در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هستند بسیاری از مسافرین و شهروندانی که از پل ولایت بر روی رودخانه قرهسو در شهر کرمانشاه عبور میکنند، اما نمیدانند که آب این رودخانه که به معنای آب سیاه است هنگامی که از دشتهای اطراف کرمانشاه می گذرد چه بر سر اکوسیستم این منطقه میآورد!
کمتر از 30 سال پیش رودخانه قرهسو را میشد به زیستگاهی تشبیه کرد که تنوع زیستی پیچیدهای از آبزیان، پرندگان، گیاهان، درختان و جانوران مختلف را در خود جای داده بود، به گونهای که بومیان محلی بیش از 15 گونه ماهی از همین رودخانه با نامهای محلی نظیر دلنج، زردک، بتک، زنگول، سلیمانی، شیر بت، کپور، سنگ و... صید میکردند و حتی بسیاری از بومیان اطراف رودخانه از طریق صید و فروش ماهی امرار معاش میکردند.
فصل بهار و هنگامی که میزان آب رودخانه به دلیل ذوب شدن برف کوهستانها به بالاترین حد خود میرسید، قره سو تبدیل به یکی از زیباترین زیستگاههای طبیعی میشد، قرهسو شریان حیاتی بود که در کالبد دشتهای کرمانشاه جاری میشد و شوق زیستن را در آن چند برابر میکرد.
اما چرا نیاکان ما نام این رودخانه را قرهسو یعنی آب سیاه گذاشتتند؟ شاید کسانی که رودخانه را با این اسم غیرمتعارف نامگذاری کردند میدانستند که قرهسو در آینده باید چه بهایی پرداخت کند، اما آنها از یک واقعیت مهم غافل بودند و آن اینکه در حال حاضر آب سیاه هم نمیتواند تراژدی که در حال رخ دادن برای این رودخانه است را توصیف کند.
پرداختن به منشا آلایندههای قرهسو کاری تخصصی خواهد بود، اما آنچه که مشهود است تبدیل شدن قرهسو به رودخانهای است که به دلیل وجود انواع آلایندهها، هم اکنون تنها گونههایی بسیار محدود از جانوران در آن زندگی میکنند؛ در حال حاضر پرندهای موسوم به مرغ سیاه، گونهای معمولی از لاک پشت و تعداد بسیار محدودی قورباغه تنها موجوداتی هستند که در برابر تمامی تغییرات روی داده در این رودخانه مقاومت کرده و به حیات خود ادامه می دهند که تصور نمیشود آنها هم در این گردونه بتوانند مدت طولانی دوام بیاورند و در نهایت در ورطه قدرت انواع آلاینده برای همیشه نابود خواهند شد.
در این اکوسیستم دیگر خبری از ماهیان آبهای شیرین، خرچنگ، تنوع گیاهی، پرندگان و درختان نیست و به طور کلی قرهسو با حجم عظیمی از آلایندههایی که با خود به همراه میبرد تنها ندای مرگ را در دشتهای کرمانشاه میپیچاند.
رودخانه قرهسو در خروجی شهر کرمانشاه با جذب انواع آلایندههای شهری تبدیل به رودخانهای میشود که در تشبیه آن به رودخانه اسطورهای یونان چندان اغراق نشده است و در مسیر پر پیچ و خم خود همچنان بر آلایندههای آن افزوده میشود تا اینکه در نهایت به رودخانه گاماسیاب پیوسته و سیمره را تشکیل میدهد.
اما در مسیر بین شهر کرمانشاه تا رسیدن به منطقهای که به دوآب معروف است و روخانه سیمره تشکیل میشود اکوسیستمی که رودخانه قرهسو طی قرون آن را شکل داده بود در عرض کمتر از سه دهه تخریب شده است.
با افزایش جمعیت شهری و افزوده شدن میزان آلایندهها و همچنین افزایش آلایندهها در مسیر رودخانه، به جرات میتوان گفت که در فصل تابستان که میزان آب رودخانه به پایینترین حد خود میرسد، پدیدهای طبیعی به نام قرهسو دیگر وجود ندارد، بلکه مسیر رودخانه تبدیل به کانالی میشود که فاضلابهای شهری و روستایی از آن میگذرند و صحنهای نازیبا از زیستگاه قرهسو را در ذهن بیننده حک میکنند.
روزها، سالها و دههها میگذرند و رودخانه قرهسو هم آخرین نفسهای قبل از مرگ را در سینه حبس کرده است و همه این تراژدی مرگبار را از نزدیک آنچنان مشاهده میکنند و میگذرند که انگار محیط زیست و حفظ آن مقولهای لوکس، بیمعنی و بیتاثیر در رستگاری و سعات انسان و توسعه جوامعی است که در آن زندگی میکنند... آیا روزی خواهد رسید که یک ناجی از راه برسد و برای دمیدن جانی تازه در عروق آلوده این رودخانه، امیدی هر چند ناچیز به دوستدارن محیط زیست بدهد؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: