چند تجربه ازیک جشنواره

اختتامیه دومین جشنواره حدیث مقاومت 29 دی ماه در بیروت برگزار شد. شرکت در این مراسم بهانه‌ای بود تا به عنوان خبرنگار بار دیگر با مهمانان این جشنواره همراه شوم. سفر کوتاه و دوروزه به بیروت و بعد به دمشق تجربه‌های خوبی را برایم به همراه داشت که یادآوری برخی از آنها خالی از لطف نیست. تجربه اول) وقتی به یک جشنواره فیلم دعوت می‌شوی اولین ذهنیتی که در تو شکل می‌گیرد این است که بیشتر همسفران تو در این جشنواره حتما فیلمساز هستند. اما همسفران من در جشنواره حدیث مقاومت مدیران تلویزیون و سینما بودند. از مدیران رده‌بالا مانند پورمحمدی، مدیر شبکه سه و رجبی‌معمار، مدیر شبکه جام‌جم گرفته تا شمقدری، معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و آقامحمدیان، مدیر مرکز سینمای مستند و تجربی و مدیران بخش‌های مختلف شبکه‌های تلویزیونی الکوثر، سحر و... این در حالی است که قرار است جشنواره حدیث مقاومت در سال‌های آتی هم ادامه داشته باشد و یک جشنواره سینمایی برای بقای پر رونق خود به فیلمساز احتیاج دارد.
کد خبر: ۳۰۸۸۰۲

فیلمساز باید با سوژه جشنواره آشنا شود تا بتواند برای آن فیلم بسازد. محل برگزاری جشنواره و مراسم اختتامیه بهترین مکان برای آشنا ساختن فیلمسازان با محتوای جشنواره است که متاسفانه در دومین دوره برگزاری جشنواره جای فیلمسازان بشدت خالی بود. آن‌گونه که از سخنان برگزارکنندگان جشنواره حدیث مقاومت در مراسم اختتامیه بر می‌آمد، هدف از برگزاری این جشنواره فرهنگ‌سازی درباره مقاومت 60 ساله مردم فلسطین و لبنان درمقابل رژیم صهیونیستی است. دوره اول این جشنواره به همت شبکه الکوثر سال گذشته در ایران برگزار شد و دومین دوره آن با مشارکت شبکه المنار در بیروت. سفر به بیروت، جنوب لبنان و دمشق می‌توانست برای فیلمسازانی که در این جشنواره حضور می‌یافتند فرصت خوبی برای آشنایی با این مناطق باشد. حتی این سفر کوتاه می‌توانست تبدیل به یک اردو برای کشف سوژه‌های بدیع و تازه هم برای ساخت فیلم کوتاه و هم فیلم بلند سینمایی باشد. اما این فرصت به دلایلی که ما از آنها بی‌خبر هستیم از دست رفت.

تجربه دوم) سفر باعث می‌شود مسافر با آدم‌ها و فرهنگ‌های گوناگون آشنا شود. بیروت شهری است که اقوام مختلف با مذاهب گوناگون را در خود جای داده است. گردش در این شهر و برخورد با آدم‌های بیروت تو را به این نتیجه می‌رساند که مردم این شهر عجیب به وجدان کاری معتقد هستند؛ ‌ شعاری که چندین سال است در کشور ما رایج شده اما کمتر پیش آمده که شکل عملی به خود بگیرد. ‌ اگر کاری به مردم بیروت واگذار شود به صورت کامل و بدون اما و اگر آن را انجام می‌دهند. مثلا مسوول ترابری جشنواره که لبنانی بود اتومبیل و یک راننده در اختیار ما گذاشت تا شهر را با آن بگردیم. ما زمان کمی داشتیم. از طرفی هم دوست داشتیم همه جاهای دیدنی شهر را ببینیم. راننده با ما همراه شد، بدون این‌که حتی یک بار اعتراض کند که خسته شده یا این‌که ناهارش دیر شده و باید ساعت 30/4 بعدازظهر ناهار بخورد. او تمام تلاش خود را کرد تا کاری را که به او واگذار شده بود به بهترین شکل انجام دهد. همین اتفاق زمانی که ما با اتوبوس از لبنان به سوریه رفتیم هم رخ داد. رانندگان اتوبوس طبق قرارداد خود همه کارهای ترانزیت ما را از لبنان تا فرودگاه دمشق انجام دادند بدون این‌که طلب دستمزد بیشتری از آنچه درقرارداد نوشته بودند،بکنند.در ایران ما معمولا رسم بر این است که علاوه بر مبلغ قرارداد، پولی هم به نام انعام می‌گیرند اما لبنانی‌ها که بیشتر آنها مثل ما مسلمان هستند سخت بر این گفته باور دارند که باید کار خود را درست انجام بدهند تا دستمزدشان حلال باشد.

سفر به بیروت و دمشق تجربیات دیگری هم داشت که روایت آنها بماند برای فرصتی دیگر.

طاهره آشیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها