در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این در حالی بود که آن موقع هنوز نصف تونل آسفالت نشده و منبت کاری هم نشده بود. به ضرس قاطع گفتیم نمیشود. نگاهی عاقل اندر سفیه(بلاتشبیه)به چهره متعجب و متفکر ما انداختند و عرض کردند: چطور مگر؟... عرض کردیم بنا به هزار و یک دلیل آشکار و مستتر. گفتند: مثلا یکی از آن دلایل را دور هم برشماریم. معروض داشتیم: یک دلیل ملموس برای شما میآوریم که با تمام وجود برای جنابعالی قابل درک و احساس باشد. مگر مدت این برنامه طنز ما، 3 ساعت نیست؟.... خب، در این 3 ساعت، اگر مردم دچار نیاز مبرم به یه چیزی پیدا کردند؛ آن وقت شما به گردن میگیرید تبعات و عواقب آن را؟....! مگر این که از مدعوین بخواهیم از منزلشان با خودشان همه چیز همراه بیاورند تا در مواقع لزوم مورد استفاده بهینه قرار دهند. برهان ما زیادی قاطع بود، از تونل کشیدیم بیرون!
در راستای تونل: ما در اینجا افتتاح تونل توحید را به طرزی عجیب و نجیب به فال نیک میگیریم و دست تمامی زحمتکشان این پروژه ملی را بشدت میفشاریم. به نظر مبارک ما با اختراع و افتتاح این تونل بیبدیل حتی در صدر مشروطه، از حالا شاهد و ناظر موارد زیر خواهیم بود:
1- از این به بعد، جمعیت بیشتری از مردم، به همان مقدار که روی زمین هستند، زیر زمین خواهند بود.
2- این تونل عظیم الجثه، نه تنها الگوی مناسبی در سطح منطقه و کل جهان است، که در خود مملکت ما نیز نمونه ارزندهای برای کندن زیر تهران خواهد بود. چرا که روی تهران دیگر گنجایش این همه آهن و آدم را ندارد. باز هم جواب نداد؛ طرح مهندسی شده منوریل کماکان در آب نمک خوابیده است.
3- تاکسیهایی که تا الان حاضر نبودند به خاطر ترافیک سنگین میدان جمهوری تا توحید، مسافری را به این حوالی ببرند؛ یا که از سر رحمت و شفقت، با نرخی چندلاپهنا میبردند طرف را در مقصد مذکور پیادهاش میکردند؛ از حالا دیگر بهانهای برای نبردن مسافر یا بردن پول مسافر ندارند و بلکه پیشبینی میشود که مسافر همیشه در صحنه را در یک رقابت سالم منجر به تعدادی زخمی و مجروح، روی هوا بزنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: