شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» یکی از محوریترین شعارهای مردم در جریان مبارزات علیه رژیم ستمشاهی بود. دیدگاه امام نسبت به این شعار و اجزای تشکیلدهنده آن یعنی استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی چه بود؟
استقلال در ذهن مبارک حضرت امام (ره) جایگاه ویژهای داشت. از ابتدای نهضت اسلامی که پرچم مبارزه را بر دوش گرفتند مخالفت با دخالت اجانب در سرنوشت کشور را هدف قرار دادند. شعار نه شرقی و نه غربی نگاه ایشان به سیاست خارجی انقلاب اسلامی بود و نفی سلطه آمریکا و شوروی و نیز مبارزه با اسرائیل غاصببه عنوان فرزند نامشروع استکبار جهانی را در دستور کار داشتند.
امام خمینی(ره) میخواست ما یک مملکت مستقل از اراده قدرتهای جهانی داشته باشیم و روی پای خودمان بایستیم. ایشان هزینه استقلال کشور را هر چه بود پذیرا بود و لذا برای همین بیش از 15 سال تبعید و دوری از وطن را پذیرفت و زیر بار زورگویی قدرتهای جهانی نرفت.
آزادی نیز در نزد ایشان مفهوم خاصی داشت که با آزادی در غرب و در منطق ایدئولوژیهای غربی و شرقی کاملا متفاوت بود.
آزادی از نظر امام خمینی (ره) یعنی «آزادی از نَفس» اما در نگاه غربیها یعنی «آزادی نَفس.» ملاحظه میفرمایید تعریف اسلام و غرب از آزادی در همین حرف «از» است.غربیها با فهم متفاوت از آزادی به دنیایی وارد میشوند که خود آنها از آن به عنوان «مدرنیسم» یاد میکنند. مدرنیسم یک ایدئولوژی و یک مکتب فکری است که نگاهی خاص به انسان و جهان دارد و در این نگاه خدا و احکام الهی فراموش شده است. مومنان به مدرنیسم از «سکولاریسم» یعنی جدایی دین از سیاست و سرانجام «لائیسم» یعنی مخالفت و مبارزه جدی با دین و مذهب سر درمیآورند. ما طی 30 سال گذشته گرفتار گروههایی بودیم که برخی از آنها به بیماری فکری سکولاریسم و لائیسم دچار بودند. به همین دلیل امام خمینی (ره) همواره بر عدم جدایی دین از سیاست در عمده سخنرانیهای خود تاکید میورزیدند.
آزادی به مفهوم غربی، همین گروهها را به همگرایی با غرب و اجرای سیاستهای تجاوزکارانه غرب در ایران وادار میکرد و دهها ایسم فکری و گروه سیاسی در ایران پدید آورد. پدیداری گروههای لیبرال دموکرات و سوسیال دموکرات، طی 100 سال گذشته در کشورمان از این جمله بوده است.ما در انقلاب خودمان گروه مخالفان آزادی به قرائت امام خمینی (ره) را به سه دسته فکری تقسیم کردیم:
1- گروههایی که نفاق داشتند 2- گروههایی که دیدگاههای الحادی د اشتند 3- گروههایی که کافر بودند. مردم طی سه دهه گذشته با این 3 دسته برخوردهای متفاوت داشتند و انصافا رهبری انقلاب در مواجهه با این سه دسته نبوغ خود را در هدایت مردم به نحو اعلا نشان داد.
اکنون همه ما گرفتار همین گروهها که ریشه در تفکر مدرنیسم و وابستگی به غرب دارند، هستیم. در مورد جمهوری اسلامی مفهومی که امام (ره) در ذهن خود داشتند با دو مفهوم «استقلال» و «آزادی» ملازمت داشت. امام مبتنی بر تعریفی که از استقلال و آزادی داشتند حکومت و ماموریتهای آن را تعریف میکردند.
اسلام در نظر امام مجموعهای از آداب ظاهری که در حوزه خصوصی کاربرد دارد، نبود. ایشان به اسلام به عنوان یک مکتب فکری که برای همه نیازهای بشر راهحل دارد نگاه میکردند. لذا میفرمودند اسلام برای حکومت چه در شکل و چه در محتوا حرف دارد. ایشان معتقد بودند که ارکان حکومت و نوع تصمیمگیری و تصمیمسازی در حکومت باید مستند به رای مردم و این رای هم مستند به حکم خدا باشد. لذا قالب جمهوریت را به عنوان یک اصل قبول داشتند و بر آن تاکید میکردند. همچنین اسلامیت را روح و حیات واقعی این جمهوریت میدانستند و لذا در همان روزهای اول انقلاب که گروهکهای وابسته به غرب میخواستند یک هویت قلابی برای انقلاب تجویز کنند مبارزه جدی داشتند و پاسخ آنها را در یک کلمه: جمهوری اسلامی نه یک کلمه زیاد نه یک کلمه کم میدادند.
همین مفهوم را در رفراندوم جمهوری اسلامی مستند به رای مردم در تاریخ پیدایش جمهوری اسلامی ثبت کردند. نگاه امام به مقبولیت حکومت و مشروعیت آن یک نگاه واقعی و علمی بود و این دو را در کنار هم میدیدند.
ایشان صیانت از اسلام را برای همه مردم واجب میدانستند وآن را مختص طبقه خاصی نمیدانستند. همین دیدگاه باعث شد یک نگاهی در کشور پدید بیاید که دغدغه یک بازاری، یک کارگر و یک دانشجو در صیانت از یک روحانی کمتر نباشد. همه به یک میزان حس دفاع از اسلام را پیدا کنند. به همین دلیل هر وقت طی 30 سال گذشته صحبت از دفاع از اسلام بوده، ما میبینیم سیل جمعیت به خیابانها سرازیر میشده است. این یک نکته مهم در استراتژی امام در دفاع از اسلام بود. مفهوم جمهوری اسلامی و حکومت الهی در ذهن امام در دو کلمه «ولایت» و «فقیه» خلاصه میشد. ایشان معتقد بود اگر مردم، شیعیان ولایت فقیه باشند کشور دچار دیکتاتوری نمیشود. ولایت «فقیه» یعنی ولایت «فقه»، فقه یعنی فرمول زیست انسان براساس احکام خدا. وقتی حکم خدا در جامعه ساری و جاری باشد هرگز جامعه به سمت دیکتاتوری نمیرود.
رویکرد و نحوه مواجهه امام با افراطها و تفریطها چگونه بود؟
امام (ره) همواره با افراط و تفریط مخالف بودند و خودشان در مسیر اعتدال قرار داشتند. اعتدال به مفهوم آرام عمل کردن و نوعی عملکرد که نه سیخ بسوزد و نه کباب، نیست. یک رهبر اجتماعی در هدایت مردم باید یک استراتژی و یک تاکتیک داشته باشد که کمترین هزینه را به مردم تحمیل کند.
امام در درون و برون به یک کنترل و یک میزان درستی رسیده بود که فعل سیاسی او به دور از هرگونه افراط و تفریط بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در ماههای اخیر تاکید ویژهایبر ضرورت افزایش بصیرت در میان آحاد جامعه داشتهاند. جایگاه عقلانیت سیاسی در سیره امام خمینی(ره) کجاست؟
اگر ما یک مروری به تک تک حوادث قبل و پس از انقلاب داشته باشیم، امام (ره) در همه فتنهها و ابتلاها در یک مسیری حرکت میکردند که اگر نام آن را «عقلانیت سیاسی» بگذاریم، بیراهه نرفتهایم. این عقلانیت از یک طرف با تهور و بیباکی و شجاعت توام بود از طرف دیگر قید و بندهای الهی را هم داشت. فعل سیاسی امام مبتنی بر احکام اسلامی و اخلاق الهی بود. این نکته آنچنان نمود داشت که حتی دشمن را هم به تحسین وادار میکرد.
از دیدگاه امام، جایگاه مردم در نظام اسلامی کجاست و در این نظام ارتباط متقابل ولی فقیه و مردم چگونه باید باشد؟
جایگاه مردم در نظام اسلامی از دیدگاه امام (ره) یک جایگاه ویژه است. قانون اساسی که محصول جانفشانیهای امام و فداکاریهای مردم است این جایگاه را در یک مرتبه رفیع قرار داده است.
البته ما باید مردم را تعریف کنیم. برخی وقتی مردم را تعریف میکنند گویی از یک جماعتی سخن میگویند که هیچ اعتقادی به خدا و قیامت ندارند و در آرزوی رسیدن به بهشت مدرنیسم در غرب هستند. امام (ره) یک مرجع تقلید و محل رجوع مردم بود. دقیقترین شناخت را از مردم داشت. مردم ایران مسلمان هستند که اکثریت با شیعیان میباشد و وقتی او از مردم سخن میگفت این ویژگی در ذهن مبارک ایشان یک جایگاه ویژه داشت. ما در ایران از چه مردمی سخن میگوییم. همین مردمی که در محرم و صفر به تکریم و تعظیم یکی از بزرگترین شخصیتهای جهان اسلام یعنی سرور آزادگان حسینابن علی مینشینند. همین مردمی که در ایام ماه مبارک رمضان سه شب راتا صبح در لیالی قدر با خدا به راز و نیاز میپردازند. همین مردمی که در مساجد و تکایا نماز میخوانند و ایاک نعبدو و ایاک نستعین میگویند. اینها مردم ایران و اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران هستند. لذا اینها حق دارند که یک حکومت دلخواه خود داشته باشند.
امام (ره) طوری طراحی کردند که همه ارکان حکومت در ایران مستند به رای مردم باشد. رهبری انقلاب، رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و... همه را باید مردم انتخاب کنند. تا وقتی که این ارکان مستند به رای مردم هست این انقلاب به قوت خود باقی است.
اگر سیره امام خمینی را مرورکنیم شاهد این مساله هستیم که ایشان در خصوص وابستگانشان حساسیت ویژهای داشتند و از این مساله که یکی از آنها در مناصب حکومتی، دارای پست و مقامی باشد پرهیز داشتند. علت این مساله چه بود؟
امام(ره) حکومت را ملک طلق خود و خانواده خود نمیدانستند و واقعا به اصل شایستهسالاری معتقد بودند. ایشان معتقد بودند باید استعدادهای این مردم در اقصی نقاط کشور شکوفا شود و آنها باشند که مسوولیتهای کلیدی را در مملکت میپذیرند. مفهوم سلطنت و به قدرت رسیدن از طریق وابستگی خانوادگی در ذهن مبارک ایشان هیچ جایگاهی نداشت و به همین دلیل خودش بزرگترین دشمن سلطنت بودند. قدرت مثل مال نیست که به فرزندان و... به ارث برسد. اساس تقسیم قدرت در اسلام روی شایستگی علمی و ایمانی و تقوا و خداترسی است. شما ملاحظه بکنید همین نگاه در مشی رهبر معظم انقلاب دیده میشود شما هیچ یک از مناصب حکومتی را اکنون در دست خانواده ایشان یا حلقه فامیلهای وابسته نمیبینید.
نقد و انتقاد یکی از مسائلی است که همیشه با اما و اگرهایی روبه رو بوده است. عدهای با بهانههای مختلف مخالف ابراز انتقادات از سوی جامعه هستند و در مقابل نیز، بعضیها به نام انتقاد به تخریب و سیاهنمایی طرف روبه رو میپردازند. خط قرمز امام خمینی در زمینه نقد و انتقاد کجا بود؟
امام(ره) به آزادی قلم و بیان واقعا اعتقاد داشتند. همان روزهای اول انقلاب صدها نشریه و هزاران اجتماع برگزار میشود و کسیبا آنها مخالفتی نداشت. اما قلمها و بیانهایی که حرمت استقلال کشور، آزادی مردم و جایگاه جمهوری اسلامی را رعایت نمیکردند با واکنش شدید مردم روبهرو شدند. امام(ره) هم به تبعیت از خواست مردم این قلمها را شکست و آن صداهای خائنانه را که برای بازگشت اجانب و احیای سلطنت در ایران تلاش میکردند را به حکم قانون خاموش کرد. امام معتقد بود هر کس که دروغ نگوید، به حکم قانون تهمت نزند و به کسی اهانت نکند و قصد تشویش اذهان را نداشته باشد حق دارد حرف خود را بزند. اینها خط قرمزهای امام در نقد بود که بعدها در قانون مطبوعات به صورت مفاد قانونی درآمد.
امام حفظ نظام را از اوجب واجبات میدانست لذا قلمهایی که خود نظام را هدف قرار میدادند، تحمل نمیکردند. چرا که باید اصلا نظامی وجود داشته باشد که این آقای گوینده یا نویسنده حرف خود را بزند.
ما به عنوان میراثداران اندیشه های امام خمینی چه باید بکنیم تا این میراث، تحریف نشود و بتوانیم آن را در اختیار نسلهای آینده قرار دهیم؟
ما اکنون در حوزههای علمیه و دانشگاهها هزاران محقق، استاد و دانشمند داریم که شیفته اندیشه امام(ره) هستند، اینها شبانهروز تلاش میکنند اندیشههای امام را «بازخوانی» و «بازتولید» کنند. همینها هستند که نمیگذارند اندیشههای امام(ره) تحریف شود، اکنون ما مجموعه سخنرانیهای امام را به صورت مکتوب و نیز به صورت فیلم و صدا داریم. کسی نمیتواند اینها را تغییر دهد الان در کتابخانهها و حتی خانههای مردم مجلدات صحیفه نور هست، رجوع به آنها برای همه امکانپذیر است اصلا امکان تحریف را به صفر رسانده است.
البته ممکن است کسانی با بد تفسیر کردن بخواهند اندیشه امام را تحریف کنند. خوشبختانه امام آنقدر صریح، شفاف و بدون تقید حرف زدند که امکان شرارت را از تحریفکنندگان میگیرد.
حسن جوادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم