گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

تاملی بر پیشنهاد تبادل هسته‌ای

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «لزوم توجه به نبض اقتصادی کشور»،«خروج کشور از اسارت علمی»،«انقلاب اسلامی و نیاز به اصلاحات مستمر»،«چرا امکان کودتا در عراق وجود ندارد؟»،«دفاع بد از یک حقیقت»،«اقتدار ایرانی»،«پیشرفتهای علمی؛ دستاورد استقلال»،«تاملی بر پیشنهاد تبادل هسته‌ای»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۳۱۰۳۱۱

مردم سالاری:لزوم توجه به نبض اقتصادی کشور

«لزوم توجه به نبض اقتصادی کشور»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم شهرام صدوقی است که در آن می‌خوانید؛نوسان نرخ بیکاری در کشور همچون نبض یک انسان در بدنه جامعه نشان از سلامتی اقتصاد و ریتم منظم شاخص ها و سیاست های اقتصادی کشور دارد به طوری که با تغییر هر یک از شاخص های اقتصادی، نرخ بیکاری نیز دستخوش تغییرات می شود.

مروری بر سیاست های دولت طی چند سال اخیر حکایت از نوسان (اغلب به سمت فزاینده) نرخ رشد بیکاری در کشور دارد به طوری که در چند ماه اخیر خبرهای خوشی از استان های کشور برای رتبه دار بودن آن استان ها به گوش نمی رسد.

با چرخی در اخبار حوزه های اقتصادی استان ها به ویژه در فعالیت های بخش خصوصی متوجه خواهیم شد که همه هفته از اقصی نقاط کشور شکایات متعددی از بالا بودن نرخ بیکاری در آن مناطق به گوش می رسد و درحقیقت نمی توان یک منطقه در کشور را به عنوان رتبه دار نرخ رشد بیکاری دانست به طوری که طی روزهای اخیر، مقامات استانهایی همچون لرستان و همدان مدعی شده اند که رتبه اول نرخ بیکاری در کشور را در اختیار دارند.

اصرار دولت به دفاع از واردات به کشور و بالا نگه داشتن سطح تجارت جهانی ایران در بازارهای بین المللی یکی از سیاست هایی است که مستقیما روی شاخص نرخ بیکاری تاثیرگذار است.

در کشوری که دارای پتانسیل های بالا در تولید محصولات کشاورزی و بهره برداری از منابع طبیعی و زیرزمینی است واردات انواع کالاهای ساخته شده و طبیعی بی کیفیت خارجی بی معنی به نظر می آید اما همانطور که همگان نیز به آن اذعان دارند همه روزه اخباری از واردات کالاهای کشاورزی، صنعتی و غیره به گوش می رسد. سنگ قبر، واگن های بی کیفیت، گردو، انواع میوه، کفش، منسوجات، سازه های صنعتی، سنگ های زینتی، مصالح ساختمانی، گوشت و ده ها قلم کالای دیگر جزو  کالاهایی است که همه روزه از مبادی اصلی کشور به کشور وارد می شود و اولین تاثیر سو» خود را روی تعطیلی واحدهای تولیدی و بالا بردن نرخ بیکاری در کشور می گذارد.

در این بین نقش نمایندگان مردم در خانه ملت نیز پررنگ دیده می شود و گهگاه نطق ها و اعتراضاتی در خصوص واردات بی حد و حصر به کشور به مقامات و مسوولین دولتی ابلا غ می شود.

نمایندگان مناطق محروم و همچنین مناطق جنوبی کشور نیز از این حیث، پرتلا ش تر از بقیه هستند زیرا معضل  بیکاری در آن مناطق به بزرگترین چالش آنها تبدیل شده است.

با توجه به اینکه دهه چهارم انقلا ب به نام دهه پیشرفت، توسعه و عدالت نام گذاری شده است و در سند چشم انداز نیز شاخص های کلا ن اقتصادی باید در منطقه از وضعیت بهترین برخوردار باشد بر تمام دست اندرکاران و متولیان دولتی، بحث اشتغال و حرکت در جهت پایین آوردن هر چه بیشتر نرخ بیکاری به عنوان وظیفه ای با اولویت نخست باید قرار گیرد.

رسالت:خروج کشور از اسارت علمی

«خروج کشور از اسارت علمی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم صالح اسکندری است که در آن می‌خوانید؛دیروز برگ زرین و پر افتخار دیگری در تاریخ پیشرفت های انقلاب اسلامی به همت دانشمندان جوان و پژوهشگران توانمند کشور رقم خورد.
 
پرتاب اولین موجودات زنده از ایران به فضا، رونمایی ماهواره بر سیمرغ، ماهواره طلوع، ماهواره مصباح2  و ... نقطه عطفی در تاریخ تولید علم و جنبش نرم افزاری در ایران به حساب می آید که محصول مجاهدت خالصانه و در عین حال مظلومانه محققان و دانشمندان کشور است که ضمن محرومیت از کلیه منابع و امکانات علمی بین المللی و در فضایی آکنده از تحریم و تهدید زورگویان جهانی به این فناوری فوق پیشرفته که در اختیار معدودی از کشورهاست، دست یافته اند.

از13  سال گذشته که جنبش تولید علم و نهضت نرم افزاری به پرچمداری مقام معظم رهبری در کشور جان تازه ای یافته است روز به روز سرعت و شتاب ایران در پیشرفت های تکنولوژیک به خصوص در عرصه فناوری های جهشی و علوم استراتژیک بیشتر می شود و مسیر برای تامین مطالبات مقام معظم رهبری مبنی بر “ خارج کردن کامل کشور از اسارت علمی” هموارتر می گردد.

رهبر معظم انقلاب اسلامی اخیرا در دیدار صدها نفر از استادان دانشگاه تهران در تبیین رسالت جمهوری اسلامی ایران در قبال جامعه بشری، با رد مطلق هرگونه تعرض و جهانگشایی حتی در ذهن و فکر، فرمودند: اقتداری که به تاثیرگذاری و کمک به حل مشکلات جامعه بشری منجر شود با ابزار نظامی و قدرت تولید و فناوری به دست نمیآید بلکه متکی بر دو عامل است: “علم و ایمان”. ایشان تاکید کردند:”می توان با برنامهریزی50  ساله، ایران عزیز را به ردههای اول علمی جهان رساند و به موازات خارج کردن کامل کشور از اسارت علمی، دانش بشری را رشد و گسترش و عمق بخشید.”همان گونه که معظم له تاکید کردهاند در گذشته اقتدار ملی تابعی از قوه قهریه کشورها بود اما امروز با گسترده شدن ارتباطات بشری، پیشرفتهای تکنولوژیک و همگر ایی های اقتصادی و سیاسی؛  اقتدار ملی به مجموعه عوامل مادی و معنوی گفته می شود که به ترجیهات طرف مقابل شکل می دهد. از این منظر اقتدار ایران علاوه بر ظرفیتهای تعریف شده در حوزه سخت افزاری،  در پیوند مستقیم با مجموعه سرمایه های فرهنگی، اجتماعی و علمی کشور است که با مدیریت صحیح این سرمایه ها میتوان روز به روز بر اقتدار ملی افزود.

واقعیت این است که جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم، امروز به جایی رسیده است  که قابلیت گفتمان سازی پیدا کرده و بدون تردید در دهه چهارم انقلاب، گفتمان پیشرفت علمی یکی از گفتمانهای اصلی کشور خواهد بود. سیاستهای کلان تولید علم در ایران والتفات ویژه رهبر معظم انقلاب به مقوله جبران عقب ماندگیهای علمی پس از گذشت13  سال مقدمات یک گفتمان پایه ای را در کشور فراهم کرده که در پیوند مستمر با اعتماد به نفس ملی و خودباوری علمی دانشمندان ایرانی، نهال علمی کشور را در یک افق50  ساله به رتبه های اول علمی جهان خواهد رساند. هر چند نشاط علمی کشور را نمی توان صرفا در اراده حاکمیت و یا رویکردهای یک دولت خلاصه کرد اما التفات ویژه مقام معظم رهبری و سیاستهای دولت در چند سال اخیر در شکوفایی استعدادهای علمی کشور تاثیر بسزایی داشته است.

در حقیقت مسئولان کشور طی چند سال گذشته در مدیریت عوامل تاثیرگذار بر اقتدار ملی موفق بوده و ضمن ممانعت از تسری آن به حوزه قهریه منافع ملی را به نحو مطلوبی تامین نموده اند. امروز در باره ایران، تعابیری همچون قدرت منطقه ای و یا ابرقدرت منطقه ای به کار می رود که همه این موارد نشان میدهد نظام اسلامی به برکت پایبندی به اصول، تلاش دانشمندان و پژوهشگران جوان خود و تاکید بر ظرفیتهای بومی و اسلامی جامعه ایران حرکت رو به جلو داشته است.

مسئولان کشور با درک اقتضائات سیاستگذاری تولید علم در قرن بیست و یکم و با تاکید بر مزیت های نسبی و ظرفیتهای بومی نظام واره تولید دانش در کشور را به سوی علوم استراتژیک و نوین هدایت کرده اند. اولویت بندی نیازهای علمی با توجه به امکانات و منابع موجود جوامع مختلف، واقعیت انکارناپذیر جهان امروز است. تخصص گرایی، محدودیت سرمایه گذاری ها و تمرکز بر فناوری های جهشی و استراتژیک؛ اهمیت اولویت سنجی در عرصه تولید علم را دو چندان نموده است.

سرعت بی حد و حصر پیشرفتهای علمی در محیط پیرامونی باعث شده اغلب کشورها با در نظر گرفتن مزیتهای نسبی خود در ساحتهای مختلف تولید علم به سیاستگذاری بپردازند. سخن آخر اما اینکه خودباوری علمی، شناخت و پذیرش تمام ابعاد وجودی یک ملت است که در اتصال تاریخی با اعتماد به نفس ملی می تواند زمینه پیشرفت و جبران تمام عقب ماندگی های علمی گذشته را فراهم کند و کشور را از اسارت علمی برهاند. محصول خودباوری علمی، امید یک ملت به آینده است و ضمن تقویت عزت نفس و استقلال فکری موجب اقتدار و شکوفایی یک جامعه در تمام ساحات می شود.

اعتماد:نقلاب اسلامی و نیاز به اصلاحات مستمر

«انقلاب اسلامی و نیاز به اصلاحات مستمر»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی اعتماد به  قلم سید محمد علی ابطحی است که در آن می‌خوانید؛

1- نسل ما که سی و یک سال پیش در چنین ایامی انقلابش به پیروزی رسید، اگر از اصل انقلاب دفاع نکند، هویت خودش را زیر سوال برده است. وقوع انقلاب ایران در آن دوران که اوج جنگ سرد شرق و غرب بود و کشور ما به عنوان اولین سنگر غرب، در برابر اتحاد جماهیر شوروی از منافع امریکایی ها دفاع می کرد، چیزی شبیه معجزه بود که بی شک معادلات جهانی را به هم زد و دل همه کسانی را که در دنیا، کشور خودشان را زیر بار تحقیرآمیز سلطه غرب یا شرق می پنداشتند، شاد کرد. این یک واقعیت تاریخی است که هیچ حادثه پسینی نمی تواند به اصل آن کار عظیم و پرافتخار در آن ایام آسیب بزند.

2-انقلاب اسلامی که در سال 1357 به پیروزی رسید بر سه محور استوار بود؛ مردم، اسلام، رهبری. اینکه انقلاب تا پیروزی خود یکی از بی خشونت ترین انقلاب های دنیا بود به این دلیل بود که مردم پشتوانه اصلی آن بودند. حمایت بی نظیر همه اقشار مردم در زمان پیروزی انقلاب، مورد انکار هیچ مورخی نیست. اسلام هم نخ تسبیحی بود که همه مردم را با عقاید درونی به یکدیگر وصل می کرد و حاکمیت اسلام چراغ روشنی بود که محدوده آینده حکومت را می توانست تخمین بزند. باور دینی و اعتقادی به اسلام و دعوت به قیام بر اساس این اعتقادات با قرائت روشن و مترقی امام خمینی، قوی ترین نیروی محرکه یی شد که مردم را زیر سقف واحدی جمع می کرد. عنصر سوم در پیروزی انقلاب اسلامی رهبری آن بود. بدون وجود رهبری هیچ انقلابی در هیچ جای دنیا نمی تواند موفق باشد. امام خمینی رهبری بود که هم رهبر مذهبی بود و هم رهبر سیاسی و در آن مقطع نقش عدد صحیحی را پیدا کرد که در کنار آحاد مردم قرار گرفت و صفر ها را با وجود خودش به میلیون ها تبدیل کرد. اکنون بعد از 30سال از انقلاب اسلامی، تداوم انقلاب به همان عوامل ایجادکننده آن نیاز دارد. مردم باید پشتوانه انقلاب باشند و نظرات و خواست هایشان مورد توجه قرار گیرد. اسلام و اعتقادات اسلامی تا اعماق جان و دل مردم نفوذ دارد و هر کس که این واقعیت را در ایران نادیده بگیرد، خود را به دست غفلت سپرده است. رهبری هم مثل ایام پیروزی انقلاب نقش ستون خیمه کشور را دارد که باید فصل الخطاب تلقی شود. بدون وجود به این سه عنصر نه انقلاب پیروز می شد و نه می توانست ادامه پیدا کند.

3- گذر زمان عامل مهمی برای خواست های جدید است. به خصوص گذر زمان در دوران پرسرعتی که ما در آن زندگی می کنیم. اصلاح طلبی در نظام یک واقعیت و یک نیاز قطعی است. اصلاحات اگر همزمان با نیازهای جامعه بر گرد درخت انقلاب نپیچد و روش ها را تصحیح نکند، اساس نظام و انقلاب از درون تهی و نابود می شود. اصرار ما بر اصلاح طلبی، از یک سو تقابل با جبهه یی است که بار دیگر خواستار تغییر نظم موجود است و انقلابی تازه می خواهد و از سوی دیگر رویارویی با اندیشه یی است که نیازهای جامعه با تغییر و گذر زمان و واقعیات موجود را نادیده می گیرد و متحجرانه به اسلام و انقلاب نگاه می کند. در میانه این دو نگاه و روش، اصلاحاتی است که من آن را نیاز جامعه فعلی در ایران می بینم. بهترین و واقع بینانه ترین روش این است که نیازها و توقعاتی که جامعه دارد، در چارچوب نظام فعلی مطالبه شود تا خود به خود اصلاحات معنای واقعی خود را بگیرد. اصلاحات واقعی نه با ساختارشکنی ارتباطی می تواند داشته باشد و نه با اندیشه های خرافی و طالبانی. همچنان که در آغاز این انقلاب نیز روش و منش انقلاب و امام از تحجر و واپسگرایی جدا بود.

4- بی شک شرایط حساس و تعیین کننده یی در طول هشت ماه گذشته بر کشور حاکم بوده است. در سالی که گذشت، متاسفانه دعوای خانوادگی درون انقلاب از مرزهای طبیعی و همیشگی خود عبور کرد. راهپیمایی 22 بهمن بهترین فرصت برای همدلی و عزم ملی برای ساختن کشور و اصلاح مشکلات و روش هایی است که باید تغییر کند. اگر از فرصت تاریخی 22 بهمن به عنوان نقطه مشترک انقلابیون و هواداران امام و نظامی که پایه گذاری کرد استفاده نشود، فرصت سوزی بزرگی است که تاریخ آن را بر ما که طرفداران امام و انقلاب و اصلاحات هستیم، نخواهد بخشید. روح بیانیه ها و نامه های اخیر رهبران جنبش سبز هم، اگر واقع بینانه مورد تحلیل قرار گیرد، خواستار اصلاحات در درون نظام موجود است. این کار به گفت وگو و مذاکرات آرام نیاز دارد. لشگرکشی های خیابانی با هدف اصلاح طلبی منافات دارد و تنها از کسانی این کارها سر می زند که خواستار تغییر نظام موجود هستند و انقلابی دوباره می طلبند. اگر صادقانه با مردم برخورد شود، باید شفاف و بی پرده مرز اصلاح طلبی و اعتراض و انتقاد با براندازی و براندازان مشخص شود.

5- سالگرد انقلاب بدون یادکرد از شهیدان انقلاب و جنگ تحمیلی ناقص است. به همه آنان ادای احترام می کنم و به روح آنان و امام انقلاب سر تعظیم فرود می آوریم.

کیهان:چرا امکان کودتا در عراق وجود ندارد؟

«چرا امکان کودتا در عراق وجود ندارد؟»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن می‌خوانید؛این روزها «بار دیگر» از احتمال کودتا و بازگشت بعثی ها به قدرت در عراق سخن گفته می شود و بعضی از رسانه ها در داخل عراق، ایران و غرب در میان خبرها، تحلیل ها و گزارش های خود به این موضوع پرداخته اند. وقوع کودتای بعثی ها در عراق و یا وقوع کودتایی که منجر به بازگشت آنان شود، حتماً خطرناک است و اگر اتفاق بیفتد بار دیگر شاهد شکل گیری ناامنی های جدید در منطقه خواهیم بود از سوی دیگر وقوع کودتا همه دستاوردهای مردم مظلوم عراق - اعم از شیعه، کرد و سنی- که برای آن بیش از 50 سال مشکلات و مشقات را تحمل کرده اند، از میان می برد. اما آیا واقعاً وقوع کودتا در عراق جدی است یا نه؟ در این خصوص گفتنی هایی وجود دارد.

1- بیش از همه انگلیسی ها و آمریکایی ها از احتمال وقوع کودتا توسط بعثی ها سخن گفته اند! «جان جینکینز » سفیر انگلیس درعراق 13بهمن ماه جاری- 2روز پیش- در جلسه «کمیته تحقیق جنگ خلیج فارس» گفت: «احتمال وقوع کودتای نظامی از سوی بعثی ها وجود دارد.» سفیر انگلیس بطور تلویحی پشتیبانی کشورش را از چنین کودتایی ابراز داشت. او در این کمیته گفت: «انگلستان برای بازگرداندن نظامیان بعثی به ارتش براساس «طرح صلح ملی» به فرمانده نیروهای مسلح فشار آورده است.» این اظهارات دو هفته پس از آن صورت گرفته است که معاون وزیر خارجه آمریکا در جریان سفر اخیرش به عراق نتوانست لغو قانون بعثی زدایی را به مقامات ارشد عراقی تحمیل کند.

2- از مدتی قبل آمریکایی ها، انگلیسی ها و مقامات عربستان سعودی فشار خود را برای عادی سازی فعالیت بعثی ها در عراق علیه دولت نوری مالکی متمرکز کرده اند. بعثی های داخل عراق در عین حال به مقامات این کشورها یادآور شده اند که فشارها باید تا تمکین دولت عراق بطور فزاینده ادامه داشته باشد. «صالح مطلک» یک چهره شاخص بعثی که صلاحیت او برای نامزدی نمایندگی مجلس رد شده، هفته پیش با صراحت گفت که: «آمریکایی ها برای بازگشت بعثی ها و لغو محدودیت ها علیه بعثی ها سخت تلاش می کنند اما فکر نمی کنم کسی در دولت عراق به حرف آن ها گوش بدهد. فکر نمی کنم رهبران سیاسی برای یافتن یک راه حل، احساس مسئولیت کافی بکنند. در اینجابه فشار بیشتر آمریکا نیاز است.»

3- انتخابات مجلس عراق نزدیک است. اینک 6 لیست محوری در انتخابات حضور خواهند داشت، دو لیست به شیعیان، یک لیست به کردها و سه لیست به اهل سنت و یا سکولارهای ترکیبی تعلق دارد.براساس بسیاری از نظر سنجی های داخل عراق لیست اول و دوم به شیعیان تعلق دارد که در رأس یکی نوری مالکی و در رأس دیگری حجت الاسلام عمار حکیم قرار دارد. لیست بعد به کردهای عراق که در حال حاضر با شیعیان در ائتلاف به سر می برند، تعلق دارد و لیست های چهارم تا ششم به سنی ها و سکولارها متعلق است با این وصف کاملاً پیداست که ترکیب فعلی مجلس، دولت و... در آینده نیز حفظ خواهد شد.

4- از تبلیغات آمریکایی ها، انگلیسی ها، سعودی ها و بعثی های عراق کاملاً پیداست که آنان دو هدف عمده را تعقیب می نمایند: الف- کاهش مشارکت شیعیان در انتخابات و افزایش حضور اهل سنت به گونه ای که عملاً فاصله ای میان اکثریت و اقلیت واقعی با اکثریت و اقلیت انتخاباتی به وجود آید. بعضی از نظر سنجی هایی که به مطبوعات عراق راه یافته، از حضور حدود 85 درصدی ساکنان اهل سنت عراق در انتخابات 9 اسفند آینده حکایت می کند و این به معنای یک رشد نزدیک به 100 درصدی - نسبت به انتخابات قبل - است در همان حال شیعیان در انتخابات های گذشته حدود 55 درصد- با تفاوت استان به استان شیعه- شرکت کرده اند. ب- بر هم زدن قاعده اکثریت و اقلیت و تکیه دستگاه سیاسی عراق روی «توافق» به گونه ای که در نهایت آمریکایی ها بتوانند به تعداد لازم افراد وابسته به خود چه شیعه و چه سنی و افراد وابسته به کشورهای عرب همسایه عراق را وارد سیستم تصمیم گیری عراق نمایند.

5- آمریکایی ها بشدت با اجرایی شدن آن بخش از تصویب نامه امنیتی بغداد - واشنگتن که ناظر به خروج همه نیروهای نظامی، تا پایان سال 2011 است، مشکل دارند چرا که آنان نیامده اند تا بروند و یک کشور استراتژیک و پردرآمد را به جبهه مقاومت منطقه تحویل دهند. بنابراین کاملاً واضح است که آنان برماندن و پیدا کردن راهی برای تضمین آن تأکید خواهند داشت و اگر نتوانند بمانند روی تحویل عراق به سکولارهای متحد خود پافشاری خواهند کرد. آنان مهمترین مانع تحقق این اهداف را «نظم کنونی عراق» و بویژه موقعیت شیعیان در حکومت ارزیابی می نمایند.

6- علیرغم گذشت حدود 7 سال، هنوز آمریکا، انگلیس، عربستان و... نتوانسته اند برای حزب و ارتش بعث جایگزینی پیدا کنند بر این اساس آنان برای تغییر شرایط فعلی عراق توجه خود را روی حزب و عناصر بعث متمرکز کرده اند. چندی پیش یک مقام عالیرتبه دیپلماتیک ایران دیداری با نخست وزیر اردن داشت. وی به دیپلمات ایرانی گفته بود: «یک کار ناپسند را شما شیعیان درعراق مرتکب شده اید و یک کار ناپسند را ما سنی ها. کار اشتباه شما این بوده که پایتخت هارون الرشید را گرفته و به پایتخت موسی بن جعفر(ع) تبدیل کرده اید- ظاهراً آن روزها با شهادت امام هفتم و عزاداری دو میلیون شیعه در کاظمین تقارن داشته- اشتباه ما هم این است که هنوز باور نکرده ایم که صدام از بین رفته است.» کاملاً واضح است که رژیم های اردن و عربستان نمی توانند سیستم «هر عراقی یک رأی» را بپذیرند هر چند آنان خوب می دانند که شیعیان حداقل 65 درصد جمعیت عراق را شامل می شوند و جمعیت عرب های سنی از 17 درصد فراتر نمی رود.

7- انتخابات 9 اسفند عراق، از حساسیت فوق العاده ای برخوردار است چرا که این انتخابات نظم کنونی عراق را کاملاً نهادینه می کند و در صورت نهادینه شدن، دیگران ناچارند به آن تمکین نمایند.
اما هنوز پاسخ به این سوال داده نشد که چرا از کودتا سخن به میان می آید. برای پاسخ ذکر چند مطلب ضروری است.

1- با وجود سیستم موجود، حضور هزاران نیروی جدید رزم دیده در ارتش، حضور قدرتمند روحانیت و مراجع تقلید در متن تحولات سیاسی، اتحاد و هم گرایی میان طوایف مختلف عراقی که جمعاً بیش از 80 درصد جمعیت و خاک عراق را در اختیار دارند و چندین عامل داخلی و منطقه ای دیگر، امکان وقوع کودتا به میزان زیادی از بین رفته است. آمریکایی ها، انگلیسی ها، سعودی ها و... اساساً قادر به بازتولید حزب بعث نیستند و تجربه ناکام شوراهای بیداری- صحوه ها- به این نکته تاکید دارد.

2- بحث امکان وقوع کودتا که انگلیسی ها محور طرح آن هستند در درجه اول با هدف تاثیرگذاری روانی بر انتخابات عراق راه افتاده است. طراحان به امید اینکه از یک سو جمعیت های مخالف نظم کنونی عراق را نسبت به بازگشت به قدرت فائقه امیدوار نمایند و به آنان بگوید شما محکم بیائید دیگران هم هستند و می توان به زودی شاهد ویران شدن نظم فعلی بود. از سوی دیگر طراحان امیدوارند این بحث امید شیعیان و کردها را نسبت به نظم فعلی و دستاوردهای این نظم از بین ببرد و یا رغبت آنان را برای حضور در پای صندوق کاهش دهد و در عمل نتوانند موقعیت کنونی - که به دلیل در اکثریت بودن دارای امکان وتو می باشند- را حفظ کنند این خط تبلیغاتی بخصوص یک ضلع انتخاباتی شیعه- ائتلاف دولت قانونی نوری مالکی- را نشانه رفته است. از نظر طراحان اگر لیست مالکی - برخلاف نظرسنجی ها که لیست مالکی را دوم نشان می دهد- نتواند آرای لازم را کسب کند به لیست سوم یا چهارم تبدیل می شود و در این صورت لیست های دوم و سوم یا دوم و چهارم می توانند ترکیب داخلی مجلس آینده عراق را بهم بزنند و دولت را از دست نیروهای مذهبی درآورند و آن را از هویت مذهبی به سمت دولتی عملگرا، ترکیبی و غیرمذهبی سوق بدهند.

3- وقتی آشکارا از وقوع یک کودتای بعثی سخن به میان می آید به این معناست که کودتایی وجود ندارد چرا که هیچ کس- مانند سفیر انگلیس در عراق- آشکارا نمی گوید بعثی ها در حال تدارک کودتایند و ما هم از آنان پشتیبانی می کنیم. در واقع این موضوع خود نشان گر آن است که طرح کودتا یک عملیات روانی است نه عملیات واقعی. البته این به آن معنا نیست که برای براندازی دولت نوری مالکی هیچ طرح عملیاتی از سوی مخالفان داخلی و یا مخالفان خارجی و یا ترکیبی از این دو وجود ندارد. دولت مالکی 4 سال است که درگیر انواع توطئه هایی حتی مهمتر از کودتا بوده است و در آینده نیز این فشارها و توطئه ها افزایش خواهد یافت اما سخن بر سر این است که آیا دولت مالکی آنقدر ضعیف است که مردم عراق دولت برآمده از کودتا را بر آن ترجیح دهند؟ از سوی دیگر آیا واقعاً آمریکایی ها و انگلیسی هایی که در مواجهه با جمعیتی اندک در عراق نتوانسته اند موفقیتی به دست آورند امیدی به موفقیت در برابر 80 درصد جمعیت شیعه و کرد و سنی همراه با آنان در عراق را دارند و البته سنی های عراق هم عمدتاً با ساختار جدید توافق دارند کمااینکه سنی های سه استان الانبار، صلاح الدین و نینوا هم در همه پرسی 10 مهر 84 به همین قانون اساسی رأی داده اند.

4- در عین حال آمریکایی ها و... درصدد هستند با طرح موضوع کودتا دولت نوری مالکی را وادار نمایند تا از جبهه مقاومت و همگرایی با تهران فاصله بگیرد و با واشنگتن، تل آویو، امان و ریاض هماهنگ شود! مالکی و سایر شخصیت های شیعه و سنی عراقی نیک می دانند که در منطقه خاورمیانه و در شرایط مخالفت جبهه مشترک غربی-عربی با دولت های اسلام گرا، تکیه گاهی محکم تر از ایران وجود ندارد و همین یک کشور کفایت می کند تا با همراهی آن دولتی در بغداد علیرغم انواع دشمنی ها سرپا بماند و ببالد.

ابتکار:دفاع بد از یک حقیقت

«دفاع بد از یک حقیقت»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی ابتکار است که در آن می‌خوانید؛وقوع انقلاب اسلامی ایران در شرایط ایران دهه 50 اگر معجزه نباشد کمتر از آن نیست و همانطور که شهید بزرگوار استاد مطهری بیان داشتند انقلاب ما یک پدیده مهم در قرن بیست و یک بوده و انقلاب اسلامی ایران را به دلیل ماهیت اسلامی داشتن آن مشابه انقلاب صدر اسلام می داند،اما مسئله ای که وجود دارد این است حال انقلاب باید در مسیر خودش خوب جلو برود و درگیر آفات و انحرافات به وجود آمده نشود. می گویند دفاع بد از یک حقیقت، خطرناک تر از حمله کردن خوب به آن است. چون انقلاب اسلامی و ارزش ها و هنجار های آن متعلق به همه مردم می باشد، همه مردم به خود حق دفاع از موجودیت انقلاب را می دهند.

این مدافعات عوامانه، به همه پدیده های مردمی و فراگیر اختصاص دارد. در تاریخ معاصر دشوارترین حمله ها بر ضد دین اسلام و مکتب تشیع و حوزه های علمیه به وسیله رسانه ها و متفکران وابسته به دربار پهلوی انجام گرفت. در این میان، استاد مطهری بهترین شیوه دفاعی را بر پایه قرآن و سنت و استدلال منطقی انتخاب کرد. استواری کلام و پردازش معقول مطالب از ویژگی های آن معلم فرزانه بود.به کار گرفتن واژه های درشت و سخیف توسط برخی مدافعان احساساتی انقلاب سودی ندارد. گرچه برخی از عوام الناس برای مدت کوتاهی از این شیوه ها استقبال می کنند، اما چون دین بر پایه تفکر و تعقل بنا شده است،.

در سال های اولیه پیروزی انقلاب برای سرکوب ضد انقلاب از قدرت مردم استفاده می شد و این امر به عنوان بخشی از انقلاب مشروعیت کارآیی داشت، اما پس از مدتی این روش کار آمدی خود را از دست داد و مردم به برهم زنندگان جوامع و محافل روی خوش نشان نداده اند، آشکار و پنهان آنان را تختئه و تقبیح کردند.در سال های اولیه پیروزی انقلاب برای سرکوب ضد انقلاب از قدرت مردم استفاده می شد و این امر به عنوان بخشی از انقلاب مشروعیت کارآیی داشت، اما پس از مدتی این روش کار آمدی خود را از دست داد. در زیر برخی مصادیق دفاع بد شرح داده می شود.

-دفاع بد از ولایت فقیه:ولایت مطلقه فقیه از دستاورد های مهم انقلاب اسلامی و از اصول برجسته قانون اساسی است. این اصل که با ابتکار فقهی وسیاسی امام(ره) پایه گذاری شد، تحول مهمی برای تاریخ معاصر ایران به ارمغان آورده است. با این وصف برداشت های گوناگونی از این اصل وجود دارد و علما و روحانیون به صورت های مختلفی آن را بیان می دارند.

برخی مدافعان ضعیف اصل ولایت مطلقه فقیه، این اصل را در حد استبداد شاهان قاجار معرفی می کنند و بدون تبیین جنبه های راهگشای ولایت برای عبور از بن بست ها و بحران ها، سعی می کنند که ولی فقیه را چهره ای فرا قانونی، معرفی کنند که قدرت نامحدودی دارد و بدون توجه به موازین حکومت، می تواند هر وفت اراده کرد زن مردم را طلاق دهد، از حساب مردم در بانک ها پول بردارد و اموال این و آن را مصادره کرده، قانون و قانون گذار را سرجایش بنشاند و پاسخگوی هیچکس نباشد.مخالفان اصل ولایت مطلقه فقیه نیز با زیرکی از رواج این مطالب استقبال می کنند و با کمک متدولوژی های نو، ولایت مطلقه فقیه عادل را معادل حکومت مطلقه شاه ظالم معرفی می کنند. برای رفع این مشکل باید سردمداران علمی و فکری دولت اسلامی بر مفهومی واحد از ولایت فقیه توافق کنند و سند معتبری را در این مورد منتشر کنند، تا هر کس با بینش اجتهادی خود چیزی ننویسد و خطابه ای نخواند.

همچنین باید این مفهوم با انطباق کامل بر قانون اساسی به عنوان میثاق ملی ارائه گردد. باید فلسفه ولایت فقیه و نقش کارگشای آن با زبان علمی تبیین گردد، تا عموم مردم بدانند بهره گیری ولی امر از قدرت ولایت نه از جهت خود کامگی بلکه در راه گره گشایی از کار ملت و بر پایه قرآن و تامین سعادت دنیوی و اخروی مردم است و همانند چنین جایگاهی در نظام های توسعه یافته جهان امروز نیز، برای حل بحران ها، پیش بینی شده است.

تعریف واحد و جامعی از این مفهوم، پشتوانه خوبی برای تحکیم ارتباط مردم با امامت مسلمین می باشد. این تقریر حکومتی ار ولایت، با مباحث نظری و آزاد اندیشانه علما در حوزه فقه و فقاهت منافاتی ندارد. برای رفع این مشکل باید سردمداران علمی و فکری دولت اسلامی بر مفهومی واحد از ولایت فقیه توافق کنند و سند معتبری را در این مورد منتشر کنند، تا هر کس با بینش اجتهادی خود چیزی ننویسد و خطابه ای نخواند.
-دفاع بد از مردم سالاری:انقلاب اسلامی بر چهار اصل استقلال، آزادی، جمهوریت و اسلامیت استوار است و در آن دین و مردم ارتباط کامل دارند.

در سال های اخیر برخی از غرب گرایان و تعدادی از نواندیشان مسلمان که دل سپرده مدرنیته اند و بدون توجه به میزان توسعه صنعتی ایران، می خواهند در این سرزمین دموکراسی پیشرفته ای از نوع دموکراسی های غربی تاسیس کنند، به نام دفاع از مردم سالاری به جان فرهنگ دینی افتاده اند و رسما اصل ولایت فقیه و حاکمیت دینی و سنت های اجتماعی سالم را به چالش فراخوانده ند. آنان با توسل به حربه مردم سالاری منهای دین، قانون اساسی را زیر سوال برده اند و عمر حکومت های دینی را پایان یافته تلقی می کنند. در عصری که متفکران پسامدرنیسم با تعمق در تمدن غرب، دستاوردهای مدرنیته و مبانی آن را نقد می کنند و از فقر معنویت در اروپا و آمریکا گلایه دارند، گروهی از مدافعان دموکراسی در آتش تقابل مدرنیسم و سنت می دمند و برای سست کردن پایه های حکومت دینی تلاش می کنند.

برخی از آنان که تجربه مشروطه، حکومت رضاخان، ماجرای ملی شدن نفت، وقایع پانزدهم خرداد 42 و بهمن 57 را با روش علمی، تجزیه و تحلیل نکرده اند، جایگاه دین در مناسبات اجتماعی مردم را نفهمیده اند و می اندیشند خورشید دین به همین زودی ها غروب می کند و دولتی سکولار یا لائیک، بی دردسر روی کار می آید. به سادگی نمی توان رهبران کشوری را که در طول دو دهه، بیست انتخابات ملی در آن برگزار شده است، متهم به دیکتاتوری کرد. این از راه کارهای مهم برای حل این مساله تئوریزه کردن نظریه مردم سالاری دینی یا دموکراسی اسلامی و تبیین و تدوین دقیق این نظریه است. که در این باب فصلی جداگانه خواهد آمد.به سادگی نمی توان رهبران کشوری را که در طول دو دهه، بیست انتخابات ملی در آن برگزار شده است، متهم به دیکتاتوری کرد.

-دفاع بد از قانون:قانون منبعث از دین و عقل انسانی، تامین کننده انظباط جمعی و استقرار نظم و عدالت می باشد و رعایت آن نشانه رشد اجتماعی به حساب می آید. در دو دهه اخیر گاهی نهادهای معتبری مانند شورای نگهبان دفاع بدی از قانون کرده اند که آثار نا مطلوبی به جایی گذارده است.

شورای نگهبان با تمسک به قانون اساسی و قانون انتخابات صلاحیت عده ای را که از وجاهت اجتماعی برخوردار بوده اند حتی گاهی در دوره های بعد توسط همین شورا پذیرفته شده اند و یا به مقام های بلند پایه ای دست یافته اند، تایید نکرده است. هر چند فقها و حقوقدانان شورای نگهبان چهره هایی عادل و سرشناسند، اما به دلیل روشن نبودن ساز و کار ها و نادرست بودن گزارش های برخی عوامل میانی، عملکرد این نهاد در تعدادی از شهرهای کشور مشکل آفرین بوده و باعث تحریک افکار عمومی گردیده است.

برخی مخالفان فکری شورای نگهبان با توسل به موقعیت های حاصل از این رویدادها در جهت تضعیف و اهانت به شورا وارد میدان شده اند و به حرمت شکنی پرداخته اند. این جو سازی ها بر ضد شورای نگهبان گاهی آن قدر فراوان بوده است که توضیحات سخنگوی آن نهاد در رفع شبهه های مشابهی در مورد بخش هایی از قوه قضاییه هم به وجود آمده است و برخی محاکم قضایی متهم به خروج از دایره بی طرفی و ورود به عرصه های سیاست شده اند. در قوه مجریه هم مواردی از دفاع بد از قانون دیده می شود که مجموعه این روش ها حاکمیت قانون را تضعیف کرده است.

ایران: اقتدار ایرانی

«اقتدار ایرانی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ایران به قلم مرتضی قمری‌وفا است که در آن می‌خوانید؛دیروز یکی دیگر از روزهای تاریخی ما ایرانیان بود؛ «جشن پیشرفت‌های فضایی در جشن پیروزی انقلاب». در این سه دهه، دانشمندان و متخصصان ایرانی به مدد ایمان قوی، روح خودباوری، فضای آزادی و آزادفکری، مجاهده علمی و پشتیبانی بی‌دریغ رهبر معظم انقلاب و دولتمردان، به قله‌های علم و فناوری رسیده‌اند و در آینده نیز به دنبال تسخیر دیگر نقاط اوج عرصه‌‌های دانش و تکنولوژی هستند. تنها رصد روزانه اخبار حوزه‌های مهم علمی از جمله پزشکی، داروسازی، رایانه، کشاورزی، هوا فضا، فناوری‌های دفاعی، نانو، بایو، علوم زیستی، شیمی، فیزیک، ریاضی، هسته‌ای و ... نشان می‌دهد دانشمندان کشورمان در مرزهای دانش در حال تحقیق و ثبت جدیدترین اختراعات و نوآوری‌ها هستند.

شتاب این تحولات به غیر از خشنودی و شادمانی مسلمانان و مردمان آسیایی‌، حتی کشورهای مغرور غربی را به اعتراف واداشته و تحسین مکرر آنها را موجب شده است.

یک‌سوی این صحنه عظیم، پیشرفت‌های خیره‌کننده علمی است و سوی دیگر آن اوج‌گیری سطح «قدرت ملی» است که به مدد دیگر نقاط قوت کشورمان در حوزه‌های مختلف، به گسترش «اقتدار» جمهوری اسلامی ایران خواهد انجامید و باعث «افتخار و غرور» هر ایرانی خواهد شد.

براین اساس، وظیفه آحاد مسئولان است که از این چشمه‌های جوشان قدرت ملی در راستای «گسترش پیشرفت و تعمیق عدالت» به نفع ملت ایران، امت اسلامی و دیگر انسان‌های آزاده دنیا بهره گیرند و در تشکیل جامعه جهانی پر از «صلح و امید» گام‌های بلندی بردارند. این مأموریتی اسلامی ایرانی است که آموزه‌های قرآنی، مکتب رسول اعظم (ص) و حضرت ولی‌عصر (عج) ما را به سوی آن رهنمون کرده‌ است.   

جمهوری اسلامی:تحلیل سیاسی هفته

«تحلیل سیاسی هفته»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛
در این هفته عطر شهدای راه آزادی میهن اسلامی به مشام رسید و یاد پرواز انقلاب در 12 بهمن 57 دل ها را به ایام پر خاطره روزهای پیروزی و بازگشت آن رهبر سفر کرده به میهن اسلامی برد که با آمدنش وحدت و یکدلی را به میان ملت به ارمغان آورد. این روزها خاطره ها یادآور مشت های گره کرده و دستهای بهم پیوسته ایست که از سر شور و شعور به سوی آمریکای جهانخوار و رژیم مزدوری نشانه رفت که لقب ژاندارمی منطقه را یدک می کشید. ایام پر رمز و راز دهه فجر انقلاب اسلامی یادآور لحظه هایی است که همه مردم دست در دست هم و با هدفی واحد همچون سیلی خروشان به خیابانها سرازیر شدند و هم نفس با هم یکصدا شعار « استقلال آزادی جمهوری اسلامی » را فریاد کردند.

سی و دو سال پیش در چنین ایامی سرانجام با آمدن آن یار سفر کرده به آغوش میهن مردم ایران توفنده و خروشنده در 10 روز معجزه آسا تاریخ 2500 سال حکومت استبدادی را درهم پیچیدند و دوره جدیدی را در تاریخ این مرز و بوم گشودند به طوری که دنیا را به تحیر وا داشته و الگویی برای ملتهای آزاده جهان شدند. آنچه در آن روزها رمز پیروزی ملت ایران بود همدلی و همنوایی عمومی بود که هر کس از هر قوم و قبیله و از هر مرام و اندیشه ای و با هر گویشی همه و همه یکنوا و یکصدا شعار همبستگی ملی و اطاعت از رهبری را سرداده و بدون هیچگونه خط کشی و جناح بندی در زیر چتر انقلاب به میدان آمده و حق جویی و دشمن ستیزی را به نمایش گذاشتند.

در آن روزها چیزی جز محبت دوستی رفاقت صداقت و یکرنگی دیده نمی شد و دستها جز برای یاری هم و مشت شدن در مقابل دشمن حرکت نمی کرد. قهرها به آشتی ملی تبدیل شده و انصاف جایگزین بی مهری گشته بود. همه رنگ ایمان به خود گرفته و فتنه گری و نفاق و نقار از میان جامعه رخت بربسته بود. همه به معنای واقعی « انقلابی بودن » را با گوشت و استخوان خود تجربه می کردند و به همین دلیل هیچ چیز نتوانست در مقابل این موج توفنده مقابله کند و همه دشمنان در مقابل وحدت و صمیمیت مردم فرو ریختند.

از آن روزها فاصله چندانی نگرفته ایم ولی گویا بعضی ها آن نعمت های رحمانی و یکرنگیهای آسمانی را فراموش کرده و از یاد برده اند که انقلابی ماندن ما به احیای همان خصلت ها و روحیه های ایثارگرانه و همدلی های برادرانه است . امروز نیز که در ایام دهه فجر انقلاب اسلامی قرار داریم باید همه اختلافاتی که در ماههای اخیر دشمنان انقلاب متوجه این سرزمین کرده اند را به خودشان باز گردانیم و همه با هم یکدل و یکزبان مشت ها را به سوی دشمن واحد نشانه بگیریم . از همین رو در روز 22 بهمن امسال نیز ملت ایران با همبستگی خود بار دیگر روزهای پیروزی انقلاب را زنده کرده و بر دفاع از آرمانها و ارزشهای انقلاب پافشاری نموده و به جهانیان اعلام خواهد کرد که به سر استقلال و آزادگی خود هرگز معامله نخواهد کرد و در برابر زیاده خواهی غربی ها کوتاه نمی آید.

فردا در واپسین روز هفته ملت ایران در اربعین حسینی در سوگ سید و سالار شهیدان کربلا و یاران باوفایش و اسارت جانگداز جگر گوشه های حضرت اباعبدالله الحسین (ع ) می نشیند. قطعا این روزها فرصت مغتنمی است که در پرتو قیام عاشورا عاشقان نهضت حسینی با عمیق شدن در باورهای دینی و لزوم پایبندی عملی به ارزشهای الهی به بررسی شقاوت و دنائت رجاله هایی بپردازند که در حق فرزندان رسول خدا سنگدلانه ترین جنایات را در مقام خلافت مرتکب شدند.

اربعین حسینی و گرامیداشت آن که یکی از وجوه ارزیابی مومنین است صحنه ای است که مسلمانان در ادامه راه نهضت عاشورا با کار بزرگ پیام رسانان فاجعه کربلا و مسئولیت پذیری آنان در قبال خون شهدا آشنا شوند و متذکر این نکته خطیر باشند که تحقق آرمانهای الهی به تداوم ایثار و از جان گذشتگی و ایفای وظیفه در گذرگاههای خطیر و مسئولیت آفرین نیاز دارد.

در هفته جاری جمعی از اساتید و اعضای هیات علمی دانشگاه تهران با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند و از رهنمودهای ایشان مبنی بر لزوم ادامه راه آغاز شده علمی در کشور با همه توان و شتاب ممکن بهره مند شدند. حضرت آیت الله خامنه ای پیشرفتهای مهم علمی سه دهه اخیر را نتیجه « آزادی و آزاد فکری » دانستند و خاطرنشان کردند : اگر رژیم طاغوت ادامه می یافت دستیابی به این پیشرفتها حتی با گذشت زمان ممکن نبود چرا که در نظامهای دیکتاتوری وابسته و در زیر سلطه سیاستهای بیگانه پیشرفت علمی امکان پذیر نیست . ایشان در عین حال افزودند : پیشرفتهای مهم سه دهه اخیر راضی کننده نیست و ما با قله های علمی جهان فاصله زیادی داریم که طی کردن آن تلاش مضاعف پیگیر و خستگی ناپذیر نخبگان دانشمندان فرهیختگان و دانشجویان را می طلبد.

رهبر معظم انقلاب با اشاره به انس و ارتباط دیرینه خود با محیطهای دانشگاهی بویژه دانشگاه تهران نقش این دانشگاه را در شتاب بخشیدن به روند پیشرفت علمی کشور مهم و الگو ساز خوانده و افزودند : می توان با برنامه ریزی 50 ساله ایران عزیز را به رده های اول علمی جهان رساند و به موازات خارج کردن کامل کشور از اسارت علمی دانش بشری را رشد و گسترش و عمق بخشید.

حضرت آیت الله خامنه ای همچنین پرورش فرهنگی دانشجویان را مسئله ای بسیار ظریف و نیازمند تدبر فراوان و برنامه ریزی صحیح در تدوین کتابها انتخاب استادان و برنامه های گوناگون دانشجویی دانسته و افزودند : درک اهمیت فرهنگ در دانشگاه ها و پرداختن صحیح به آن با دستور بخشنامه تبلیغات و پوستر امکان پذیر نیست بلکه نیازمند نوعی خود جوشی و عشق به سرنوشت نسل جوان و آینده کشور است . باید جوان مستعد دانشجو را با کار فرهنگی ظریف به جوانی عاشق علم و تحقیق صبور اهل کار جمعی دارای پشتکار و وجدان کاری منصف معتقد به تقدم عقل بر احساس و دارای اعتقادات عمیق دینی تبدیل کرد و از این طریق خصلتهای ضروری ملی را ارتقا بخشید.

رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان در جمع مسئولان و استادان دانشگاه تهران به موضوع « سیاست و دانشگاه » پرداختند. ایشان با تکرار اعتقاد دیرینه خود مبنی بر ضرورت وجود روح و نشاط سیاسی در دانشگاهها افزودند : اگر دانشگاه به کلی از سیاست دور باشد خالی از شور و نشاط می شود و به محلی برای رشد میکروبهای خطرناک فکری و رفتاری تبدیل خواهد شد اما معنای سیاسی شدن دانشگاهها این نیست که مراکز علمی به محلی برای استفاده جریانها و عناصر سیاسی تبدیل شوند. ایشان اعمال مدیریت و قدرت مسئولان دانشگاهی را برای جلوگیری از سو استفاده جریانهای سیاسی از دانشگاهها ضروری برشمردند و افزودند : غفلت از این مهم ممکن است فضای سیاسی مراکز علمی دانشگاهی را به عرصه ای برای سو استفاده دشمنان تبدیل کند.
این هفته صحنه بین المللی نیز شاهد رویدادهای مختلف بود که از آن میان چند موضوع که از اهمیت بیشتری برخوردار بوده اند را مورد بررسی و کند و کاو قرار می دهیم.

در لندن سرانجام پس از چند هفته کار تبلیغاتی کنفرانس افغانستان برگزار شد و همچنانکه انتظار می رفت در این نشست محور اصلی آشتی با طالبان بود. انگلیس و آمریکا به عنوان صحنه گردان اصلی اجلاس لندن از ماهها قبل با طرح موضوع لزوم شرکت دادن گروه طالبان در روند سیاسی افغانستان زمینه را آماده کرده بودند تا طرح مورد نظر خود را در لندن به امضای دولتهای حاضر در اجلاس برسانند و به این وسیله برای اجرای طرح خود مشروعیت بین المللی کسب کنند . در این اجلاس 62 کشور که عمدتا همسو با غرب بودند موافقت کردند در اجرای این طرح همکاری لازم را بنمایند و در اولین گام تعهد دادند تا 146 میلیون دلار را برای تامین هزینه طرح مذکور جمع آوری نموده و به دولت افغانستان واگذار نمایند.

کاملا آشکار بود که این دولتها تابع بدون چون و چرای نظرات آمریکا هستند چرا که هیچ کدام از آنها این سئوال را مطرح نساختند چگونه گروه طالبان که تا دیروز یک گروه تروریستی و خطرناک برای صلح و امنیت جهانی معرفی می شد امروز به یک تشکیلات صالح و سالم تبدیل شده که می بایست در اداره دولت در افغانستان شرکت نماید.

واقعیت این است که غرب در افغانستان در باتلاقی عمیق تر از عراق گرفتار شده و طرح موضوع آشتی با طالبان برای نجات غرب از این باتلاق مطرح گردیده است و نه از سر دلسوزی برای مردم افغانستان و صلح و ثبات منطقه.

موضوع دیگری که در طرح سازش با طالبان مد نظر می باشد این است که غرب در تلاش است با برقراری کانال رابطه با این گروه افراطی و ستیزه جو بیش از پیش آنرا در مسیر اهداف استعماری خود در منطقه قرار دهد و از این گروه به عنوان ابزار جدید غرب در منطقه بهره برداری نماید.

روشن است که اساسا طالبان ساخته و پرداخته سازمان های جاسوسی غرب است که در دهه 1360 برای مقابله با شوروی سابق ایجاد و پرورش یافت . گروه طالبان آنچنانکه در طول پنج سال حاکمیت فتنه بارش بر افغانستان نشان داد نه تنها برای مردم افغانستان یادآور دوران خفقان بدبختی و فلاکت است بلکه برای کشورهای منطقه بخصوص برای جمهوری اسلامی ایران نیز منشا تهدید و خطر جدی است . این امر ایجاب می کند که کشورهای ذیربط با بحران افغانستان به خصوص مسئولان کشورمان نسبت به تحولات مشکوک و خطرناکی که توسط دولتهای استعماری در افغانستان در جریان است هوشیار باشند.

طرح آمریکا برای استقرار سامانه موشکی در چند کشور عرب منطقه دیگر موضوع مهم هفته بود که بازتاب گسترده ای نیز پیدا کرد. ژنرال « دیوید پترائوس » فرمانده نیروهای آمریکا اخیرا اعلام کرده است که شماری از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس پذیرای سیستم سپر دفاع موشکی خواهند شد. در این زمینه روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز نیز در گزارشی نوشت هدف آمریکا از این اقدام تجهیز کشورهای همجوار ایران در برابر تهدیدات احتمالی از سوی جمهوری اسلامی ایران است ! امارات عربی متحده قطر بحرین و کویت چهار کشوری هستند که برای استقرار سپر دفاع موشکی آمریکا نامبرده شده اند. در این اقدام امریکا چند نکته وجود دارد. نخست اینکه برخلاف نظرات ساده اندیشانه ای که تصور می شد با روی کار آمدن کسی مانند اوباما آمریکا استراتژی فزون طلبی خود را کنار می گذارد اکنون کاملا روشن شده است هیچ تغییری در سیاستهای جنگ افروزانه و مداخله جویانه آمریکا صورت نگرفته و اوباما نیز سیاستهای دولتهای گذشته آمریکا را پیگیری و اجرا می کند.

نکته دوم آن است که آمریکا می کوشد با اینگونه اقدامات جمهوری اسلامی ایران را تهدیدی برای کشورهای منطقه به خصوص اعراب جلوه دهد و به این وسیله اولا دلارهای بادآورده نفتی آنها را با تحویل سلاح های بیشتر به یغما ببرد و ثانیا ذهن جهان عرب را از دشمن اصلی اعراب و مسلمانان یعنی رژیم صهیونیستی منحرف سازد.

نکته سوم نیز آن است که متاسفانه به نظر می رسد کشورهای عرب فریب این نیرنگ را خورده و با پذیرش سپر موشکی آمریکا در دام واشنگتن و صهیونیستها افتاده اند. این کشورها بهتر است بدانند امنیت آنها و صلح و ثبات منطقه در پناه سپرهای اهدایی استعمارگران تامین نخواهد شد و قدرتهای استعماری تنها به تحقق اهداف خود می اندیشند. منطقه خاورمیانه هم اکنون نمونه بارزی است از این حقیقت است که برخلاف تبلیغات حضور نظامی واشنگتن نه تنها برای کشورهای میزبان امنیت به بار نیاورده بلکه باعث بروز بحران های بسیاری شده است . کشورهای عرب بهتر است به دنبال سپرهایی باشند که با همبستگی و اتحاد میان کشورهای منطقه ایجاد شود. بسیار ابلهانه است که این کشورها تحت تاثیر القائات غرب درباره خطر ایران از جمله برنامه هسته ای آن که تحت نظارت کامل مراجع بین المللی مربوطه می باشد قرار می گیرند ولی خطر آشکار رژیم صهیونیستی و زرادخانه هسته ای آن را که بیش از 200 بمب هسته ای در آن انبار شده است نادیده می گیرند.

این هفته در عراق نیز شاهد شدت گرفتن بحران بودیم . وقوع چند انفجار مرگبار که به کشته و زخمی شدن دهها نفر منجر شد بر این نکته تاکید گذاشت که این کشور هنوز با رسیدن به ثبات و امنیت فاصله زیادی دارد. انفجارهای تازه درحالی صورت می گیرد که حدود یکماه به برگزاری انتخابات مهم و سرنوشت ساز این کشور باقی است و این انفجارها کاملا با انتخابات مرتبط می باشند. بعثی ها و دیگر گروههای تروریستی به همراه اشغالگران از روند کنونی تحولات عراق ناخشنود هستند و به هر ترتیبی می کوشند که این روند طبیعی را برهم زده و آنرا به سمت شرایط مورد نظر خود منحرف سازند . پس از رخدادهای چند هفته اخیر که منجر به کنار گذاشتن حدود 500 نفر از عناصر سرشناس هوادار بعث از انتخابات شد و متعاقب آن اعدام علی شیمیایی از مهره های ارشد و جنایتکار رژیم سابق بعث انتظار وقوع حملات تروریستی گسترده می رفت و تا زمان برگزاری انتخابات باید منتظر حوادث اینچنینی در عراق بود.

اگر روال کنونی و طبیعی ادامه یابد در انتخابات آتی نیز جناح شیعه اکثریت را از آن خود خواهد کرد و عمده مناصب دولتی و نهادهای تصمیم گیری نیز در اختیار شیعیان خواهد بود و این موضوعی است که هم اشغالگران و هم گروههای زیاده طلب داخل عراق حاضر نیستند به سادگی زیر بار آن بروند. در این میان انتشار اخباری مبنی بر وجود اختلاف در داخل ائتلاف شیعه از جمله میان مجلس اعلا و نوری المالکی موضوعی است که می تواند بانیان بحران عراق و عاملان ناامنی این کشور را در تشدید عملیات تروریستی و جنایات خود جری تر سازد.

آفرینش: جذب سرمایه داران مقیم خارج  گامی در رونق اقتصادی

«جذب سرمایه داران مقیم خارج  گامی در رونق اقتصادی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش است که در آن می‌خوانید؛مهاجرت ایرانیان به خارج از کشور از دوران مشروطه آغاز اما این مهاجرت ها  تا دهه 1340 چندان جدی نبود . با مهاجرت های دهه 1350 وپس از آن مهاجرت های دیگر     دهه 1360 عده ای دیگر از ایرانیان پا در دیاری ناشناخته گذاشتند ، مشکلات جنگ تحمیلی عراق علیه ایران وضعف ساختارهای اقتصادی و... باعث افزایش موج مهاجرت های تازه تر شد . با این حال این روند در طی دهه 1370 تا حدی کاهش یافت اما  پس از آن موج جدیدی از مهاجرت در  میان جوانان نخبه و سرمایه داران روبه فزونی گذاشت .

بی شک این پدیده باعث شده است که اکنون رقمی حدود 4 تا 6 میلیون ایرانی که عمدتا از مولدترین ،موثرترین وکارآمدترین بخش های علمی ،فر هنگی ،اقتصادی جامعه ایرانی هستند در خارج از مرزهای کشور بسر برند .ایرانیان در خارج از کشور بی شک سفیران فرهنگی اقتصادی وسیاسی ایران تلقی می شوند اما نگاه به پدیده ایرانیان خارج از کشور در داخل نهادهای سیاسی ودولت چندان مطلوب نبوده است ونگاههایی منفی به سرمایه دار ویا ... همچنان در لایه های تفکر نهادهای دولتی دیده می شود . تفکراتی که بی شک قبل از آنکه در خدمت جذب ایرانیان خارج از کشور باشد باعث هراس بیشتر آنها از ورود یا انتقال سرمایه های خود به کشورمان می شود . 

بنا به آمارهای مختلف ارزش سرمایه ایرانیان خارج از کشور حدود 2000 میلیارد دلار است وبرآوردها نشان از وجود حدود هزار میلیارد دلار سرمایه ایرانی در خاک ایالات متحده است اما در همین حال نبود روابط دیپلماتیک قوی بین کشورهای ایرانی پذیر ،عدم وجود جذابیت های سرمایه گذاری در بخش های بازرگانی ،تجاری ،وصنعتی ایران با توجه به قوانین دست وپاگیر وضع شده باعث عدم ورود سرمایه های ایرانیان خارج شده است  در مقابل آنچه جالب توجه است روند مداوم خروج سرمایه های ایرانیان از کشور است .

در این میان دولت در دو سال گذشته کوشیده است با تشکیل شورای عالی ایرانیان خارج از کشور، دبیرخانه دائمی رسیدگی به امور ایرانیان خارج از کشور وتشکیل کارگروهها وهمایش هایی در این زمینه آب رفته زجوی را بازگرداند . امری که با توجه به قوانین وشرایط موجود فعلی کشور کاری بسیار سخت می نماید یعنی در حالیکه بخش هایی همچون انرژی وپروژهایی همچون طرح پارس جنوبی نیازمند شدید سرمایه گذاری میلیارد دلاری هستند . سرمایه گذاران وسرمایه های ایرانیان خارج از کشور نه تنها تمایلی به برگشت  به کشور ندارند بلکه حتی در شرایط وجود بحران در اقتصادهای خارجی همچون امارات میل به جابجایی به اقتصادهایی همچون مالزی می نمایند .

در این میان سیاست خارجی و مقامات دولتی ایران در طول وجود پدیده بحران اقتصاد جهانی می توانستند با استفاده از نگاه فرصت طلبانه وبهره گیری از راهبردها وراهکارهایی همچون تضمین سرمایه ، تضمین سیاسی به سرمایه داران  ، آزادی حمل  و نقل سرمایه ،تسهیل قوانین گمرکی وکاهش ریسک سرمایه گذاری در کشور دروازه های ورود سرمایه را در بخش های نیازمند کشور بگشایند .

این در حالی است که پتانسیل های اقتصادی بالای مهاجران خارج از کشور به گونه ای است که در کشور ثروتمندی همچون آمریکا  درآمد ایرانیان بسیار بالاتر از میانگین درآمدی جامعه آمریکاست و بسیاری از آنها در راس  یا هرم مدیریتی شرکت های بزرگی همانند  google  ، eday  و... قرار دارند . در این حال شایسته است نگاهی به سیاست های اقتصادی دولت ترکیه در بهره گیری از مهاجران خود در  خارج از کشور بویژه آلمان افکنیم  سیاستی که بطور مناسبی آنکارا را قادر به مشارکت و  سرمایه گذاری شهروندان خارجی خود وحتی بازگشت بسیاری از سرمایه ها کرده است . اما در مقابل سیاست گذاران اقتصادی وسیاسی ما  ،همچنان نیازمند ورود سرمایه در بخش های گوناگون وراکد اقتصادی وصنعتی کشور هستند . 

قدس:پیشرفتهای علمی؛ دستاورد استقلال

«پیشرفتهای علمی؛ دستاورد استقلال»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی قدس به قلم غلامرضا قلندریان است که در آن می‌خوانید؛جدیدترین ماهواره بر ساخت جمهوری اسلامی ایران به نام «سیمرغ» روز گذشته با حضور رئیس جمهور کشورمان و جمعی از مسؤولان کشوری و لشکری، به مناسبت 14 بهمن روز فناوری فضایی و در ایام مبارک دهه فجر رونمایی گردید.

سی یکمین سالگرد پیروزی انقلاب در حالی آغاز می گردد که جمهوری اسلامی توانسته است بر اساس نیازها و افق نگریهای ارتقای جایگاه منطقه ای و بین المللی، گامهای بلند توسعه و پیشرفت را در پرتو تبعیت از ولایت فقیه و در مسیر آرمانهای بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، تدوین و تثبیت نماید.

آنچه از پیشرفتهای کشور در سالهای کنونی در حوزه های گوناگون علمی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی ترسیم می گردد، نمونه ای از تلاشهای فرزندان این مرز و بوم است که با توجه به محدودیتها و تنگناهای موجود، روند توسعه را شتاب بخشیده و ایران را در مرتبه قابل دفاعی قرار داده است.

در خصوص دستاوردهای علمی و فناوری نوین در عرصه های گوناگون، با توجه به عدم مساعدتهای قانونی بین المللی نکات ذیل را می توان مطرح نمود.

این تلاشها مؤید خودباوری توانمندیهای جوانان ایرانی است که توانسته اند با وجود محدودیتها، مسیر توسعه را هموار و روند رشد را با عنایت به مختصات منطقه ای و بین المللی تسریع نمایند.
ایران اسلامی پس از پیروزی انقلاب به موفقیتهای بزرگی در زمینه های علمی و فنی دست یافته است، حال آنکه تا پیش از این و در دوران سلطنت پادشاهی ایران، هیچ یک از این پیشرفتها وجود نداشت. با نگاهی اجمالی به وقایع پس از انقلاب می توان نتیجه گرفت که امام خمینی(ره) غنایم بزرگی را برای ایران به ارمغان آورد که کوچکترین آنها پیشرفتهای این کشور در زمینه های مختلف از جمله توانمندیهای علمی است.

پیشرفتهای علمی ایران دلهره تلخی بر دل دولتهای مدعی انداخته و آنها را به موضعگیریهای منفی وادار نموده است. هرچند این موضعگیری تعجب انگیز نیست، زیرا واشنگتن رفتاری دوگانه با کشورهای جهان دارد و آنها را به دو گروه تقسیم کرده است؛ گروهی که حق پیشرفت دارند و گروهی دیگر که باید عقب مانده و وابسته باقی بمانند.

سران آمریکا با ابراز تأسف خود در مورد پیشرفتهای علمی ایران، این واقعیت را آشکار نمودند که نه تنها مخالف دستیابی ایران به فناوری صلح آمیز هسته ای هستند، بلکه به طور کلی با پیشرفت علمی و دستیابی این کشور به هرگونه فناوری مخالفند و پیشرفتهای فناوری را تنها حق مسلم خود می دانند، زیرا اگر روند پیشرفت و مؤلفه های توسعه در دسترس کشورهای غیرخودی غرب قرار گیرد، فرمول استعماری و استثماری شمال جنوب متزلزل می شود و با از میان رفتن فاصله ها، منافع کشورهای غربی بویژه آمریکا دچار مشکل می گردد.

پر واضح است، هر کشوری می تواند بدون تکیه به کشورهای دیگر، گامهایی در زمینه تکنولوژی بردارد و به خودکفایی برسد، در حالی که دستیابی ایران به این فناوری و ورود مستقل آن به فضا مسأله ای فراتر از چند گام است و می توان آن را انتقال به مرحله ای نوین از این تکنولوژی دانست.
جمهوری اسلامی پس از پیروزی و اعلام استقلال با طرد سلطه کشورهای زیاده خواه، نه تنها احساس غرور ملی و حیثیت مخدوش شده را به ایرانیان اعاده نمود، بلکه به الگوی الهام بخش نیز برای دیگر کشورها تبدیل شد.

بدین منظور، قدرتهای فرامنطقه ای که شعارهای انقلابیون ایران را مغایر با هدفهای توسعه طلبانه شان ارزیابی می کردند، با بکارگیری اهرمهای گوناگون سیاسی، اقتصادی و نظامی، ساز و کار تحریم و انزوای جمهوری اسلامی را در دستور کار قرار دادند تا از این منظر بازگشت ایران را در زمانی کوتاه به منظومه اقمار سیاسی شان به دلیل نیازمندیهای جامعه نظاره گر باشند و اگر این خواسته عملی نگردید، حداقل جمهوری اسلامی را با تنگناهای گسترده روبه رو سازند تا روند تلاشهای علمی را کند نمایند. این در حالی است که پیشرفتهای فناورانه ایران و اعتراف دولتمردان منطقه و جهان، بیانگر ناکارآمدی تحریمهاست.

بنابراین، جمهوری اسلامی با خودباوری و اعتماد به نفس ملی توانست در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مقابل سیل تهدیدها و تعرضهای بیگانگان، بر اصول و ارزشهایش پافشاری نماید و آنچه که امروز ثبات و پایداری ایران را در مقابل هجمه های تمام ناشدنی استکبار تضمین نموده، نهادینه شدن فرهنگ مقاومت و ایستادگی در مقابل زورگویان است که بستر آن، بیداری و خودباوری ملت ایران است که توانست این برگ برنده را در پرونده عملکردی اش به ثبت و ضبط برساند.

تلاشهای مبتنی بر بومی سازی فناوریهای راهبردی در راستای تحقق جنبش نرم افزاری، اقدامی در خور تحسین است که توانسته در موج سوم با محور دانایی جمهوری اسلامی را در مقابل تهاجمهای بیگانه توانمند نماید و دولتمردان بتوانند در نشستهای دیپلماتیک، قدرت چانه زنی خود را برای استیفای حقوق ملی افزایش دهند.

از سوی دیگر، بومی نمودن فناوریهای صنعتی و نظامی در حقیقت خط بطلانی بر رابطه ترسیم شده گذشته است، بدین معنا که گسست رابطه شمال جنوب و مهندسی جدید از ثبت اختراعها و ظهور دستاوردها، می تواند گام جدیدی در راستای تدوین قطبهای متنوع قدرت باشد.

رهبر انقلاب اسلامی نیز با اشاره به تلاش برخی قدرتها برای انحصاری کردن علم و تقسیم جهان به دو بخش پیشرفته و عقب مانده، مهمترین عامل برای تغییر در نظام سلطه حاکم بر جهان را حرکت و تلاش علمی ملتها دانستند و تأکید کردند ملت ایران در این مسیر، می تواند با توجه به تاریخ، فرهنگ و سابقه علمی خود و استعدادهای درخشانش، نقش ویژه ای ایفا کند.

بدون تردید، دستیابی ایران به این فناوری را نه تنها باید پیامی رسا برای ملت ایران دانست تا بیش از پیش به نظام متمدن کشور خود ببالد، بلکه آن را پیامی صریح به دوست و دشمن باید خواند مبنی بر اینکه ایران به هیچ وجه تسلیم این تحریمها و فشارها نخواهد شد.

تهران امروز:تاملی بر پیشنهاد تبادل هسته‌ای

«تاملی بر پیشنهاد تبادل هسته‌ای»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی تهران امروز به قلم روح الله طباطبایی است که در ان می‌خوانید؛این‌ روزها موضوع پیشنهاد تبادل هسته‌ای که در آن قرار است 1200 کیلوگرم از اورانیوم 3.5 درصدی تولید ایران در برابر 116 کیلوگرم میله سوخت 20 درصدی معاوضه شود به موضوع سرنوشت‌ساز پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

بنابراظهار مسئولان ایرانی، این پشنهاد را ایالات متحده آمریکا و روسیه طی یک نامه‌ بدون امضا (NON PAPER) در اواخر خرداد ماه از طریق آژانس به ایران ارائه کردند. هدف از پیشنهاد مذکور خارج کردن بخش عمده یعنی حدود 70 درصد اورانیوم غنی‌سازی شده ایران در طول چهار سال اخیر است و آمریکا و متحدانش مدعی‌اند با توجه به تعداد سانتریفیوژهای فعال ایران، ‌ذخایر کیک زرد و سرعت غنی‌سازی در نطنز دست‌کم برای چند سال ایران را از دستیابی به بمب اتمی محروم خواهند کرد.

از سوی دیگر مسئولان ایرانی با توجه به اتمام سوخت رآکتور پزشکی تهران در سال آینده بر نیاز کشور به میزان محدودی سوخت 20درصد برای فعالیت این رآکتور تاکید کرده بودند.

بنابراین همانطور که مشاهده می‌شود در دو سوی این تبادل، دو رویکرد متفاوت قرار دارد. پیشنهاد دهنده اصلی تبادل ‌که آمریکا، روسیه و کشورهای غربی هستند همانگونه که به صراحت و از زبان بالاترین مقامات رسمی خود بیان کرده‌اند، موضعی سیاسی را از تبادل دنبال می‌کنند و هدف آنان، تصاحب بخش عمده دستاورد چهار ساله هسته‌ای جمهوری اسلامی و برگ برنده ایران در مذاکرات هسته‌ای است.

اما در سویی دیگر، رویکرد ایران به موضوع تبادل نگاهی فنی و تجاری بوده و فاقد جنبه سیاسی است. جمهوری اسلامی همانند 17 سال قبل که در دولت سازندگی سوخت رآکتور تهران را به قیمت پنج میلیون دلار خریداری کرد در پی خرید مجدد همین مقدار سوخت با همین مشخصات فنی است که مصرفی پزشکی و بشردوستانه در تولید دارد.

بنابراین در موضوع تبادل شاهد تقابل یک موضوع فنی و تجاری با یک موضع سیاسی و امنیتی هستیم، اگر این تفاوت موضع دوطرف از سوی جمهوری اسلامی نادیده گرفته می‌شد،‌ بدون تردید در دام بزرگ و فریبی که قدرت‌های بین‌المللی برای به زانو درآوردن ایران پس از سال‌ها ایستادگی در پرونده هسته‌ای و پرداخت هزینه‌های سنگین ایجاد کرده بودند، گرفتار می‌شدیم. بر این اساس با ورود رهبر انقلاب که مطابق با قانون اساسی مسئول تعیین سیاست‌های کلی نظام در عرصه سیاست خارجی و همچنین فصل‌الخطاب تصمیمات شورای عالی امنیت ملی هستند، سه شرط کلیدی برای عدم تضییع حقوق ایران در این معامله مطرح شد.

شرط نخست: مبادله همزمان سوخت 20 درصد در برابر اورانیوم 3.5 درصد که با توجه به سابقه دولت‌های غربی در نقض تعهدات خود در برابر ایران به‌ویژه در موضوع هسته‌ای تضمین‌کننده منافع ملی کشور بود.

شرط دوم: تعیین مکان مبادله در خاک ایران یا یکی از مناطق آزاد کشور بود که این موضوع نیز با توجه به تجربیات ناشی از عملکرد دولت‌های بیگانه در آدم‌ربایی، توقیف اموال قانونی و... جمهوری اسلامی، تضمین عدم نقض توافقات طرفین محسوب می‌شد.

شرط سوم: تهیه سوخت 20 درصد به میزان موردنیاز کشور بود. این شرط نیز با توجه به حجم محدود ذخایر اورانیوم 3.5 درصدی ایران و کافی بودن حدود 60 کیلو اورانیوم 3.5 درصد برای تامین پنج سال سوخت رآکتور تهران، مقدار معادل این سوخت که برابر با 350 تا 400 کیلوگرم اورانیوم 3.5 درصد بود، تعیین شد.

پس از اعلام این سه شرط کاملا منطقی از سوی نظام جمهوری اسلامی، قدرت‌های غربی به‌ویژه آمریکا، ‌انگلیس و فرانسه از لو رفتن تله بزرگ خود برآشفتند و با سردادن فریاد عصبانیت و تهدید و ارعاب سعی کردند طرف مذاکره کننده ایرانی را وادار به عقب‌نشینی کنند.

در حالی‌که تجربیاتی نظیر توقیف محموله صدها تنی کیک زرد ایران در فرانسه یا عدم امکان استفاده ایران از بخش قابل توجهی از مجتمع غنی سازی یوردیف فرانسه که 25درصد از سهام آن را ایران 25 سال قبل خریداری کرد و همچنین توقیف خریدهای قانونی ایران در سال‌های گذشته توسط کشورهای غربی نشان می‌دهد که صرف نظر کردن ایران از شرایط منطقی خود با منافع ملی مغایرت دارد. در این فضا نیز رهبر فرزانه انقلاب وارد عمل شده و در سخنان تاریخی خود در 13 آبان گذشته صراحتا اعلام کردند ایران فریب وعده های غربی ها را نخواهد خورد.

در این میان برخی از منابع غربی، به‌طور غیررسمی ادامه این «تله بزرگ» غرب برای ایران را لو داده‌اند که حتی پس از تبادل و تصاحب بخش عمده ذخایر اورانیوم غنی‌‌شده ایران توسط غرب، بر اساس توافقات صورت گرفته نه تنها قطعنامه‌های پیشین تحریم شورای امنیت علیه جمهوری اسلامی لغو نخواهد شد بلکه برای عدم صدور قطعنامه جدید پیش‌شرط تازه‌ای که همان تعلیق غنی‌سازی است، مطرح خواهد شد. تجربه تلخ اعتماد به وعده‌های پوشالی دولت‌های غربی در دوران اصلاحات در فعالیت‌های هسته‌ای نشان می‌دهد که هر گاه دولتمردان از موضع اصولی نظام و رهبری عدول کنند،نتیجه مطلوب منافع ملی حاصل نخواهد شد.
 
دنیای اقتصاد:ملاحظاتی پیرامون خوشه‌بندی

«ملاحظاتی پیرامون خوشه‌بندی»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم علی سرزعیم است که در آن می‌خوانید؛تردیدی نیست که هدفمند کردن یارانه‌ها از جمله خواسته‌های دیرین اقتصاددانان کشور بوده و سال‌ها است که بر انجام آن پافشاری دارند.

حال که ‌این سیاست به مرحله اجرا رسیده، باید در مورد نحوه اجرای آن نهایت دقت را نمود؛ چرا که از جمله اموری است که سرنوشت آن بر اساس منطق و استدلال پیرامون ضرورت انجام آن رقم نمی‌خورد، بلکه توفیق یا شکست اجرای ‌این سیاست است که سرنوشت آن را رقم خواهد زد. با توجه به اطلاعیه اخیر کارگروه تعیین شده برای‌ این هدف، مشخص گردیده که تکلیف نحوه خوشه‌بندی هنوز قطعی نیست و در مورد کیفیت انجام کار هنوز غور و بررسی صورت می‌گیرد.

نکته اولی که باید توجه داشت ‌این است که در ‌این رابطه دو خطای مشابه؛ دو خطایی که در آزمون فرض آماری وجود دارد، می‌تواند رخ دهد. خطای اول‌ این است که خانواده‌ای فقیر در زمره خانواده‌ای با درآمد متوسط یا خانواده‌ای با درآمد متوسط در زمره خانواده‌ای با درآمد بالا در نظر گرفته شوند. خطای دوم ‌این است که خانواده‌ای با درآمد متوسط در زمره خانواده‌های فقیر گنجانده شود یا خانواده‌ای با درآمد بالا در زمره خانواده‌ای با درآمد متوسط قلمداد شود.

هر کدام از‌ این خطاها هزینه خاص خود را دارد. به عنوان مثال‌، خطای دوم منجر به انجام پرداخت‌های انتقالی بیشتر می‌شود؛ در حالی که جلوگیری از خطای اول منوط به سخت‌گیری کمتر در مورد خانوارهایی است که در نقاط مرزی قرار می‌گیرند. به هرحال، به نظر می‌رسد سیاست‌گذار باید با توجه به هزینه‌های هر خطا اولویت خود را به نهاد دسته‌بندی کننده اعلام کند و آنها ‌این اولویت را اعمال نمایند.

نکته دومی‌که‌ این روزها مطرح گردیده، خطاهایی است که ممکن است در اثر دسته‌بندی بر اساس صرف درآمد صورت گیرد. از یکسو تئوری‌های اقتصادی به ما می‌گویند که اصولا در مسیر رشد همگرایی میان نقاط مختلف بین کشوری و همچنین درون کشوری رخ می‌دهد؛ اما در عین حال روشن است که درآمد یا ثروت افراد متفاوت است؛ اما هزینه‌های افراد مختلف در نقاط مختلف کشور یکی نیست. در واقع همان‌گونه که آمارتیاسن در کتاب‌های مختلف خود (از جمله سه کتابی که از وی به فارسی منتشر شده) آورده فقر معیار واحدی ندارد و مرز فقر در نیویورک با مرز فقر در چین یا بنگلادش متفاوت است؛ دلیل آن تفاوت هزینه‌ها است. در واقع حداقل سبد مصرفی لازم برای زنده ماندن و زندگی کردن در نقاط مختلف جهان متفاوت است.

به همان سیاق در نقاط مختلف کشور نیز هزینه‌ها همسان نیست.‌این همسان نبودن هزینه‌ها به دو دلیل می‌تواند ‌ایجاد شود. از یک سو در مورد خدمات و اقلامی ‌که در زمره کالاهای غیرقابل مبادله قلمداد می‌شود قیمت‌ها محلی تعیین می‌شود (حداقل در بازار غیررسمی؛ ‌یعنی بازاری که دولت در آن قیمت‌گذاری نمی‌کند). مثال رایج آن کرایه خودروهای شخصی است. با توجه به سفر تعداد زیادی از هموطنان به مشهد در هر سال، ‌این تجربه برای شهروندان مختلف خصوصا شهروندان تهرانی پیش آمده که تفاوت قابل توجهی میان کرایه تاکسی و خودروهای شخصی در مشهد و تهران و همچنین دیگر شهرها وجود دارد.‌ این تفاوت به‌ این دلیل است که نمی‌توان چنین خدماتی را جابه‌جا کرد. به همین قیاس می‌توان حدس زد که هزینه خدمات دیگر نظیر تدریس خصوصی، آرایشگاه و غیره در نقاط مختلف متفاوت باشد. در مورد کالاهای قابل مبادله وضع به‌این صورت نیست، بلکه انتظار می‌رود همسانی بیشتری وجود داشته باشد.

در ‌اینجا نیز با توجه به کشش درآمدی مختلف در نقاط مختلف‌ ایران می‌توان حدس زد که استراتژی‌های بازاریابی بنگاه‌ها را به قیمت‌گذاری متفاوت در نقاط مختلف بکشاند. در ‌این مورد نظر قطعی نمی‌توان داد اما به‌نظر می‌رسد که باید در مورد آن بررسی‌های آماری صورت گیرد؛ چرا که اولا پدیده قیمت‌گذاری و سرکوب قیمت‌ها چنان فراگیر است که می‌تواند مجالی برای خلاقیت‌های بازاریابی یاد شده باقی نگذارد. ثانیا دولتی بودن بسیاری از بنگاه‌ها مانع از انجام چنین تبعیض‌های قیمتی و ولو به نفع مردم محروم‌تر است. در هر صورت به نظر می‌رسد بانک مرکزی با توجه به سیستم جاافتاده‌ای که برای سنجش قیمت کالاها و خدمات در نقاط مختلف‌ ایران دارد بهتر از هر کس می‌تواند در مورد تفاوت هزینه‌های زندگی قضاوت کند.

روشن است که‌ این به معنی آن نیست که معیار دسته‌بندی تفاوت هزینه‌ها قرار گیرد، بلکه به معنی آن است که‌ این واقعیت به شکل یک ضریب تصحیح در محاسبات وارد گردد. از ‌این‌رو لحاظ کردن‌ این امر می‌تواند دقت بهتری در دسته‌بندی فراهم سازد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها