به گزارش جام جم آنلاین ، محمدرضا تاجیک استاد دانشکده علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در گفتوگوی ویژه خبری شب گذشته شبکه 2 سیما به تحلیل علمی و جامعه شناختی مسایل انتخابات 22 خرداد امسال و حوادث پس از آن پرداخت.
وی در مقدمه بحث خود با بیان اینکه اگر نگاهی گذرا به تاریخ معاصر بیاندازیم، می بینیم که همواره در پس وقایعی، جامعه ما به یک مقطع خاص تاریخی قفل شده، گفت: این وقایع در بعضی مواقع جامعه مارا یک گام پس برده و موجب بحرانهایی شده است که همواره دستی از درون و دستی از بیرون در آن تاثیر داشته است.
تاجیک افزود: دست درونی بیشتر از جنس تحلیل نادرست،تخمین غلط، تصمیم نابهنگام و در نهایت از جنس تدبیر معیوب بود. و دست بیرونی هم دست استکبار جهانی و قدرت های بزرگ خصم و ابررسانه های مجازی و حقیقی که بصورت استکباری و صهیونیستی فعالیت می کنند و همچنین دست عمال خارجی یا اپوزیسیون برانداز خارج نشین که در این فضاها فعال بودند، است.
مشاور رئیس جمهور در دوران اصلاحات با اشاره به وقایع دوران مشروطه تصریح کرد: در دوران مشروطه جریانهای منورالفکر، روشنفکر و شبه روشنفکری که در جامعه ما وجود دارند براساس یک تحلیل غلط براین تصور می شوند که جامعه ما از سنت های دیرینه خودش خسته و ملول است و نسبت به غرب، فرهنگ و دین خود را یکی از عوامل عقب ماندگی خود می داند و نسبت به گذشته و حال خود شرمگین است و به دنبال تغییر می گردد. به دنبال اینست که جامه سنتی خود را از تن به در کند و جامه مدرن غربی را به تن کند تا با همان علم، همان معرفت و همان پیشرفت هایی که غربی ها نایل شدند، نایل شوند.
تاجیک افزود: براساس این تحلیل غلط، منورالفکران ما بر این فرض می شوند که چنانچه پژواک صدای انسان غربی در جامعه خود شوند انسان ایرانی فوج، فوج و دسته، دسته به آنها می پیوندند و استقبال می کنند، به راحتی جامه سنتی و دینی خود را از تن به در می کنند و به جامه غربی در می آیند، ملبس به لباس غربی می شوند، با ولع کالاهای فرهنگی و معرفتی غرب را می بلعند و تلاش می کنند خود را شبیه انسان غربی کنند.
وی با طرح این سوال که براساس این تحلیل و تخمین غلط چه اتفاقی می افتد، گفت: در همین راستا تصمیم های نابهنگام و تدبیر معیوب در جامعه حادث می شود. شیخ فضل الله نوری ها به بالای دار می روند و مشروطه خواهان به نام آزادی و به نام دموکراسی و به نام تحمل عقاید حذف و ترد می شوند. مسیر برای ورود و دخالت خارجی ها و برای استقرار یک مستبد دیگر در کشور هموار میشود.
استاد دانشگاه شهید بهشتی افزود: همچنین آزادی تبدیل به آنارشی می شود و مفاهیمی وارد جامعه ما می شود که با مذاق فرهنگی ، فکری و معرفتی جامعه ما همخوانی ندارند. مردم جامعه ما این ها را هضم نمی کنند بلکه اینها را دفع می کنند.
تاجیک افزود: در این صورت حتی شعرا، روشنفکران ما به جایی می رسند که در وصف یک مرد پولادین شعر می گویند و داستان می سرایند و انتظار می کشند تا او بیاید و آنها را از مشروطه و مشروطه خواهان متاسفانه نجات دهد.
وی با بیان اینکه مشخص شد که چگونه تحلیل غلط و تخمین نابجا موجب تصمیم نابهنگام و تدبیر معیوب می شود و جامعه را به یک مقطع خاص تاریخی قفل می کند و چند گام به پس می برد، افزود: بعد از سال 1320 متاسفانه باز همین شرایط ادامه پیدا می کند.
کارشناس مسایل استراتژیک اضافه کرد: اگر به جریانات راست فاشیستی بعد از سال 1320 و چپ مارکسیستی و شئونیسم افراطی ایران را که می خواهد به ماقبل اسلام برگرد، نگاه کنیم ، می بینیم که تمام اینها براساس یک تحلیل غلط و یک تخمین نابجا شرایط را فراهم می کنند برای اینکه استبداد در جامعه ما تداوم پیدا کند. شرایط را برای ورود و استقرار خارجی ها فراهم می کنند و ضمن تاثیرگذاری بر جامعه، جامعه را به کج راه و بیراهه می برند. مسیر رشد و توسعه جامعه را سد می کنند. این مسیر متاسفانه بعد از سال 1332 هم ادامه پیدا می کند.
تاجیک اضافه کرد: تحلیل غلط سال 1320 منجر به کودتای آمریکایی و تداوم استبداد در جامعه ما می شود و بعد از سال 1320 هم گروه های مختلف مارکسیستی و غیرمارکسیستی دچار همین آفتها هستند و فقط از سال 1342 که امام (ره) با آن درایت و شناخت عمیق اش از مردم و جامعه تشخیص می دهد که مردم مستعد هستند که بتوانند بنیانگذار یک انقلاب بسیار شکوهمند و در عصر سکولار و مدرن باشند.
وی در ادامه با بیان اینکه متاسفانه بعد از سه دهه از انقلاب اسلامی در آستانه انتخابات ما شاهد بروز و ظهور این آفت ها هستیم، خاطرنشان کرد: یک عده براساس تحلیل غلطی که از جامعه دارند براین تصور می شوند که جامعه و عمق جامعه و عمق مردم و گستره مردم همان گستره و عمق مردمی است که در اطراف آنها جمع شدند. تمام سرزمین ایران و مرز و بوم این کشور همین اندازه ای است که اطراف آنها جمع شدند. عمق نگاه آنها عمق افرادی است که اطراف آنها هستند و فرضشان این است که تمام مردم خواهان آنها هستند. این یک تحلیل غلط است که از جامعه صورت می گیرد.
این استاد دانشگاه شهید بهشتی اضافه کرد: تحلیل دوم غلطی که در آستانه انتخابات صورت می گیرد اینست که فرض می شود که مردم همه از شرایط موجود ناراضی هستند و همه خواهان یک تغییر بزرگ هستند و به شدت خسته و ملول از زندگی اجتماعی، اقتصادی و فردی خود هستند و همه به دنبال یک ناجی و به دنبال یک منجی می گردند که حامل شعار تغییر باشد و بخواهد وضع موجود را دگرگون کند و وضعیت دیگری را جایگزین آن کند.
تاجیک افزود: براساس این تحلیل غلط ، بر این تصور می شوند که این منجی و این ناجی اگر هم صفتی از اصولگرایی و هم وصفی از اصلاحطلبی را با خود داشته باشد، می تواند گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی را با هم جمع کند و از شانس برتری در این تسابق بزرگ برای پیروزی بر خورددار باشد. بنابراین یک چهره اصولگرا و اصلاح طلب می تواند موفق تر باشد. چرا که هم مردم از اصولگرایی خسته و هم از اصلاح طلبی ملول و دل شکسته هستند و به دنبال کسی می گردند که میانه باشد.
وی گفت: باز بر اساس همین تحلیل غلط براین تصور می شوند که اگر چنین شخصیتی با شعار تغییر پا در میدان بگذارد، قشر خاکستری جامعه دفعتا به وسط میدان و به حرکت در می آید و از آن حالت خفتگی و خمودی خارج و وارد صحنه می شود و می تواند پشتوانه جدی کاندیدایی که حامل تغییرات است قرار بگیرد و شانس او را در انتخابات بالا و بالا ببرد.
کارشناس مسایل استراتژیک با طرح این سوال که براساس این تحلیل غلط چه اتفاقی می افتد؟ افزود: یک تخمین غلط صورت می گیرد و آن تخمین این است که این شرایط جامعه جز پیروزی نصیب ما نخواهد کرد. بنابراین توهم پیروزی در اینجا شکل می گیرد.
تاجیک با تاکید بر اینکه بعضی از نظرسازیها و نظرسنجی های بی بنیان هم این توهم را تقویت می کند، گفت: به نظر من قضیه به اینجا ختم نمی شود. توهم پیروزی یک همزاد به نام توهم تقلب دارد. یعنی وقتی شرایط جامعه به گونه ای تحلیل می شود که جز پیروزی از آن حاصل نمی شود و به شدت معتقد می شوند که پیروزی از آن تو است، خودآگاه یا ناخودآگاه بر این تصور می شوند که هیچ عاملی نمی تواند سد این پیروزی باشد جز یک واقعه یا حادثه بزرگ که واقعه بزرگ در فرآیند انتخابات یک تقلب و سیع و بسیار گسترده است.
وی با بیان اینکه در اینجا سه اتفاق می افتد، افزود: براساس این تخمین غلط و آن تحلیل نادرست تصمیمات و تدبیرهای معیوبی اتخاذ می شود که در اولین گام از حریم ولایت عبور می کنند. اما باید توجه داشت که حتی اگر به قانون اساسی معتقد باشیم، ولایت فقیه فصل الخطاب است و نباید از حریم آن عبور شود. متاسفانه این موضوع صورت می گیرد.
استاد دانشگاه شهید بهشتی افزود: در دومین گام از خود قانون عبور می شود. قانون به ما اجازه نمی دهد برای تحقق خواسته مان حتی ، حتی اگر حق باشد به شیوه غیرقانونی متوسل شویم. همه چیز درون قانون معنی پیدا می کند. بیرون قانون هرج و مرج و ناکجاآباد است و معنا ندارد.
تاجیک با بیان اینکه در سومین گام بستر برای دخالت خارجی فراهم می شود، تصریح کرد: باز شرایطی فراهم می شود که که رسانه ها و ابررسانه های خارجی،سرویس های اطلاعاتی خارجی و کشورهای خصم بتوانند از این فضا نهایت بهره را ببرند.
وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه رئیس جمهور در قانون اساسی ما و در دنیا تا چه حد اختیارات ایجاد تغییرات ساختارهای حاکمیتی و نوع تعامل حکومت با مردم دارد؟ و آیا می تواند همه چیزها را تغییر دهد یا اینکه تغییراتی که در اختیارات رئیس جمهور است یک چارچوب مشخص دارد؟ گفت:بی تردید وظایف یک رئیس جمهور در دنیا و در قانون ما هم یک وظایف محدود و مشخصی است. چارچوب وظایف یک رئیس جمهور در سطح حاکمیت نیست. در سطح حکومت است. حاکمیت فراتر از حکومت است و فراتر از اختیارات رئیس جمهور است. حکومت درون حاکمیت معنی پیدا می کند. هویت، مشروعیت و مقبولیت خود را از آن می گیرد. حاکمیت فراسوی حکومت است.
متن کامل این گفتگوی ویژه به زودی منتشر میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم