اند اما اهداف و تحرکات کشورهایی مانند آمریکا بویژه پس از اعلام استراتژی جدید اوباما برای افغانستان و مصوبات اجلاس بین‌المللی افغانستان در لندن (8 بهمن 88) موجب شده‌ این کشور نتواند در اجرای ‌این امر به نتایج چندان مطلوبی دست یابد.
کد خبر: ۳۱۷۶۲۶

پاکستان پس از برگزاری انتخابات پارلمانی و نیز کناره‌گیری مشرف از قدرت و تعیین آصف علی‌زرداری به عنوان رئیس‌جمهور در حالی امیدوار به برقراری ثبات سیاسی و امنیتی بود که به‌رغم تدابیر اتخاذ شده همچنان بحران در‌ این کشور ادامه دارد. در ارزیابی تحولات پاکستان ریشه بحران‌های کنونی را در چند محور می‌توان مورد بررسی قرار داد.

الف) هرچند آصف علی زرداری از حزب مردم با نوازشریف رهبر حزب مسلم لیک شاخه نواز با ائتلاف توانستند مشرف را برکنار کنند اما در نهایت ائتلاف‌ آنها نیز پابرجا نماند. اعتراض شریف به سیاست‌های زرداری و برخی چالش‌های انتخاباتی موجی از بحران سیاسی را بر پاکستان حاکم ساخت. نتیجه ‌این امر کشیده شدن دامنه اختلاف‌ها به خیابان‌ها و برپایی تظاهرات ضد دولتی بود. البته دولت با واگذاری برخی امتیازها و حتی برکناری برخی افراد سعی در جلب رضایت مخالفان داشته اما همچنان اختلاف‌های ریشه‌ای به قوت خود باقی هستند.

ب) محور دیگر ناآرامی‌های پاکستان را تحرکات طالبان و گروه‌های قبیله‌ای برای امتیازگیری از دولت تشکیل می‌دهد. در شرایطی که دولت پاکستان در اجرای اصل مبارزه با تروریسم سعی داشته تا‌ این گروه‌ها را سرکوب کند اما در نهایت در ‌این کار ناکام مانده و حتی بر امضای تفاهم‌نامه آشتی ملی تاکید کرده است.

سیاست‌های توسعه‌طلبانه طالبان مانع از اجرای توافق‌نامه صلح سوات میان طرفین شد که نتیجه آن جنگ داخلی در پاکستان بود. البته ارتش پاکستان در عملیات‌ گسترده در وزیرستان و سایر مناطق بویژه دستگیری و حتی کشتار سرکردگان طالبان به موفقیت‌هایی در برابر طالبان دست یافته اما همچنان با تهدید این گروه‌ها مواجه است. عمق نفوذ طالبان در پاکستان مانع از آن شده تا دولت بتواند اهداف خود را به طور کامل اجرا کند، بویژه این‌که برخی کشورها مانند انگلیس برای منافع خود به طور پنهانی از طالبان دفاع می‌کنند.

ج) از دیگر مسائل مطرح در بحران پاکستان تحرکات اشغالگران افغانستان است. آمریکا و ناتو که سودای سلطه بر پاکستان را در سر می‌پرورانند به نام مبارزه با تروریسم حملات گسترده‌ای را به پاکستان داشته‌اند که عملا مردم را در برابر دولتمردان اسلام‌آباد قرار داده است.

د) نقش دستگاه‌های اطلاعاتی (ISI) و ارتش پاکستان در‌ تحولات امنیتی و سیاسی پاکستان را نمی‌توان نادیده گرفت. آنها که حضورشان در عرصه قدرت با چالش مواجه شده بر آنند تا با تحرکات جدید بار دیگر به احیای جایگاه خود دست یابند.

ی) اختلاف‌های‌ ایجاد شده میان پاکستان با هند و افغانستان نیز از عوامل تاثیرگذار بر امنیت پاکستان است، چنان‌که برخی ناظران سیاسی بحران‌های امنیتی در ‌این سه کشور را نتیجه تقابل آنها ارزیابی کرده‌اند.

تحرکات آمریکا

نکته قابل توجه در تحولات کنونی پاکستان، نقش بازیگران خارجی است که عملکردهایشان بیانگر تلاش برای ورود نظامی به‌ این کشور است. آمریکایی‌ها که تا پیش از‌ این به‌رغم سیاست‌های همه‌جانبه نتوانسته‌اند حضور نظامی مستقیمی در پاکستان داشته باشند، اکنون با واکنش‌های خود سعی در تحقق‌ این امر دارند. در ‌این چارچوب تحرکات واشنگتن بیانگر نکاتی قابل توجه است. هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا، در اقدامی بی‌سابقه با اعتراف به نقش آمریکا در ‌ایجاد و قدرت‌یابی طالبان از مواضع کشورش در عدم توجه به امنیت پاکستان گلایه می‌کند. دیوید پترائوس فرمانده نیروهای آمریکایی‌ در خاورمیانه، از سقوط احتمالی دولت اسلام‌آباد سخن می‌گوید و بر حمایت آمریکا از دولت زرداری تاکید می‌کند.

اعتراض شریف و حامیانش به سیاست‌های زرداری موجب کشیده شدن دامنه اختلاف‌ احزاب سیاسی پاکستان به خیابان‌ها و برپایی تظاهرات ضد دولتی بود

آمریکا که سیاست توسعه‌طلبی و سلطه بر جهان را سرلوحه سیاست‌های خود قرار داده در سال‌های اخیر از تروریسم و تهدید امنیت بین‌الملل برای اجرای اهداف خود بهره‌برداری کرده است. نکته قابل توجه در عملکرد دولت جدید آمریکا، رویکرد ‌آن به استفاده از طالبان و تهدیدات آنها برای اجرای اهدافش است. با توجه به ‌این‌که آمریکا تلاش دارد تا خود را پیروز جنگ با تروریسم معرفی و نظامی‌گری خود را برای مقابله با تهدیدات جدید اعلام کند، بهره‌گیری از مهره القاعده برای آنها کارایی ندارد و آنها سعی دارند تا از برگه طالبان برای اجرای اهداف خود بهره‌برداری کنند.

در ‌این چارچوب دو تحول عمده مشاهده می‌شود. اولا آمریکایی‌ها از ماه‌ها پیش طرح گفتگو با طالبان افغانستان و حتی ورود آنها به عرصه سیاسی افغانستان را مطرح کرده‌اند چنان‌که برخی گزارش‌ها از ورود طالبان به عرصه انتخابات پارلمانی (شهریور 89) حکایت دارد. ثانیا در پاکستان نیز طالبان با بهره‌گیری از بحران‌های ‌ایجاد شده در روابط پاکستان با هند و افغانستان و نیز چراغ سبزهای آمریکا برای رسیدن به خودمختاری و کسب قدرت گام بردارد. هرچند که آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند مخالف قدرت‌یابی طالبان هستند و خواستار مبارزه با آن می‌باشند اما روند تحولات نشانگر حمایت پنهان و آشکار واشنگتن از طالبان برای رسیدن به اهداف خود است. چنان‌که هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا اعتراف کرده، آمریکا 20 سال پیش طالبان را ساخته و از آن برای اهداف خود استفاده کرده است، اکنون نیز با سیاست نابودی آن سعی دارد بخش دیگری از خواسته‌های خود را عملی سازد. در‌ این چارچوب آمریکا به همراه ناتو اهدافی خاص را پیگیری می‌کنند که نتیجه آن کشتار گسترده در پاکستان خواهد بود.

نکته مهم آن‌که کشورهای غربی بویژه آمریکا در حالی به نام مبارزه با تروریسم و تهدید طالبان برای امنیت اروپا به دنبال جنگ در پاکستان هستند که در برابر کشتار شیعیان به دست طالبان راه سکوت در پیش گرفته‌اند.

در همین حال از دیگر مسائل مطرح در سیاست‌های آمریکا در قبال پاکستان تلاش برای تجزیه‌ این کشور است. با توجه به دیدگاه‌های قدیمی افرادی مانند جو بایدن معاون اوباما که نظریه تقسیم پاکستان و افغانستان را مطرح کرده بود و نیز طرح واشنگتن برای داشتن پایگاهی دائمی در منطقه سناریوی تجزیه می‌تواند از اهداف بلندمدت آمریکا در پاکستان باشد. مساله قابل توجه در بحران‌های پاکستان تلاش آمریکا برای تحقق اهداف صهیونیست‌هاست. در شرایطی که اسناد بیانگر طرح صهیونیست‌ها برای تبدیل بخش‌هایی از پاکستان به منطقه‌ای مانند کردستان عراق است.

نتیجه‌گیری

در نهایت براساس آنچه ذکر شد می‌توان گفت که بحران‌های امنیتی و سیاسی حاکم بر پاکستان برگرفته از تحولات داخلی و چالش‌های منطقه‌ای‌ این کشور در کنار دخالت‌های آمریکا و ناتو در امور داخلی‌ این کشور است. با توجه به گذشته پاکستان می‌توان گفت که ادامه‌ این روند چالش‌های سیاسی دوران مشرف را تداعی می‌کند‌ که می‌تواند بحران‌های سیاسی را به همراه داشته باشد. در‌ این میان می‌توان گفت که واشنگتن برای رسیدن به اهداف توسعه‌طلبانه خود به کشتار گسترده پاکستانی‌ها روی آورده است، در حالی که به نام مبارزه با تروریسم بر‌ این نسل‌کشی سرپوش می‌گذارد. جالب توجه آن‌که بخشی از‌ این تحرکات بویژه کشتار شیعیان با همکاری طالبانی انجام می‌شود که آمریکا ادعای مبارزه با آنها برای سرکوب تروریسم سر‌ می‌دهد. ‌این رفتارهای متناقض، دروغین بودن شعارهای آمریکا و نیات واقعی آنها برای سلطه بر پاکستان برای رسیدن به اهداف خود و صهیونیسم بین‌الملل را فاش می‌سازد.

قاسم غفوری / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها