در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این مساله که چه چیزی باعث شده کارگردان خلاق و کاربلد این فیلم کوتاه ارزشمند به ساخت فیلمهای بلند تجاری و عامهپسندی مثل «کما» و «شارلاتان» روی بیاورد بحث ما نیست. قصد ما در اینجا تنها معرفی همین فیلم کوتاه دوست داشتنی است و غرض از آنچه درباره کارنامه فیلمسازی معیریان در حیطه فیلم بلند گفتیم، بیان اهمیت این کار کوتاه در میان دیگر آثار این فیلمساز بخصوص است و ذکر مقدمهای برای ورود به بحث درباره این فیلم کوتاه صامت و سیاه و سفید ولی موجز و مفید؛ و نیز تأکیدی بر اصل اهمیت گونه منحصر به فرد فیلم کوتاه که در مقابل کار بلند، به ناحق مورد بیمهری واقع شده و باصطلاح دست کم گرفته شدهاست.
فیلم کوتاه «فقط فرشتگان بال دارند؟» تقدیم شده به فیلمساز آلمانی، «ورنر هرتزوک» که به اعتقاد معیریان تشویقها و راهنماییهایش به هنگام تدوین فیلم سبب شده تا وی راه تازه آغازش را با عشق بیشتری ادامه دهد. متن نخستینی که پس از عنوان فیلم و پیش از باز شدن تصویر دیده میشود حاوی این پیش زمینه مهم در خصوص موضوع اصلی اثر است: «گویند لحظهای که آدمی پا به عرصه وجود مینهد، شمع حیاتش در آسمانها افروخته میگردد و فرشته مرگ مقرر او، به انتظار لحظه خاموشی در برابر آن حاضر میگردد. فرشته مرگی که اگرچه به عالم مجردات متعلق است ولی به لحاظ سیما در همانندی بیمانندی با اوست. هر آنگه که به خواست الهی، نخستین تلاطم خاموشی، فروغ حیات را متأثر سازد، فرشته مرگ که از هر غفلتی مبراست آماده میگردد تا در برابر آدمی حاضر شود و روحش را تحویل گیرد. گویند در آن واپسین لحظات زندگی که آدمی حضور فرشته مرگ را حس میکند و همانند خود را در برابر خود میبیند، میهراسد و میکوشد تا از آن بگریزد ولی از مرگ گریزی نیست و خدا بر هرآنچه که بخواهد تواناست. وقتی شمع حیات خاموش گردد، آدمی میمیرد و روحش تسلیم خدا میگردد....» این متن نسبتاً طولانی، به خودی خود اثر را از نیاز به هرگونه توضیح اضافی برای معرفی موقعیت داستانی در قالب صدای صحنه، گفتار متن و دیالوگ بی نیاز میکند و در موارد معدودی هم که نیاز به صدا و دیالوگ هست «میاننویس» به خوبی این مسوولیت را برعهده گرفته و با فاصله ضروری و لازمی که میان دنیای ما و دنیای اثر ایجاد میکند ما را هرچه بیشتر در پذیرش و باور این دنیای فراواقعی یاری میدهد. فیلم، اساساً به سبک آثار صامت دهههای نخستین پیدایش و تکمیل هنر سینما ساخته شده و به جای کلام، میان نویس دارد. این تدبیر خلاقانه و بدیع، بیش از همه در صحنه تغییرات انسانی فرشته مرگ دخترک است که ستودنی است. نمایش ذهنیات فرشته در این صحنه بخصوص نه از عهده نریشن برمیآمده و نه مونولوگ. هیچ یک از این دو نمیتوانست برای ما متقاعد کننده باشد و باورپذیر اما میان نویس به خوبی از عهده این وظیفه برآمده و کمترین وجهی از تصنع و شعارزدگی در آن دیده نمیشود اگرچه مضمون این بخش از فیلم به شدت مستعد لغزیدن به ورطه شعارزدگی و پیامدهی مستقیم و غیرهنری است. تدبیر استفاده از میان نویس موجب شده این صحنه و نیز صحنههای دیگر فیلم شکلی انتزاعی و متفاوت با دنیای واقعی و رئال پیدا کند و در نتیجه وجهی مثالی بیابد و از بیان استعاری که لازمه بیان هنری است فاصله نگیرد. از همین قبیل است نورپردازی اغراقآمیز و اکسپرسیونیستی فیلم و نیز استفاده مداوم و البته مؤثر از موسیقی که خیلی بیشتر از صدای محیطی (آمبیانس) و دیالوگ، توانایی آفرینش فضای فراواقعی و مثالی را داراست. شایان ذکر است موسیقی خوشساخت این فیلم کوتاه توسط استاد مسلم موسیقی فیلم ایران یعنی مرحوم بابک بیات ساخته شده است.
«فقط فرشتگان بال دارند؟» بهطور کامل هم صامت و عاری از صدای انسانی نیست بلکه علاوه بر ترانه تیتراژ پایانی در جای دیگری هم (صدای شعرخوانی کودک برای عروسکش در شهربازی) از صدای انسان بهره گرفتهاست منتها نه به صورت صدای خود تصاویر بلکه به صورت صدای خارج از تصویر یا صدای افزوده که مربوط به مرحله بعد از فیلمبرداری یعنی مرحله تدوین است. این دو مورد استفاده از صدای انسانی در کنار موسیقی به صورتی است که کمترین ضربهای به وجه رویاگونه و موسیقایی فیلم وارد نمیآورد و بالعکس حتی مکمل آن نیز هست. این تدبیر سنجیده، درست مثل عدم استفاده از صدا در دیگر صحنهها نشانگر هوشمندی سازنده در بهرهگیری درست و بهجا از تکنیک برای روایت مناسب ماجرا و یا اصطلاحاً درآوردن لحن واقعی این داستان بخصوص است. اگر فیلم، تماماً صامت بود این اشکال میتوانست وارد باشد که آیا واقعاً هیچ استفاده مناسبی از صدای غیرموسیقی در فیلم ممکن نبوده؟ و یا نکند اصلاً به گمان سازنده این فیلم، ناطق بودن مطلقاً از معایب سینماست؟! و اگر هم فیلم کاملاً ناطق بود اولیترین اشکال وارد این بود که سازنده بدون تأمل در ویژگیهای ذاتی امکانات بیانی تکنولوژیک سینما صرفاً از روی عادت و یا سادهگیری اقدام به کارگردانی فیلمش نموده و کمترین توجه لازم را به لحن قصه و اقتضای داستان نداشته است.
فیلم، بازیهای بسیار خوبی دارد. معیریان خیلی خوب توانسته از خواهران دوقلو (تارا معیریان و تینا معیریان) بازی طبیعی و مناسب با نقش بگیرد و یا اینکه این دو خواهر به طور طبیعی با نقش خود نزدیکی لازم را داشتهاند و در واقع بیشتر از اینکه نقش بازی کنند در هنگام اجرا، خودشان بودهاند. میمیک بازیگر نقش فرشته مرگ کاملاً متفاوت با دیگری است اگرچه در ظاهر شباهت بسیاری با او دارد. گریم و طراحی لباس هم به این تفاوت کمک بهسزایی کرده و همینطور وقار و پختگی شخصیت فرشته مرگ که در نقطه مقابل با کودکانگی و بازیگوشی دخترک دیگر قرار دارد.
شاید مهمترین ویژگی این تجربه کوتاه ولی کامل استاد تدوین دانشکده سینماتئاتر، برخورداری چه در فیلمنامه و چه در اجرا و کارگردانی از روح و احساس عمیق عاشقانه باشد. خیلی از فیلمها هستند که در ساختار، به شدت دقیق و منطقی و بی نقص هستند اما به دل مخاطب نمینشینند چون بر ساختارشان منطق خشک علمی و ریاضی حکمفرماست و عاریاند از روح و حیات؛ یعنی از درونمایه از دل برآمده و هنرمندانه. فیلم کوتاه «فقط فرشتگان بال دارند؟» پیداست که با عشق نگاشته شده و با عشق هم کارگردانی شده است. شاید این عشق منشأی برونمتنی داشته باشد و برگردد به علاقه خانوادگی و مسائلی از این قبیل اما مگر نه اینکه ویژگی هر متنی اتکا به مقدمات برونمتنی است و اصلاً همیشه واقعیات خارجی و بیرونی است که الهامبخش هنرمند برای خلق واقعیت خیالی و هنری است؟ «فقط فرشتگان بال دارند؟» خیالپردازی دلنشین و زیبایی است درباره همه خواهران و برادران دوقلو. درباره این پدیده شگفتانگیز که چهبسا از فرط تکرار مثل همه دیگر شگفتیهای زندگی برای ما عادی شده و شگفتیاش را از دست دادهاست؛ اینکه دو نفر با دو روح متفاوت، دو جسم تقریبا یکسان داشته باشند و دو ظاهر همگون که تداعی کننده یک تن واحد است. معیریان به این پدیده با ژرفاندیشی خاصی نگریسته و به خوبی از آن ایده گرفته و به بهترین وجه از آن برداشت هنرمندانه کردهاست. ارزش نهادن به رخدادی همچون انسان شدن یک فرشته در مقابل تصور مشهور که تبدیل انسان را به فرشته ارزش میشمارد وجه دیگری از مضمون عمیق فیلم کوتاه معیریان است. و بالاخره جایگزینی فرشته کودک به جای کودک انسانی یا به عبارتی جایگزینی ملکالموت به جای انسان متوفی ایده بکری است که بهترین پایان ممکن را برای فیلم کوتاه «فقط فرشتگان بال دارند؟» رقم زدهاست.
نکته قابل ذکر دیگر درباره این فیلم، عوامل محدود سازنده آن است که به نقل از تیتراژ مختصر فیلم، تنها از این قرارند: بازیگران: تارا معیریان و تینا معیریان؛ فیلمبرداری: حسن کریمی؛ موسیقی: بابک بیات؛ فیلمنامه، تدوین و کارگردانی: آرش معیریان. این محدود بودن عوامل اجرایی شاید به خودی خود مزیتی نباشد اما در کنار ارزش هنری بالای خروجی نهایی فیلم، مزیتی غیرقابل انکار است بخصوص به دلیل ویژگی استقلال فکری و مالی فیلم کوتاه که در نمونههای بلند فدای کثرت عوامل و هزینههای تولید میشود.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: