در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
من هم در یکی از روزهای نهچندان سرد زمستانی مثل یکی از شهروندان که هر از چند گاهی گذرشان به رادیو میافتد شنونده دو قسمت متفاوت از برنامه میشوم.
خانه آبی با تلفیقی از موسیقی و متن فیلم سگکشی و سلام آفتابی گوینده آن سیما رستگاران از پشتبام این خانه شروع میشود.
این هفته محمد اسماعیلپور، یکی از تهیهکنندگان مطرح رادیو که در عرصه فرهنگ و هنر برنامههای مختلفی را داشته تهیهکننده این برنامه است و هفته آینده نیز حسین حسنتبار امیری خانه آبی را تهیهکنندگی میکند.
اگرچه تاکنون رسم بر این بوده ساخت برنامههای حوزه خانواده بر عهده خانمهای تهیهکننده باشد اما این برنامه را شاید به رسم مردانه بودن ساخت و ساز مسکن، به مردان تهیهکننده سپردهاند و مجریان خانم با صدا و لحن گرم خود فضا و دکوراسیون داخلی آن را برعهده گرفتهاند.
همچنین این هفته متن و کلام برنامه بر عهده یک زوج جوان، صبا رادمان و پردیس تنظیفی است که با انتخاب موضوعات برنامه و نویسندگی نمایشنامهها رنگ آبی برنامه را آرامشبخشتر کردهاند.
زمان برنامه به ظاهر 90 دقیقه بود که با کسر 15دقیقه اطلاعرسانی استودیو صدای شهر در هر نیمساعت تنها 75 دقیقه ماند. در همین فرصت هم گویندگان برای جذب گوشهای بیشتر، با کلام خود بازارگرمی میکردند. البته آیتمهایی شامل بازار، بازی، فناوری، آشپزی و پزشکی کمکاحوال گویندگان شد تا بیشترین انرژی خود را به گفتگو در باشگاه این خانه صرف کنند.
این برنامه در تفاوتی که با دیگر برنامههای خانواده دارد سطح سلیقه و شرایط زندگی شهروندان پایتختنشین را در نظر گرفته و با توجه به شرایط زندگی در کلانشهری مانند تهران به جای آموزش غذاهای وقتگیر و پرهزینه غذاهای ساده و سریع را آموزش میدهد و یا به جای خواندن خبرهای بهداشتی، گزارش مردمی تهیه میکند تا میزان آگاهی مردم را از این دسته از موضوعات بسنجند.
در هر صورت هر بخش با گزارش از سطح شهر شروع میشود و بعد در قالب نمایش و به صورت غیرمستقیم پیام و آموزش لازم را به روی آنتن میبرد.
رادیویی بودن این برنامه فرصت بازی با تخیل مخاطب را فراهم میکند تا از طریق پخش چند افکت او را به دشت و دمن ببرد و یا با چند جمله ذهن او را به مدینهای پرمساله و معضل بکشاند.
باشگاه خانه آبی مهمترین بخش برنامه است. پیش از این نیز باشگاه صرفا مکانی برای ورزش بود اما مدتهاست که از این واژه برای تجمعات علمی و اجتماعی نیز استفاده میکنند که این بار با موضوع ضرورت آموزش پیشدبستانی و نحوه ارائه این آموزش با حضور علیرضا رحیمی مدیرکل دفتر آموزش خلاقیت و پیشدبستانی به گفتگو مینشینند، البته این موضوع یکی از شاخههای موضوع آموزش در کشور است که در روزهای بعدی شاخههای دیگر رو میشود.
در خانه آبی هر آیتمی در نهایت 5 دقیقه است تا از تنوع برنامه و زیبایی شنیداری بودن آن کاسته نشود اما باشگاه 30 دقیقه را به خود اختصاص داده تا بتواند به یک جمعبندی از موضوع برسد نه این که به دلیل ضیق وقت، آخر برنامه را بدون نتیجهگیری به پایان برساند.
البته خانه آبی را نمیتوان تنها مختص تهرانیها دانست، چرا که سایت این شبکه به جهانی شدن خانه آبی کمک کرده و کاربران اینترنتی هم میتوانند با شرکت در تالار گفتگوradiotehran.ir سوالات، انتقادات و پیشنهادات خود را در هر کجا که هستند درج کنند.
این خانه بدون هرگونه تجملاتی و در نهایت سادگی ساخته شده، با پخش گزارش فرهنگی از بازدید یک مادر خانهدار و دوستدار هنر که به قول خودش تمامی کارهایش زمانبندی شده است به پایان میرسد تا بخش بعدی 25/10 اطلاعرسانی استودیو صدای شهر به روی آنتن برود.
به سراغ خانه آبی بعدی با صدای آشنا و دلنشین آوید بزرگی، از گویندگان جوان رادیو میرویم.
این خانه با آیتمهای پنجره، واژه، پژوهش، کارگاه و روایت زندگی شروع میشود. ابتدا با آیتم پنجره سخنی از بزرگی میشنویم. این بزرگ مرحوم علامه جعفری است و به میرفندرسکی اشاره میکند. او میگوید: عقل به مانند کشتی، آرزو گردباد، دانش بادبان و حقتعالی ساحل... این آیتم نشان میدهد مهمان یک مرکز مشاوره شدیم و قرار است پیامها و نکات مختلف رفتاری و اخلاقی را بشنویم.
همین طور هم میشود. گزارشگر برنامه در آیتم گزارشی «واژه» با شهروندان گپی کوتاه میزند و از آنان سوال میکند که بیشترین محبت خود را برای چه کسی نثار میکنند.
در آیتم «پژوهش» رامین کریمی، روانشناس یک کتاب معرفی میکند با عنوان 5 زبان عشق و توضیحاتی را درباره کلیت کتاب میدهد و اینجاست که با شروع بخش گفتگومحور باشگاه خانه آبی و تنها نقطه مشترک آن با برنامه هفته گذشته، عشقبازی بهپایان میرسد و مشکلات زنان سرپرست خانوار مطرح میشود.
در خانه آبی یک بخش خاکستری در مورد مواد مخدر صنعتی اختصاص دارد که صحبتهای یک کارشناس را در معرفی و تشریح این دسته از مواد مخدر، از طریق رادیوی کلانشهری پخش میکند. و در ادامه آن گفتگوی گزارشگر برنامه با پدر پیر و فالفروشی شنیده شد که پسرش به دلیل مصرف همین مواد بیمار بود.
براستی رسانهای که خود را همراه مردم میداند و سعی در زنده نگه داشتن خود در پرداختن سریع به اتفاقات شهر دارد، چرا اینقدر کوتاه، دیر و سطحی به یک مشکل مهم نگاه کرد؟ در گفتگو با یک پیرمرد و نشان دادن فاصله یک قدمی فرد سالم با مواد مخدر چه کمکی به شهر و شهروند نمود؟
از اینها که بگذریم بخش دیگر برنامه کارگاه است و رضا مهدیزاده آموزش پاراوان را میدهد. من که تا حالا نام آن را هم نشنیدهام برایم جالب بود بدانم چیست. سازنده آن اول ویژگیهای این وسیله را شمرد و بعد ساخت آن را آموزش داد.
این کارگاه هم مثال همان هنر در خانه تلویزیون است که با استفاده از تصویر، آموزش یک هنر را میدهد اما نمیدانم آموزش هنر از رادیو که نه تصویر دارد و نه تکرار، چقدر میتواند در هنرآموزی موفق باشد؟
سمانه عبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: