در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس از آن دیوانعالی کشور این رای را نقض کرد و ماندانا سه دور تحت محاکمه قرار گرفت تا این که توانست بیگناهی اش را به اثبات برساند. این جنایت ساعت 15و30 روز جمعه 31 خردادماه سال 81 به وقوع پیوست و مسعود در حالی که سوار موتورسیکلتش بود در محله پاچنار با شلیک یک گلوله از پا درآمد. کارآگاهان آن زمان با تحقیقاتی که انجام دادند به رابطه مقتول با زنی 23 ساله به نام ماندانا پی بردند و نیمهشب شنبه16 شهریور ماه همان سال او را در محله نظامآباد بازداشت کردند.
ماندانا در بازجوییهای اولیه قتل را انکار کرد، اما چندی بعد اتهام کشتن مسعود را پذیرفت و گفت مسعود دوست شوهر سابقش بود و آن دو میخواستند با هم ازدواج کنند اما چون مسعود به او خیانت کرد و سراغ دختر دیگری رفت، او هم یک قبضه کلت تهیه کرد و روز حادثه بعد از این که ترک موتور نشست سلاح را روی شقیقه مسعود گذاشت و ماشه را چکاند. در پی این اعترافات، پرونده به دادگاه رفت اما ماندانا در جلسه محاکمه اتهام قتل را انکار کرد و مدعی شد اعترافات اولیهاش تحت فشار بود. پس از صدور حکم قصاص و نقض آن از سوی دیوانعالی کشور این متهم که برخی روزنامهها به او لقب دختر هفتتیرکش داده بودند بار دیگر محاکمه و باز هم علیرغم انکار قتل با درخواست اولیای دم مقتول به قصاص محکوم شد. این بار نیز دیوان عالی کشور حکم صادره را نپذیرفت و بالاخره ماندانا روز 19 تیر ماه سال 86 در شعبه 1148 مجتمع قضایی بعثت برای سومین بار به دفاع از خود پرداخت و قاضی را مجاب کرد در این جنایت بیگناه است. چند دلیل در این پرونده وجود داشت که ماندانا را از اتهام قتل مبری میکرد؛ نخست آن که این زن چپ دست است حال آن که گلوله از سمت راست به مقتول شلیک شده بود. دومین دلیل این بود که بر خلاف اعتراف اولیه متهم که مدعی شده بود سلاح را روی شقیقه مسعود گذاشته و تیراندازی کرده، کارشناسان فاصله شلیک را بیشتر تشخیص داده بودند. در نهایت ماندانا آزاد شد، اما معمای قتل مسعود هنوز حل نشده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: