بلافاصله ماموران شهربانی و مردم جمع میشوند و یکی از آنها با ریختن سرکه روی لجنها باعث بیرون آوردن این 4 نفر میشود. بعد از دقایقی مشخص میگردد که رجب، عزیز و علیرضا خفه شده و ابوالفضل بیهوش است. وی را به بیمارستان برده و پزشک این بیمارستان اعلام میکند که امیدی به زنده ماندن وی نیست.تحقیقات در این خصوص آغاز شده است.
اطلاعات اول اسفند 1332
با دستمال نوجوان 14 سالهای را خفه کرد
آبادان
به اداره ژاندارمری اطلاع رسید که در نزدیکی قریهبریم، جنازه نوجوانی که به طرز فجیعی به قتل رسیده بود، دیده شده است.بلافاصله ماموران به محل رفته و پس از بازجویی مقدماتی موضوع را به دادستان اطلاع دادند. آنها اظهار داشتند پس از کشف جسد برای دستگیری قاتل اقدام شد و بعد از 24 ساعت موضوع آشکار شد.مقتول ابراهیم نام دارد و در حدود 14ساله است. وی به اتفاق دوست خود اسماعیل به کار روغن فروشی مشغول بودند. پس از فروش روغن در ایستگاه 12 بهار، مشغول شمارش پول خود بودند که ناگهان فردی به نام امرالله سر میرسد و به بهانهای آنها را به خارج شهر میبرد. قاتل پس از این که پول اسماعیل و ابراهیم را به زور از چنگ آنها خارج میکند، دستمالی در دهان ابراهیم گذارده و خفهاش میکند و قصد داشته اسماعیل را نیز به قتل برساند که وی میگریزد. امرالله از طرف ماموران شناسایی و دستگیر شد و با پرونده تنظمی به دادسرا فرستاده شد.
اطلاعات 17 بهمن 1333
جنازهای کشف شد
عابرینی که از جاده کرج عبور میکردند جنازه مردی را مشاهده کردند که در گوشهای افتاده بود. از محتویات جیب وی که به دست آمد معلوم شد، متوفی شعبانعلی طاهری نام دارد.چون علت مرگ معلوم نبود جریان به دادسرای تهران اطلاع داده شد تا پزشک قانونی جسد را معاینه کرده در صورتی که جرمی واقع شده باشد، تحت تعقیب قرار گیرد.
اطلاعات 12 اسفند 1332
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم