جنایتی که باید جدی گرفته شود

از دوستی اینترنتی تا قتل

مرور بعضی اخبار حوادث می‌تواند هشدارآمیز باشد و از تکرار برخی وقایع تلخ و ناخوشایند پیشگیری کند. یکی از این دست اخبار ماجرای یک دوستی اینترنتی است که به جنایت منجر شد و تا مدت‌ها افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داد. ماجرای مامک و آرش از جمله پرونده‌هایی است که در تاریخ جنایی ایران می‌ماند، چرا که از اولین حوادثی بود که با فراگیر شدن اینترنت و استفاده نادرست از این تکنولوژی رقم خورد. آرش مرد جوانی بود که در زندگی مشترک تجربه موفقی نداشت و با وجود داشتن یک فرزند دختر در سال 76 از همسرش جدا شد.
کد خبر: ۳۰۹۳۸۳

او تابستان 2 سال بعد در یک چت‌روم دختری به نام مامک را شناخت و به دوستی اینترنتی با او تا آنجا ادامه داد که به ملاقات این دختر رفت و خیلی زود دو جوان درگیر یک ماجرای عاطفی شدند و تصمیم گرفتند با هم ازدواج کنند ولی تجربه تلخ آرش مانع بزرگی بر سر آنها بود. هرچند مامک تصمیم داشت ماجرای طلاق آرش را از خانواده‌اش پنهان کند، آنها بالاخره از موضوع باخبر شدند و به مخالفت با این وصلت پرداختند اما آرش همچنان بر خواسته‌اش پافشاری می‌کرد.

این گونه بود که مشاجرات و کشمکش‌ها شروع و مرد جوان برای رسیدن به دختر مورد علاقه‌اش به تهدید متوسل شد. این وقایع برای خانواده دختر 26 ساله نگران کننده به نظر می‌رسید. آنها چاره کار را در این دیدند که برای مدتی فرزندشان را از فضای تنش‌آلود دور کنند .به این ترتیب مامک که تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بود چمدان‌هایش را بست و برای ادامه تحصیل راهی ارمنستان شد. 6 ماه در آرامش گذشت تا این که دختر دانشجو با استفاده از تعطیلات بین ترم به ایران بازگشت تا با خانواده‌اش ملاقات کند. همزمان با این اتفاق آرش بار دیگر خودنمایی کرد. او دیگر احتیاط را کنار گذاشته و خشونت را برگزیده بود. رفتارهای ناشایست این مرد مادر مامک را وادار کرد از او به دلیل ایجاد مزاحمت شکایت کند. این اتهام کافی بود تا آرش بازداشت شود اما 3 روز بعد با دادن تعهد و رضایت شاکی آزاد شد. البته آرش هنوز قصد نداشت از سماجت دست بردارد. اوساعت 20 چهارشنبه دوم بهمن 81 به خانه دختر جوان در خیابان یوسف‌آباد رفت و دست به گروگانگیری زد و در جریان آن مامک را با چاقو کشت و سپس خودزنی کرد.

مادر مامک حادثه را این طور توضیح داده است: به همراه دو دختر و مادرشوهرم در خانه نشسته بودیم که زنگ خانه به صدا درآمد و مردی که پشت در بود به مادرشوهرم گفت: پستچی آمده و از خارج برایمان بسته آورده است. چند لحظه بعد صدای فریادهای مادرشوهرم را شنیدم. دختر کوچکم برای کمک به مادربزرگش به سمت در دوید، همان لحظه صدای ناله او را شنیدم. مامک که تا این لحظه ساکت بود به سرعت از پله‌ها پایین رفت.

چند لحظه بعد آرش درحالی که زیر بغل مامک را گرفته بود، به آرامی وارد آپارتمان شد. مامک دست روی شکمش گذاشته بود، از میان انگشتانش خون سرازیر شده بود. وحشت‌زده به سویآرش دویدم و با فریاد از او خواستم دخترم را رها کند، اما او با یک حرکت دست ضربه محکمی به سرم زد و مرا به گوشه‌ای پرت کرد، درحالی که مامک را با خود می‌کشید،او را به درون یکی از اتاق‌ها برد و در را از پشت قفل کرد. ماموران پلیس بعد از اطلاع از این گروگانگیری به سرعت به محل حادثه رفتند و وقتی وارد اتاق شدند خود را در برابر جنازه دختر جوان و پیکر نیمه‌جان خواستگارش دیدند. آرش به بیمارستان منتقل و پس از بهبودی محاکمه و به قصاص محکوم شد و این حکم به اجرا درآمد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها