پوران درخشنده: سینما در خدمت آموزش

این روزها اگر در جریان بیست و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر باشید، حتما می‌دانید که یکی از فیلم‌های شرکت‌کننده در بخش مسابقه سینمای ایران، فیلم خواب‌های دنباله‌دار اثر پوران درخشنده است. این فیلمساز از اولین زنان کارگردان در سینمای ایران است و در کنار هنرمندانی مانند رخشان بنی‌اعتماد و بعدها تهمینه میلانی نخستین آمار کارگردان‌های خانم را به نام خود رقم زد.
کد خبر: ۳۱۱۳۲۲

خود او در گفتگویی راجع به این که موقعیتش در زمان کودکی چگونه وی را به سمت هنر سوق داده است، ابراز داشته که «مادرم معلم بود و عاشق ادبیات. شاید اولین معلم شهرمان بود که بعدها مدیر شد. برایش اهمیت داشت که بچه‌هایش چطور بزرگ شوند. ما 6 تا بچه بودیم. مادرم از کلیله و دمنه و حافظ و پروین اعتصامی برایمان می‌خواند و تحلیل می‌کرد. هنوز یادم هست که «سیر یک روز طعنه زد به پیاز» را با چه مصداق‌های عینی‌ برایمان توضیح داد. دلش می‌خواست ما را مستقل بار بیاورد. فکرش را بکنید، در آن زمان من پزشکی قبول شده بودم ولی تصمیم گرفتم بروم سینما بخوانم و مادرم از من حمایت کرد، در فضایی سنتی و مذهبی، آن هم در شهری مثل کرمانشاه! او در مقابل خیلی ضربه‌ها ایستاد و ضربه‌ها را گرفت. با این‌که در آن شرایط مردها قدرت بیشتری داشتند، مادرم هیچ‌وقت کنار نمی‌کشید و همیشه خواسته‌هایش را عملی می‌کرد. رفتارش به من آموخت که برای تحقق خواسته‌هایم باید تلاش کنم.»

او که جدا از فیلمسازی می‌توان سابقه تهیه‌کنندگی و مستندسازی و حتی بازیگری را در کارنامه‌اش پیدا کرد، در 7 فروردین سال 1330 در کرمانشاه به دنیا آمد. درخشنده تحصیلات تکمیلی خود را با گرایش کارگردانی در مدرسه عالی تلویزیون و سینما گذراند و از 24 سالگی در سازمان رادیو و تلویزیون ایران شروع به کار کرد و در همان زمان فیلم طاعون را که درباره شیوع این بیماری در منطقه کردستان در سال 1328 است تهیه کرد. در سال‌های 1355 و 1356 مجموعه مستندهایی را درباره چهارشنبه آخر سال، درباره مراسم سنتی نواحی مختلف ایران و نیز موسیقی نواحی ایران تولید کرد و این روند مستندسازی را در سال‌های بعد نیز ادامه داد که از مهم‌ترین‌شان می‌توان به موج، سجاده، جانماز، نازک‌کاری، گلیم، چشمه‌های آب معدنی راه هراز، چرخ‌ها می‌چرخند (درباره مسائل رکود اقتصادی و تعطیلی کارخانه‌ها بخصوص ایران ناسیونال) و شوکران (درباره پدیده اعتیاد در زنان، مردان و کودکان در ایران و مساله قاچاق مواد مخدر و راه‌های پیشگیری آن) اشاره کرد. البته این‌ها صرفا آثار مستند اوست و عمده شهرت درخشنده به خاطر فیلم‌های بلند سینمایی‌ای است که از سال 1365 روندش با فیلم ارتباط آغاز شد. این که چرا او به مستندسازی اکتفا نکرده است و وارد حوزه فیلم‌های بلند سینمایی شده است توسط خود او در گفتگویی چنین علت‌یابی شده است: «اصل اول برای من تحقیق است. هیچ‌وقت برای جذاب شدن فیلمم داستان‌پردازی نمی‌کنم. تصاویر مستند برایم مهم‌اند. به بُعد مستند کارم وفادارم. حتی آنها گاهی خودشان را به کارم تحمیل می‌کنند و می‌خواهند دیده شوند. مستند جایگاه خودش را دارد، اما سینما بیشتر جواب می‌دهد. فیلم مستند امکان اکران ندارد، اما فیلم بلند سینمایی مخاطب عمومی دارد و دیده می‌شود. از آنجا که سینما جزو ابزارهای آموزشی است و یکی از اهداف سینما آموزش است و نه‌فقط سرگرمی، به‌نظرم مدیوم سینما برای این موضوع مناسب‌تر بود.»

درخشنده که دارای لوح افتخار درجه یک هنری معادل دکترا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، داوری چندین جشنواره داخلی و بین‌المللی را تاکنون انجام داده است و عضو انجمن فیلمسازان زن آمریکا)WIF( ، عضو مرکز بین‌المللی کودکان و نوجوانان)CIFEJ( و کارگردانان مستقل آمریکا)IFP( نیز هست. همان‌طور که گفتیم این فیلمساز جزو کارگردانان پیشرو زن در سینمای ایران پس از انقلاب است و نامش همراه با تهمینه میلانی و رخشان بنی‌اعتماد مثلث زنان فیلمساز زن را تشکیل می‌دادند. او دغدغه خویش را از همان آغاز نسبت به مسائل اجتماعی خانوادگی بروز داده است. البته این دغدغه در فیلم‌های میلانی و بنی‌اعتماد نیز دیده می‌شود، منتها از جنسی دیگر است. میلانی این دغدغه را در محور مناسبات نابرابر زن و مرد در جامعه نشان داده است و بنی‌اعتماد آن را در لایه‌های پنهان‌تر اجتماع به صورت ظریف‌تری جستجو کرده است. در این میان درخشنده بیشتر روی آسیب‌های اجتماعی که با مناسبات خانوادگی نیز در ارتباط هستند تاکید کرده است. رابطه (1365) و پرنده کوچک خوشبختی (1366) در ارتباط با افراد معلول هستند و نقش خانواده را در بهبود موقعیت این افراد بررسی می‌کنند، عبور از غبار (1368) به مساله فقر و آموزش و عشق در نهاد خانواده نظر دارد، زمان از دست رفته (1368) به ناباروری می‌پردازد، عشق بدون مرز (1377) آفات خشونت‌ورزی را در جوامع معاصر و آسیبی که به کودکان از این راه وارد می‌آید ترسیم می‌کند، شمعی در باد (1382) بحث اعتیاد به مواد مخدر بویژه مواد مدرن مثل اکستازی و... را پیش می‌کشد، در رویای خیس (1384) مساله بحران بلوغ و اقتضائات آن موضوع اصلی فیلم را تشکیل می‌دهند و بچه‌های ابدی هم (1386) رجعتی دوباره به موضوع کودکان معلول بود.

پوران درخشنده در آثارش داعیه دغدغه‌های اجتماعی انسانی دارد و سینما را بیشتر به‌عنوان ابزاری آموزشی، فرهنگی می‌شناسد. در آثار او به‌طور خاص، این دغدغه‌ها اغلب محصول شرایط اجتماعی خاصی نیستند بلکه معضلاتی انسانی‌اند که در هر دوره و سرزمینی بروز می‌کنند. این ویژگی، علاوه برآن‌که می‌تواند بعدی عمومی و همه‌گیر به فیلم بدهد و فارغ از زمان و مکانش کند، درعین‌ حال پاشنه آشیل اثر هم هست؛ این‌که به دور از پارامترهای تأثیرگذار زمانه‌اش و در حریمی امن، پازل قصه‌اش کنار هم چیده شده و داستانی سرراست، بدون خدشه نابهنجاری‌های مدرن، در آن ترسیم شده است. آن ‌وقت است که مخاطب این سینما، خاصه اگر اهل تحلیل باشد، دیگر همراهی نمی‌کند و فیلمساز را به بی‌دردی متهم می‌کند. از رابطه و پرنده کوچک خوشبختی که در کارنامه پوران درخشنده فیلم‌های موفقی محسوب می‌شوند سال‌ها گذشته و حالا در رجعتی به مولفه‌های آزموده‌شده آن فیلم‌ها، یعنی کودکان معلول و مساله برقرار بودن یا نبودن یا مختل بودن رابطه آنها با جامعه اطرافشان، فیلم بچه‌های ابدی را ساخته که شخصیت‌ اصلی آن یک کودک مبتلا به سندرم‌داون است. این بار هم جامعه اطراف کودک درگیر مسائل روزمره و فارغ از دنیای درون اوست و او در تلاش برای رسیدن به حداقل ارتباط، تجربیات متفاوتی را از سر می‌گذراند. چیزی که می‌تواند سفری شهودی تلقی شود و نوعی آبدیدگی برایش به ارمغان آورد. این فیلم گرچه نتوانست موفقیت 2 فیلم یادشده را تکرار کند و اکران ناموفقش لزوم یک بازنگری کلی در شمایل قصه و طراحی بحران و دیگر گره‌های ریز و درشت را در تلنگری جمعی به کارگردان یادآور شد، ولی به‌عنوان نمونه‌ای دیگر از استمرار دغدغه‌های خانم درخشنده، ثابت‌قدمی او را در تمرکز بر مسائل کودکان عرصه‌ای که در سینمای ما همچنان نادیده گرفته می‌شود به رخ کشید. این موقعیت درباره آخرین فیلم او خواب‌های دنباله‌دار نیز مشهود است؛ فیلمی که مایه‌هایی فانتزی را با خود به همراه دارد و داستان دخترکی را مطرح می‌سازد که در عالم خواب با رویاهایی روبه‌رو می‌شود که در واقع نمودی از واقعیت بیرونی در پندارهای تخیلی او محسوب می‌شود. این روند در نهایت باعث کشف حقایقی می‌شود که تا قبل از آن ناپیدا بوده است. درخشنده مانند همتایانش میلانی و بنی‌اعتماد به موضوع زن هم در فیلم‌هایش پرداخته است. اما زاویه دید او شکل و شمایلی دیگر داشته است. او خود در مصاحبه‌ای در این باره عنوان ساخته است: «این زنان، زنانی هستند که دارند به آگاهی می‌رسند و حرفی برای گفتن دارند. مثلا زن فیلم شمعی در باد عاشق استادش می‌شود اما از یک جایی به بعد تصمیم می‌گیرد استقلال داشته باشد و از این زندگی خارج می‌شود. در بچه‌های ابدی، نامزد برادر علی برخلاف را‡ی خانواده‌اش تصمیم می‌گیرد زندگی با خانواده‌ای را که یک بچه سندرم‌داون دارد آغاز کند و اتفاقا سعی می‌کند با علی ارتباط برقرار کند و او را از دنیای فراموش‌شده‌اش بیرون بکشد. این زن و زن موادفروش شخصیت‌های مهم فیلم‌ هستند. آنها به دنبال آگاهی‌اند و می‌خواهند درک خودشان را توسعه دهند. زن فیلم من این گونه است. اگر زنان آگاه شوند، جامعه آگاه می‌شود. زنان خودشان نیمی از جمعیت‌اند و نیمی دیگر را آنان پرورش می‌دهند. قرن‌ها زیر فشار جامعه مردسالار بوده‌اند و حالا می‌خواهند از این فشار رها شوند. این ایستادن در مقابل مرد نیست، اعتراضی آرام است. اتفاقاً فکر می‌کنم جبهه گرفتن و ایستادن در مقابل مردها باعث تشدید فشار می‌شود. ریشه‌های مردسالاری خیلی قوی است و زنان باید آرام آرام خودشان را بالا بکشند وکنار مرد قرار بگیرند. من این نگاه را نسبت به زنان فیلمم داشته‌ام. اهل تصویر کردن زن بسوز و بساز و فقیر و مفلوک نبوده‌ام و همین‌طور اهل نمایش زن پرخاشگر. من زنی را نشان داده‌ام که مستقل بوده و روی پای خودش ایستاده. خودم هم همین‌جوری زندگی کرده‌ام و بالا آمده‌ام. با فریاد فیلمساز نشدم.»

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها