در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محققان نشان دادهاند که سرب سبب از بین رفتن نرونها یا همان سلولهای عصبی شده و پیامد آن مغزهای کوچکتر است. از دیرباز و در محافل علمی و تحقیقاتی این فرضیه مطرح بوده است که چنین تغییراتی در مغز که معلول قرارگیری دوران کودکی افراد درمعرض آلودگی سرب است ممکن است زمینهساز بروز میزان بیشتری از کارکردهای شناختی ضعیف و رفتارهای بزهکارانه در افراد باشد. هرچند در این میان نمیتوان براحتی از کنار نقش مواردی همچون تأثیر نژاد، طبقه و مسائل اقتصادی در بروز کارکرد شناختی ضعیف مغز افراد و همچنین بروز استعداد رفتارهای مجرمانه گذشت، اما تحقیقات جدید کیم دیتریش دانشیار سلامت محیط دانشگاه سینسیناتی حاکی از شواهد دیگری است. نتایج این تحقیق نشان میدهد افرادی که در دوره طفولیت و کودکی خود دچار بالاترین میزان قرارگیری در معرض سرب بودهاند، کوچکترین مغزها را داشتهاند و به همین منوال متوجه بیشترین میزان توقیف و بازداشت قانونی بودهاند.
براساس این پژوهش، قرارگیری در معرض سرب در سنین اولیه با حجمهای کوچکتر ماده خاکستری قشری در ناحیه پیش پیشانی مغز مرتبط میباشد و این در حالی است که این مناطق مغزی شامل بخشهای غنی از اجسام یاختهای عصبی و همچنین سیناپسها بوده و کاهش حجم آن به معنای از دست رفتن بخش عمدهای از این سلولهای بسیار مهم میباشد. علاوه بر این، نتایج تحقیقات از واقعیت دیگری نیز حکایت دارد که نشان میدهد مشاهده توا‡م رفتار بزهکارانه و نیز از دست رفتن حجم در این ناحیه مغز که برای کارکرد هماهنگکنندگی و اجرایی بدن حیاتی است احتمالا چیزی بیشتر از امری اتفاقی باشد.
میزان هوش و تفاوتهای کارکردی شناختی ناشی از پیچیدگی ملکولی در سطح سیناپسی است و ربطی به اندازه مغز ندارد
درخصوص رابطه بین حجم مغز و میزان فعالیت آن، دو سال پیش و زمانی که محققی از دانشگاه ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی با اشاره به دلفین پوزهدار محبوب که هوشمندی آن زبانزد شده است از آن با عنوان کند ذهنتر از ماهی قرمز یاد کرد موجی از بحث و جدل را در میان اصحاب دانشگاهی و رسانهها به راه انداخت و اعطای این عنوان تحقیرکننده به این جانور دوست داشتنی در حالی است که صاحب مغز بزرگی تقریبا هم اندازه مغز انسان است.
محققان میگویند وقتی به گونههایی از خانواده والها مینگرید متوجه وجود مغزهای بزرگ میشوید که در عین حال فاقد ساختارهای حقیقی مغز بوده و خیلی هم پیچیده نیستند. از این رو، بخش عمده مغز این جانوران تنها برای تسهیل پردازش اطلاعات به شکل درست سازماندهی شده است. در واقع به اعتقاد محققان، سامانههای درون مغزی و چگونگی سازماندهی شدن سلولهای عصبی و سیناپسها، کلیدهای اصلی برای تعیین ظرفیت پردازش اطلاعات محسوب میشوند. از قرار معلوم مغز خانواده بالها بزرگ است و این نه علت هوش آنها بلکه در عوض به واسطه فراوانی سلولهای گلیایی چربی (سلولهای پشتیبان سیستم عصبی) است که به عنوان سلولهای غیر عصبی در نقش یک بافت پشتیبان عمل میکنند و ممکن است وجود آنها برای تأمین گرما در آبهای سرد باشد تا زمینه فعالیت سلولهای عصبی پردازشگر اطلاعات در بخشهای درونی مغز این جانوران فراهم شود. درهمین رابطه و به نظر محققان دیرین شناسی مهرهداران و زیست شناسی موزه تاریخ طبیعی آلاباما که روی تکامل مغز این دسته از جانوران تحقیق میکنند، شواهد رفتاری نشان میدهد که دلفینها هوشمندترند و از طرفی، پستانداران دارای ساختار مغزی غیر متعارف همراه با یک نقشه کارکردی متفاوت هستند و نمیتوان آنها را با سایر گونهها مقایسه نمود. محققان براین باورند که تشکیلات مغز منحصربهفرد دلفینها ممکن است نشان دهنده یک مسیر تکاملی متناوب به سمت هوش پیچیده باشد و ملکولهای رها شده در سیناپسها ممکن است فراهمکننده این مسیر تناوبی به شمار روند. این اظهار نظر در حالی است که نتایج پژوهشی که اخیرا در نشریه تخصصی عصبشناسی منتشر شده حاکی از این است که تمام گونهها و از جمله انسان از پروتئینهای پایه یکسانی برخوردارند که در سیناپسها عمل میکنند.
این محققان اعتقاد دارند که در مقام مقایسه بین یک گونه آبزی هوشمند مثل دلفینها و انسان متوجه میشویم که ما دارای قابلیتهای شناختی بسیار متفاوتی هستیم، ولی در عین حال تقریبا از تعداد یکسانی از این پروتئینهای سیناپسی برخورداریم. در واقع تعداد کنشهای متقابل و نسخهبرداریهای ژنی این پروتئینهاست که سنگ بناهای اصلی ساختمان مغز برای کارکردهای شناختی سطح بالاتر را فراهم میکند.
با این اوصاف اکثر محققان با این فرضیه موافقند که هوش و تفاوتهای کارکردی شناختی بین انسان و سایر موجودات ناشی از پیچیدگی ملکولی در سطح سیناپسی است و به باور دانشمندان فرضیه مبنا و رایجی که میگوید ویژگیهای محاسباتی مغز مبتنی بر تعداد سلولهای عصبی و سیناپسهاست باید دستخوش اصلاحاتی شود و باید اضافه کرد که پیچیدگی ملکولی موجود در سیناپسها نیز موضوع مهم و قابل تأملی است. در همین رابطه محققان طی پژوهشی و مشاهده تقریبی 150 پروتئین سیناپسی رهاسازی شده در دستگاه عصبی مخمر، مگس میوه و موش دریافتند که تغییرپذیری و دگرگونی در تولید و توزیع الگوهای عصبی با تشکیلات مغزی سطح بالاتر در ارتباط است.
به عبارتی پروتئینهایی که در مخمر یافت میشوند، قسمی از پروتئینهایی هستند که احتمال به مراتب بیشتری دارند که در سراسر مغز و در کمیتهای یکنواخت یافت شوند. محققان با استفاده از ترکیبات مختلف و عبارتهای پروتئینی متنوعتر مبادرت به وضع مبنایی برای ایجاد مناطق متفاوت و متنوعتر مغز نمودند و این پروتئینهای ملکولی را به افزارهایی در یک جعبه ابزار تشبیه میکنند که به ساخت مناطق اختصاصی شده مغز کمک میکند. به این ترتیب آنها قصد دارند بگویند که واکنشهای متقابل مختلف، نسخهبرداریها یا حذف این پروتئینها در طول زمان منجر به رشد و توسعه مناطقی همچون قشر پیش پیشانی مغز در انسانها شده است که در کارکردهای هماهنگکنندگی و اجرایی سطح بالاتر نظیر برنامهریزی و رفتارهای هدف گرا دخالت دارد.
این یافته راه نوینی را برای رویکرد به تحقیقات مغز و هوش انسان پیش روی دانشمندان باز میکند و صد البته مهمتر از آن، نشان میدهد که موضوع اندازه مغز بسیار کوچکتر از آن است که جایی در درک قابلیتهای شناختی مغز انسان داشته باشد. به باور دانشمندان اکنون که شواهد علمی پرندگان را به رغم مغز، سلولهای عصبی و ارتباطهای عصبی نسبتا کوچک ولی در عین حال سیناپسهای ملکولی پیچیده، واجد تواناییهای ذهنی شگفتانگیز معرفی میکند، چشمانداز ما طی 10 تا 20 سال آینده درباره ظرفیتهای ذهنی و هوشی گونههای مختلف بهطور اساسی با تغییر روبهرو خواهد شد.
با این اوصاف این انگاره که یک مغز بزرگ معادل هوشمندی بیشتر است قرار نیست به این زودیها کنار گذاشته شود. گرچه تحقیقات دانشمندان نقش سلولهای گلیایی در هوش را کاهش داده است، اما یک پژوهش کالبدشناسی پس از مرگ که از مغز آلبرت اینشتین صورت گرفته نشان میدهد که مغز این نابغه علمی با مغز سایر دانشمندان فوت شده فرق داشته است و آن هم تنها با نسبت بیشتر سلولهای گلیایی به سلولهای عصبی مرتبط بوده است. این در حالی است که تحقیقی از سازمان مغزی اینشتین و شکل بندی ملکولی سیناپسی آن هنوز برای به انجام رسیدن باقی است.
میزان هوش و تفاوتهای کارکردی شناختی ناشی از پیچیدگی ملکولی در سطح سیناپسی است و ربطی به اندازه مغز ندارد.
مهریارمیرنیا
منبع:
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: