در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خیلی از ما در جریان شکلگیری انقلاب نبودیم. خیلی از ما فقط از زبان بزرگترها شنیدیم که در آن روزهای خون، روزهای آتش چه اتفاقاتی برای مردم میافتاد و آنها با چه ظلم بزرگی دست و پنجه نرم میکردند. اما با این همه در شادی بعد از پیروزی انقلاب سهیم بودیم. انگار که بخشی از ما باشد. واقعا هم ما ادامه همان نسلیم. نسلی که انقلاب کرد و ریشه ظلم را سوزاند. انگار آن روزها و تجربیاتش یک جورهایی در ناخودآگاه ما تاثیر گذاشته است. به خاطر همین است که شاید هنوز هم وقتی اسم دهه فجر میآید و تصاویر مربوط به انقلاب را در تلویزیون میبینیم یک چیزی در درونمان جانمیگیرد. دلمان یک جوری میشود. احساس افتخار میکنیم، نوعی احساس پیروزی. احساس بودن در سرزمینی که مردمش هرگز ظلم را تاب نیاوردهاند. احساس پیروزی بر طاغوتی که فکر میکرد هیچ چیز و هیچ کس نمیتواند او را از تختش پایین بکشد. شاه مردم را دست کم گرفت، نادیده گرفت و فکر کرد میتواند ندای حقطلبی آنها را خاموش کند، ولی چنین نشد. مردم در راه مبارزه خود به کسی اقتدا کردند که خود به حسین (ع) اقتدا کرده بود و این رمز پیروزی او و ما بر شاه شد. هنوز هم شاید یکی دیگر از تصاویری که هرگز از ذهنمان پاک نمیشود، تصویر فرار کردن شاه از ایران است؛ با آن نگاه اشکبار و پشیمان.کسی که خیلی دیر صدای انقلاب مردم را شنید. اما از قدیم گفتهاند پشیمانی را چارهای نیست. او تاوان ظلم خودش را داد، تاوان ستم بر مردمی که داغدارشان کرده بود.
دهه فجر برای خیلی از ما فقط یک اسم نیست فقط یک نشانه نیست، بخشی از هویت ماست؛ بخشی از بودنمان. دهه فجر برای ما چیزی فراتر از یک واقعه تاریخی است. روزهایی که خیابانها را برایمان جور دیگری معنا میکند، آدمها را به شکلی دیگر به ما نشان میدهد و باعث میشود تصویر روشنتری از مردم سرزمینمان داشته باشیم. مردمی که باید به آنها افتخار کرد و از زندگی در کنارشان خوشحال بود. مردمی که نمونهاند. مردمی که انگار قرار است دیگر در هیچ کجای تاریخ تکرار نشوند با این حماسههایی که ساختند. با این عظمتی که در نگاه و وجودشان ریشه دوانده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: