هیچ‌کس سن و سال بابای «زی‌زیگولو» امیرحسین صدیق را نمی‌داند. او کاملا ساده حرف می‌زند. مرگ پدرش یکی از حادثه‌های تلخ زندگی اوست. پدرش وقتی از شکار برمی‌گشته در راه تصادف کرده و در اثر آن جان خود را در جاده آمل از دست داده است. صدیق پس از حادثه به سردخانه رفته و پدرش را شناسایی کرده است. می‌گوید: «هر چند مرگ، یک امر طبیعی است، اما مرگ عزیز آدم، زندگی آدم را مختل می‌کند و بسختی می‌شود با آن کنار آمد. البته گاهی فکر می‌کنم که مرگ پدرم حادثه‌ای بوده که روی زندگی‌ام تاثیراتی عمیق ، چه مثبت و چه منفی، داشته است. شاید اگر این اتفاق نمی‌افتاد زندگی‌ام شکل دیگری پیش می‌رفت و به‌گونه‌ای دیگر می‌شد.»
کد خبر: ۳۱۱۹۶۹
 اما این بازیگر سینما و تلویزیون که چندی پیش او را به عنوان مجری در کنار رامبد جوان دیدیم یک بار که از قم به تهران برمی‌گشته، با ماشینی که از او سبقت می‌گرفته تصادف شدیدی کرده است. گر‌چه خوشبختانه جان سالم به در برده و صدمه‌ای ندیده است.

او این مساله را لطف خدا دانسته و می‌گوید: «شاید اگر عنایت خدا نبود حالا من هم نبودم.»

قضیه اتفاقات دور‌‌و‌بر او به این سادگی‌ها تمام نمی‌شود. صدیق از یکی از اتفاقات زندگی‌اش به عنوان یک حادثه بد یاد می‌کند که بعدها برایش خاطره خوبی شده است. با آب و تاب زیاد تعریف می‌کند که: «ماشین‌ام گم شده بود. یعنی آن را دزدیده بودند. خانه ما در خیابان خواجه‌عبدالله بود. بعد از  2‌ماه گشتن و ناامید شدن، بالاخره ماشینم پیدا شد. جالب است که دقیقا وقتی کاملا ناامید شده بودم، ماشین پیدا شد. دزدهای با انصاف ماشینم را ربوده بودند و پشت کلانتری پارک کرده بودند. اما بی‌انصاف‌ها هرچه خرت و پرت توی ماشین داشتم را دزدیده و برده بودند. کاری نمی‌توانستم بکنم. همین که ماشینم پیدا شده بود، برایم کافی بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها