مروری بر تله فیلم‌های جشنواره فیلم‌های تلویزیونی (3)

جستجوی‌ ابزارهای مناسب‌ برای ‌انتقال ‌پیام

ضامن (منوچهر هادی): داستان‌های اجتماعی و فیلم‌هایی که تم اجتماعی دارند، دارای مولفه مولفه‌های خاصی هستند که در بیشتر چنین آثاری به‌طور ثابت به کار می‌روند. از جمله فضاسازی واقعگرایانه و بافت رئالیستی تصاویر.
کد خبر: ۳۱۲۵۶۲

منوچهر هادی پیش از این فیلم سینمایی قرنطینه را با بازی رضا عطاران و نیوشا ضیغمی ساخته بود که مضمون تلخ و تکان دهنده‌ای درباره بیماران سرطانی و مشکلات آنان داشت. قرنطینه اکران موفقی نداشت و از سوی منتقدان نیز فیلمی متوسط و آبرومند ارزیابی شد، نه یک اثر درخشان. در آنجا داستانی عاشقانه در بستری اجتماعی روایت می‌شد و از بیماری شخصیت‌های اصلی به عنوان حاشیه‌ای برای پررنگ کردن وجه رمانتیک فیلم استفاده شده بود.

«ضامن» فیلمی اجتماعی و قصه‌گوست. داستان درباره مردی است که به خاطر ضمانت چکی که یکی از دوستانش صادر کرده و از عهده تامین مبلغش برنیامده به زندان می‌افتد. پس از مدتی که از زندان آزاد می‌شود می‌بیند زندگی و خانواده‌اش دچار مشکلاتی شده‌اند. او که عصبی و سرخورده است می‌کوشد با مشکلات زندگی مبارزه کند و اوضاع را به حالت طبیعی برگرداند.

فیلم در فضایی رئال پیش می‌رود و بتدریج مفاهیم معنوی و دینی به داستان اضافه می‌شوند. تقارن معنی‌دار و جالبی که میان مفهوم ضامن و لقب امام هشتم برقرار شده، دلالت‌های مفهوم ضمانت را از لحاظ معنوی گسترش می‌دهد و آن را به عملی عارفانه تبدیل می‌کند. مثل همه فیلم‌های معناگرا، ضامن هم مسیر شکل‌گیری تحول یک شخصیت را از گمراهی به هدایت بازگو می‌کند. مرد ابتدا رفتار تهاجمی و نابهنجاری دارد. اما کم‌کم در اوج مشکلات با رسیدن به نشانه‌هایی از حضور معنوی و آسمانی یک نیروی برتر، به معنویت روی می‌آورد و به حقایقی می‌رسد که شبیه معجزه است.

مهدی پاکدل، بازی روان و قابل‌قبولی از خود به نمایش گذاشته و شمایل باورپذیری از یک آدم خسته و سرگردان را در قالب شخصیت اصلی نشان می‌دهد. بیتا سحرخیز در قالب زن مسوولیت‌پذیر و شایسته‌ای ظاهر شده که در غیاب همسرش به تلاش و کار برای کسب درآمد و اداره خانواده روی می‌آورد و موفق می‌شود جای خالی او را با تحمل زحمت فراوان پر‌کند.

فیلمنامه خوب و دیالوگ‌های روان از نقاط قوت ضامن است. خط اصلی داستان جذاب و پرفرازونشیب طراحی شده و موقعیت‌ها باورپذیر و واقعی هستند؛ البته حرکت فیلمنامه در یک‌سوم ابتدایی روان‌تر و منطقی‌تر از بقیه فیلم است. فیلم از نیمه‌ها دچار گسست در ضرباهنگ می‌شود و یکدستی ریتم از میان می‌رود. پیام‌های اخلاقی و اجتماعی فیلم غیرضروری و الصاقی به نظر می‌رسند. در سکانس ابتدای فیلم، زن و شوهر در تاکسی نشسته‌اند و وقتی راننده سیگاری روشن می‌کند مرد با لحنی زننده و پرخاشجویانه تذکر می‌دهد سیگار را خاموش کند.

راننده با اکراه این کار را انجام می‌دهد، ولی نوع رفتار مرد پس از این‌که راننده خواسته‌اش را اجرا کرد به‌قدری تند و تمسخرآمیز است که باعث ایجاد دافعه می‌شود. درست است که استعمال دخانیات در مکان‌های عمومی و بسته مانند تاکسی عملی نکوهیده و شایسته تذکر است، اما تذکر دادن به این شیوه نه‌تنها پیام موردنظر را منتقل نمی‌کند، بلکه مخاطب به راننده حق می‌دهد به خاطر یک نخ سیگار این‌همه توهین و تمسخر را تحمل نکند و بازخورد منفی نشان دهد. به نظر می‌رسد برای انتقال پیام‌های اخلاقی و آموزشی در قالب فیلم‌ها و سریال‌ها، باید با ظرافت بیشتری عمل کرد و در جستجوی ابزارهای مناسب‌تری بود.

رویا (صادق کرمیار)

فریبا (مرجان شیرمحمدی) و مهرداد (بیژن امکانیان) دهمین سالگرد ازدواجشان را جشن می‌گیرند. آنها بسیار خوشبخت هستند و زندگی مرفهی دارند. فریبا که جراح و متخصص زیبایی است و مدام در عالم رویا سیر می‌کند، از این‌همه خوشبختی احساس وحشت می‌کند و دلشوره اتفاقی خطرناک به جانش می‌افتد. وقتی مهرداد به یک مسافرت تجاری رفته، فریبا دچار حالت ضعف و بیماری شدید می‌شود و پس از مراجعه به پزشک می‌فهمد سرطان خون دارد. نتایج آزمایش‌ها نشان می‌دهد او سرطان پیشرفته دارد و هیچ شانسی برای بهبودش نیست. فریبا سعی می‌کند با این واقعیت وحشتناک کنار بیاید و پیش از مرگ برای مهرداد همسری تازه پیدا کند.

زمانی اکثر تولیدات سینما و تلویزیون را ملودرام‌های خانوادگی تشکیل می‌دادند ولی با رواج سریال‌های طنز شبانه تولیدات این ژانر رفته‌رفته کاهش یافت

زمانی اکثر تولیدات سینما و تلویزیون را ملودرام‌های خانوادگی تشکیل می‌دادند ولی با رواج سریال‌های طنز شبانه و فیلم‌های کمدی، تولیدات این ژانر رفته‌رفته کاهش یافت. رویا یک ملودرام سوزناک ایرانی است به سبک آثار دهه 1370 و تفاوتش با آنها در این است که 20 سال دیرتر ساخته شده است. این نکته که می‌تواند ضعف فیلم محسوب شود، دقیقاً به عامل موفقیت آن تبدیل شده است. یعنی رویا در زمان پخش، تنها ملودرامی بود که در تلویزیون تولید شده بود و لابه‌لای انبوهی از کمدی‌هاپخش می‌شد. همین خصیصه باعث شد بینندگان از دیدن فیلم لذت ببرند.

رویا فیلم تلویزیونی شسته‌رفته سرراستی است که نه در فیلمنامه و نه در اجرا هیچ برجستگی خاصی ندارد. کارگردان فقط داستانی خانواده‌پسند را بدون مانور دادن و ایجاد فرازونشیب‌های بصری بسادگی روایت کرده و تاکید را روی فاجعه نهایی درام گذاشته که با بازی خوب بیژن امکانیان تاثیر لازم را بر بیننده می‌گذارد. در واقع بخش اعظم ملودرام بر اثر بازی امکانیان منتقل می‌شود و مهارت او در اجرای نقش باعث شده اتفاق غم‌انگیز بیماری فریبا، تأثیر حسی لازم را روی بیننده بگذارد. با این که فیلم قابلیت کافی برای احساساتی شدن دارد، ولی بازی امکانیان خوددارانه و درونی است و از نمایش مستقیم و اغراق‌آمیز احساساتش پرهیز می‌کند. هرچه فیلم جلوتر می‌رود کندتر و ساکن‌تر می‌شود. مکث زیاد کارگردان روی نماهای عکس‌العمل واقعاً ضروری به نظر نمی‌رسد. در یک‌سوم پایانی ناگهان با یک سکانس کلیپ‌وار روبه‌رو می‌شویم که به‌عنوان کابوس به فیلم وصل شده است. این سکانس نه در اجرا سنخیتی با کلیت فیلم دارد و نه در مضمون. شاید برای این سکانس تنها کارکرد زیبایی ‌شناختی در نظر گرفته شده باشد، چون نقشی در پیشبرد داستان ندارد و حتی به نوعی در ضرباهنگ فیلم سکته ایجاد می‌کند.

عناصر متنی رویا را باید با قواعد ژانری که فیلم در آن تعریف می‌شود سنجید و مثلاً نمی‌توان به قالبی بودن دیالوگ‌ها یا شخصیت‌پردازی تک‌بعدی فیلم ایراد زیادی گرفت؛ چرا که فیلم قرار است یک ملودرام خانوادگی اشک‌آور باشد نه یک فیلم چندوجهی با ساختار متنی و بصری فوق‌العاده. اما رویا در زمینه تولید نقایصی دارد که اغماض‌ناپذیر است، مثل انتخاب بازیگران فرعی که تقریبا در پایین‌ترین سطح ممکن انجام شده و به رفع تکلیف شبیه است. ظاهرا فیلم برای پخش دچار مشکلاتی بوده و اصلاحات فراوانی را متحمل شده که در مواردی به بریده‌ماندن برخی سکانس‌ها منجر شده است، البته کمی دقت و بازنگری در تدوین می‌توانست حفره‌ها و بریدگی‌های کنونی فیلم را تا حد زیادی از میان ببرد و از آشفتگی سکانس‌ها جلوگیری کند.

شاهین شجری‌کهن

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها