در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اجازه میخواهم ابتدای صحبت بهسراغ دومین جشنواره هنرهای تجسمی فجر بروم که آخرین روزهای برپایی خود را پشت سر میگذارد. در نخستین پرسش میخواهم بدانم آیا این دوسالانه به همه آن چیزهایی که قرار بود برسد، دست یافته است یا خیر؟
جشنواره تجسمی هنرهای تجسمی فجر با یک ایده کلی به وجود آمد که همان خلا موجود در این زمینه میان جشنوارههای مختلفی بود که در حوزه هنر وجود داشت. ما در نخستین دوره که سال پیش برگزار شد دیدیم پس از گذشت نزدیک به 30 سال از انقلاب شکوهمند اسلامی وقت آن رسیده که میان انبوه دوسالانهها و جشنوارههای متعدد هنری که در کشور برگزار میشود، جایی را نیز برای جشنوارهای ملی باز کنیم که هنرمندان سراسر کشور و تمامی دنیا با حضور خویش در آن معتبر شوند و البته در دیگر سو این جشنواره نیز برای آنها اعتباری باشد. توجه به پر شدن این خلا اولین هدف از برگزاری جشنواره بود؛ اما در پاسخ به این پرسش که آیا جشنواره به همه خواستههایش رسیده یا خیر باید بگویم بله. حضور بیش از 90 درصدی جوانان در جشنواره امسال همان چیزی بود که میخواستیم به آن برسیم و خدا را شکر به آن هم رسیدیم. البته به عقیده من این تازه آغاز راه است. ما خواستهایم با این کار راه را نشان دهیم و در ادامه تنها حمایت کنیم. این یعنی بخش اعظمی از خواسته ما.
برخی معتقدند حضور جوانان در یک جشنواره یا دوسالانه آن چنان که باید و شاید به یک دوسالانه اعتبار نمیدهد با این موضوع موافق هستید؟
نه. این تصور اشتباهی است که چون هنرمندان شرکتکننده در یک جشنواره، جوانان بودهاند آن جشنواره اعتبار ندارد. بلکه باید به این موضوع به دید یک اتفاق خجسته نگاه کرد. حضور این جوانان در جشنوارههایی که به ایشان اعتبار هنری میبخشد باعث تقویت روحیه اعتماد به نفس میان آنها خواهد شد. در ضمن همین جوانان هستند که آینده هنری کشور را رقم میزنند. به علاوه باید این موضوع را با قدرت کامل بگویم که بسیاری از آثار هنری جوانان شرکتکننده در جشنواره امسال و دیگر دوسالانههای هنری کشور به زعم منتقدان داخلی و خارجی، تنه به آثار بسیاری از بزرگان هنر کشور میزند. من بارها هم گفتهام که برگزاری جشنواره هنرهای تجسمی فجر در واقع فصل جدیدی از هنر در کشورمان خواهد بود. این موضوع شاید ابتدا برای برخی در حد یک شعار جلوه کرد، اما امسال و با حضور حداکثری هنرمندان در دومین جشنواره هنرهای تجسمی فجر بخوبی مشاهده شد که آشتی دوبارهای با هنرهای تجسمی در ایران صورت گرفته است.
شما از آشتی هنر با مخاطبان گفتید. در این موضوع کمی بیشتر توضیح دهید.
سالهای سال است که هنرهای تجسمی در ذهن مردم کشورمان به عنوان یک مفهوم فانتزی جلوه کرده است. ما در سیاستگذاریهای کلانی که در این زمینه انجام دادیم یکی از مهمترین نقاط هدف خودمان را روی این موضوع متمرکز کردیم که باید چه کار کنیم تا هنرهای تجسمی جزیی ازدغدغه مردم هنردوست شود. در واقع میخواستیم به این موضوع برسیم که اگر در سبد کالای خرید مردم جایی برای رفتن به سینما، تئاتر یا یک کنسرت موسیقی است، چرا هنوز جایی برای بازدید از یک نمایشگاه هنری یا حتی خرید یک اثر هنری وجود ندارد.
به نکته خوبی اشاره کردید. این یک واقعیت است که بسیاری از مردم ما با هنرهای تجسمی آشنا نیستند. در واقع میخواهم به این نکته برسم که راهکار عملی آشتیای که شما از آن سخن گفتید، چیست؟
در نخستین دوره از همین جشنواره که سال گذشته در ایام دهه فجر برگزار شد، بزرگترین کارگاه حرفهای نقاشی در خاورمیانه و حتی آسیا به طول چندین کیلومتر در گرداگرد موزه هنرهای معاصر تهران شکل گرفت. اتفاق بزرگی که میتوان از آن نتایج بسیار پرسودی را طلب کرد. در زمان برگزاری این کارگاه، بسیاری از مردم در خیابانهای پر تردد وقتی نفس با نفس با نقاشانی که شروع به فعالیت هنری کرده بودند روبهرو میشدند بخوبی میشد شروع یک اتفاق خوب را در این زمینه دید. مردم در واقع با هنرهای تجسمی غریبه نیستند، بلکه تاکنون ارتباطی در این زمینه صورت نگرفته است. باید فرهنگ دیوار را میان مردم تقویت کرد تا خریدن یک تابلوی هنری یا بازدید از یک نمایشگاه هنری را به عنوان بخشی از سبد کالای خویش قرار دهند.
واقعیت این است که اکنون قیمت بالای آثار هنری خلق شده در زمینه هنرهای تجسمی باعث میشود برخی دوستداران هنر و بخصوص تابلوهای نقاشی نتوانند این ارتباط را برقرار کنند.
بله، این درست است، زیرا در سالهای پیش برخی قیمتگذاریهای صورت گرفته در زمینه تابلوهای نقاشی به صورت نادرست بود. به همین دلیل ما به دنبال شورای خریدی گشتیم که با قیمتگذاری صحیح تابلوی هنری، به نوعی قیمتگذاری عادلانه و صحیحی را در این زمینه به وجود آوریم، از این رو برگزاری اکسپوهای هنرهای تجسمی که تاکنون چند دوره آن برگزار شده بهترین فرصت برای این کار است، زیرا تمامی آثار بهنمایش در آمده در این اکسپوها که دومین آن چندی پیش در تمامی گالریهای خانه هنرمندان ایران برگزار شد به صورت کارشناسی و با نظارت بوده است. بازهم میگویم برخی از آثار نقاشی به دلایل مختلف قیمتهای بالایی به خود اختصاص داده اند که انشاءالله با روند کارشناسی آثاری که در برنامههای ماست این موضوع را به سوی متعادل کردن بهای آثار پیش میبریم.
وقتی میبینیم مردم ما در برخی موارد ترجیح میدهند که به عنوان مثال یک تابلوی کپی شده صادراتی یک کشور را که از نظر کیفیت در درجهبندی آثار هنری نیز قرار نمیگیرد روی دیوار خانهشان آویزان کنند، این موضوع نشان میدهد که مردم دوست دارند با مفهوم هنرهای تجسمی ارتباط داشته باشند اما باید به دنبال این موضوع باشیم که چرا همین مردم ترجیح نمیدهند که اثر ارژینال هنری را از یک نگارخانه خریداری کنند و به دیوار بیاویزند. به عقیده من بخشی از این مساله به هنرمند و گالری دار بر میگردد و بخش دیگری از آن به مخاطبان. باید هر دو سوی این چرخه کامل باشد تا اقتصاد هنر در کشورمان پویا شود.
درباره اکسپو و اقتصاد هنر صحبت کردید. در جایی خواندم که شما از تاسیس سازمان اکسپوی هنرهای تجسمی از سوی بخش خصوصی حمایت کردید.
به نظرم تا بخش خصوصی در زمینه اقتصاد هنر پویا و فعال نشود، نمیتوان به پویایی اقتصاد هنر امیدوار بود.
تاسیس این سازمان که به نظر من باید از سوی بخش خصوصی و با حمایت بخش دولتی صورت گیرد نیز در واقع همین موضوع است. گالری داران، هنرمندان و دلالان هنری در واقع باید جایی را برای تبادلات هنری داشته باشند. وقتی یک اثر هنری از هنرمندکشورمان بالاترین رقم یک اکسپوی خارجی را به خود اختصاص میدهد، ما نباید این سوال را از خودمان بپرسیم که این اکسپو چرا در خود ایران برگزار نمیشود تا منافع بیشتری به چرخه اقتصاد هنر ایران برسد. به نظرم خصوصیسازی اکسپو اولین شرط و گام در رشد و شکوفایی اقتصاد هنر است. ما باید به بخش خصوصی که همان نگارخانه داران هستند اعتماد کنیم و البته با حمایت به دنبال گرداندن چرخ اقتصاد هنر باشیم.
موضوع تمرکززدایی از فعالیتهای هنری از پایتخت اکنون و با گذشت حدود 3سال به کجا انجامیده است؟
بگذارید قبل از هرچیز به تعریف این ایده بپردازم. تمرکز فعالیتهای هنری در تهران طی سالهای گذشته باعث شده است که بخش بزرگی از توانمندی هنری کشور از دید مسوولان هنری از یک سوی و همچنین دوستداران هنر از سوی دیگر پنهان بماند. از سوی دیگر تا پیش از این هر هنرمندی برای مطرح شدن و نمایش آثارش در فضایی حرفهای باید به تهران میآمد تا آثارش را پس از ماهها انتظار در نگارخانهای در تهران به نمایش بگذارد. ما در واقع با این ایده خواستیم تا با واگذاری دوسالانههای هنری به شهرهای مختلف کشورمان هم به تکاپوی هنری در آن شهرها بیفزاییم و هم چرخه اقتصاد هنر را در آن شهر به گردش در آوریم. شاید جواب منتقدان این ایده در همین جشنواره امسال داده شده که برگزاری بخشهای اصلی دومین جشنواره بینالمللی فجر به طور همزمان در 4 استان کشور و تهران خود گواه تمرکززدایی از فعالیتهای هنری از تهران است. ما آمادگی داریم که با اعلام آمادگی ادارات کل ارشاد هراستان یکی از دوسالانههای هنری به طور دائم در یکی از استانهای کشور برگزار شود. چنانچه تاکنون بر همین اساس دوسالانه عکس در یزد و دوسالانه سفال و سرامیک در سمنان و جشنواره هنرهای تجسمی جوانان در گرگان برگزار میشود.
میخواهم بحث را به سمتی ببرم که در گفتگوهایتان کمتر به آن اشاره شده است. به نظر شما نقد هنرهای تجسمی در ایران جان گرفته است، اصولا چقدر با نقد هنری موافق هستید؟
به نظرم اگر نقد هنری وجود نداشته باشد، بخش مهمی از هنر فراموش میشود. ما در بسیاری از جریانات هنری موفق در دنیا، میبینیم که آنها بدون نقد هنری و نقادان برجسته نتوانسته اند راه به جایی ببرند. اما درخصوص سوال شما باید بگویم که به عقیده من نقد هنری در ایران بسیار نوپاست. تک مضرابهایی در برخی مواقع شنیده میشود، اما ادامه دار نبوده است. نسل جدید هنرمندان نیازمند نسل جدید منتقدان هنرهای تجسمی نیز هستند. اکنون خروجی جوانان نقاش و به طور کلی هنرمند از دانشگاهها چه میزان است. در مقابل، نمایشگاههای هنری که در کشور برگزار میشود را نیز ببینید. این همه انرژی که در این زمینه مصرف میشود نیازمند نقد اصولی و عالمانهای است که باید در این خصوص انجام بگیرد. گاهی دیده میشود در جراید و مطبوعات از یک نمایشگاه هنری گزارشی به چاپ میرسد، اما تنها موضوع گزارش آن، نمایشگاه است و هیچ نقدی از آثار به نمایش در آمده در آن دیده نمیشود. حتی در برخی موارد به این موضوع فکر میکنم که باید زمینه آموزش و تربیت نسل جدیدی از منتقدان هنری در کشور ایجاد شود.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: