ویژگی مهمتر فروتن و عامل تمایز او با ستارههای پیش از خودش، تواناییاش در ایفای نقشهای گوناگون بود. اگر چه بعدها برخی کارگردانان او را در همان تیپ آشنای جوان عصبی مورد استفاده قرار دادند اما بازیاش در آثاری دیگر و در نقشهای متفاوت و غیر قابل انتظار، از او ستارهای ساخت که هنوز میتواند عامل محبوبیت و فروش فیلمها شود.
بدون شک همکاری فروتن با مسعود کیمیایی در سالهای اولیه فعالیتش، نقش موثری در موفقیت و محبوبیتش داشت. «مرسدس»، «فریاد»، «اعتراض»، «سربازهای جمعه» و بعدها «محاکمه در خیابان» حاصل همکاری این زوج کارگردان و بازیگر بود. معروف است که میگویند کیمیایی مهارت عجیبی در شناخت ستارههای جوان دارد و میتواند بازیهای ماندگاری از آنان بگیرد. این اتفاق درباره بسیاری از بازیگران طراز اول سینمای ایران افتاده است و فروتن نیز که بیشترین همکاری را با کیمیایی داشته از این قاعده مستثنی نیست.
در پی موفقیت فروتن در میانههای دهه 70، فریدون جیرانی با فیلم «قرمز» او را در موقعیتی قرار داد تا هم از جلوههای آشکار تیپهای معروفش استفاده کند و هم در موقعیتهای خوب فیلمنامه ثابت کند که بازیگر قابلی است. این اتفاق افتاد و بازی زوج فروتن و هدیه تهرانی منجر به اعطای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر به آن دو شد. همزمان تهمینه میلانی نیز از او در «دو زن» استفاده کرد و سیل پیشنهادها به سوی این بازیگر جوان سرازیر شد زیرا هر دو فیلم یاد شده در زمان نمایششان به فروش بسیار خوبی دست یافتند. به این ترتیب درخشش ستارههایی مانند فروتن و تهرانی باعث شد تا تهیهکنندگان سینما دیگر به سراغ چهرههای سالخورده سینمای تجاری نروند. فروتن متعلق به دورهای است که از ستاره سینما انتظار حرکات اکشن نمیرود و او همچنین لازم نیست که در ملودرامهای احساساتی اشک تماشاگر را درآورد. فیلمهایی که فروتن در آنها درخشید، معرف سینمایی هستند که با الهام از وقایع اجتماعی و در ارتباط با اقشار گوناگون اجتماعی ساخته میشدند. در میان فیلمهای ضعیف و قویای که او در آن سالها بازی کرد، میتوان جهتگیری اجتماعی و رئالیستیشان را به وضوح دید. یکی از شانسهای فروتن این بود که استعداد و محبوبیتاش این امکان را به او داد که با فیلمسازان مطرح و صاحبسبک سینما همکاری کند. علاوه بر کیمیایی و میلانی و جیرانی، احمدرضا درویش، مانی حقیقی، حسن فتحی، رخشان بنیاعتماد، مازیار میری، سیروس الوند، ابراهیم حاتمیکیا، ایرج کریمی، علیرضا رئیسیان، کیومرث پوراحمد، پرویز شهبازی و... نیز در فیلمهایشان از بازی فروتن بهره گرفتند.
مهمترین عامل ماندگاری یک ستاره در سینمای ایران، اول دوریاش از حاشیهها است و سپس داشتن استعدادی تا در هر برهه زمانی بتواند پاسخگوی نیازهای تماشاگران سینما باشد. در کنار اینها انتخاب نقشها و بررسی پیشنهادهای مختلف نقش مهمی در آینده حرفهای یک بازیگر دارد. فروتن از ابتدای فعالیتش عادت به بازی در نقشهای اصلی داشت و این عادت را هنوز فراموش نکرده است. با این که بیش از یک دهه از شروع دوران محبوبیتش میگذرد اما همچنان در انتخاب نقشها وسواسهای خاص خود را دارد. کسانی که میدانند او طی این سالها چه پیشنهادهایی را رد کرده و دلیلش برای این کار چه بوده، به خوبی متوجه هوش بالای او هستند. بسیاری از بازیگران را طی این سالها دیدهایم که در مقطعی کوتاه ستارهشان درخشیدن گرفت و سپس بهزودی خاموش شدند و از یادها رفتند. یک دلیل بسیار مهم این امر، ذوقزدگی بازیگر و پرکاری برای ارضای حس جاهطلبی و شهرت است. فروتن در کنار توجه به وجه ستارگیاش، به اعتبار بازیگری نیز فکر کرد. در شرایطی که در اوج محبوبیت بود، با تجربهای چند ساله در سینما، به توصیه عزتالله انتظامی گوش سپرد و فن بیان در تئاتر را فراگرفت. سپس زیر نظر علی رفیعی استاد نمایش ایران، در تئاتر «رومئو و ژولیت» بازی کرد که نمایش آن برای مردم، تجربه تازهای برای این بازیگر بود. فروتن برعکس بسیاری از همدورهایهایش به مرور زمان بر کیفیت کارش افزود و پسرفت نکرد. مثلا پس از بازی خوبش در «قرمز» که به خاطرش جایزه هم گرفت، خودش را وقف این نقشها نکرد و ریسک بازی در قالبهای تجربهنشده را به جان خرید و انصافا در بسیاری موارد هم موفق بود. یکی از اوجهای کار او، بازی در فیلم مهجور اما تاثیرگذار «شب یلدا» بود. این فیلم از آن دسته فیلمهایی است که روی کاکل بازیگر میچرخد. یعنی چنانچه بازیگر کمی لنگ بزند فاتحه فیلم خوانده است. فروتن اما در این فیلم واقعاً خوش درخشید و ای بسا اگر «شب یلدا» در جشنواره نمایش داده میشد، میتوانست افتخار تازهای را نصیب این بازیگر کند. اتفاقی که چند سال بعد به خاطر حضور موثرش در فیلم «بهآهستگی» افتاد و به خاطر این فیلم جایزه بهترین بازیگر بخش بینالملل جشنواره فجر را گرفت. اما این پایان کار او نبود.
یک بازیگر بزرگ کسی است که اولاً برایش کوتاهی یا بلندی نقشها تفاوت زیادی نداشته باشد و ثانیا قدرت این را داشته باشد تا در فیلمی معمولی و حتی ضعیف گلیمش را از آب بکشد. درست است که محمدرضا فروتن حالاحالاها در سینمای ایران فرصت برای بازیگری دارد و سابقهاش نشان میدهد که اهل غلتیدن در وادیهای غیرحرفهای نیست، اما دربارهاش باید گفت که بازیاش در فیلمهای کارگردانهای سرشناس با بازیاش در فیلمهای معمولی کارگردانهای ساده سینما، تفاوتهای چشمگیری دارند. مثلا بازی بسیار سنجیده و دقیق او را در فیلم «عیار 14» که هماکنون روی پرده است را مقایسه کنید با بازیاش در فیلم ضعیف «برباد رفته» یا «زن دوم». او کسی است که در فیلمهای کارگردانهای سرشناس، با هوش و درایت خود، شیوههای گوناگون کار را میآموزد و همین روحیه پویای اوست که میتواند تا سالها در سینمای ایران ماندگارش کند. با این که سال گذشته شایسته دریافت جایزه بهترین بازیگر به خاطر بازی در فیلم پرویز شهبازی بود، اما این اتفاق برایش نیفتاد و او حدود یک سال بعد این جایزه را از انجمن منتقدان سینمای ایران گرفت و اعلام کرد که طعم این جایزهای که از دست منتقدان میگیرد برایش شیرینتر از جوایز رسمی است.
فروتن از آن دسته بازیگرانی نیست که تصور کند بازی در نقشهای کوتاه ممکن است اعتبارشان را خدشهدار کند. نهتنها او چنین اعتقادی ندارد، که گاه داوطلب بازی در چنین نقشهایی نیز شده است. این اتفاقها زمانی برای او میافتند که بیش از هر زمانی در کانون توجههاست و امکان بازی در نقشهای اصلی را دارد. مثلا بازی او در «دموکراسی تو روز روشن» با این که چندان اتفاق مهمی در کارنامهاش نبود اما نشان داد که استعداد بازی در فیلمهای کمدی را هم دارد. همچنین باید از حضور موفقش در «اتوبوس شب» یاد کرد که در کنار مرحوم خسرو شکیبایی و جوان آیندهدار سینمای ایران مهرداد صدیقیان خوش درخشید. نکته مهم شخصیتی فروتن این است که باز بر خلاف بسیاری از همکارانش که شهرت و اعتبارشان نیمی از شهرت و اعتبار فروتن نیز نیست، متن دلخواهش را با گاردی باز میپذیرد و برایش مدیومی که در آن کار میکند چندان مهم نیست.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم