ونکوور با برف وارداتی‌ المپیک را برگزار کرد

یک میزبان موفق و ناموفق

بازی‌های المپیک زمستانی 2010 که به مدت 16 روز در ونکوور کانادا جریان داشت، پایان گرفت و کشور میزبان از بسیاری جهات از جمله کسب بیشترین مدال‌های طلا بسیار موفق جلوه کرد، اما از پاره‌ای جهات هم لنگیده و ناموفق بود.
کد خبر: ۳۱۶۷۵۳

در این مسابقات بیش از 2500 ورزشکار از 82 کشور جهان شرکت داشتند که شامل ایران نیز می‌شد. هرچند حاصل حضور «ساوه شمشکی»ها در اسکی آلپاین (کوهستانی) مردان کم‌ثمر بود و ستار صید نیز در اسکی استقامت راه به جایی نبرد، اما مرجان کلهر با پوشش اسلامی و شرکت هدفمند خود در این رقابت‌ها، چشم‌ها را به سوی ایران کشاند و فدراسیون اسکی هم معتقد است همین که ورزشکاران ایران در برابر قوی‌ترین رقبا توانسته‌اند مسابقات رشته تخصصی خود را به پایان برسانند و به خط انتهایی برسند ، ارزشمند بود.

هر 4 اسکی‌باز اعزامی ایران نیز تاکید داشتند که حتی قرار گرفتن صرف در کنار ستاره‌های این ورزش برای آنها تجربه‌ای باورنکردنی و مایه وجد و غرور بود و باور نمی‌کردند که این اتفاق برایشان افتاده است.

اولین‌ها

فقط ایران نبود که با وسعتی بیش از گذشته در این دوره المپیک شرکت و بخت‌آزمایی کرد. کشورهایی هم بودند که برای اولین بار در المپیک زمستانی حضور یافتند، از جمله جزایر کایمن، کلمبیا، غنا،‌ مونته‌نگرو، پاکستان، پرو و صربستان. البته کشور آخر (صربستان) پیشتر با عنوان یوگسلاوی در المپیک زمستانی به دفعات حضور به هم رسانده بود و مونته‌نگرو هم به عنوان بخشی از یوگسلاوی سابق در این المپیک‌ها شرکت کرده بود، ولی با نام‌های کنونی و پس از مستقل شدن مونته‌نگرو، چنین امری برای مرتبه نخست شکل می‌گرفت. به رغم این حضورهای ناب و پای در میدان نهادن برخی کشورها که حتی برف چندانی را در طول سال به خود نمی‌بینند و هوایی گرم یا دریایی و ملایم دارند (مثل غنا و جزایر کایمن) از آغاز مشخص بود که صدرنشینی در جدول مدال‌ها از آن یکی از 3 کشور آلمان، آمریکا و کانادا خواهد شد. آلمان و آمریکا در دوره قبلی (2006) المپیک زمستانی که در تورین ایتالیا برپا شد، به رتبه‌های اول و دوم رسیده بودند و کانادا هم در سال 2006 به رتبه سوم دست یافته بود. کانادایی‌ها از همان موقع برای المپیک خانگی دورخیز کرده بودند و حاصل این صبر و تدارک در ونکوور بخوبی نمایان شد و کانادایی‌ها توانستند در روز ماقبل پایانی رقابت‌ها تعداد طلاهای خود را به عدد 10 برسانند و سرانجام اول شوند. کانادا در تمامی روزهای منتهی به شروع این مسابقات از وجود کوششی گسترده در اردوی ورزشکارانش به قصد فتح المپیک 2010 سخن گفته بود و حوادث روزهای پایانی نشان داد این موضوع ادعایی صرف و واهی نبوده است. با این حال چاپ تصاویری از برخی ورزشکاران پیروز کانادا که حتی در محل برگزاری رقابت‌ها و بعد از کسب مدال‌ها و دریافت احکام خود سیگار می‌کشیدند و وضعیت نامناسبی داشتند تصورات موجود از آنها را مخدوش کرد.

این امر کمتر از چیزی نبود که از برخی ورزشکاران آمریکا رویت شد و هرچند بوده میلر مطرح‌ترین اسکی‌باز مرد آمریکا با 4 مدال به خانه بازگشت، اما لیندس وون زن اول اسکی آلپاین این کشور پس از سه بار سقوط روی برف با اکتفا به دو مدال از 5 مدالی که آنها را نشانه رفته بود، از این رقابت‌ها فارغ شد و به چیزی بدل نشد که روی آن تبلیغ شده بود. برخی رسانه‌ها با استفاده از حروف Vonn و شباهت آن با حروف Van که حروف اول واژه Vancouver بود، این المپیک را متعلق به وی و بازی‌های لیندس وون توصیف کرده بودند اما هم ماجراجویی‌های بیش از اندازه وی و هم بداقبالی و شرایط خطرناک و لرزان پیست دیستلر شهری که در اطراف ونکوور واقع است و محل انجام رقابت‌های اسکی آلپاین بود سبب شد این المپیک به او تعلق نداشته باشد و صاحبان متعددی بیابد!

فضایی تیره

همین شرایط و ایرادات موجود در پیست ویستلر به گونه‌ای بود که حتی از برخی دیدگاه‌ها عامل اصلی مرگ نودار کوماری تاشویلی تلقی شد. این لوژسوار جوان گرجستانی 24 ساعت قبل از شروع رقابت‌ها در حالی که برای رشته خود تمرین می‌کرد، در پیست مخوف ویستلر کنترل خود را از دست داد و از لوژ به بیرون پرت شد و به دیوارهای فلزی کنار پیست برخورد کرد و در دم جان باخت. مرگ وی فضایی تیره را بر بازی‌ها حاکم کرد که حتی تا روزهای پنجم و ششم نیز ادامه یافت و خاطره‌‌ها را ناراحت و ورزشکاران حاضر را آزرده کرد. مقام‌های کانادایی در دفاع از تاسیساتی که خود دایر کرده بودند و برای توجیه ساخت وسایلی که در عمل مسبب مرگ این ورزشکار شده بود، مدعی شدند که سهل‌انگاری و سرعت بیش از حد این ورزشکار هنگام تمرین موجب این حادثه تلخ شده است، اما مقام‌های ورزشی و حتی سیاسی گرجستان و همچنین پدر نودار که مثل خودش قهرمان رشته لوژسواری بوده است، بر این باورند که رعایت نشدن موارد لازم امنیتی در پیست ویستلر و جغرافیای بد این محل برای استقرار پیست لوژسواری در آن و طراحی غلط استراتژیک و ضعف در مهندسی و طراحی منطقه، عامل اصلی این اتفاق بوده و به همین سبب دولت کانادا را باید مسوول و مقصر این ماجرا دانست.

هر 4 اسکی‌باز اعزامی ایران تاکید داشتند که حتی قرار گرفتن صرف در کنار ستاره‌های این ورزش برای آنها تجربه‌ای باورنکردنی و مایه وجد و غرور بود

در روز شروع مسابقات و در مراسم افتتاحیه آن، ژاک روگ رئیس بلژیکی کمیته بین‌المللی المپیک (IOC) از حاضران خواست به یاد کوماری تاشویلی و برای شادی روح وی در مسابقات حضور به هم برسانند و از هیچ تلاشی فروگذار نکنند.

با این حال مرگ وی و صحنه جانگداز آن که بارها از کانال‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای پخش شد، چنان اثر تلخ و عمیقی بر حاضران گذاشت که تاثیر عناصر مثبت را از یادها برد.

بحران کمبود برف

اگر مضرات غیرقابل انکار پیست ویستلر را از نظرها دور نگه داریم و به این فکر نکنیم که کانادایی‌ها در یک بداقبالی صرف و بر اثر به‌هم خوردن شرایط جوی و زیستی کره خاکی در سال‌های اخیر دچار بحران کمبود برف و مجبور به انتقال برف و یخ از مناطقی دیگر به ونکوور شدند و معضل کمبود سرما در مرکز برگزاری بازی‌ها نوعی شتاب و فشار روحی مضاعفی را بر المپیک و مجریان آن تحمیل کرد، به این نتیجه می‌رسیم که در اکثر موارد کانادایی‌ها در میزبانی مسابقات موفق بودند. مراسم افتتاحیه را 60 هزار نفر در استادیوم مرکزی المپیک از نزدیک تماشا کردند و همین تعداد نیز در مراسم افتتاحیه حضور یافتند. کانادایی‌ها برای حمل مشعل المپیک از شناخته‌شده‌ترین ورزشکاران خود مانند بابی اور و ژاک ویلینو سود جستند و در مراسم افروختن مشعل بازی‌ها در روز شروع از استیوفش، بسکتبالیست مشهور شاغل در N.B.A و وین گرتزگی برترین هاکی‌باز روی یخ تاریخ کانادا استفاده شد. هر دو مراسم زیر سقف‌های متحرک برگزار شد که این امر برای اولین بار در تاریخ المپیک‌ها صورت می‌پذیرفت. با این که آمریکا مدعی بود بیشتر از هر کشور دیگری در ورزش‌های زمستانی ماهر و صاحب ‌پیشینه است و کسب 36 مدال در ونکوور و برابر شدن با دستاورد آلمان در المپیک سالت لیک‌‌سیتی را سند توفیق خود می‌انگاشت، رسیدن آلمان به 9 طلا در سایه تخصصش در رشته‌های مختلف اسکی آلپاین، سورتمه‌رانی، لوژسواری، کرلینگ و بیاتلون توفیقی کمتر از آمریکایی‌ها نبود و کانادا نیز وسعت عملی بیش از همیشه داشت.

امروز حتی این نکته از یادها رفته که چطور کانادایی‌ها در یک برنامه حساب‌شده مشعل را به مدت 106 روز در سطح این کشور به حرکت درآورده و از بیش از هزار منطقه و ناحیه و شهر عبور دادند. زمان بسرعت می‌گذرد اما ستاره‌های المپیک پابرجا هستند. این مهم‌ترین خصلت المپیک‌هاست و عجیب آن که مرگ کوماری تاشویلی هم این سنت را نقض نکرد.

ناراحت‌ترین‌ها

می‌گویند ناراحت‌ترین مردمان و ورزشکاران در المپیک زمستانی 2010 اسکیت‌بازان سرعت هلند بوده‌‌اند که برخلاف همتاهای خود در تیم چین کمتر از حد توان و میزان توقعات خود مدال دریافت کرده‌اند.

سرآمد آنها اسون کریمر بوده است که پیش‌بینی می‌شد چند طلا صاحب شود اما مغلوب برایان هانسن از آمریکا شد.

برای برخی از آنها حتی فرصت تلافی در المپیک‌های بعدی هم نیست، زیرا یا سنشان بالا می‌رود یا دچار حوادث روزگار شده و نزول می‌کنند.

برای کوماری تاشویلی جوانمرگ، اصولا هیچ فرصتی از هیچ منظری وجود ندارد. این از بداقبالی گرجی‌ها نیست که المپیک 2010 با نام او تا ابد گره خواهد خورد. اما این از بدشانسی جهان ورزش‌‌های زمستانی است که هنوز نتوانسته است یک حائل کافی و قوی بین حیات و مرگ و درخشش و بی‌فروغی ایجاد کند و از مرگ‌های نابهنگام جلوگیری نماید و به یکباره خودش و دیگران را شوکه نکند.

گاردین 
مترجم : وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها