مرد همسرکش در برابر نماینده دادستان و اولیای دم از خودش دفاع می‌کند

شکنجه مرگبار یا قتل‌اتفاقی؟

برگ‌های پرونده زردرنگی که روی میز شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران است حکایت از تلخی‌های زیادی در پرونده قتل زن جوانی دارد که به دست شوهرش کشته شده است. این زن 25 ساله سپیده نام دارد و برای خوشبخت شدن به خانه شوهرش رفته بود اما 11 ساعت شکنجه و آزار تنها یکی از سختی‌هایی بود که سپیده در خانه همسرش تحمل کرد. فرید، شوهر این زن متهم به قتل او شده و در برابر قضات قرار گرفته است تا دربرابر اتهام قتل از خود دفاع کند.
کد خبر: ۳۱۶۷۷۳

جسدی در خیابان

علی عطار نماینده دادستان تهران درباره این پرونده می‌گوید: فرید سال گذشته همسرش سپیده را به قتل رسانده و در یکی از خیابان‌های مرکزی تهران رها کرد بود. زمانی که ماموران جسد این زن را پیدا کردند ساعت‌ها از مرگ او می‌گذشت و بدنش کاملا سرد شده بود. آثار کبودی‌های متعدد روی بدنش کاملا مشهود بود و زخم‌های ایجاد شده روی بدن این زن حکایت از آن داشت که او قبل از مرگش بشدت کتک خورده و آزار دیده است.

در آن زمان هنوز پزشکی قانونی در مورد شکستگی‌هایی که در بدنش ایجاد شده بود اظهار نظر نکرده و ابعاد شکنجه این زن مشخص نشده بود.

زمانی که ماموران در محل حاضر شدند و جسد را پیدا کردند به بازپرس ویژه قتل خبر دادند و وی در محل حاضر شد. جسد به پزشکی قانونی انتقال یافت و تحقیقات برای پیدا کردن خانواده وی آغاز شد. از طرفی پزشکی قانونی در اظهار نظر اولیه اعلام کرد که آثار کبودی و خراش‌ها و شکستگی‌های متعدد چند ساعت قبل از قتل به وجود آمده است و این زن در نهایت به خاطر پیچیده شدن شی‌ای نرم به دور گردنش به قتل رسیده است. این اظهار نظر حکایت از آن داشت که مقتوله زیر شکنجه جان باخته است و کسی که این کار را کرده احتمالا رابطه نزدیکی با او داشته است.

با توجه به مشخصاتی که از این زن به دست آمد ماموران خانواده او را شناسایی کردند و در نهایت معلوم شد جسد متعلق به سپیده است.

نماینده دادستان تهران ادامه می‌دهد: از آنجایی که مادر سپیده از این حادثه به شدت تحت تاثیر قرار گرفته مشخص بود که این زن در جریان قتل دخترش نبوده بنابراین نگاه‌ها به سمت شوهر سپیده رفت. چرا که اولا او به پلیس خبر نداده بود همسرش مفقود شده و اصلا به دنبال پیدا کردن او نبود. دوم این‌که این مرد به گفته مادر سپیده رابطه خوبی با همسرش نداشت و آنها یک بار از هم جدا شده بودند.

وی به شکستگی‌های بدن سپیده اشاره می‌کند و می‌گوید: با توجه به اختلافی که فرید و همسرش داشتند بعید نبود این زن با شوهرش درگیر شده، از دست او کتک خورده و در نهایت کشته شده باشد. بنابراین فرید بازداشت و در مورد همسرش از او سوال شد. این مرد مسوولیت قتل سپیده را برعهده گرفت و گفت او را با سیم تلفن خفه کرده است.

هر چند فرید در بازجویی‌های مقدماتی به قتل اعتراف کرده است، اما اکنون اظهارات قبلی‌اش را قبول ندارد و می‌گوید آنچه اتفاق افتاد یک حادثه بود و او با همسرش اختلافی نداشت. نماینده دادستان تهران در این‌باره توضیح می‌دهد: مگر می‌شود فردی بر سر یک حادثه همسرش را 11 ساعت شکنجه کند و آنچنان او را زیر کتک بگیرد که دیگر توان برخاستن و دفاع کردن نداشته باشد. کجای این شکنجه‌ها مانند اتفاق است. قتل اتفاقی در چند لحظه رخ می‌دهد و نه 11 ساعت شکنجه. این مرد به خشن‌ترین وجه ممکن همسرش را به قتل رسانده است. وی می‌گوید: ماجرای این پرونده کاملا روشن است و نمی‌توان آن را پنهان یا انکار کرد. فرید در مراحل مختلف بازجویی همه چیز را توضیح داده است و باید حالا در دادگاه پاسخگوی عملش باشد. این مرد مواد مخدر تولید می‌کرده و یافته‌های پلیس نشان دهنده آن است که این دو نفر بر سر همین موضوع با هم اختلاف داشتند.

اعتیاد، سرمنشاء قتل

خانواده سپیده می‌گویند آنچه فرید در مورد قتل و زندگی با سپیده می‌گوید یک فرافکنی است. او به عمد سپیده را کشته است و از آنجایی که به مواد اعتیاد دارد نمی‌توانست زن جوان را خوشبخت کند. یکی از برادران سپیده می‌گوید: زمانی که فرید به خواستگاری خواهرم آمد قول داد که او را خوشبخت کند و زندگی خوبی برای او بسازد اما این‌طور نشد. ماه‌های اول زندگیشان که گذشت کم‌کم واقعیت‌های اخلاقی فرید روشن شد. او خواهرم را کتک می‌زد و آزارش می‌داد. بیشتر مواد می‌کشید و از حال عادی خارج می‌شد و هر کاری که می‌خواست با خواهرم انجام می‌داد. البته سپیده سعی می‌کرد که از آزار‌های شوهرش چیز زیادی به ما نگوید، با این حال ما تا حدودی متوجه بودیم.

وی ادامه می‌دهد: سپیده دیگر نتوانست در این زندگی دوام بیاورد. از وقتی فهمیده بود که فرید پیش از او ازدواج دیگری هم داشته است شرایط بدتری پیدا کرده بود، در نهایت هم چون فرید چندین بار او را کتک زده بود از هم جدا شدند. ما فکر می‌کردیم این جدایی پایان آزارهای فرید است اما مدتی بعد دوباره همه چیز از ابتدا آغاز شد. فرید مرتب به سپیده تلفن می‌کرد و از او می‌خواست که بازگردد. ما راضی نبودیم و به سپیده می‌گفتیم که نمی‌تواند زندگی خوبی داشته باشد و فرید دوباره او را آزار می‌دهد. فرید آنقدر در گوش سپیده خواند که راضی‌اش کرد. ما دیگر نتوانستیم نظر سپیده را تغییر دهیم و سرانجام او با فرید رفت تا زندگی دوباره‌ای را شروع کند. فرید به او قول داده بود تا اعتیادش را ترک کند و گفته بود دیگر آزارش نمی‌دهد؛ به همین خاطر هم سپیده برگشت. اما این وعده‌ها زیاد طول نکشید و فرید بعد از آن همه شکنجه خواهرم را کشت.

او تاکید می‌کند که پدر و مادرش قصد رضایت دادن ندارند و می‌گوید: آنها عذاب می‌کشند و ناراحت هستند. نمی‌توانند یاد سپیده را فراموش کنند. فرید 11 ساعت سپیده را شکنجه کرده و به قتل رسانده است و باید مجازات عملش را ببیند. ما حاضر نیستیم او را ببخشیم. اگر فرید در یک دعوای عادی خواهرم را کشته بود شاید می‌شد رضایت داد اما از 11 ساعت زجری که سپیده کشیده است نمی‌توان گذشت.

علیرضا رحیمی‌نژاد

نمی‌دانم چرا

فرید گفته‌های نماینده دادستان را قبول ندارد و می‌گوید همسرش را دوست داشت و نمی‌داند چرا او را کشته است.

چند سال با همسرت زندگی کردی؟

مدت زمان زیادی نبود اما واقعا دوستش داشتم و با او خوشبخت بودم.

پس چرا او را به قتل رساندی؟

این قتل یک حادثه بود.

اما شما با هم اختلاف داشتید و حتی یک بار هم از هم جدا شدید؟

ما از هم جدا شدیم اما من واقعا نمی‌دانستم چرا این اتفاق افتاد. همسرم با اصرار زیاد و کشمکش‌های فراوان از من جدا شد و می‌گفت که بعدا می‌گوید چرا از من جدا شده است اما هرگز آن اتفاق نیفتاد.

چطور شد که با او آشتی کردی؟

من او را دوست داشتم و می‌دانستم که او هم من را دوست دارد. بعد از جدایی هر دو دلمان تنگ شده بود و به هم رجوع کردیم و دوباره زندگیمان آغاز شد.

خانواده همسرت می‌گویند تو لابراتوار تولید ماده مخدر شیشه داشتی و به همین خاطر هم سپیده نمی‌خواسته با تو زندگی کند. در این باره چه می‌گویی؟

نه. من این حرف‌ها را قبول ندارم. من همسرم را دوست داشتم و برای این‌که او آرام باشد هر کاری می‌کردم، من می‌خواستم که او زندگی راحتی داشته باشد. کاری که او را ناراحت می‌کرد انجام نمی‌دادم. مشکل سپیده این بود که با همسر اول من درگیری داشت. همسر اولم مرتب با او تماس می‌گرفت و از او می‌خواست که من را ترک کند. بار اول هم به همین خاطر سپیده از من جدا شد.

اگر راست می‌گویی که همسرت را دوست داشتی پس چرا او را شکنجه کردی؟

من او را شکنجه نکردم. روز حادثه به خاطر این‌که عصبی بودم و از حال عادی خارج شده بودم او را با سیم تلفن خفه کردم.

اما صورت همسرت شکستگی داشته است و آثار کبودی‌های متعدد و خراش‌های فراوان روی بدنش مشخص است. در این باره چه می‌گویی؟

نمی‌دانم این آثار از کجا آمده است. شاید به او مشت زدم و شاید زمانی که او را از خانه به جای دیگری منتقل می‌کردم بدنش کوفته شده و شکسته است.

اگر شکستگی بعد از مرگ باشد آثاری دارد که پزشکی قانونی آن را تشخیص می‌دهد اما در این پرونده اعلام شده آثار قبل از قتل به وجود آمده است؟

جوابی ندارم. اما تاکید می‌کنم من همسرم را 11 ساعت شکنجه ندادم.

خودت در بازجویی‌ها اعتراف کردی؟

من آن موقع ناراحت بودم و نمی‌دانستم چه می‌گویم.

اگر این قتل یک قتل اتفاقی بود و تو همسرت را دوست داشتی چرا او را در خیابان رها کردی و سعی نکردی به بیمارستان برسانی و یا این‌که موضوع را به پلیس اطلاع دهی؟

می‌دانستم مثل حالا کسی حرفم را قبول نمی‌کند. من را باز هم متهم به دروغگویی می‌کنند. با این حال قبول دارم که اشتباه کردم، من نباید او را رها می‌کردم و باید به پلیس خبر می‌دادم.

اولیای دم برای تو تقاضای قصاص کردند و ممکن است دادگاه رای بر قصاص صادر کند، می‌توانی رضایت آنها را جلب کنی؟

نمی‌دانم. اما تلاشم را خواهم کرد. من به آنها حق می‌دهم که عصبانی باشند و خواهان مجازات من باشند. امیدوارم‌‌‌ بتوانم کاری کنم که دل آنها را به دست آورم. من فقط می‌خواهم آنها بدانند هیچ‌کس در زندگی من مثل سپیده نخواهد بود.

از کاری که کردی پشیمان نیستی؟

من پشیمان هستم و از این‌که دیگر نمی‌توانم سپیده را در کنار خودم داشته باشم ناراحتم. نمی‌دانم چرا این کار را کردم. امیدوارم طلب بخش من از سوی خداوند پذیرفته شود.

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها