گفتگو با بهروز غریب‌پور، کارگردان اپرای عروسکی مولوی

تولد اپرای ملی با ردیف موسیقی ایرانی

اپرای عروسکی مولوی که در بخش مهمان بین‌الملل جشنواره تئاتر فجر حضور دارد، از 5 بهمن‌ماه روی صحنه رفته است و پس از برگزاری مراسم اختتامیه این رویداد هنری که در آن از بهروز غریب‌پور تجلیل و قدردانی خواهد شد، در تالار فردوسی همچنان به اجرای عمومی خود ادامه خواهد داد. اپرای عروسکی مولوی، چهارمین اثر غریب‌پور و گروه تئاتری آران در این حوزه است. این کارگردان با تجربه تئاتر، ابتدا اپرای رستم و سهراب را به روی صحنه آورد، سپس به سراغ مکبث، اثر جوزپه وردی ایتالیایی رفت و سال گذشته هم اپرای عاشورا را اجرا کرد. آنچه غریب‌پور در چند سال گذشته در این حوزه پشت سر گذاشته، مسیری روبه رشد بوده که با اپرای مولوی به هویتی ایرانی و ملی رسیده است. در گفتگو با این کارگردان تئاتر و اپرا، راهی را که او طی کرده است تا به اپرای مولوی برسد، با یکدیگر مرور کرده‌ایم.
کد خبر: ۳۰۹۴۵۶

چه شد که سراغ شیوه عروسکی نخی رفتید و آن را در قالب اپرا به کار گرفتید؟

من از دوران دانشجویی و از اواخر دهه 40 خورشیدی به نمایش عروسکی علاقه‌مند شدم و در تمام این سال‌ها آن را به طور جدی پیگیری می‌کردم. از سوی دیگر همواره از نمایش‌های موسیقایی لذت برده‌ام و بارها آثاری را با این ویژگی روی صحنه آورده‌ام.

بنا به همین تجربه‌ها بود که وسوسه شدم تا این دو ویژگی و علاقه را درهم بیامیزم. نتیجه این کوشش ابتدا اپرای عروسکی رستم و سهراب را شکل داد و پس از 2 کار مکبث و عاشورا، امروز به مولوی رسیده است.

در کشوری که اپرا هنری فراموش شده است، این کار شما جسورانه بود.

تمام تلاش من در چند سال گذشته و اجرای 4 اپرای عروسکی برای این است که مردم با این هنر که می‌تواند ملی و ایرانی شود، آشنا شوند.

اما در عین حال نمی‌توان این مساله را نادیده گرفت مادامی که اپرا از سوی مردم و مخاطبان تئاتر حمایت نشود، روبه نابودی است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از آنجا که اپرا ریشه‌های مردمی نداشت، فعالیتش متوقف شد و نه مردم و نه دولت از آن حمایت نکردند.

البته با وجود اجراهای متعدد اپرا در تالار رودکی در پیش از انقلاب هم مردم چندان آشنایی با این هنر نداشتند.

علت این بود که فعالیت‌های آن دوره از دیوارهای تالار رودکی خارج نشد و مردم با اپرا احساس نزدیکی نکردند. این در حالی بود که مردم پیش از آن به اپرت‌های دوره مشروطه روی‌خوش نشان داده بودند. مشکل در نوع آثاری بود که روی صحنه می‌رفت.

بعد از به صحنه رفتن اپرای عروسکی رستم و سهراب، تصور نمی‌شد که گروه آران بعد از آن هرساله برنامه‌هایی را به شکل مرتب به اجرا درآورد.

گروه تئاتر عروسکی آران از همان آغاز که نخستین اپرای عروسکی خود را تولید کرد، در این اندیشه بود که اجرای این آثار باید به تناوب ادامه داشته باشد و با گذشت زمان، تولیدات بعدی هم به برنامه‌های قبلی اضافه شود. تنها با این روش می‌توان به ادامه حیات این هنر نوپا در ایران امیدوار بود.

از نظر مسائل فنی هم پس از اپرای رستم و سهراب، در 3 کار جدیدتان به نیروهای ایرانی تکیه کرده‌اید؟

ما در زمینه استفاده از مداد، قالب‌گیری و اتصالات به یک دستاورد جدید رسیده‌ایم. خاصیت یک کار مستمر گروهی نیز همین است و امروز هریک از دوستان گروه آران به سرمایه‌ای برای جامعه تئاتر عروسکی ایران تبدیل شده‌اند.

بارها اشاره کرده‌اید می‌خواهید اپرای عروسکی را به هنری ملی تبدیل کنید. در حالی که شیوه نمایش عروسکی نخی و اپرا هنرهایی غربی هستند، چگونه می‌توان به آنها هویتی ایرانی بخشید.

کشور ما از دیرباز دارای سنت عروسکی نخی بوده است که نمونه آن را می‌توان در خیمه‌شب بازی مشاهده کرد، از این‌رو نمی‌توان این شیوه را غربی دانست. از جهت دیگر هم، اپرا نمایشی آوازی است که ریشه در نمایش‌های آوازی و ازجمله تعزیه دارد. در واقع غربی‌ها براساس یک تجربه و مکانیسم آموزشی که داشته‌اند، همواره توانسته‌اند پدیده‌ای را از یک سرزمین بگیرند و آن را گسترش و توسعه بدهند. در مورد اپرا و اپرای عروسکی هم چنین کاری کرده‌اند.

اما شیوه‌ای که شما در نمایش عروسک‌های نخی به کار گرفته‌اید، با آنچه ما در گذشته کشورمان داشته‌ایم بسیار متفاوت است.

در اپرای مولوی موسیقی به طور کامل ایرانی است و اجرای آن را باید تولد اپرای ملی دانست

در عروسک سنتی خودمان تنها 3 نخ در اختیار دارید و در نتیجه محدودیت‌های بسیاری در آن مشاهده می‌شود. به شکلی که عروسک به صورت جهشی حرکت می‌کند و نمی‌تواند دقیقا وانمود کند که حرکت تمام عیار موجود زنده را دارد. در مورد خیمه‌شب‌بازی هم سعی کردم دامنه را فراتر ببرم و در کارهایم محدودیت‌ها را به امکان تبدیل کنم ولی بیشتر از این نمی شود از خیمه‌شب‌بازی تقاضا کرد و به محض تقاضای بیشتر باید تعداد نخ‌هایتان را بیشتر کنید و عروسک‌ها و ساختار و... را تغییر دهید و به این ترتیب وارد حیطه نمایش عروسکی کلاسیک غرب می شوید.

در طول چند سال گذشته، اپراهای عروسکی شما بتدریج رنگ و بوی ایرانی بیشتری پیدا کرده‌اند. تا آنجا که پارسال اپرای عاشورا را با ریشه‌های موسیقی ایرانی به روی صحنه آوردید و امسال با اپرای مولوی به طور کامل به موسیقی ردیف دستگاهی وفادار مانده‌اید. چگونه این مسیر را طی کردید؟

اعتراف می‌کنم که ابتدای کار، خود من هم اعتماد به نفس لازم را نداشتم؛ اما خوشبختانه با کار و پژوهش مستمر توانستیم اپرایی را بر مبنای ردیف‌های موسیقی دستگاهی ایران بنویسیم. در این راه، بهزاد عبدی به عنوان آهنگساز در اپرای عاشورا با من همراه شد و همکاری ما در اپرای مولوی ادامه پیدا کرد. او کاری متفاوت و سخت را برای اولین بار به سرانجام رساند و گروه نوازندگان و خوانندگان به خوبی از پس آن برآمدند.

چه شد که سراغ عبدی رفتید؟

در یک اتفاق تصادفی با او روبه‌رو شدم و در این مدت توانستیم با همکاری هم، بر اساس موسیقی سنتی، پایه‌های اپرای ملی را پایه‌ریزی کنیم.

آیا ممکن است یک روز شاهد اجرای یک اپرای زنده از سوی شما باشیم؟

فعلا بهتر است همین اپرای عروسکی را پیش ببریم و زمینه‌های کار را آماده کنیم تا به مرور بتوانیم به اجرای زنده برسیم.

منظورتان چه زمینه‌هایی است؟

برای مثال در همین سال که کار اپرای عروسکی را شروع کرده‌ایم، موسیقیدانانی به سمت ساخت آهنگ اپرا آمده‌اند که می‌توان به آینده این راه امیدوار بود. اما در حوزه بازیگری، از آنجا که به آوازه‌خوان‌هایی نیاز داریم که بازیگران خوبی هم باشند، باید چند سالی کار کرد و مقدماتش را فراهم آورد.

حالا نمی‌شود سراغ بازیگران رفت و به آنان آواز خواندن یاد داد؟

پایه و اصل اپرا موسیقی و آواز است. در واقع این هنر خوانندگان بسیار خوبی می‌خواهد که بازیگران خوبی هم باشند. برای مثال چند سال باید با یک بازیگر کار کرد تا صدایش مثل همایون شجریان شود؛ اصلا به نظر شما این کار شدنی است؟

اشاره به همایون شجریان کردید. او و 16 خواننده دیگر اپرای مولوی بسیار خوش درخشیده‌اند. فکر می‌کنم آرزوی دیرینه شما برای استفاده از ردیف‌های آوازی ایرانی در اپرا تحقق پیدا کرده است.

باید بگویم که این نخستین اپرای ملی است و در آن صددرصد از موسیقی ایرانی استفاده کرده‌ام. اپرای مولوی می‌تواند مقدمه‌ای برای شکل‌گیری اجرای اپرای زنده ایرانی باشد که امیدوارم بتوانم این مساله را نیز به انجام برسانم.

مهدی یاورمنش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها