در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایادی: دوستان عزیز امروز در نظر داریم کتاب جوجه اردک زشت را برای شما نقد کنیم. البته این را باید بگویم که...
جوجه اردک زشت: آقاجان 100 ساله اسم این قصه عوض شده. آخه من کجام دیگه زشته که حالا دوباره به من میگی جوجه اردک زشت؟ من سن بابابزرگ تو رو دارم بعد بهم میگی جوجه اردک زشت؟ خجالت نمیکشی؟
ایادی: باز شخصیتهای این داستان سرشون رو انداختند پایین کجا اومدن؟ ای بابا... این همه آب کجا بود یه دفعه ریخت وسط جلسه؟
جوجه اردک زشت: ساکت باش. خب این برکه است. میشه از من حرف بزنی برکه حضور نداشته باشه؟
ایادی: ای بدبختی... آقا جون الان همهمون خفه میشیم... کمک... بگو بره از... خفه...
جوجه اردک زشت: برکهجان! بکش اون طرف عزیزم. به موقعش از شما هم میخواهیم در این باره صحبت کنید.
ایادی: آخیییییش! داشتم خفه میشدم. خجالت نمیکشید؟ این چه بساطیه اینجا راه انداختید آخه. اگه گذاشتین آدم خیر سرش یه کتاب نقد کنه؟
جوجه اردک زشت: خب حالا بفرمایید.
ایادی: میل ندارم.
جوجه اردک زشت: یعنی چی میل ندارم؟ بفرمایید.
ایادی: جون خودم نمیشه، سیر سیرم.
جوجه اردک زشت: شانس مارو نگاه، تورو خدا کی میخواد قصه ما رو نقد کنه.
ایادی: بگذریم. میگفتم دوستان عزیز، بهطور کلی این قصه میخواد بگه ما به ظاهر آدما کاری نباید داشته باشیم، باطنشون مهمه. مثلا گرچه نویسنده به خاطر دل این بابا (اشاره میکند به جوجه اردک زشت) آخرش یهو طرف را تبدیل میکند به قو اما خب، هر قویی هم که قشنگ نیست. یعنی چی؟ یعنی هر کی قو شد قشنگه؟ صرف قوشدن قشنگ شدنه؟ مثل این میمونه که بگیم هر کی ایادی شد آدم کار درستیه. خب نیست دیگه آقا جان، نمیشه که بشه...
جوجه اردک زشت: فکر نمیکنی یه کم داری پرتوبلا میگی؟
ایادی: چی شد آقا جان؟ تا بهت گفتیم زشتی شدیم چرت و پرت گو؟ اصلا این فرهنگ غلطیه دوستان عزیز که آدما تا وقتی حرف حساب میزنند که دارن مجیز مارو میگن. یک نمونهاش همین رفیق خودمون. با این که جونوره ولی هیچی از خصوصیات یک آدم خودخواه خودشیفته کم نداره. خب عزیز من زشتی دیگه، چرا باورت نمیشه؟
جوجه اردک زشت: پس چرا اینقدر خاطرخواه دارم؟
ایادی: ای بابا! آقاجان اینا همه از عوارض شهرته. برای همین یک مثال از خودم میزنم که نگی بیانصافم یا خود شیفتهام و از این حرفها. ببین داداش، همه به من میگن خوش تیپ، میگن خوش قیافه...
جوجه اردک زشت: اوووووق!
ایادی: ساکت باش! ولی من که خودم میدونم بخشی از این جذابیت به خاطر شهرتمه وگرنه اگر فاکتور شهرت رو حذف کنیم من خیلی جذابتر از این چیزی هستم که الان میگن...
جوجه اردک زشت: شما الان اصلا خودشیفته نیستی دیگه؟
ایادی: نه که نیستم. شما میدونی من روزی چند تا نامه دارم؟ کافه کاغذی به اندازه من نامه نداره. همه هم شیفته. همه هم علاقهمند. خب آدم این چیزها رو میبینه، اینها واقعیتهای زندگی منه، حالا من اینهارو ندید بگیرم؟ آیا این درست است؟
جوجه اردک زشت: خب بابا حالا، نمیخواد لفظ قلم حرف بزنی.
ایادی: ببین به این میگن برخورد سلبی. چرا برخورد سلبی میکنید عزیز من؟ در برابر استدلال من، استدلال بیاری بهتر نیست؟
جوجه اردک زشت: دوستان عزیز من شمارو فقط به مقایسه خودم با قیافه این آقا دعوت میکنم. خودش به اندازه کافی گویاست. البته میدونم که قیاس معالفارقی است اما خب، در برابر یه آدم پررو کار دیگهای هم میشه کرد؟
ایادی: دوستان عزیز امیدوارم که از نقد کتاب لذت برده باشید. خداحافظ شما...!
ایادی و نقد ساختار آموزشی
عزیزان من، بگذارید در همین آغاز سخنرانی یک نکته را مشخص کنم، آن هم این که من به طور کلی با آموزش از هر نوعش مخالفم. به خاطر همین یک مقدار بحث درباره این موضوع دارم. چندی پیش در خبرها خواندید شاید هم نخواندید، به قول بابلیها من چه دنه؟ که آموزش و پرورش قرار است مقطع راهنمایی را حذف کند و دوره آموزش را بکند 2 تا 6 سال. خب عرض من اینجا این است که عزیز من، سرور من، استاد بزرگوار، شما چرا میخوای راهنمایی رو حذف کنی؟ حالا میخوای بکنی؟ دستت درد نکنه. خدا را شکر که به چنین نتیجهای رسیدی اما داداش من حالا چرا 2 تا 6 سال؟ ای بابا، باور کن این 3 سال راهنمایی را کم کنی و به طور کلی حذف کنی هم هیچ اتفاقی نمیافتد. اصلا دوره آموزش را بکن همان 5 سال اول ابتدایی. مگه چشه؟ بعد هم بچهها برای خودشان بروند لیلیبازی و گل کوچیک تا برسند به کنکور. اصلا نه، بروند بنشینند پای درسشان و از همان 11، 12 سالگی شروع کنند به خواندن برای کنکور تا 18 سالگی. بد میگم؟ دروغ میگم؟ حالا حق مشاوره ما رو بدین بیزحمت میخوایم زحمت رو کم کنیم!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: