روزی برای با هم بودن همه فامیل

نوه نوه دایی، نتیجه عمه، عروس نوه مادربزرگ، مادرزن نتیجه عمو یا زن برادر نوه خاله! عجب نسبت‌های فامیلی دور و درازی! شاید یک ساعت وقت لازم باشد که بفهمیم اینها چه نسبتی با ما دارند و چه شکلی‌اند و چه کاره‌اند و کجا زندگی می‌کنند. اصلا خیلی از ما اینها را فامیل نمی‌دانیم، یعنی آنقدر از هم دوره شده‌ایم که دیگر شبیه فامیل نیستیم. حالا اگر بشود با همه اهل و عیال دایی و عمو و خاله و هزار فامیل هرگز ندیده دور یک میز نشست و از هر دری گفت و شنید، آن وقت چه می‌شود؟ باورش شاید کمی سخت باشد اما در مشهد این اتفاق افتاده است.
کد خبر: ۳۱۷۶۱۲

یک همایش 350 نفره که به همت یک پیرمرد خوش‌قلب به نام علی شریفیان در اردوگاه شهید هاشمی‌نژاد مشهد برگزار شد.

قضیه از این قرار است که روزی یک نوه عمه می‌خواهد به افتخار مادر خود جشنی به پا کند و مهمانی کوچکی راه بیندازد. موضوع را که به نوه دایی‌ها می‌گوید همه ذوق می‌کنند و آستین بالا می‌زنند تا نه یک مهمانی کوچک که جشنی باشکوه برگزار کنند به شرطی که هزینه‌ها به گردن یک نفر نیفتد و همه دست به جیب شوند. پس فهرست بلندبالایی تهیه می‌شود و شماره تماس‌ها از زیر سنگ هم که شده پیدا می‌شود و 350 نفر به مهمانی دعوت می‌شوند.

اینجا همه دعوتند حتی آنهایی که اسیر ویلچر شده‌اند یا آن بچه نق‌نقوهایی که کمتر کسی به مهمانی دعوتشان می‌کند. در مهمانی 4 نسل از یک خاندان، پدر و مادر عروس و دامادهای خانواده‌ها هم دعوت دارند چون اینجا دیگر بحث چشم دیدن هم را نداشتن مطرح نیست و حضار همه باور دارند که این 350 نفر شاخه‌های یک درختند.

راستی اینها می‌خواهند برای خودشان شجره‌نامه هم درست کنند؛ درختی تنومند و پرشاخه که زن و مرد و پیر و جوان نمی‌شناسد. اگر کمی منصف باشیم ناگفته پیداست که ما چقدر از قافله عقب مانده‌ایم و لذت با هم بودن را به خزیدن در کنج تنهایی‌مان ترجیح داده‌ایم، مخصوصا اگر بشنویم این خاندان مشهدی چطور در جشن سالانه‌شان قرعه‌کشی می‌کنند و جوایزی را که نمی شود با دنیا عوضشان کرد به تازه‌عروس و دامادها می‌دهند.

اما حالا هم می‌شود خود را به قافله محبت رساند. شروعش شاید کمی سخت باشد ولی حتما شدنی است. اگر امروز عروس خاله‌مان را در کوچه دیدیم یا نوه عمه‌مان روبه‌رویمان سبز شد یا اگر اسم داماد دایی‌مان به گوشمان خورد دیگر لازم نیست برایش پشت چشم نازک کنیم، خودمان را به ندیدن بزنیم یا با اکراه رفتار کنیم.

حالا با نو شدن سال فرصتی به دست آمده تا از شر دید و بازدیدهای اجباری و کلیشه‌ای رها شویم و قلبمان را خانه‌ای برای همه بدانیم و اگر به روی هم خندیدیم یا به خانه همدیگر آمدیم بدانیم که دست دروغ و دورویی خیلی زود رو می‌شود و محبت، اکسیری می‌شود که همه کینه‌ها و دشمنی‌ها را می‌شوید و محو می‌کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها