در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در سالهای اخیر شما را در فیلمها و سریالهای تاریخی زیاد دیدهایم. این انتخابها دلیل خاصی داشته است؟
در کارهای تاریخی زیادی بازی نکردهام، اما متاسفانه بعضی از کارهای تلویزیونی در زمانی که باید پخش نمیشوند و به زمان دیگری موکول میشوند و از طرفی یکدفعه دو کاری که شباهتهایی به هم دارند در یک زمان پخش میشوند و خب این مساله باعث میشود این گونه ذهنیتها به وجود بیایند.
خودتان تا چه حد به تاریخ وابسته هستید؟
خیلی زیاد، بخصوص دهههای 1310 تا 1330 را خیلی دوست دارم. به این دلیل که تمام اتفاقات سیاسی کشور در این دههها رخ داده است؛ اتفاقاتی که حتی نتایجش را امروز داریم میبینیم.
آقای نجفی در مورد کارهای اخیر شما یک چیز بخوبی خودنمایی میکند، آن هم وجود نقشهای خاص و متفاوت است. برای مثال هرگز نمیشود نقش کارآگاه علوی را با نقشی که در مجموعه عملیات 125 دارید مقایسه کرد. این مساله را تا چه حد قبول دارید؟
تا حدی قبول دارم. اما باید بگویم ما به عنوان یک بازیگر آنقدرها هم دستمان باز نیست و از طرفی سریالها هم به گونهای نیستند که از لحاظ موضوعی تازه و جلبکننده باشند. به هر حال در پاسخ به این سوال شما تنها میتوانم بگویم من به دنبال کنجکاوی خودم هستم و اینکه آیا میتوانم به عنوان یک بازیگر در ژانرهای مختلف خودم را محک بزنم.
آیا فکر میکنید تا به امروز توانستهاید این موقعیتها را تجربه کنید؟
تا حدودی. به نظر من بازیگر زمانی دچار شکست میشود که نقشهایش دچار سکته شوند و نتواند در نقشهای مختلف ظاهر شود. اینگونه بازیگران حتی به خودشان هم بد میکنند. به هر حال همیشه تلاش کردهام کارهایم با یکدیگر متفاوت باشند.
بعد از این همه سال فعالیت در عرصه بازیگری، معیارهایتان برای انتخاب یک نقش چیست؟
به نظر من سناریوی خوب، کارگردان خوب، تهیهکننده خوب و همین طور فضای صمیمی میتواند در ارائه یک کار قابل قبول موثر باشند.
از طرفی خود نقش هم برایم بسیار اهمیت دارد. این که آیا من در حد و اندازهای هستم که بتوانم آن نقش را بازی کنم. چون تنها دریافت پول کافی نیست و ما در برابر مخاطب مسوول هستیم. بنابراین همه این ملاکها برایم اهمیت دارند.
اما همیشه این ملاکها و معیارها در کنار هم قرار نمیگیرند.
بله، شاید من خیلی ایدهآلیستی به این موضوع نگاه میکنم، ولی شاید حداقل بتوانیم این شرایط را کمکم خودمان در کارها ایجاد کنیم تا با کارهای متفاوتتر و بهتری روبهرو شویم.
برویم سراغ مجموعه عملیات 125. قصه ورودتان به این مجموعه چگونه بود؟
از طرف تهیهکننده کار یعنی آقای هاشمی برای بازی در این پروژه دعوت شدم و پس از صحبتهای اولیه با کارگردان (محمدرضا آهنج) او را جوان فعال و خوشفکری یافتم. بنابراین این پیشنهاد را پذیرفتم.
نقشتان را چقدر دوست داشتید؟
بدم نمیآمد. به هر حال تجربه تازهای برایم بود. همیشه دوستانم به من میگفتند چرا نقش یک آتشنشان را بازی نمیکنی؟ تا این که بالاخره این موقعیت پیش آمد و خب دیدم من هم به هر حال وظیفهای نسبت به این افراد (آتشنشانها) دارم. بنابراین خوشحالم که در این نقش بازی کردم و امیدوارم توانسته باشم به حس کنجکاوی مخاطب هم در رابطه با این حرفه پاسخی داده باشم.
آقای نجفی فکر میکنید این سریال توانسته است تمام حقایق موجود در رابطه با این حرفه را به تصویر بکشد؟
خیر. متاسفانه هنوز حرفهای ناگفته زیادی در رابطه با زندگی آتشنشانها وجود دارد که قابلیت به تصویر کشیده شدن را دارند. البته برای ساخت این مجموعه آتشنشانی همکاری بسیار خوبی با ما داشت و فکر میکنم انتقال و آگاهی خوبی هم توسط کارگردان و تهیهکننده به مخاطب داده شده است، اما هنوز راه طولانی را در پیش رو داریم.
آیا تحقیقی هم نسبت به نقشتان داشتید یا تنها به فیلمنامه اکتفا کردید؟
خیر. بیشتر به فیلمنامه دقتنظر داشتم. ضمن این که آن مدتی را هم که با افراد آتشنشان گذراندیم خودش یک تحقیق جالب و مطلوب بود.
آنها هرگز آدمهای آسمانی نیستند اما با شجاعت، صبوری و دلسوزی مشغول به خدمت هستند. به هر حال قرار گرفتن در کنار این افراد خودش یک زندگی بود.
شما بدل هم داشتید یا خودتان صحنههای عملیاتی را بازی میکردید؟
بله، بدل داشتم و فقط یکجا این اتفاق افتاد.
فکر میکنید جای اینگونه سریالها تا چه حد در تلویزیون ما خالی بود؟
بسیار زیاد. ما شاهد سریالهای زیادی در رابطه با حرفههای دیگر مانند دنیای پزشکان بودهایم و هرگز در رابطه با این شغل کاری را ندیده بودیم، در صورتی که ساخت اینگونه سریالها میتواند جان خیلیها را نجات دهد و بسیار آموزنده است و باید بیشتر ملموس شود.
معمولا در این گونه سریالها غم و شادی در کنار هم قرار میگیرند. آیا فکر میکنید در عملیات 125 این دو وجه به خوبی نمایش داده شده است؟
بله. من فکر میکنم یک نسبت مساوی بین این دو وجه وجود دارد. به هر حال عملیات 125 یک سریال طنز و پر از شوخی نبود و برعکس یک کار جدی و سنگین است. اما نباید چون سخت است کنار بکشیم و اتفاقا باید فرصتها را زیاد کنیم. به هر حال من فکر میکنم هم غم و هم شادی در این سریال و در زندگی تکتک شخصیتهای آن وجود دارد.
فکر میکنید عملیات 125 توانسته با مخاطبش ارتباط برقرار کند؟
بله. در عملیات 125 (سری دوم)، همه چیز خیلی اجراییتر است و برعکس در عملیات 125 (سری اول) همه چیز خیلی اداریتر بود.
یکی از سختترین صحنههای این سریال را که به یاد دارید، برایمان بگویید.
قرار گرفتن در نزدیکی آتش واقعا برایمان کار دشواری بود، چرا که اصلا نمیشد آن حرارت بالا را تحمل کرد. در آن صحنهها ما بسختی کار آتشنشانها به معنای واقعی پی میبردیم.
کدامیک از نقشهایتان را بیشتر دوست دارید؟
فکر میکنم کارآگاه علوی نقشی است که هم در ذهن مخاطبم باقی مانده است و هم خودم آن را بیشتر میپسندم.
فکر میکنید نقشتان در مجموعه عملیات 125 هم بتواند در سالهای آتی چنین جایگاهی را برایتان پیدا کند؟
باور کنید که هنوز نمیتوانم در این رابطه قضاوتی داشته باشم. این را باید مردم بگویند. اما به هر حال من سعی خودم را در رابطه با این نقش کردهام.
در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
قرار است تهیه یک سریال را شروع کنم آن هم به کارگردانی حجتالله سیفی.
محمدرضا آهنج...
کارگردان جوانی که بسیار مهربان است و روی کارش تسلط خوبی دارد.
آتشنشانها...
به معنای واقعی صبور و پر از شهامت
عملیات 125...
سریالی که بسیار آگاهکننده بود و جایش در تلویزیون خالی.
احمد نجفی...
هنوز نسبت به نقشهایش کنجکاوانه برخورد میکند.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: