در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ارتباط با اتحادیه اروپا، اجلاس لندن، مشکلات مرزی با عراق و روابط با مصر و موضوع سفر حج عمره و فعالسازی دیپلماسی رسانهای در این مصاحبه مورد بحث و بررسی قرار گرفت. از منظر مهمانپرست ریشه بسیاری از مشکلات منطقه به دخالتهای کشورهای فرامنطقهای برمیگردد و در چارچوب راهبرد سیاست خارجی ایران همسایگان قدرتمند، توسعه یافته، با امنیت و ثبات بالا ترجیح دارند.
قرار بود هیاتی پارلمانی از اتحادیه اروپا راهی ایران شود، اما این سفر به دلایلی با عنوان فشارهای رسانهای و مخالفت مقامات غربی به زمان دیگری موکول شد. این چه نوع فشارهایی بود که باعث لغو یک سفر شد؟
این سفر لغو نشده، بلکه باید زمانش تنظیم و میان دو طرف قطعی شود. ما فکر میکنیم دیپلماسی پارلمانی نقش و جایگاه بسیار برجستهای دارد و نمایندگان مجالس کشورها نمایندگان مردم هستند و میتوانند در ایجاد ارتباط و استفاده از ظرفیتهای متقابل نقش برجسته و موثری داشته باشند. اتحادیه اروپا بعد از تغییر و تحولاتی که داشت به سمت یک هویت واحد حرکت میکند و پارلمانی دارد که از نمایندگان کشورهای مختلف اروپایی تشکیل شده است.
این پارلمان برای خودش جایگاه ویژهای در اتحادیه اروپا ایجاد کرده و ما فکر میکنیم ارتباط مجلس شورای اسلامی با پارلمان اتحادیه اروپا درجای خودش میتواند خیلی مفید باشد. بنابر مذاکرات و رفت و آمدهایی که در این مدت شده بود، اعضای پارلمان اروپا علاقهمند بودند سفری به ایران داشته باشند، که این دعوت با میزبانی مجلس شورای اسلامی پیگیری شد، اما در مورد زمان این سفر توافق قطعی انجام نگرفت و زمان آن دو سه بار تغییر کرد. برای این روابط، شروع مذاکرات و استفاده از حداکثر ظرفیتهای موجود باید یک برنامهریزی دقیقی انجام داد و از این رو لازم است دریک زمان و فضای مناسبی این سفر انجام شود تا بیشترین بهرهبرداری از آن صورت گیرد.
اینکه در شرایط خاصی بعضی کشورها مثل آمریکا با فشارهای سیاسی یا فضاسازیهای رسانهای تلاش دارند در برخی مسائل مربوط به کشور ما دخالت یا اغراض خاصی را تحمیل کنند، رویکرد مناسبی نیست.
ما بارها اعلام کردهایم اولا این رویکرد کارآمد نیست و به نتیجه نمیرسد، درثانی منافع مردم کشورها را بیشتر به خطر میاندازد، آنها را محروم میکند و در درجه سوم مردم ما وقتی احساس میکنند با اغراض سیاسی حرکتهایی انجام میشود که منافع ملت ما را هدف قرار داده است، در رسیدن به اهداف خود و پایداری بر استقلالشان محکمتر میشوند.
در این ارتباط نیز تعدادی از نمایندگان مجلس آمریکا، نامهای برای این هیات پارلمانی نوشتند و سعی کردند به آنها فشار بیاورند که راهی ایران نشوند.
توجه داشته باشید تصویری که بعضی رسانههای غربی و این نمایندگان مجلس آمریکا از وضعیت داخلی ایران نشان میدهند، تصویر نادرستی است.
در حوادثی که بتازگی رخ داد برخی رسانههای خارجی سعی کردند یک تعداد محدودی افراد که با انگیزههای معلوم و با حمایتهای خارج از کشور دست به اغتشاش و آشوبگری زدند به عنوان یک جریان مردمی معرفی کنند و حضور عظیم ملت ما را کمرنگ جلوه بدهند و با همان اغراض سیاسی نیزبه هیات پارلمان اتحادیه اروپا فشار آوردند تا سفری به ایران نداشته باشد.
یعنی آنطور که رسانههای خارجی میگویند سفر به طور یکطرفه از سوی ایران لغو نشده است؟
ما چون نمیخواهیم روابط خوب پارلمانی ما با اتحادیه اروپا تحت تاثیر این مسائل قرار بگیرد یا تحت فشارهای سیاسی مسیری که برای همکاری با هم اتخاذ کردهایم محدود شود به پارلمان اتحادیه اروپا اطلاع دادیم که درباره زمان سفر در آینده و خارج از این فضاها و فشارها برنامهریزی کنیم. علیرغم فشارهای زیادی که به این هیات پارلمانی آورده بودند آنها فکر میکردند انجام این سفر مناسب خواهد بود و فشارها را تحمل میکنند، ولی آن بهرهبرداری حداکثری که مورد نظر ما بود، انجام نمیشد.
آیا اتحادیه اروپا در روابط با ایران، همچنان رویکرد پیروی از سیاستهای آمریکا را ادامه میدهد یا در ساختار سیاسی جدید این اتحادیه، رویکرد آن نیز تغییر یافته است؟
آن چیزی که در دنیای امروز مد نظر تصمیمسازان سیاست خارجی قرار دارد، تامین منافع کشورهاست، یعنی هر کشوری در بحث روابط دو جانبه حتما منافع ملی خود را محور قرار میدهد و اگر اتحادیه اروپا به سمتی حرکت کند که بخواهد هویت واحد داشته باشد لازم است منافع اروپا را در نظر بگیرد. این معنی ندارد که اتحادیه اروپا بخواهد از منافع خودش به خاطر سیاستهای یک کشور دیگر مثل آمریکا بگذرد. اگر هم در بعضی مقاطع خاص و محدود چنین اتفاقی بیفتد پایدار نخواهد بود.
معمولا سازمانها و اتحادیهها محور تصمیمگیریهایشان تامین منافع اعضا است. پس فکر میکنیم اروپا به عنوان یک هویت مستقل و واحد میتواند در تصمیمگیریها و در پیشبرد اهداف دوجانبه و منطقهایاش طراحی جداگانه و مستقلی داشته باشد و منافع مردم اروپا را در نظر بگیرد.
وزیر امورخارجه در مصاحبهای که با روزنامه جامجم داشت تاکید کرد ما در قبال اتحادیه اروپا، سیاست انتقادی و همکاری را انتخاب کردهایم و اگر اروپا آماده باشد که سیاستهای جدیدی را در قبال ایران طراحی کند، ما هم آماده هستیم که به آنها کمک کنیم. در این طراحی سیاستهای جدید، دقیقا نقطه نظر ایران چیست و ایران به دنبال چه نوع رویکردی از سوی اروپاست؟
اولین مساله این است که اروپا باید یک نگاه واقعبینانه به کشور ما داشته باشد و ظرفیتهای فراوانی که در ایران وجود دارد را بخوبی درک کند. اگر قرار باشد اروپا به جای نگاه واقعبینانه، یک تصویر نادرست از نظام جمهوری اسلامیداشته باشد و براساس این تصویر اشتباه، برنامهریزی کند به نتیجه نمیرسد. اروپا باید دیدش را صحیح کند و رفتارش را نسبت به ایران و همه کشورهای مستقل دنیا جدای از بیعدالتی، رفتارهای دوگانه و تبعیضآمیز ترسیم کند.
ما برای اینکه رویکرد کشورهای مختلف را برای خودمان تحلیل کنیم، مصداقهایش را بررسی میکنیم، به عنوان مثال چرا باید اروپا حق فعالیت صلحآمیز هستهای ما را به رسمیت نشناسد؟ چرا به یک کشور مستقلی که میخواهد روی پای خودش بایستد و نیازهایش را تامین کند فشارهای خارج از رویه حقوقی میآورند و میخواهند ما را از حقوقمان محروم کنند؟ این در حالی است که خیلی از کشورهای دیگر در فعالیت هستهای خود اهداف نظامی را دنبال میکنند، تعهدی به سازمانهای بینالمللی ندارند، حاضر نیستند عضو آژانس بینالمللی انرژی اتمی شوند و حتی کشورهای دیگر را با استفاده از سلاحهای هستهای تهدید میکنند. چرا اتحادیه اروپا و کشورهای اروپایی رفتارشان دوگانه است؟ چرا کشورهای مستقل که هیچ خطایی ندارند را تحت فشار میگذارند؟
ولی درباره کشورهایی که رسما تهدید میکنند و دست به جنایت میزنند صحبتی نمیکنند؟ چرا رژیم اشغالگر قدس را محکوم و محدود نمیکنند؟ چرا بعضیها نمیخواهند این رژیم کلاهکهای هستهایاش را از میان ببرد؟ این موضوعات در ذهن مردم و افکار عمومی یک علامت سوال ایجاد میکند.
آنها چرا وقتی صحبت از حقوق بشر میکنند به داخل جامعه خود توجهی ندارند و مردم را سرکوب و از حقوقشان محروم میکنند؟ اروپاییها فقط نگاه به بیرون دارند و براساس نظرات خود مسائلی را که ممکن است براساس عرف یا فرهنگ و مذاهب کشورها طراحی شود و حقوق کشورها برمبنای آن تعریف شده باشد، خلاف قلمداد میکنند.چنین رفتاری به شعور یک ملت بزرگ برمیخورد و این مساله را قبول نمیکند.
شما ببینید اقداماتی که اکنون در اروپا روی میدهد همگی ناقض حرفها و شعارهایی است که آنها میدهند.
در بحث آزادی بیان و فعالیت جریانات مختلف چرا آشوبگری، درگیری و برخورد، سرکوب مردم و دانشجویان در اروپا مشاهده میشود؟ چرا در زندانها رفتارهای خلاف رویه انسانی انجام میشود؟ چرا اصول رعایت شوونات انسانی در عملکرد آنها نسبت به افراد مشاهده نمیشود؟ چرا حقوق پیروان مذاهب مختلف رعایت نمیشود؟ آنها از آزادی سخن میگویند و بر این عقیده هستند که باید پیروان مذاهب مختلف را در نوع رفتارشان آزاد بگذاریم، پس چرا در بعضی کشورهای اروپایی حجاب ممنوع است؟ مگر آزادی نیست. خب کسی که پیرو اسلام است و خود را مسلمان میداند و براساس دین خودش خود را مکلف میداند که حجابش را رعایت کند چرا منع میکنند؟ این که دیگر آزادی نیست. همین که اجازه نمیدهند مردم در انتخاب مذهب و اعمال مذهبیشان آزادانه عمل کنند، این نقض ادعاهای آنهاست. چرا در سوئیس همهپرسی برگزار میکنند و میگویند مساجد نباید مناره داشته باشد؟ چنین اقدامی با کدام یک از تعابیر حقوق بشری یا حقوق مذاهب یا رفتارهای دموکراتیک سازگاری دارد؟
شما میبینید در کشورهای غربی اطلاعات شخصی مردم بدون اطلاع آنها رصد میشود. هر نوع تصمیمی که میخواهند گرفته میشود. در زندانها رفتارشان با مردم یا کسانی که بازداشت شدهاند رفتار انسانی نیست. شاهد شکنجه در زندان گوانتانامو، ابوغریب یا جاهای دیگر هستیم و این فقط آمریکاییها نیستند که چنین جرمهایی را مرتکب میشوند، بلکه برخی اروپاییها هم با آنها همراه هستند و مرتکب این جرایم میشوند. چرا در مورد قضیه بلک واتر که در عراق اتفاق افتاده کسانی را که مجرم بودند و جرمهای سنگین مرتکب شدند، تبرئه کردند . چه انتظاری دارند که مردم در کشورهای دیگربه حرفهای آنها اعتماد کنند؟
اروپاییها یکسری واژههایی را تعریف کرده و از آن استفاده ابزاری میکنند. آنها هرجا که نیاز داشته باشند دیگر کشورهای مستقل را که نمیخواهند به آنها باج بدهند با این ابزارها تحت فشار قرار میدهند، اما در کشورهای اروپایی رفتار و عملکرد خود را نادیده میگیرند.
اگر میگویم اروپا باید رویکردش را تغییر دهد، منظورم این است که باید واقعبین باشد و واژههای جعلی را کنار بگذارد و تعریف مجددی از نوع رفتار و دیدگاهش به کشورهای مستقل داشته باشد.
اینکه آنها حقایق را وارونه جلوه میدهند یا سعی میکنند فقط برای فشار آوردن به کشورهای دیگر بعضی از موضوعات را مهم جلوه دهند، تماما در روابط تاثیر منفی میگذارد.
اروپاییها از دموکراسی سخن میگویند، دموکراسی یعنی اینکه افراد خودشان حق تعیین سرنوشت خود را در انتخابات داشته باشند، پس چطور در کشورهایی مثل جمهوری اسلامی ایران که 31 سال از انقلاب میگذرد و 31 انتخابات بزرگ در کشور برگزار شده است، خود مردم در صحنه هستند و خود انتخاب میکنند، این دموکراسی را نمیپذیرند؟
در فلسطین انتخابات برگزار میشود، حماس رای میآورد، اروپاییها آن را قبول نمیکنند. آنها میگوید ما دموکراسیای را قبول داریم که نتیجهاش مورد نظر و مطلوب ما باشد. این که دیگر دموکراسی نیست.
اگر اروپاییها شعار دموکراسی میدهند چطور از کشورهایی که تا به حال در کشورشان یک انتخابات هم برگزار نشده است، حمایت میکنند و راجع به آنها حرفی نمیزنند؟ این رفتار دوگانه است و دوگانگی باعث میشود اعتماد طرف مقابل سلب شود. ما معتقدیم غربیها و بخصوص اروپاییها باید رفتارخودشان را تغییر دهند و اعتماد از دست رفته را دوباره احیا کنند و بکوشند واقعبینانه و محترمانه با حقوق کشورهای دیگر برخورد کنند.
با توجه به برگزاری اجلاس افغانستان در لندن، این برای دومین بار است که از ایران برای شرکت در اجلاسی با موضوع افغانستان دعوت میشود. ایران به چه عنوان در این اجلاس دعوت میشود و اگر در این اجلاس شرکت نمیکند چه دلیلی دارد؟
درحال حاضر کشورهای مختلفی که برای ایفای نقش در حل مشکل افغانستان ابراز علاقه میکنند، هیچکدام تاکنون اظهار نکردهاند که ایران نقش تشدیدکننده در درگیریهای این کشور دارد.
ایران بیشترین خسارت را از بحرانها در افغانستان تحمل کرده است. ما در جنگهای طولانی افغانستان از بیشترین میزان آوارههای افغانی در کشورمان پذیرایی کردهایم. اگر بحث مواد مخدر در افغانستان کنترل نشود، بیشترین خسارت را از مواد مخدر کشور ما متحمل میشود. اگر بحث ناامنی، تروریسم و مسائل دیگری باشد چون همسایه هستیم بیشترین آسیب را ایران میبیند. طبیعی است که ما تمام تلاشمان را بکنیم تا در افغانستان صلح و ثبات ایجاد شود. اگر رشد و توسعه در افغانستان باشد، ما بهره بیشتری میبریم و مجبور نیستیم از آوارگان زیاد افغانی پذیرایی و هزینه کنیم.
بنابراین در چارچوب راهبرد سیاست خارجی ایران، حتما همسایگان قدرتمند، توسعه یافته، با امنیت و ثبات بالا برای ما ترجیح دارند.
همچنین روابط طولانی تاریخی، فرهنگ، رسوم و زبان مشترک و خیلی دیگر از موضوعات باعث میشود تاثیرگذاری ایران برای حل مشکلات منطقهای غیرقابل انکار باشد.
اگر کشورهای دیگر میکوشند وارد مسائل منطقه ما شوند، در بسیاری از موارد دخالتهای آنان کار را بدتر میکند و اصلا شاید ریشه و منشأ خیلی از مشکلات موجود در منطقه ما، حضور کشورهای فرامنطقهای باشد، ولی حالا فرض کنید آنها بخواهند اقدامیهم دراین باره انجام دهند که یک راه حلی برای مشکل افغانستان پیدا کنند. فکر میکنم بدون در نظر گرفتن نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران نمیتوانند برنامه کاملی ارائه کنند.
اگر صرفا قصد این کشورها دعوت از جمهوری اسلامی برای حضور شکلی یا ظاهری باشد و به وضعیت افغانستان کمک نکند معلوم نیست تصمیم نهایی ما برای حضور در اجلاس لندن مثبت باشد.
اینکه ما اعلام کردیم ممکن است در اجلاس شرکت کنیم به این دلیل بود که ایران از هر تلاشی برای ایجاد ثبات و امنیت در افغانستان و بهبود وضعیت مردم کشور استقبال میکند. هرجا که احساس کنیم حضور ما در تصمیمگیریها میتواند به ایجاد وضعیت بهتری در افغانستان کمک کند، اعلام آمادگی میکنیم.
مشکل آن جایی پیدا میشود که دستورکار اجلاس خوب تنظیم نمیشود. راه حل نظامی برای افغانستان راه حل مورد قبول ایران نیست و ما فکر نمیکنیم که با افزایش نیرو در افغانستان مشکل حل میشود، چرا که اگر این موضوع درست بود تا حالا این حضور نظامی نتایجی نیز داشت. پس رویکرد این کشورها و دستورکار اجلاسها و شیوه پیشبرد تصمیمات آنها تعیینکننده تصمیم نهایی ایران خواهد بود. ما فکر میکنیم کشورهای منطقهای میتوانند بیشترین کمک را در رفع مشکلات بکنند، بنابراین جایی که نقش ما مشخص باشد و احساس کنیم که میتوانیم با کمک کشورهای همسایه طراحی جدی برای حل مشکلات افغانستان داشته باشیم و رویکرد اجلاس هم به این سمت پیش برود، با دید مثبت، شرکت در آن را دنبال میکنیم.
ایران با چه شرایطی در این اجلاس شرکت نمیکند؟
اگر به این نتیجه برسیم که دستور کار اجلاس آن چیزی نیست که حل مشکل افغانستان باشد و نوع طراحیها و نوع حضور و نقشی که کشورهای مختلف میخواهند در اجلاس داشته باشند، هدف نهایی ما را تامین نمیکند شرکت در این اجلاس کار خیلی جالبی نیست و فایدهای نخواهد داشت.
چندی پیش جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی سفری به ژاپن داشت. بسیاری از تحلیلها اینطور تعبیر شد که ایران فراتر از همکاریهای هستهای با روسیه و چین به دنبال طرح همکاریهای هستهای با ژاپن است. آیا ما درحال عبور از روسیه و چین هستیم و شریک تازهای را در بحث هستهای جستجو میکنیم؟
اولا سفر آقای جلیلی به ژاپن اصلا بحث هستهای نبود و اینطور نبود که محور سفر ایشان هستهای فرض شود و پس از آن هم تحلیلهایی در این ارتباط مطرح شود.
رابطه ایران با کشورهای بزرگ، مهم و با ظرفیت بالا حتما در حال پیشرفت است. در سیاست خارجی معتقدیم باید از همه ظرفیتها استفاده کرد. غیر از یکی دو کشوری که در سیاست خارجی با آنها ارتباط نداریم یعنی رژیم اشغالگر قدس که آن را به رسمیت نمیشناسیم و نامشروع میدانیم و آمریکا که با آن هم روابط سیاسی نداریم با بقیه کشورها ارتباط داریم و با آنها کار میکنیم. فعالیتها و همکاریهای ما میتواند، متناسب با ظرفیتها افزایش پیدا کند. روسیه، چین، ژاپن و اتحادیه اروپا یا بعضی کشورهای دیگر در آمریکای لاتین ظرفیتهای جداگانه و متفاوتی دارند. در آسیای مرکزی کشورهایی وجود دارند که زمینه و فرصت برای افزایش همکاریها با آنها بسیار فراهم است. هیچکدام از این روابط دیگری را نفی نمیکند. ارتباط و توسعه همکاریهای ایران با ژاپن نفیکننده رابطه تهران با روسیه و چین نیست آن هم وقتی ما یک روابط راهبردی را تعریف میکنیم. ایران برنامههای بسیار متنوعی در همکاری با روسیه و چین دارد و فکر میکنیم روابط خوبی که با ژاپن وجود دارد بشدت قابل افزایش است.
اما اینکه برخی موضوع سفر را بحث هستهای مطرح میکنند، متوجه باشند ما هیچوقت نگفتهایم با کشورهایی که دانش هستهای دارند، همکاری نمیکنیم؛ بلکه فکر میکنیم همه کشورهایی که در چارچوب فعالیتهای صلحآمیز در بحث هستهای توانایی دارند میتوانند با هم همکاری داشته باشند و یکی از این کشورها هم ژاپن است. این بخش کوچکی از همکاریهای بزرگ میان 2 کشور میتواند باشد.
بحث خطوط مرزی بتازگی میان ایران و عراق با موضوع میدان نفتی فکه مطرح شد. این اختلاف مرزی میان ایران و عراق از کجا نشات میگیرد؟ ایران و عراق میخواهند این اختلافات مرزی خودشان را چگونه و کجا حل کنند؟
ما با عراق اختلاف مرزی نداریم. همین بحثی که به آن دامن زده میشود یک تفکر ضدروابط خوب در منطقه است.
فکر میکنیم بعضی کشورها که امنیت منطقه، منافع آنها را از میان میبرد دنبال طراحیهای مختلف و جنجالسازی خبری هستند و تصور میکنند منافع آنها زمانی تامین میشود که کشورهای اسلامی با هم مشکل داشته باشند، درگیری پیدا کنند و در منطقه تنش وجود داشته باشد.
ایران پس از سقوط صدام بیشترین تلاش و همکاری را داشته تا کشور و مردم عراق به یک وضعیت باثباتی برسند. همانطورکه راجع به افغانستان هم اشاره کردم ما سالهای زیادی در کشورمان پذیرای مهمانان عراقی بودیم. پس اینکه یک علقه طبیعی به خاطر سالهای زندگی کنار هم بین ما و مردم عراق وجود داشته باشد، خیلی طبیعی است.
فرهنگ و مذهب مشترک، ارتباطات تمدنی قدیمی و مرز طولانی میان ایران و عراق مراودات فراوانی ایجاد میکند و همه به عنوان فرصتهای افزایش سطح همکاری تلقی میشود.
این در حالی است که خیلی از کشورهای فرامنطقهای یا حتی برخی کشورهای منطقهای نمیتوانند یک عراق با ثبات و قدرتمند را تحمل کنند، در نتیجه میکوشند مشکلاتی را برای این کشور ایجاد کنند. ما شاهد صحنههای تاسفباری از وجود حرکتهای تروریستی و افراطیگری در داخل عراق هستیم که همه منشأ بیرونی دارد و تمام تلاشمان را میکنیم تا امنیت به داخل عراق برگردد.
فکر میکنم ریشه مسائلی که بهانهاش بحث چاه نفتی فکه بود و بتازگی در رسانهها خبری شد و روی آن فضاسازی گستردهای انجام گرفت به آخرین وضعیت سیاسی داخل عراق برمیگردد. در حال حاضر بحث انتخابات عراق در پیشرو است. این انتخابات بسیار مهم و سرنوشتساز است و روند مردمسالاری را در داخل عراق تثبیت میکند. بنابراین جناحهای مختلفی که با هم رقابت دارند در حساسترین شرایط سیاسی در حال فعالیت هستند و بعضی از جریانات سیاسی که ممکن است وابستگی به بعثیها داشته باشند یا از خود بعثیها باشند و یا از تفکراتی باشند که رویه مردمسالاری در عراق را کاملا در جهت مخالف منافع خود میدانند، تلاش دارند به شکلهای مختلف روی نتیجه انتخابات تاثیر بگذارند و بحثهایی را مطرح میکنند که به شکل جعلی اختلاف میان جمهوری اسلامی ایران و دولت عراق را تداعی کند. اگر آنها بتوانند این تصویر غیرواقعی را به مردم تحمیل کنند معنایش این است که باید بین جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دولت عراق این اختلافات دامن زده شود و آنان از دامن زدن به این اختلافات استفاده کنند تا رای بیشتری برای این انتخابات جمع کنند.
مخالفان دموکراسی در عراق و کسانی که تمایل به بازگشت دوباره دیکتاتوری صدام و حاکمیت بعثیها را دارند و مخالف رای اکثریتی موجود در عراق هستند، دارند به این بحث دامن میزنند. شما ببینید کدام رسانهها در این مدت بیشتر فعالیت کردهاند تا سعی کنند یک مشکل جعلی بین مرز ایران و عراق را تداعی بکند؟
این رسانهها قابل شناسایی هستند، معلوم است که آنها متعلق به کدام کشورند یا از کدام کشورها حمایت مالی میشوند و با چه انگیزهای این کار را میکنند.
آنچه درحال حاضر اتفاق میافتد یک رویکرد متاثر از تحولات داخلی عراق بخصوص انتخابات است ولی آن چیزی که درعمل موجود است این که ما اعلام کردهایم به خاطر جنگ تحمیلی 8 ساله صدام و وقوع حوادث طبیعی، نقطهگذاری مرزی و میلهگذاریهایی که باید انجام بگیرد احتیاج به تشکیل کمیته و اقدام جدی، فنی و کارشناسی دارد و برای اینکه هیچ سوءتفاهمی پیش نیاید، برای تعیین حدود مرزی، قرارداد 1975 که مصوب و درسازمان ملل تصویب شده و بین ایران و عراق حاکم است تنها ملاک برطرف کردن سوءتفاهمات نقاط مرزی عنوان نمودیم.
این قرارداد پیشبینی این وضعیت را کرده است و در آن پیشبینی شده است که هر زمان چنین اختلاف نظری یا سوءتفاهمی سر نقاط مرزی به وجود بیاید، کمیته مربوط از نیروهای فنی و کارشناسی باید تشکیل شوند و بحث میلهگذاری را دنبال کنند.
ما این کار را شروع کردهایم و مقدمات این کمیتهها که باید کارها و فعالیتهایشان را در چارچوب قرارداد 1975 انجام بدهند مدتهاست شروع شده و در حال حاضر آمادگی تشکیل این کمیتهها و بررسی فنی بحث میلهگذاری به وجود آمده است که به طرف عراقی اعلام کردهایم و خواستیم آنها هر چه سریعتر آمادگیشان را برای معرفی افراد و شروع فعالیت کمیته اعلام کنند.
واکنش طرف عراقی چیست؟
طرف عراقی تا الان نتوانسته آمادگیاش را اعلام و کار را شروع کند. آنها مشکلات داخلی و درگیریهای فراوانی داشتند. شاید هنوز به آن وضعیت ثبات قطعی نرسیدهاند.
این یک مساله کاملا طبیعی است که ممکن است در مرزهای مشترک هر کشوری با کشور همسایهاش چنین اختلاف نظرها یا سوءتفاهماتی روی دهد، اما راهکار تعیین شده و از قبل طراحی شدهای که مورد موافقت دو کشور باشد وجود دارد که اجرای قرارداد 1975 و کمیتههای مربوط است.
بحث حضور خانواده بن لادن در ایران دقیقا برای افکار عمومی روشن نشد. چرا پیش از اینکه برخی از رسانهها این موضوع را طرح کنند این حضور از سوی دستگاه سیاست خارجی مطرح نشد و آیا حضور این افراد نمیتواند بهانهای به دست دیگران بدهد به نحوی که اظهار شود ایران از القاعده حمایت میکند؟
من در قسمت قبلی هم اشاره کردم وقتی منطقه ما امن و با ثبات باشد همه کشورهای منطقه بهره میبرند و طبیعی است که همه ما دنبال بهترین وضعیت برای امنیت و رفاه همه منطقه باشیم. چه کسانی از ایجاد ناامنی، تنش و درگیری سود میبرند؟ کشورهایی که در این منطقه نیستند و برای حضوردر منطقه دنبال بهانه میگردند.
اگر در داخل عراق امنیت برقرار شود آیا نیروهای خارجی میتوانند ادعا کنند که برای حفظ امنیت در منطقه حضور دارند؟ اگر امنیت برقرار باشد کشورهای فرا منطقهای دیگر دلیلی ندارند که در منطقه بمانند. اگر ریشههای گروههای افراطگری و تروریسم در منطقه خشکانده شود این کشورها نمیتوانند ادعا کنند که ما برای مبارزه با آنها به این منطقه آمدهایم.
به وجود آمدن گروههای افراطی و تروریستی با طراحی برخی از کشورهای فرامنطقهای و کمک برخی از کشورهای منطقهای به این دلیل صورت گرفته که وجودشان برای آنها مفید است و تا موقعی که آنها حاضر و فعال باشند میتوانند حضور نیروهای خارجی را توجیه کنند.
از همان ابتدا، ایران اعلام کرد با افراطگرایی و تروریسم مخالف است و ما بیشترین لطمه را از تروریسم دیدهایم. ما مسوولان رده اول کشورمان را در بحث تروریسم از دست دادهایم و مردممان بیشترین خسارت را به خاطر مشکلاتی کهتروریستها در کشور ایجاد کردهاند، دیدهاند.
اینکه سعی کنند یک نوع ارتباط و حسابی بین ما و این جریانات تروریستی برقرارکنند، کاملا مخدوش و یک تلاش بیهوده است.
آنها فکرمیکنند شاید از طریق این طراحیهای رسانهای میتوانند هدفی را دنبال کنند ولی واقعیت این است که با وجود ناامنیهای فراوانی که در کشورهای همسایه ما ایجاد کردهاند مثل ناامنی در افغانستان، پاکستان یا عراق، به مرزها کشیده و مرزها ناامن میشوند.
شما ببینید عبور مواد مخدر از مرزهای شرقی چقدر به ما آسیب میزند، حتی برای عبور این موادمخدر، کاروانهای مجهز و مسلح آماده میشود. چقدر از نیروهای انتظامیما در درگیری با این کاروانهای مواد مخدر به شهادت رسیدهاند، پس ما داریم خسارتهای زیادی میدهیم.
اما در اثر این ناامنیها در مرزهای شرقی گاهی اوقات نیز ممکن است اتفاقات دیگری روی دهد که یک نمونه موضوع فردی است که عربستان سعودی اعلام میکند دختر بن لادن است. هنوز این خانم جوانی را که سفارت عربستان ادعا کرده است دختر بنلادن است و میخواهد برایش برگه عبور بگیرد را نتوانستیم احراز هویت کنیم. چیزی که سفارت عربستان به وزارت امورخارجه منعکس کرده این بود که این فرد از مرزهای شرقی ایران به صورت غیرقانونی وارد کشور شده و مدارک سفر همراهش ندارد و درخواست برگه عبور کرده است. در همه کشورها اتباع خارجی اگر مدارک اصلی سفر همراهشان نباشد باید دلایلی عنوان کنند و چیزی ارائه دهند که ثابت کنند همان فردی هستند که ادعا میکنند، در این صورت برای آنها برگه عبور صادر میشود و با آن برگه عبور میتوانند از آن کشور عبورکنند.
برگه عبور جای گذرنامه را نمیگیرد، فقط مجوزی است که آن فرد میتواند از آن کشور عبور کند و خارج شود.
دولت عربستان برای این خانم درخواست برگه عبور کرده است، وزارت امورخارجه جدای از آنکه این فرد چه کسی است، با یک دید انسانی کمک میکند که مشکلاتش حل شود منتها این موضوع باید رویه قانونیاش را طی کند.
برای این مساله اداره اتباع بیگانه از سفارت عربستان درخواست کرد این فرد را رویت کنند و معلوم شود که این فرد همان کسی است که با این مشخصات ادعا میکنند. از آن به بعد چون سفارت عربستان همراهی و کمک نکرد و حاضر نشد آن فرد را به رویت مقامات ایرانی برساند، مساله همانطور باقی ماند.
آن چیزی که برای ما ملاک است این که مقامات مرزی ما ورود و خروج افراد را چه در مرزهای هوایی، چه زمینی و چه دریایی اگر به صورت قانونی انجام شود ثبت میکنند. ما در هیچکدام از مدارک و اسنادمان چنین اطلاعات ثبت شدهای نداریم. آن به این معنی نیست که این ادعا دروغ است و دختری که ادعا میکنند دختر بن لادن نیست، اگرهم باشد معنیاش این است که غیرقانونی وارد شده است.
روابط مصر با ایران با سفر لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی به این کشور و دیدار با حسنی مبارک به سطح جدیدی وارد شد و تحول جدیدی در روابط ایران و مصر بود. با توجه به این موضوع به نظر شما موانع برقراری روابط با مصر کدامند؟
مسوولان رده بالای کشور ما همیشه بر وحدت جهان اسلام تاکید کردهاند. از امام راحل تا رهبر معظم انقلاب و روسای جمهور مختلف همه اذعان دارند که منافع جهان اسلام در همکاری و همگرایی هر چه بیشتر کشورهاست و میدانیم که خیلی از کشورهای بیرون از منطقه ما، آنهایی که منافع جهان اسلام را در جهت منفعت خودشان نمیدانند مخالف این همگرایی هستند. رژیم اشغالگر قدس حتما به روابط خوب کشورهای اسلامی راضی نیست، چون احساس میکند این همگرایی با اهداف اشغالگری این رژیم در تضاد است. پس ما همیشه اعلام کردیم برای همکاری هر چه بیشتر با کشورهای اسلامی، کشورهای همسایه، کشورهای در حال توسعه و مستقل حتی اگر اسلامی هم نباشند، آمادگی توسعه روابط را داریم. طبیعتا مصر کشوری بزرگ و تاثیرگذار در جهان اسلام با سابقه طولانی تمدن و تاریخی است. چیزی که باعث میشود این روابط دیرتر به هم نزدیک شود، تاثیرگذاری سیاستهای کشورهایی است که در کل منافع جهان اسلام را مطلوب خودشان نمیدانند. آنها موضوعاتی را طرح میکنند که در نهایت به یک نوع اختلاف نظر، اختلاف دیدگاه و اختلاف سلیقه بین کشورهای اسلامی و تنش بین آنها منجر میشود.
ما در همه سطوح آمادگی داریم برای اینکه این وحدت شکل عملی به خودش بگیرد و روابط تقویت شود، تلاش کنیم. ایده نهایی ما این است که باید منطقهای قدرتمند، در رفاه، در صلح و آرامش و به دور از هرگونه انگیزه تنش و درگیری ایجاد کنیم و فکر میکنیم این اقتدار را کشورهای منطقه دارند و ما هم به عنوان یک کشور قدرتمند و تاثیرگذار در منطقه حاضریم بیشترین نقش را داشته باشیم.
موانع در این راستا کدامند؟
ریشه همه اقداماتی که به شکلهای مختلف به یک نوع فتنهانگیزی، تنش، درگیری و سوءتفاهم کمک میکنند را از طرف کشورهایی میدانیم که دنبال تامین منافع جهان اسلام نیستند. همه این فتنهها را ما مانع میدانیم. اگر بین جریانات اسلامی در کشورها و بر سر تعیین دشمن اصلی اختلاف ایجاد شود، همه اینها را فتنههایی میدانیم که منشأ خارجی دارد و الا کشورهای اسلامیحتما هیچ کدام نمیخواهند در نهایت صدمهای به جهان اسلام بخورد.
ریشه این فتنهها به بیرون از کشورهای اسلامی، رژیم اشغالگر قدس و کشورهای دیگری که فکر میکنند با وجود اختلاف در منطقه بهانهای برای حضور آنها، ایجاد رقابت و ترساندن کشورهای منطقه ایجاد میشود، برمیگردد.
پس ایجاد ایرانهراسی در منطقه، درگیریهای مذهبی شیعه و سنی، ایجاد تنشهای فرقهای و طایفهای، همه ریشههای صهیونیستی یا سلطهجویی و برتریطلبی استکباری دارد. هیچکدام از اینها به نفع جهان اسلام نیست. ما بشدت با هرگونه اختلافات و درگیریهای مذهبی شیعه و سنی مخالفیم. ما به وحدت جهان اسلام اعتقاد داریم و معتقدیم درگیریهای منطقهای و قومی و طایفهای، درگیری داخل کشورها که توسط افرادی دامن زده میشود، همه اینها یک اهداف پنهان از طرف کشورهای معاند دارد.
اجازه دهید از مسائل سیاسی اندکی دور شویم و به دیگر موضوعات مورد علاقه رسانهها هم بپردازیم. شاید بسیاری از خبرنگاران دوره سخنگویی حمیدرضا آصفی را به دلیل برگزاری جلسات ضبط خاموش از جمله پربارترین دورههای سخنگویی و فعال سازی دیپلماسی رسانهای میدانند. این اتفاق دردوره سخنگویان بعد از وی رخ نداد و ارتباط خبرنگاران با بدنه دستگاه دیپلماسی کاهش یافت. شما چگونه فعالسازی دیپلماسی رسانهای و تماس بیشتر با رسانهها را دنبال میکنید؟
راجع به ارتباط خبرنگاران با دستگاه سیاست خارجی و پیشبرد دیپلماسی عمومی ما بارها اعتقادمان را اعلام کردهایم که پیشبرد سیاست خارجی بدون حضور و همکاری موثر رسانهها امکانپذیر نیست. بنابراین به نقش رسانهها معتقدیم و بر همکاری آنها اصرار داریم. دیپلماسی رسانهای، زیرمجموعهای از دپیلماسی عمومیخواهد بود که نهایتا تنویر افکار عمومی و روشن کردن ذهن مردم نسبت به آن چیزهایی که تصمیم گرفته میشود را دنبال میکند و دستگاه سیاست خارجی با کمک رسانهها میتوانند این موضوع مهم را دنبال کنند.
ما در دوره جدید علاوه برتماس نزدیک و مستمر با رسانهها و خبرنگاران به صورت هفتگی و ثابت مطالب عمدهای که مطرح میشود را در قالب کنفرانس خبری به اطلاع مردم میرسانیم. در کنار آن ما جلسات ضبط خاموش (off the record) را داریم، منتها فرقش این است که اگر این جلسات قدیم با خبرنگاران بود، در دور جدید با دبیران بخشهای سیاسی و سردبیران است. علت اصلیاش این است که بالاخره این جلسات ضبط خاموش است. اگر قرار باشد خبری بشود دیگر خاصیتش را از دست میدهد و علت اینکه آن جلسات قدیم قطع شد، این بود که خبرنگاران مطالب ضبط خاموش را خبری میکردند که همان موقع به این نتیجه رسیدند جلسات را دیگر ادامه ندهند. ولی ما این کار را مجددا شروع کردیم. فکر میکنیم توجیه رسانهها و اطلاع پیدا کردن از تمام تحولات و مسائلی که اتفاق میافتد، به جهتگیری و تحلیلهایشان کمک میکند و این موضوع را به صورت یک برنامه تقریبا منظم تا الان پیگیری میکنیم.
خیلی از کشورها در وزارت خارجه خود خبرنگار مستقر دارند که از نزدیک با آنچه در این وزارتخانه روی میدهد در ارتباط است. آیا این موضوع در وزارت خارجه ایران نیز ممکن است؟
ما یک مرحله جلوتر را باید انجام بدهیم تا به این نتیجه برسیم. یعنی اول رسانههای ما هر کدام برای کار سیاست خارجی یک خبرنگار ثابت و حرفهای و کار کشته تعیین کنند و زمانی که نقطه ارتباط این رسانه با وزارت خارجه یک فرد مشخصی باشد که سالها در این زمینه کار کرده باشد، ارتباطات مختلفی پیدا میکند که خیلی وقتها لازم نیست حتی در وزارت خارجه مستقر باشند.من در روز شاید 4 تا 5 مصاحبه تلفنی با خبرنگاران داشته باشم و تلفن خود را به همه خبرنگاران هم دادهام و درباره مسائل مختلفی که اتفاق میافتد زنگ میزنند و سوال میکنند
تلفن شما در ردیف تلفنهای خاموش مسوولان قرار ندارد؟
خاموش نیست، منتها ما در جلسات مختلفی شرکت میکنیم. خیلی وقتها زنگ زده میشود و تلفن در اتاق است چون ما در جلسات تلفن را به همراه نداریم و وقتی من برمیگردم میبینم نزدیک به 5 تا 6 تماس داشتهام. کسانی که تلفنهای آنها را دارم و میدانم که از کجا زنگ زدهاند با آنها تماس میگیرم. همینطور اگر در جلسه نباشم، به تلفنها پاسخ میدهم. خیلی از اوقات شده من 10 تا 11 شب تماسهای تلفنی و مصاحبه تلفنی با رادیو یا تلویزیون یا با خبرگزاریهای مختلف داشتهام و سعی میکنم تا آنجا که ممکن است با آنها همکاری داشته باشم و خبر رابه آنها برسانم.
منتها وقتی انگیزه و علاقه را در یک رسانه بیشتر میبینیم ما هم تشویق میشویم همکاری و ارتباط خودمان را گستردهتر کنیم.
شما از تماسهای دیر هنگام صحبت کردید، این موضوع مزاحمتی برای شما و خانواده ندارد؟
اگر خانواده ناراضی هم هستند چیزی در این باره نگفتهاند.
با توجه به مسوولیتهایی که در مورد سیاست خارجی دارید حتما کمتر در کنارخانواده هستید. این موضوع برای خانواده سخت نیست؟
بالاخره آنها عادت کردهاند. ما چارچوبی را برای تقسیم کار و حضور در خانواده و پیگیری مسائل مربوط به خانواده تا الان داشتهایم چون نزدیک به 25 سال است زندگیمان اینطور میگذرد و این موضوع تعریف ثابتی پیدا کرده است.
حتما به خاطر دریافت خبرها، تلویزیون منزل شما همیشه روشن است؟
همیشه نه، شبها و هنگام خواب آن راخاموش میکنیم
کتایون مافی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: