بازرسان تسلیحاتی یا جاسوسان سیا؛!

وقتی دولت امریکا به طور نامشروع از بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل در عراق به عنوان جاسوس استفاده کرد ، حقایق اولیه به طور گسترده ولی کوتاه مدت در اوایل سال 1999 در رسانه های آمریکا منعکس شد.
کد خبر: ۳۰۸۱۱
در ماهها و سالهای بعد نیز حقایق کلیدی در خصوص جاسوسی و تاثیرات مخربی که این قضیه برجای گذاشت ، هرگز در رسانه ها منعکس و گزارش داده نشد. در سال 2002 حذف و تحریف رسانه ای موضوعات ، دیگر کاری بسیار رایج و عادی شده بود.بیشتر پوششهای رسانه ای با دروغهایی که از سوی مقامات امریکایی چون دونالد رامسفلد وزیر دفاع ، گفته می شد، همخوانی داشت . رامسفلد از طرفداران پرو پا قرص شایع کردن این دروغ بود که عراقی ها 4سال پیش بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل را اخراج کرده اند. در کنفرانس مطبوعاتی پنتاگون که روز سوم سپتامبر 2002 برگزار شد ، دونالد رامسفلد به دروغ ادعا کرد: این عراقی ها هستند که بازرسی ها را نیمه کاره گذاشتند؛ و این را همه ما می دانیم . وقتی آنها بازرسان را بیرون کردند ما اعتراض کردیم . بلافاصله پس از این ، رسانه ها به تقلید از رامسفلد این موضعگیری را ادامه دادند. اما حقیقت این بود که عراق بازرسان را بیرون نکرده بود. ریچارد باتلر، رئیس آنسکام بود که آنها را در دسامبر - 1988 درست قبل از آغاز حملات گسترده هوایی امریکا به عراق موسوم به عملیات روباه صحرا - از عراق بیرون کشید.با از سر گیری روند جدید بازرسی در اواخر سال 2002 در عراق ، سوزان رایت ، متخصص سلاحهای بیولوژیک به نکته ای اشاره کرد که نمی توانست در قاموس پوشش پیچیده و گنگ رسانه ای امریکا پذیرفته شود: «اگر عراقی ها یک بار دیگر احساس کنند که از بازرسان سازمان ملل به عنوان جاسوس استفاده می شود، بازرسی ها را در موقعیتی بسیار بغرنج قرار می دهند. اگر عراق با بازرسان همکاری کند ، در می یابد که قوای دفاعی اش در حال بررسی و ارزیابی است و اگر در برابر بازرسان مقاومت کند این مقاومت بهانه ای برای حمله نظامی امریکا محسوب شود.» روزنامه نگاران امریکایی حتی زمانی که به جاسوسی اتفاق افتاده توسط بازرسان تسلیحاتی در عراق اشاره می کنند سطح آن را بسیار پایین می آورند. بیل کلر، ستون نویس نیویورک تایمز در سرمقاله ای که با ظرافت و زیرکی خاصی سوابق تاریخی امریکا در جاسوسی را نادیده می انگارد و در حالی که در خصوص «همکاری مشروع بین بازرسان و آژانس های اطلاعات ملی» صحبت می کند ، می گوید: «بازرسی پیشین آنسکام احتمالا با کمک به برخی از منابع اطلاعاتی امریکا خط قرمز هایی را نادیده گرفت ، و همین باعث تحریک مواضع ضد آمریکایی صدام شد.» منابع خبری در سال 2002 حقایق مربوط به جاسوسی را بسیارعادی تر به مشتی اتهام صرف ، بدل کردند. باربارا کراست در آگوست 2002 برای نیویورک تایمز گزارش داد که تیم آنسکام پس از آن که صدام کمیسیون قبلی را به جاسوسی برای امریکا متهم کرد و حاضر به همکاری با آنها نشد، از کار بازداشته شد. ضرب الاجل 8 دسامبر قطعنامه سازمان ملل برای بغداد به منظور ارائه فهرست کامل و مفصلی از برنامه های تسلیحاتی اش ، پی آمد سریع این موضوع بود. نیویرک تایمز در 16 نوامبر با ذکر نقل قول « باید به عراق فشار آورده شود تا آمار دقیق و درستی ارائه کند» گزارش داد : ایالات متحده تاکید کرده است برای رفتن به جنگ و خلع سلاح دولت عراق به این نکته توجه خواهد داشت که عراق بهانه کافی در اختیار او گذاشته است . بر همین اساس ، اگر عراقی ها می پذیرفتند سلاحهای کشتار جمعی در اختیار دارند زمینه مناسبی را برا ی حمله امریکا فراهم می ساختند و اگر نمی پذیرفتند ، به دروغگویی و مخفی کردن آنها متهم می شدند، اما عراقی ها چاره ای نداشتند جز آن که عکس آن را ثابت کنند و این بوش بود که باید قضاوت نهایی را به عمل می آورد.

یکجانبه گرایی با هر نام دیگری

در هشتم نوامبر سال 2002 وقتی شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه خود را در خصوص عراق تصویب کرد ، سیاستمداران و روزنامه نگاران امریکایی ، این رای قاطع را یک پیروزی بزرگ برای همکاری بین المللی و توفیقی جهت جلوگیری از رخ دادن عملی یکجانبه دانستند و بر روی آن مانور دادند. در واشنگتن شمار زیادی از قانونگذاران بدون وقفه آن را در بوق و کرنا کردند. و درست همین وضعیت برای کارشناسانی که مشتاق تبریک گفتن به تیم بوش برای دستیابی به چنین هدف سیاسی بودند ، صدق می کرد.توماس فریدمن ، ستون نویس مشهور نیویورک تایمز نزدیک بود از ذوق غش کند. او در ستون روز سیزده نوامبر خود نوشت : برای لحظه ای کوتاه و تابناک ، جهان به نظر شبیه جایی احمقانه نیامد.برای فریدمن و طرفداران ، شعار خرد متعارف واشنگتن سازمان ملل با ثابت کردن ارزش خود برای کاخ سفید ، سودمندی خود را اثبات کرد. فریدمن می نویسد: «در دنیای تک ابرقدرتی ، شورای امنیت سازمان ملل حتی مهمتر جلوه می کند و نه کمتر» و از خاصیت های آن این است که «تیم بوش بدرستی فهمید که بهترین راه برای قانونی کردن قدرت بی حد و حصرش در جنگی از انتخاب این نیست که براحتی اراده خود را تحمیل کند ، بلکه این است که آن را از کانال سازمان ملل پیش ببرد».اگر سازمان ملل متحد برای قدرت امریکا حکم یک کانال و مجرای عبور را دارد ، پس ما هنوز هم در قلمرو یکجانبه گرایی هستیم . قدرت زیاد ژئوپولتیکی ، اقتصادی و نظامی ، ایالات متحده را قادر می سازد تا آرائ شورای امنیت ، وفاق بین المللی و همچنین متحدین جنگی را به دست آورد. این داستانی قدیمی است : چند دهه پیش ، امریکا ادعا کرد که جنگ ویتنام تلاشی مشترک بوده است ، چرا که نیروهای نظامی کشورهای دیگری چون فیلیپین ، استرالیا و کره جنوبی نیز در آن حضور داشته اند. شورای امنیت سازمان ملل با کشیده شدن به میان صفوف برنامه ریزان جنگی امریکا، پوشش بسیار مهمی برای امریکا فراهم کرد. در کلام فریدمن ، افکار عمومی امریکا به کارل روو و افکار عمومی انگلیس به تونی بلر گفتند که عراق ، یک جنگ انتخاب بوده است . و تا زمانی که انتخاب قانونی و مشروع وجود داشت ؛ آنها نمی خواستند بدون پوشش سازمان ملل و حمایت دولتهای ذی نفوذ آن ، تن به جنگ دهند.برای این که جنگ ، مهر تایید از سازمان ملل دریافت کند، دولت بوش از هیچ گونه بذل و بخششی دریغ نورزید. پس از رای شورای امنیت ، فیلیس بنیس تحلیلگر سازمان ملل در نشریه The Nation نوشت :«زد و بندهای پشت پرده با روسیه و فرانسه بر سر قراردادهای نفتی در دوران پس از جنگ از مهمترین قسمتهای ماجرا بود ، و کشور فقیری مانند موریتانی به عنوان آخرین توسری خور ، برای اعمال زور امریکا ظاهر شد» . فرستاده این کشور جاگدیش کونجول به دلیل ناتوانی در حمایت از پیش نویس اولیه قطعنامه امریکا برای عراق ، به کشور خود فراخوانده شد. چرا؛ زیرا موریتانی کمک هنگفتی از امریکا دریافت می کند و پیمان رشد و توسعه آفریقا مستلزم این است که گیرنده کمکهای امریکا نباید در فعالیت هایی که امنیت و منافع سیاست خارجه آمریکا را نادیده می گیرد ، شرکت داشته باشد. موضوع موریتانی با الگوهای شفاف تری پیگیری شد. اینترپرس سرویس گزارش کرد: «رای شورای امنیت نمایش توانایی امریکا برای به کارگیری قدرت وسیع سیاسی و اقتصادی اش بود» . ادامه این گزارش می افزاید: «کشورهای حاضر در شورا زیر فشار شدید سیاسی و اقتصادی امریکا رای دادند. بیشتر این کشورها از دریافت کنندگان کمکهای امریکا محسوب می شدند و ظاهرا بخوبی از این حقیقت آگاه بودند که امریکا در سال 1990 (در خلال آماده شدن برای جنگ خلیج فارس) تقریبا_ یکشبه کمک 70 میلیون دلاری خود را به یمن قطع کرد و این درست بلافاصله پس از رای منفی این کشور در شورای امنیت به قطعنامه ارائه شده از سوی امریکا مبنی بر مشروعیت حمله نظامی برای بیرون راندن عراق از کویت صورت گرفت».

نورمن سالومون - ریس ارلیچ
برگردان محمدرضا نوروزپور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها