در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مأموران به تعقیب این خودرو پرداختند ولی در حین این تعقیب و گریز ، یکی از کسانی که داخل خودرو بود، به سمت مأموران آتش گشود.تعقیب این خودرو توسط مأموران ادامه داشت و این درگیری مسلحانه، به داخل شهر کشیده شد و سرانجام سرنشینان مسلح این خودرو دستگیر شدند اما این درگیری، 2 کشته و تعدادی مجروح برجا گذاشت.
یکی از این کشتهشدگان ، مأمور پلیس بود که در اولین دقایق تعقیب و گریز و توسط یکی از سرنشینان خودرو به شهادت رسید و فرد دیگر ، مردی بود که قبل از دستگیری متهمان کشته شد ولی هنوز مشخص نشده است، وی توسط متهمان کشته شده است یا مأموران پلیس.
حدود 400 کیلو گرم مواد مخدر نیز از متهمان کشف شد و پرونده آنها به اتهام محاربه به دادگاه انقلاب ارسال شد. بعد از رسیدگی به این پرونده، هر 2 متهم پرونده به نامهای محمدرضا و عبدالمجید به اعدام محکوم شدند.
بعد از اعلام این حکم توسط دادگاه انقلاب، این پرونده برای رسیدگی به اتهام قتل، به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع شد و امروز، در شعبه 71 دادگاه کیفری و به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی، برگزار شد.
اصغری نماینده دادستان، جهت قرائت کیفرخواست در جایگاه قرار گرفت و گفت: عبدالمجید متهم به مباشرت در قتل عمدی استوار محسن ندافان و همچنین مشارکت در قتل عمدی غفار، و محمدرضا به مشارکت در قتل عمدی غفار متهم هستند.
متهمان در تاریخ 26 فروردین 85، یک محموله مواد مخدر را وارد تهران کردند که در بزرگراه آزادگان، بعد از دستور ایست از سوی مأموران پلیس اقدام به فرار و تیراندازی به سوی مردم و پلیس کردند که در نتیجه این تیراندازی ، یک مأمور پلیس و یک شهروند شهید و تعداد دیگری از شهروندان نیز مجروح شدند.
متهم ردیف دوم، به قتل استوار ندافان، اعتراف کرده است، اما درباره مقتول دوم، هنوز مشخص نشده است که کدام یکی از متهمان به سمت مقتول شلیک کرده است.با توجه به مدارک موجود در پرونده برای متهمان تقاضای صدور حکم شایسته را دارم.
بعد از اظهارات نماینده دادستان، عبدالمجید متهم ردیف اول در جایگاه قرار گرفت و در پاسخ به سؤال قاضی مبنی بر قبول اتهام قتل گفت: فرد دیگری به نام علی هم همراه ما بود که فرار کرد. من نمیدانم مرحوم ندافان چطور کشته شد.
قاضی از متهم سؤال کرد که چرا فرار کردی که متهم گفت: داخل خودرو اسلحه داشتیم که قرار بود آنها را برای فردی که در قم بود ببریم. به همین دلیل از دست مأموران فرار کردیم. پلیس در بزرگراه آزادگان ما را تعقیب کرد و ما از ترس فرار کردیم.
قاضی از متهم سؤال کرد که چرا صندلی عقب خودرو را برداشته بودی که متهم در جواب گفت: مشکل داشت ما هم برداشتیم.
در ادامه جلسه یکی از مأمورانی که به خودروی متهمان دستور توقف داده بودند، در جایگاه قرار گرفت و در تشریح روز حادثه گفت: ساعت 5 بعد از ظهر روز حادثه، به همراه شهید ندافان در حال گشت بودیم که خودروی زانتیا از کنار ما عبور کرد. به آنها دستور ایست دادیم ولی با سرعتی زیاد از کنار یک تریلی عبور کرد و جلوی تریلی قرار گرفت. ما هم به سرعت خود افزودیم و زمانی که تریلی را پشت سر گذاشتیم، دیدیم که سرنشین کنار راننده زانتیا، روی در خودرو نشسته و زمانی که ماشین ما در تیررس آنها قرار گرفت، با اسلحه کلاشینکف ، شروع به تیراندازی کرد.من هم یک تیر شلیک کردم که سلاح من گیر کرد و از کار افتاد، اسلحه شهید ندافان هم بعد از شلیک یک گلوله از کار افتاد. فاصله را زیاد کردیم تا نیروهای کمکی به ما برسند.
در تعقیب خودروی متهمان وارد شهرک گلریز در اتوبان قم شدیم. در قسمتی از جاده آنها وارد لاین روبرو شدند و چون ما نتوانستیم مانند آنها وارد لاین مفابل شویم، در قسمتی از جاده، مقابل هم قرار گرفتیم که در همان لحظه، متهم ردیف اول، به سمت خودروی ما شلیک کرد که شهید ندافان زخمی شد. اما وی با بیان اینکه زخم وی جدی نیست از ما خواست به تعقیب ادامه بدهیم.در ادامه راه وارد منطقه خلاویز شدیم و اجازه دادیم آنها از ما دور شوند. به همین دلیل آنها را گم کردیم و تنها صدای شلیک آنها به گوش میرسید. تعقیب و گریز ما به داخل شهر و حوالی پاسگاه نعمتآباد کشیده شد و زمانی که متوجه شدیم نیروهای کمکی، خودروی متهمان را شناسایی کردند، شهید ندافان را برای درمان، به بیمارستان بردیم.
قاضی از این مأمور سؤال کرد که آیا غیر از این 2 نفر شخص دیگری هم در خودروی آنها بود که وی گفت: خیر، فقط همین 2 نفر بودند که نفر دوم رانندگی میکرد.
بعد از اظهارات این مأمور، ستوان موسوی، که تیم دوم تعقیب را سرپرستی میکرد، در جایگاه قرار گرفت و ادامه ماجرا را اینگونه تعریف کرد: بعد از اینکه متهمان متوجه شدند آنها را شناسایی کردیم، وارد یک کوچه شدند و زمانی که راه فرار را بسته دیدند، هر 2 نفر از خودرو پیاده شدند و شروع به شلیک بیهدف کردند.
یکی از آنها به سمت یک مصالحفروشی فرار کرد و نفر دوم وارد خانه شد و بعد از رفتن به پشت بام، به سمت نیروهای پلیس تیراندازی کرد که بعد از اینکه فشنگهایش تمام شد، مورد اصابت گلوله قرار گرفت و در نهایت دستگیر شد. متهم ردیف اول نیز در همان مغازه دستگیر شد.
قاضی از وی درباره نحوه کشته شدن، مقتول دوم سؤال کرد که وی گفت: مقتول، در مسیر شلیک ما نبود و در مکانی قرار گرفته بود که با ما زاویه داشت. اما متهمان بیهدف شلیک کردند، مطمئن هستم که ما نزدیم. اسلحه ما MP5 است و مقتول با کلاشینکف کشته شد.
قاضی گفت: اما مشکل اینجا است که پزشکی قانونی هم به صراحت اعلام نکرده است که مقتول با چه سلاحی کشته شده است و از این نظر پرونده دارای نقص است.
بعد از این اظهارات، حاتمینکو، راننده تیم دوم آگاهی در جایگاه قرار گرفت و گفت: آنها ابتدا از داخل خودرو شلیک کردند و بعد از اینکه پیاده شدند، آن عابر را زدند.
وی در پاسخ به سؤال قاضی مبنی بر اینکه چه کسی مقتول را زد، گفت: قابل تشخیص نبود.
بعد از اظهارات این شخص، متهم ردیف اول، دوباره در جایگاه قرار گرفت و درباره آخرین درگیری گفت: من اصلاً اسلحه خود را از خودرو بیرون نیاوردم و بعد از اینکه از خودرو پیاده شدم به سمت آن مغازه فرار کردم.
قاضی گفت: اما طبق اظهارات مأموران، مقتول در مقابل شما قرار داشت و به احتمال زیاد با گلوله شما کشته شده است. در ضمن اهالی محل تیراندازی شما را تأیید کردند.
متهم در جواب گفت: من تیراندازی نکردم.
دفاع عبدالمجید به پایان رسید و بعد از آن محمدرضا ، متهم ردیف دوم که دایی عبدالمجید نیز است، در جایگاه قرار گرفت و گفت: من آن روز فقط راننده بودم و کار دیگری نکردم. اطلاعی ندارم چه کسی ندافان را زد.
قاضی گفت: اما در تحقیقات اعتراف کردی که شهید ندافان را عبدالمجید زد.
متهم در جواب گفت: علی هم تیراندازی کرد. نمیدانم چه کسی او را زد.
قاضی گفت: اما مأموران فقط شما 2 نفر را در خودرو دیدند و اهالی محل هم ادعا کردند که 2 نفر با مأموران درگیر شدند.
متهم در ادامه تشریح روز حادثه گفت: به سمت قم در حرکت بودیم که مأموران به ما ایست دادند که ما توجهی نکردیم. تا نزدیکی بهشت زهرا رفتیم. تیر خورده بودم و حال خوبی نداشتم، به همین دلیل متوجه اوضاع نبودم.
قاضی از او سؤال کرد که چطور با این حال، به پشتبام یکی از منازل در محل حادثه رفتی که متهم در جواب گفت: من اصلاً به پشتبام نرفتم. همانجا بیهوش شدم و من را به بیمارستان بردند.تمام خودروهایی هم که در محل حادثه دچار خسارت شدند توسط مأموران پلیس خسارت دیدند و ما کاری نکردیم.
قاضی گفت: بیش از 12 کیلومتر تعقیب و گریز شما و پلیس طول کشید، چطور متوجه تیراندازی نشدی.
متهم در جواب گفت: حواسم به رانندگی بود.
بعد از اظهارات این متهم، وکلای مدافع هر دو متهم، در جایگاه قرار گرفتند و از موکلان خود دفاع کردند.
بعد از اظهارات وکلای مدافع، قاضی عزیزمحمدی به مدت 15 دقیقه تنفس اعلام کرد و بعد از آن متهمان به بیان آخرین دفاعیات خود پرداختند که عبدالمجید بیان کرد که حرفی برای گفتن ندارد و محمدرضا هم خود را فقط راننده نامید و گفت در این حادثه اصلاً تیراندازی نکرده است.
یکی از وکلای مدافع متهمان در این لحظه گفت: کالیبری که در نظریه پزشکی قانونی آمده بین 7 تا 8 میلیمتر عنوان شده است و مربوط به سلاح کلاشینکف نیست بلکه مربوط به سلاح سازمانی پلیس است.
قاضی عزیزمحمدی، ختم جلسه را اعلام کرد و اعلام نظر را به آینده موکول کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: